داستان کوتاه خانه آستریون، یکی از داستان های زیبای معاصر است که خورخه لوئیس بورخس، نویسنده و شاعر آرژانتینی، آن را نوشته است. بورخس در این داستان عملی فرااسطوره ای انجام داده، بدین معنا که اسطوره ای جدید برمبنای اسطوره ای قدیم ساخته است. داستان، اسطورة مینوتور(گاومرد) ـ فرزند یکی از پادشاهان یونان ـ است. این هیولا مجازات پوزئیدون خدای دریاهاست که شاه مینوس به دلیل نافرمانی بدان مبتلا شده است. شاه مینوس برای رهایی از شرم، این فرزند عجیب و هولناکش را در لابیرنت یا هزارتویی زندانی می کند. این هیولای مردم خوار سرانجام به وسیلة تزئوس کشته می شود. بورخس در بازسازی این اسطوره خودش را درجای گاومرد قرارداده و با راوی اول شخص، داستان را به گونه ای دیگر روایت کرده است. آنچه از روایت بورخس برمی آید، این است که انسان معاصر در چنبر هزارتوهای مختلف که محصول تجدد امروزی است، گرفتاراست. بورخس در این داستان می کوشد مخاطبانش را به درون این هزارتوها بکشاند تا باور کنند که راه خروج از آنها آسان است و تنها اندکی جسارت می خواهد. در این پژوهش عمل فرااسطوره ای بورخس از داستان مینوتور نقد و بررسی می شود
شباهت های فراوانی که در باورهای باستانی دینی و حماسی ایران و هند یافت می شود، نشانگر هم ریشه بودن فرهنگ و تمدن ایرانی و هندی است. بیشترین شباهت را میان ایران و هند می توان در حماسه مهابهاراتا و شاهنامه فردوسی یافت. حتی در آیین زردشت نیز شباهت هایی فراوان با آیین هندو به چشم می خورد. خوردن گیاه هوم و قربانی کردن ها همه به یکدیگر شباهت دارد. در دو حماسه ایرانی و هندی، بسیاری از شخصیت ها شبیه به یکدیگرند. زبان ایرانیان نیز با سنسکریت تفاوت های کمی دارد. در این پژوهش مسئله آفرینش در شاهنامه و مهابهاراتا مورد بررسی و تطبیق قرارگرفته است. آفرینش جهان، زمین، موجودات وانسان، که محور اصلی این پژوهش است، شباهت ها و هم ریشه بودن دو فرهنگ را به خوبی نشان می دهد.
در اسطوره های آفرینش، جهان با تقابل نیکی و بدی آغاز می شود و پایان جهان نیز با پیروزی نیکی همراه خواهد بود. این تقابل در شاهنامه و مهابهاراتا به خوبی تصویر شده است.
اسطوره های ترکیبی پیکرگردانی موجوداتی هستند که انسان در تماس با حیوانات، گیاهان، طبیعت و حتی انسان های دیگر و به تجربه یا تخیل خود، خلق می کند. موجوداتی با سر ماهی و تن پلنگ و برخی با پای گور و تن پلنگ و یا موجوداتی که نیمة پایین تن شان اسب یا بز و نیمة بالای تن شان انسان است. داستان های هزار و یک شب منبعی گران قدر برای حفظ انواع این موجودات به شمار می رود. حضور همیشگی این غول ـ انسان ها، عفریت ـ اجنه ها، پریان خاکی و آبی، دوال پایان و موجودات دوجنسیتی در داستان ها، دلیلی بر نیاز بشر به بازنمایی تخیل فعال وی است که در گروه ناخودآگاهی جمعی گرفتار است. بررسی و طبقه بندی این دسته از شخصیت های داستان های هزار و یک شب با تکیه بر روان شناسی قصه هدف مقالة پیش ِ رو است
فرماندهان نظامی در عملکردشان با زیردستان با پاره ای از مسائل جاری نظامیان روبه رو میشوند که عرف اخلاقی نظامیان آنها را پذیرفته، ولی با آموزه های اخلاقی اسلامی تزاحم دارند یا برعکس، ازاین رو فرماندهان نظامی مسلمان دچار تردید اخلاقی در برخی مسائل میشوند، مسائلی، چون تنبیه های همگانی مجرمان و غیرمجرمان، رفتار اطلاعاتی با دوستان صمیمی که میتواند منافقانه باشد. هدف از این پژوهش نیز یاری رساندن فرماندهان برای تصمیم گیری درست در این مسائل با محوریت دیدگاه های امام علی (ع) در نهج البلاغهاست.
این مقاله با رویکردی تحلیلی ـ توصیفی به آرای امام علی (ع) درباره برخی از مسائل اخلاقی چالش برانگیز نظامیان میپردازد. حاصل این پژوهش، اصولی است که در رفتار فرماندهی با کادر و افراد تحت امر خود به کار میآیند که عبارت اند از: 1. خدا و عدالت محوری در برخورد با نیروها؛ 2. اولویت مصالح امنیتی و دفاعی اسلام بر مصالح دیگری، چون مصالح فردی و خانوادگی
سر ویلیام دیوید راس، فیلسوف وظیفه گرای اخلاقی در نظریة ابتکاری خود، دو مفهوم «وظیفه در نگاه نخست» و «وظیفه در مقام عمل» را برای حل مشکل تعارض وظایف که کانت با آن روبه رو بود، مطرح کرده است. تعارض فقط مربوط به وظایف در نگاه نخست است، ولی در مقام عمل همیشه فقط یک وظیفه متوجه فاعل است. اما راس چون نگران بدفهمی و اشتباه از مفهوم وظیفه در نگاه نخست بوده، سعی کرده است تا تفاسیر و اصطلاحات جایگزینی برای آن بیاید تا مقصود او را تأمین کند. وی پنج تفسیر یا جایگزین برای آن ارائه میکند: وظیفة مشروط، وظیفة جزء نگر، تمایل به وظیفه، تناسب و مسئولیت. در این مقاله به معناشناسی اصطلاح «وظیفه در نگاه نخست» در اخلاق راس میپردازیم.
در این مقاله وبلاگ نویسی طلاب با رویکردی ارتباطشناختی تحلیل شده است؛ به این معنا که هر وبلاگ از چهار بعد فرستنده، پیام، رسانه و مخاطب، مورد تحلیل قرار گرفته است. وبلاگ های نمونه بر اساس نمونه گیری هدفمند و پس از گونه شناسی وبلاگ های طلاب، که به هفت گونه سیاسی، اجتماعی، ادبی، روزنوشت، اندیشه، معارفی و سایر (عمومی) تقسیم شده اند و لحاظ کردن معیارهایی نظیر سابقه چهارساله وبلاگ و به روزرسانی مستمر، انتخاب شده اند. در ادامه با الهام از «مدل هنجاری رسانه های سایبر اسلامی» که با هدف تحلیل سایت های دینی طراحی شده و به همین دلیل در تحلیل وبلاگ فاقد کارایی لازم است، مدلی برای تحلیل ارتباط شناختی وبلاگ نویسی طلاب ارائه شده است، که شامل 21 شاخص است. در گزینش شاخصهای درون مدل، تناظر با ابعاد چهارگانه فرآیند ارتباط و وجود جامعیت و تناسب لازم جهت تحلیل ارتباط شناختی وبلاگ، مدنظر قرار گرفت. در مرحلة بعد، هریک از وبلاگ های نمونه بر طبق مدل پیشنهادی تحلیل شدند. برخی از یافته های تحقیق از این قراراند: ذکر هویت فردی و صنفی در اکثر وبلاگ های طلاب، تفاوت الگوی وبلاگ نویسی طلاب زن نسبت به طلاب مرد و بهره گیری طلاب اصلاح طلب از الگوی جریان دومرحله ای. در پایان نیز به منظور حضور کارآمدتر طلاب در عرصه وبلاگ نویسی، پیشنهادهایی مانند نگارش گروهی، به روزرسانی متوسط، اعتبارسازی، خاص سازی و... ارائه شده است.
هدف از این پژوهش بررسی نقش رسانه ها و تماشاگران ورزشی در جذب بخش های خصوصی برای سرمایه گذاری در ورزش قهرمانی است. روش پژوهش توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش های کاربردی است. جامعة آماری شامل کلیه مدیران ارشد (مدیر عامل، مدیر مالی یا مدیر فروش) شرکت های خصوصی (تولیدی) بزرگ در شهرستان اصفهان بود که در یک سال اخیر شرکتشان حامی مالی ورزشی نبوده است. نمونة آماری برابر با جامعه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامة محقق ساخته ای بود که روایی محتوایی آن توسط استادان و کارشناسان خبرة مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 88/0 به دست آمد. برای تحلیل استنباطی داده ها از روش آماری t تکمتغیره استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدیران شرکت های خصوصی رسانه ها و تماشاگران ورزشی را دو عامل بسیار مهم در جذب بخش های خصوصی برای سرمایه گذاری در ورزش قهرمانی میدانند. در این میان، نقش رسانه ها با میانگین 54/2 بسیار مهم است. همچنین، نقش تماشاگران ورزشی با میانگین 44/2 در جذب شرکت های خصوصی تأثیرگذار است. بر اساس یافته های تحقیق، از دیدگاه مدیران شرکت ها، کمیت و نوع نگرش تماشاگران به حامیان مالی، در سرمایه گذاری شرکت ها در ورزش قهرمانی مؤثر است؛ بنابراین ایجاد محیطی ایمن و فرح بخش برای تماشاگران ورزشی توسط سازمان تربیت بدنی و مدیران ورزشی باعث جذب بیشتر تماشاگران میشود. همچنین تحت پوشش قرار دادن رویدادها با مدت زمان بیشتر (قبل، حین و بعد از رویداد) و با تنوع بیشتر در جذب سرمایه گذاری صاحبان صنایع و بخش خصوصی در ورزش قهرمانی مفید و لازم است.
هدف از پژوهش حاضر ارائه روشی علمی برای انتخاب مکان بهینه به منظور ساخت اماکن ورزشی است. برای دستیابی به این هدف، دو منطقة جنوبی شهر اصفهان به عنوان محدودة مطالعاتی نمونه در نظر گرفته شد و به منظور مکان گزینی اماکن ورزشی در آن ها از مدل های پیوسته و گسستة فضایی مبتنی بر ترکیب دو مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تاپسیس (TOPSIS) استفاده شد. مدل سازی اطلاعات در محیط نرم افزار Arc\GIS انجام شد. بدین ترتیب ابتدا اراضی محدوده با استفاده از مدل AHP به پنج طیف گسسته طبقه بندی شد و با استفاده از مشاهدة میدانی و نظرات محققان (با توجه به شرایط واقعی منطقه) چهار قطعه زمین (A, B, C& D) از میان اراضی با وضعیت بسیار مناسب برای ساخت استخرهای سرپوشیده (نمونة آماری) انتخاب شدند. در نهایت، با استفاده از مدل گسستة فضایی تاپسیس این زمین ها (ورودیهای تاپسیس) اولویت بندی شدند که ورودی C با کسب بیشترین امتیاز به عنوان بهترین ورودی انتخاب شد. قطعه زمین منتخب به لحاظ شاخص های قیمت، دشواری تملیک، ارزش کاربری موجود، شرایط ژئومورفیک (خاک، شیب، سطح آب زیرزمینی و ...)، انسجام و یکپارچگی، ایمنی، دسترسی، توزیع عادلانه و جمعیت، در مقایسه با سایر اراضی برای ساخت اماکن ورزشی در شرایط مناسب تری قرار داشت.
هدف این پژوهش تعیین سهم نسبی سلامت سازمانی بر کیفیت زندگی کارکنان ادارات تربیت بدنی و هیئت های ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعة آماری شامل کلیة کارکنان ادارات تربیت بدنی و هیئت های ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1389 است که پس از برآورد آماری، 218 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با جامعة آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامة سلامت سازمانی محقق ساخته و مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998) بود. پایایی دو پرسشنامة مذکور پس از مطالعه ای مقدماتی، به ترتیب 83/0 و 82/0 به دست آمد. داده ها به وسیله روش آماری ضریب رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد خرده مقیاس های سازگاری، شایستگی ارتباطات، استفادة بهینه از منابع، روحیه و انسجام و یگانگی از سلامت سازمانی، بر چهار خرده مقیاس سلامت جسمی (81/0)، سلامت روانی (95/0)، روابط اجتماعی (88/0) و محیط زندگی (90/0) از کیفیت زندگی تأثیر داشت (001/0).
هدف این پژوهش، تعیین اولویت های عوامل جانب داری هواداران و ارتباط آن با میزان حضور و حمایت آن ها از باشگاه های پر طرفدار لیگ حرفه ای فوتبال ایران است. روش پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی است که به شکل میدانی انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را کلیة هواداران فوتبال باشگاه های پرطرفدار لیگ برتر تشکیل میداد که از بین 18 تیم لیگ برتر، چهار تیم انتخاب شدند و نمونة آماری آن طبق جدول تعیین حجم مورگان 810 نفر به دست آمد. ابزار اندازه گیری بر اساس مطالعة مبانی نظری و پیشینة تحقیق تهیه شد. با استفاده از این ابزار علل جانب داری هواداران شناسایی شد و در ادامه، برای تأیید روایی در اختیار استادان بازاریابی ورزشی قرار داده شد. روایی محتوا توسط تحلیل عاملی اکتشافی (با چرخش واریماکس) تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ آن در مطالعه ای مقدماتی،81/0 به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد 2/40 درصد هواداران، به طور مستمر 16 سال و بیشتر به جانب داری و حمایت از تیم محبوب خود میپردازند. با توجه به نتایج آزمون فریدمن، اولویت های علل جانب داری هواداران به ترتیب، پیروزی نیابتی، علم فوتبال، علاقه به غیر (رنگ، بازیکن، نام و نشان)، اجتماعی شدن، کسب هیجان، تعلق به باشگاه، تأثیر دیگران، مدیریت باشگاه و گریز است. همچنین تنها دو عامل جانب داری حس تعلق به باشگاه و گریز با میزان حضور برای حمایت رابطة معنیدار داشت. در نهایت، به نظر میرسد دانش و آگاهی مدیران ذیربط در مورد تعیین رفتار جانب داری هواداران بتواند به آن ها برای مدیریت جذب، حفظ و توسعة هواداران لیگ حرفه ای کمک کند.
ماده 1258 ق.م. اسناد کتبی را به عنوان یکی از ادلة اثبات دعوا برشمرده و متعاقب آن در ماده 1284 در تعریف سند چنین مقرر داشته است: «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد.» اگر چه با وضع قانون تجارت الکترونیک ایران مصوب 17/10/1382تا حدی ابهامات ارزش اثباتی اسناد الکترونیک مرتفع گردیده، لیکن هنوز ارزش اثباتی اسناد الکترونیک در هاله ای از ابهام قرار دارد و همین امر، امکان دادرسی صحیح و عادلانه را با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته است.
محور اصلی مقاله حاضر شرح اسناد الکترونیک و بررسی ارزش اثباتی این اسناد در تقابل با سایر اسناد است. مقایسه اسناد سنتی و اسناد الکترونیک این امر را روشن می سازد که مطابق نظریة معادل های کارکردی، هر آن چه را که بتوان بعنوان کارکرد اسناد سنتی در نظر گرفت، دقیقاً و یا حتی به شکلی بهتر از آن، اسناد الکترونیک تأمین می نمایند.
آمریکا پس از 11 سپتامبر با کسب اجماع جهانی فرصت بی نظیری برای خود ایجاد کرد که علاوه بر حضور نظامی و مبارزه با طالبان و گروه های افراطی به فعالیت های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مبادرت ورزد. هدف اصلی آمریکا در این رویکرد تغییر هویت مردم افغانستان در راستای منافع خود بوده است. آسیب پذیری نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش و عدم کسب موفقیت در نابودی و محو طالبان و گروه های افراطی با گذشت زمان، انگیزه آمریکا را برای دولت سازی و ملت سازی افزایش داده است تا از این طریق و با کم رنگ کردن شکست های نظامی خود، شرایط تأمین اهدافش را فراهم آورد. در این مقاله تلاش می شود در پاسخ به این سؤال که سیاست آمریکا به منظور دولت- ملت سازی در افغانستان چه ابعادی دارد و چرا به شکست انجامیده است، فعالیت های آمریکا در زمینه تأثیر بر هویت مردم و شکل دهی فرآیند ملت سازی افغانستان بررسی گردد. فرضیه اصلی در تبیین چرایی شکست آمریکا عدم شناخت دقیق ویژگی ها و فرهنگ مردم افغانستان و ناکارآمد بودن سازوکارها و نهادهای آمریکایی است.
هدف این پژوهش یافتن عوامل مدیریتی و اجرایی مؤثر بر خصوصیسازی باشگاه های ورزشی و اولویت بندی آن ها با استفاده از روش AHP است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر روش، توصیفی و در حیطة پژوهش های کیفی است. برای تعیین عوامل و جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. پس از شناسایی عوامل، درخت سلسله مراتب تصمیم گیری ترسیم و با استفاده از آن پرسشنامة پژوهش استخراج شد. از آنجا که نرخ ناسازگاری محاسبه شده در این پژوهش از 1/0 کمتر است، میتوان گفت پرسشنامه معتبر است. جامعة آماری این تحقیق اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در رشتة اقتصاد و تربیت بدنی، رئیس یا معاونان اتحادیة فوتبال، رؤسای یا نایب رئیس های فدراسیون ها (فوتبال، والیبال، بسکتبال، کشتی و تکواندو)، رؤسای لیگ ها در رشته های یاد شده و مدیر عامل، معاون یا مسئول بازاریابی باشگاه های کشور بودند که از میان آن ها ت45 نفر به عنوان خبره شناسایی شدند و پرسشنامه در اختیار آن ها قرار گرفت. پس از آنکه داده های حاصل از نظرات افراد وارد نرم افزار انتخاب خبره شد، وزن های نسبی و نهایی معیارها و زیرمعیارها و نیز اولویت آن ها در هر سطح از سلسله مراتب درخت تصمیم محاسبه شد. در مدل کل، 13 زیرمعیار اولویت بندی شدند که عوامل: مدیریت نامطلوب، استفاده نکردن از نیروی متخصص و فقدان انگیزة کافی در بخش خصوصی، به ترتیب در اولویت های اول تا سوم قرار گرفتند؛ در نتیجه، مسئولان میتوانند برای برداشتن گام های اساسی در خصوصیسازی باشگاه های ورزشی از این اولویت بندی بهره گیرند.