این مقاله با این فرضیه شروع شد که تحریم مذهبی و کلامی تصویر پیکره ای در صدر اسلام، خطاطان و خوشنویسان را به مشکّل سازی حروف رهنمود کرد و با انتقال مفاهیم و وجوه ارتباطی آن، ارزش های بصری والایی به خوشنویسی بخشید. خطاطان و خوشنویسان در ابداع خطوط مشکّل و با توجه به مواریث مذهبی و فرهنگی به افق های وسیعی از هنرتجسمی دست یافتند و حروف را من حیث حروف و نیز فرم های آن راه مشکّل سازی کردند. آنها انواع مشکّل ها را پدید آوردند و در این پدیداری از انواع قلم ها چون کوفی و نسخ و ثلث و رقاع و تعلیق گرفته تا نستعلیق و شکسته نستعلیق و غیره بهره گرفتند. مهمترین دستاورد آنها در مشکّل سازی بهره گیری از نمادهای انسانی و جانوری و گیاهی از برای تفسیر و توجیه بعضی از مفاهیم قرآنی و فرهنگ اسلامی بود. خط معرفت تصویرالفاظ شد؛ الفاظی که خود به تصویری جاندار و پرمفهوم بدل گشت و این شاخه از هنر اسلامی را در حد فاصل نوشتار و تصویر قرار داد. در این مقاله ارتباط نهادی خط و تصویر با بهره گیری از سه فرآیند وصف(چیستی) ارزیابی(چگونگی) و نقادی علمی در بوته بحث و فحص قرار گرفت.
از نظر بسیاری از مورخان و هنرشناسان خاستگاه هنرهای نمایشی آیین ها و مراسم مختلفی است که به منظور جلب حمایت نیروهای ناشناخته طبیعت و تأمین معاش از سوی انسان های نخستین اعمال می شد ، زیرا او تصور می کرد که در پی انجام مراسم و آیین ها قهر طبیعت به آشتی مبدل خواهد داشت و جادو شکل خواهد گرفت . « جادوی تقلیدی » نمونه ای از این مراسم بود که هم برای شکار و هم به عنوان « جادوی کشاورزی » به کار می رفت . بتدریج شکل مراسم جدی تر شد و تا حد « انسان قربانی جادو » پیش رفت . مبنای هنرهای نمایشی را اما به مراسم « آیین دیونیسوس » نسبت می دهند که به عنوان ...