در دو دهه اخیر نوع خاصی از بی خانمانی که کارتن خوابی نام گرفته، در کشور ما و به ویژه در کلانشهر تهران پدیدار شده و مورد توجه قرار گرفته است. کارتن خوابی به نظر کارشناسان اجتماعی ضمن آنکه مسئله اجتماعی تلقی می گردد، می تواند تبدیل به آسیب اجتماعی شود. کارتن خوابی نشانه و برآیندی از وجود سایر مسایل و آسیب های اجتماعی در جامعه است. هدف این مطالعه، رسیدن به درک و فهمی از تجربه زیسته افراد کارتن خواب و کشف و استخراج نظریه از درون این تجربیات و ترسیم پارادایم مربوطه، شامل مناسبات متقابل میان شرایط (ساختار)، عمل (فرآیند) و پیامدها بود. پژوهش از نوع کیفی و به روش نظریه زمینه ای (GT) است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند با مردان کارتن خواب در سطح شهر تهران، طی سال های 1395 و 96 جمع آوری شد. روش نمونه گیری هدفمند و با حجم نمونه 34 نفری به اشباع نظری رسید. داده ها به روش استراوس و کوربین و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری، گزینشی تحلیل شد. برزخ گسستگی- وابستگی، مقوله محوری است که بیانگر گسستگی فرد از جامعه، خانواده و منابع حمایتی و پیوستن او به گروه ناهنجار کارتن خوابی برای جبران فقدان ها و محرومیت هاست. کارتن خواب ها در برخورد با این پدیده، راهبردهای بقاء گرایی، تداوم و برونرفت را دنبال کرده و پیامدهای آنها را نیز متحمل می شوند. نتایج نشان می دهند کارتن خوابی در بستری از عوامل کلان و ساختاری در تعامل با عوامل فردی شکل میگیرد. رهایی از آن نیاز به تغییر شرایط اجتماعی این افراد دارد و شخص کارتن خواب عامل فعالی در این فرایند می تواند باشد.
اعتیاد و مصرف مواد مخدر یکی از مسائل اجتماعی جهانی است که روزانه بر شیوع و گسترش آن افزوده می شود. زنان به عنوان مهم ترین عنصر خانواده و اجتماع ممکن است خواسته یا ناخواسته درگیر آن شوند. پیامدهای خانوادگی و اجتماعی و آسیب هایی که در اثر اعتیاد زنان به مواد مخدر بر جامعه وارد می گردد به مراتب عمیق تر از اعتیاد مردان است.پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه ها و پیامدهای اجتماعی مصرف مواد مخدر در زنان انجام گرفت.روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی با روش نمونه گیری هدفمند می باشد. با ملاک اشباع نظری با 25 نفر از زنان در کمپ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته به عمل آمد. با استفاده از روش تحلیل موضوعی یا تماتیک، داده های گردآوری شده براساس سوالات و اهداف پژوهش، مقوله بندی و مورد تفسیر قرار گرفتند. یافته های این پژوهش در چهار محور تجارب اعتیاد زنان، تجربه کمپ، پیامد اعتیاد، از تجربه تا پیامد، با عنوان چهار مضمون اصلی ارائه شد.نتایج پژوهش حاکی از این است که سن اعتیاد در حال کاهش است، تغییر در نوع مواد مصرفی اتفاق افتاده است و شروع اعتیاد زنان و دختران تنها از خانه و خانواده نبوده و نقش دوستان در این مورد در حال افزایش می باشد.
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله مددکاری اجتماعی مبتنی بر توانمندسازی بر روی کیفیت زندگی زنان سالمند انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل انجام گرفته است. در این طرح، آزمودنی ها به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. نمونه آماری این پژوهش را 30 نفر از زنان سالمند منطقه 15 تهران تشکیل دادند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. بسته مداخله تحقیق در طی نه جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. در حین مداخله مهارت های حل مسئله، خود تصمیم گیری و افزایش عزت نفس آموزش داده شد. همچنین برای افزایش سلامت افراد، آموزش خود مراقبتی در 4 بعد جسمی، روانی، اجتماعی و مذهبی مورد تأکید قرار گرفت. برای ارزیابی تأثیرات مداخله، از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخه 23 استفاده شد. برای مقایسه میانگین متغیرهای وابسته در دو گروه به تفکیک زمان اندازه گیری (سه تکرار) از آزمون تی زوجی (من-ویتنی) و برای مقایسه میانگین متغیرهای وابسته در سه زمان قبل و بعد و پیگیری به تفکیک گروه از آنالیز واریانس اندازه های تکراری (فریدمن) استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله مددکاری گروهی بر افزایش کیفیت زندگی کلی و خرده مقیاس های جسمی، روانی، محیطی و اجتماعی هم بعد از مداخله هم در پیگیری اثربخش بوده است. بر اساس نتایج بدست آمده، به مداخله کنندگان و سیاست گذاران توصیه می شود تا در راستای ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی سالمندان بر مداخلات مبتنی بر توانمندسازی تأکید نموده تا بدین ترتیب نقش سالمندان در فرآیندهای تصمیم گیری در زندگی خود افزایش یافته به گونه ای که بتوانند با سالمندی فعال، ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی را تجربه نمایند.
سرمایه اجتماعی به واسطه عناصری از قبیل مشارکت، اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی می تواند بستری برای نشاط و شادکامی جامعه باشد. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی جوانان 30-18 ساله شهرستان دهلران در سال 1396 صورت گرفته است. آرای صاحب نظران اصلی سرمایه اجتماعی مانند: پوتنام، کلمن و بوردیو و نظریات مازلو مبنای چارچوب نظری تحقیق حاضر است. این پژوهش، کمّی و نوع آن همبستگی است. جامعه آماری، کلیه افراد گروه سنی جوانان و حجم نمونه 400 نفر می باشد و از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد سرمایه اجتماعی به کار رفته در طرح مرکز ملی رصد اجتماعی (1394) و شادی آکسفورد با اندکی تعدیل استفاده شده است. برای بررسی فرضیات، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری (نرم افزار لیزرل) و تحلیل عامل ها بکار رفته است. نتایج نشان می دهند که سرمایه اجتماعی (اعتماد، عام گرایی، ارزش ها ویژگی های اخلاقی، مشارکت، بده بستان، تعلق ملی، رضایت از زندگی و احساس امنیت) بانشاط اجتماعی دارای رابطه مثبت و مستقیمی است. میزان این رابطه حدود 57 درصد است. میانگین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی نمونه نیز به ترتیب (09/3 – 68/3) اندکی بالاتر از سطح متوسط است. همچنین متغیرهای زمینه ای (سن، وضع تأهل، سواد و جنسیت) بانشاط اجتماعی موردبررسی قرار گرفتند؛ تنها سطح تحصیلات بانشاط اجتماعی رابطه معناداری نداشت اما سن، وضع تأهل و جنسیت بانشاط اجتماعی دارای رابطه معناداری بودند.
هدف از این مقاله بررسی وضعیت و انواع خشونت خانگی و عوامل مرتبط با آن در بین زنان جوان متأهل شهر تهران است . داده ها از طریق اجرای پیمایش کمّی و شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای با حجم نمونه 405 نفر از زنان متأهل زیر 30 سال در مناطق مختلف شهر تهران گردآوری و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. از نظریه های ترکیبی که بر چندبُعدی بودن خشونت و تأثیرپذیری آن از تعامل بین عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تأکید دارند، استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد زنان مورد بررسی در طول زندگی زناشویی خود تجربه پنج شکل خشونت خانگی شامل؛ خشونت جسمی، روانی، کلامی، جنسی، و اقتصادی داشته اند. در این میان، خشونت کلامی بیشترین و خشونت جنسی کمترین شیوع را داشته است. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد شیوع خشونت در ازدواج های نامطلوب (ازدواج در سنین پایین، ترتیب یافته، و بدون شناخت)، ساختار غیرمشارکتی قدرت در خانواده، طبقه پایین اجتماعی، و بیکاری به طور معناداری بیشتر بوده است. آموزش و مشاوره زوجین در امر همسرگزینی و دسترسی زنان به منابع و حمایت های اجتماعی رسمی و غیررسمی جهت کاهش خشونت خانگی علیه زنان پیشنهاد می شود. واژه های کلیدی: خشونت خانگی، ازدواج ترتیب یافته، ساختار قدرت، طبقه اجتماعی، ساختارهای اجتماعی.