چنانکه سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی ج. ا. ا. هدف تغییر مالکیت بنگاه های اقتصادی از بخش دولتی به بخش های دیگر و با تاکید بر بخش تعاون و افزایش سهم این بخش تا 25 درصد در اقتصاد ایران را دنبال کند، آنگاه با فرض صحت این تغییر، برای دفاع از ارجحیت تغییر مالکیت به بخش تعاونی به صورت بخشی که می توان در سایه آن اقتصاد اسلامی را در جامعه بسط داد، باید بتوان نشان داد بنگاه هایی که تحت این مالکیت فعالیت کرده اند عملکردی بهتر یا دست کم معادل بخش خصوصی یا دولتی داشته اند. چنانکه نتوان تمایز عمده ای میان عملکرد بنگاه های اقتصادی از این حیث مشاهده کرد، تاکید بر متغیر مالکیت، دست کم از نگاه اقتصادی، توجیه پذیر نخواهد بود.
مقاله حاضر می کوشد تمایز عملکرد بنگاه های تولیدی بخش تعاون را در مقایسه با دو بخش خصوصی و دولتی مورد کنکاش قرار دهد. سرانه ارزش افزوده، بهره وری نیروی کار، بهره وری مزد و حقوق، اشتغال نسبی پدیدآمده و سرانجام، رشد سریع شاغلان بنگاه های صنعتی ایران طی برنامه دوم و سوم توسعه به تفکیک مالکیت مبنای تحلیل های این پژوهش است. نتیجه های این مطالعه، بیانگر آن است که تعاونی سازی به جای خصوصی سازی فقط با ارتقای بهره وری در بخش تعاون نسبت به بخش خصوصی و در نتیجه دستیابی این بخش به سطحی از بهره وری معادل بخش خصوصی توجیه پذیر خواهد بود.
هدف از این مطالعه، ارزشیابی میزان اثربخشی ابزارهای مورد استفاده در یاددهی اندیشه ورز در آموزش زبان انگایسی بوده است. ابزار پژوهش شامل یک پرسشنامه محقق ساخته تصمیم گیری معلم است. جامعه آماری این پژوهش را استادان و دانشجویان گروه زبان انگایسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن(حدود ٦٠ استاد و ٢٥٠٠ دانشجو) در سال تحصیلی١٣٨٦-١٣٨٥ تشکیل می دادند. نمونه پژوهش در این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد که شامل ١٠ استاد و ٢٥١ دانشجو بود. این مطالعه از نوع توصیفی بوده و برای تحلیل دادهای پژوهش از روش تحلیل واریانس و به دست آوردن ضریب همبستگی میان متغیرها استفاده شده است. مقدار F به دست آمده از طریق روش تحلیل واریانس (١٢/٨) نشان داد که تفاوت معنی داری در سطح ٥./. میان دادهای به دست آمده از طریق به کارگیری ابزارهای مختلف اندیشه ورز وجود دارد. هم چنین، یافته های این مطالعه نشان داد که برخی از ابزارها در استخراج دادهای پایاتر کارایی بیشتری دارند.
این تحقیق به منظور مطالعه توانش برخورد لحظه ای با خطا ها ((Error Competence به عنوان یک متغیر جدید و مرتبط با ضعف ساختار زبانی دانشجویان زبان انجام شده است. توانش برخورد لحظه ای با خطا ها، به عنوان یکی از سطوح روانشناختی توانش توجیه خطا هاError Orientation) )، به مفهوم آگاهی لحظه ای برای رویارویی صحیح با خطا ها و در نتیجه کا هش سطح آسیب پذیری از آنان است. از طرف دیگر توانش توجیه خطا ها، در مفهومی جامعتر، نشان دهنده چگونگی رویارویی زبان آموزان با خطا های زبانی است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان زبان انگلیسی دانشکاه آزاد اسلامی واحد رودهن تشکیل می دهد. تعداد 200 نفر ازاین دانشجویان با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب و برای همکاری در این مطالعه دعوت شدند. در این پژوهش از دو ابزار استاندارد شده برای جمع آوری داده ها استفاده شد که عبارتند از پرسشنامه توانش برخورد لحظه ای با خطا هاSECQ) ) وبخش ساختارزبان آزمون استاندارد تافل ((TOEFL . روش تحقیق در این مطالعه مقایسه ای و توصیفی است و هدف از آن یافتن ارتباط معنی دار میان دو متغیر توانش برخورد لحظه ای با خطا ها و توانش ساختار زبانی دانشجویان زبان در سطح پیشرفته است. این پژوهش باعث اثبات وجود ارتباطی معنی دار میان دو متغیر تحقیق شد به گونه ای که میزان همبستگی میان آنان 228/0 تعیین گردید که این مقدار مثبت و در سطح 01/0 معنی دار است. در نهایت این مطالعه راه را به منظور شناسایی توانش برخورد لحظه ای با خطاها به عنوان یک مهارت که نیاز به مدیریت و آموزش دارد هموار نموده است.