هدف این مقاله، معرفی مستند نشانگان حسد از منظر اسلام می باشد. این پژوهش، که از نوع تحقیقات بنیادی است، برای بررسی شاخص ها و نشانه های حسادت و تحلیل روان شناختی آن، اطلاعات به روش کتابخانه ای جمع آوری گردیده است؛ یعنی با استفاده از تفاسیر قرآن و کتب روایی، ویژگی های فرد حسود به صورت توصیفی جمع آوری و پس از دسته بندی، تجزیه و تحلیل گردیده است. بدین منظور، این نوشتار پس از تعریف لغوی و اصطلاحی حسادت و تفکیک آن از مفاهیم مشابهی همچون غبطه، منافسه، حسرت، غیرت، غل و نصیحت، به نشانه شناسی حسد با توجه به آیات و روایات می پردازد و با تقسیم نشانه های حسد به سه مؤلفه شناختی، عاطفی و رفتاری، برای حسادت، سه نشانه شناختی، شش نشانه عاطفی و نُه نشانه رفتاری از منابع اسلامی مورد شناسایی قرار می دهد. در پایان راه هایی برای تشخیص موقتی و قطعی حسادت، ارائه گردیده است.
درک عمیق نظریات در علوم انسانی، مستلزم شناخت مبانی فکری و اندیشه های نظریه پردازان این عرصه است. پژوهش حاضر بر آن است که با شیوه ای توصیفی ـ تحلیلی، مبانی شناخت شناسی ژان پیاژه را مورد نقد و بررسی قرار دهد. پیاژه اساسا یک فیلسوف زیست شناس است که برای کشف ماهیت شکل گیری شناخت در انسان، از شیوه شناخت شناسی تکوینی استفاده کرده و نتایج تحقیقات او منجر به نظریه رشدشناختی گردید. این پژوهش پس از بررسی آراء و نظرات وی، نتایج ذیل را حاصل نموده است: پیاژه بدون در نظر گرفتن تفاوت ماهوی مسائل عقلی و تجربی، با شیوه تجربی، اقدام به کشف شیوه های شکل گیری و ماهیت دانش در انسان نموده است. او تحت تأثیر زیست شناسی، با کاهش جایگاه انسان در حد یک ارگانیزم پیشرفته، والاترین هدف انسان را حیات اجتماعی مناسب در نظر گرفته است. وی با تعریف سازوکار شکل گیری تجربی دانش در انسان به انکار علم حضوری رسیده است. همچنین شیوه شکل گیری دانش در نظریه او منجر به مادی بودن علم می گردد.
مسئله اصلی این است که از نظر فلسفه سیاسی اسلامی و متون دینی اسلام چه مسائلی به عنوان مبانی مشروعیت حکومت اسلامی و الزام سیاسی شهروندان تعریف میشود؟ روش بحث عمدتا استدلالی (فلسفی کلامی) و استنادات به آیات قرآن است. مشروعیت و الزام سیاسی در یک ارتباط نزدیک بوده، و مشروعیت فرض پیشین الزام سیاسی به حساب میآید. از نظر اسلام، ولایت الهی منشأ و اساس مشروعیت حکومت است. ولایت الهی به حکم «شکر منعم» از ناحیه خداوند و انبیای الهی و امامان معصوم ضرورت اطاعت دارد. ولایت فقهای عادل، مشروعیت و لزوم اطاعت آنان نیز در همین زمینه قابل فهم است.
یکی از نظریه هایی که در مکتب کارکردی درباره انقلاب عرضه شده، نظریه چالمرز جانسون است. وی با اتکا به جامعه شناسی کارکردگرا، زمینه های بروز یک انقلاب را توضیح میدهد. ولی خود انقلاب را با تحلیلی روان شناسانه بازمیشناساند. از سوی دیگر، انقلاب اسلامی ایران، به عنوان یکی از شکوهمندترین و فراگیرترین انقلابات در دنیا، همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است و تحلیل ها، تبیین ها و توصیف های متعددی از آن به عمل آمده است. برخی درصددند تا با استفاده از نظریه جانسون و با مقایسه و تطبیق شرایط خاص حاکم بر ایران عصر پهلوی، چنین نتیجه بگیرند که الگوی تحلیل «تحول انقلابی» جانسون تا حد زیادی با انقلاب اسلامی مطابقت دارد. در حالی که نظریه «تحول انقلابی» جانسون ضمن نادیده گرفتن نقش رهبری در انقلاب، در سه زمینه معناشناسی، روش شناسی و نظریه سازی، دارای ضعف های اساسی میباشد.
این پژوهش، تا با نقد این دیدگاه با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و شیوه کتابخانه ای، با نقد نظریه «تحول انقلابی» جانسون، انقلاب اسلامی را به عنوان پدیده ای ماورای این تحلیل ها مورد بررسی قرار دهیم.
اختلاف و ستیز انسان ها با یکدیگر از یکسو، از آثار عالم طبیعت و تزاحمات مادی و زندگی اجتماعی انسان و از سوی دیگر، ناشی از زیاده خواهی و استخدام طلبی اوست. ادیان الهی و مکاتب بشری برای پیش گیری و رفع اختلافات، پیشنهاداتی ارائه کرده اند. اسلام نیز به عنوان کامل ترین دین الهی، برنامه هایی در این زمینه مطرح کرده است.
این تحقیق با رویکرد تحلیلی، به بررسی مهم ترین دستورهای اسلام در زمینه پیش گیری از اختلافات و درگیریها و رفع چالش های اجتماعی از منظر قرآن کریم پرداخته است. در ابتدا به ده اصل دینی برای پیش گیری از اختلافات و از بین بردن ریشه های آن، و سپس شش اصل مهم دینی برای رفع اختلافات بیان شده است.
دیدگاه فلسفی هیوم در باب علیت را می توان با چهار نگرشِ متمایز از هم تحلیل و بررسی کرد: طبیعت گرایانه، شناخت شناسانه، معناشناختی، و هستی شناختی. نگرش طبیعت گرایانه به بررسی مبدأ یا منبع چیزهایی که ذهن را اشغال کرده اند و فرایند های مربوط به آن می پردازد. این نگرش با این پرسش ها متمایز می شود: فرایند ذهنی ای که با آن معلول ها را از علت ها استنباط می کنیم چیست؟ منشأ تصور رابطة ضروری چیست؟ نگرش شناخت شناسانه به پرسش از چیزهایی که با قاطعیت می توانند شناخته شوند و این که ادعاهای علّی و ادعاها در خصوص آینده چگونه توجیه می شوند می پردازد. نگرش معناشناختی به این مسئله می پردازد که وقتی می گوییم یک چیز علت چیز دیگر است چه منظوری داریم؟ طبیعت و سرشت علیت نیز در نگرش هستی شناختی مورد توجه قرار می گیرد، یعنی چیستی علیت در جهان، مستقل از باورهای ما.
دغدغة اصلی هیوم در درجة نخست، طبیعت گرایانه و سپس شناخت شناسانه است؛ در حالی که اختلاف نظر مفسران در خصوص نظریة علّی هیوم عمدتاً به حوزه های معناشناختی علت، و هستی شناسی علیت مربوط می شود. بر این اساس هیوم در پی آن است که با شناخت ساختار و عملکرد ذهن انسان و ارائة تحلیلی مبتنی بر طبیعت آدمی، علیت را توجیه کند. عناصری که او از آن ها بهره می گیرد عبارت اند از: تداعی، عادت، و باور که همگی از خصایص ذهن آدمی و وابسته به طبیعت بشری اند. هدف این مقاله معرفی و نقد رویکرد طبیعت گرایانه به مسئلة علیت است.