خط و کتابت به عنوان برجستهترین و والاترین شکل هنر اسلامی همواره از جایگاه رفیعی برخوردار بوده است و از این رو جای تعجب نیست که این هنر دیرینه در خدمت کتابت قرآن مجید و مکتوب نمودن کلام وحی به با شکوهترین و زیباترین شکل ممکن قرار گرفته است.اشتیاق به خوشنویسی که گونهای نمایش ایمانی بود باعث خلق شگفتترین آثاری شد که تا کنون در زمینهی هنر مذهبی به وجود آمده است و دلیل ماندگاری آن آثار گرانبها، پس از گذشت سالهای متمادی، مراقبت خاصی بوده که به واسطه تقدس متن آسمانی قرآن صورت گرفته است.از جمله مکانهایی که یادگارهای بسیاری از میراث گرانبهای آثار و نسخههای نفیس خطی را در خود دارد؛ کتابخانه آستان قدس رضوی است. در میان نسخههای خطی بسیاری که از ادوار مختلف در این کتابخانه وجود دارد؛ 7 قرآن مربوط به قرن یازدهم/پنجم و 38 قرآن مربوط به قرن دوازدهم/ششم میباشد که جمعاً 33 عدد از آنها مترجم و 12 عدد غیر مترجم میباشد.در این مقاله مقایسهی 7 نمونه از نسخ دو قرن یازدهم/دوازدهم/پنجم-ششم؛ نوع تذهیب و کتابآرایی و همچنین روند کتابت قرآن در این دو قرن مورد بررسی قرار میگیرد، ضمن این که نمونهها آن تعداد از نسخ است که تصاویر آنها در اختیار میباشد.اهداف:برررسی تطبیقی تذهیب، کتابآرایی و کتابت قرآن در قرن یازدهم/دوازدهم/پنجم-ششم. بررسی تحولات هنر کتابآرایی در دو قرن یازدهم-دوازدهم/پنجم-ششم.سوالات در نحوه کتابت و تذهیب قرآن بعد از قرن چهارم چه تحولاتی صورت گرفت؟تذهیبهای به کار رفته در قرآنهای مکتوب این دو قرن بیان کنندهی چه مفاهیمی است؟شیوه تحقیق: تاریخی، تحلیلی و توصیفی.
تمایز رسانه زبانی و بصری، پارادایمی است که نخستین بار توسط لسینگ در تاریخ هنر مطرح شد. ماهیت زمان بنیاد شعر در بیان متوالی رویدادها و ماهیت مکان بنیاد نقاشی در توصیف هم زمان پدیده ها، هنوز موجب اختلاف نظر روایت شناسان زبانی و مورخین هنر در داستان تصاویر منفرد است. این پژوهش به روشی توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده های اسنادی، با هدف بررسی شیوه های بازنمایی زمان روایی در تصاویر منفرد (نقاشی)، سعی دارد به این دو پرسش پاسخ دهد: آیا تصاویر فقط لحظه ای واحد از یک رویداد را باز می نمایانند؟ آیا در مقایسه با داستان زبانی، داستان بصری فاقد معیارهای اصلی روایت است؟ در نتیجه پژوهش حاضر با تمرکز بر عناصر سازنده روایت و تطبیق معیارهای اصلی تعریف روایت در رسانه زبانی و دیداری بروی یک نمونه مطالعاتی، ثانیاً با طرح نظریه های ادراکی درباب زمان و حرکت در تصاویر منفرد، و با تأکید بر استقلال زبان بصری و نقش بیننده در فرآیند ادراکی، نشان می دهد میان معیارهای اصلی تعریف روایت به ویژه عنصر «زمان» در روایت زبانی و روایت دیداری تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین آثار تصویری بنابر ماهیت خود، مقوله زمان روایی رویداد را به طریقی متفاوت با فرآورده های زبانی بازنمایی می کنند.