ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۰۱ تا ۱۸٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۸۰۰۳.

پازولینی ، کروچه و سینمای شعر

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای نمایشی سینما جهان
تعداد بازدید : ۳۷۹۴
هدف این مقاله تبیین نظریه «سینمای شعر» پازولینی است. این نظریه مبتنی بر نظریه زیبایی شناختی کروچه (نظریه بیان) است. از این رو، در ابتدا، نظریه کروچه به اجمال بررسی و پنج مقوله آن تشریح می شود: یکی بودن شهود و بیان، تلازم شهود و تعین، پیشاعقلی بودن شهود، صورت یا فرم ناب بودنِ شعر، تلازم نداشتن شهود و اظهار. سپس تأثیر این مقولات در سینمای شعر پازولینی نشان داده می شود. برای فهم مقصود پازولینی از «سینمای شعر» باید نظر او را در باب شعر دریافت. از نظر پازولینی، شعر باید غیرعقلی و متعین و کاملاً صوری (فرمال) و مبین دیدگاهی خاص باشد. پازولینی می گوید که سینما نیز باید واجد این شروط باشد تا سینمای شعر شود. از نظر او، فن نمای دید غیرمستقیم آزاد این شروط را تأمین می کند. به گفته پازولینی، سینما بر چهار زبان تصویری استوار است: زبان ایما (ژست)، زبان محیط، زبان رؤیا، زبان خاطره. بدین ترتیب، او وارد بحثهای نشانه شناختی در باب تصویر نیز می شود که در این خصوص آراء بارت نیز طرح شده است.
۱۸۰۰۴.

فرم و محتوا در دنیای افلاطون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۱۵
فرم یا ایده در نظر افلاطون اصلی است ثابت، تکرارناپذیر، قابل اعتماد، تعریف پذیر، قابل تعمیم به مختصات انسانی، که به جهان معقول تعلق دارد. یافتن ایده یا فرم اصیل و راستین قواعد و آدابی دارد: دیالکتیک، اروس یا عشق به دانایی و خوبی، همیشه در راه بودن، شوریدگی برای یافتن حقیقت. با توجه به دوگانگی عالم و مراتب آن، افلاطون به دو نوع فرم قایل است: 1) فرم درونی یا غیرظاهری یا اصیل، که جهان محسوس مثنای آن است؛ 2) فرم بیرونی یا ظاهری یا غیراصیل، که الگوی آن جهان معقول است. افلاطون هرگز فرم و محتوا را تفکیک نکرده و این تفکیک از ویژگیهای دنیای جدید است. به طور خلاصه، در نظر افلاطون، چون ایده یا فرم اصیل و درونی در نوع خود کامل ترین است، پس ایده یا فرم هر چیز ممکن نیست که از محتوای آن جدا باشد. به عبارت دیگر، این دو یکی است. چون جهان محسوس میمسیس یا تقلید جهان معقول (عالم ایده ها یا فرمها) است، تخنه یا مصنوع انسانی و «هنر» امروزی میمسیسی از میمسیس (تقلیدی از تقلید) است؛ و بر این اساس، اثر هنری ای که مصنوع انسانی الگوی آن باشد میمسیسی از میمسیسِ میمسیسِ (تقلیدی از تقلیدِ تقلید) است. این بحث، مبتنی بر مقدمه ای است که در ابتدای مقاله آمده و شامل این موضوعات است: 1) مفهوم هنر و زیبایی در یونان باستان و معنای «تخنه» در آن زمان؛ 2) چهار مفهوم اساسی در فلسفه افلاطون/ سقراط: آرته، دیالکتیک، اروس/ عشق، ایده؛ 3) نظریه ایده افلاطون و تمثیلهای مربوط بودن (تمثیل خط و غار و خورشید)؛ 4) دوگانگی هستی (عالم محسوس و عالم معقول) و مراتب آنها و راههای شناخت هر یک؛ 5) نظر افلاطون درباره زیبایی و خود زیبایی؛ 6) نظر افلاطون در باب هنر آفرینندگی، شاعری، میمسیس یا تقلید.
۱۸۰۰۵.

باغ ایرانی تمثیلی از بهشت - با تاکید بر ارزش های باغ ایرانی دوران صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱۴
در انطباق با توصیف بهشت در قرآن کریم که آیاتی از جمال و جلال خداوندی است، معماران مسلمان با عنایت به این توصیف ها به ساخت باغ هایی در این جهان فناپذیر، پرداخته اند تا جلوه ای از فناناپذیری و جاودانگی جهان ابدی و باغ های بهشتی باشد. این مفهوم و تجلی آن در باغ و پردیس سازی ایران، در آرای جهانگردان خارجی و مورخان ایرانی، خاصه در دوران صفوی، بازتاب هایی ویژه داشته است که می تواند نشان از همت والای معماران ایرانی در بازسازی تمثیلی باغ ایرانی از بهشت باشد که در این مقاله در روش مطالعات کتابخانه ای، و با رجوع به اسناد و مدارک مربوط، مورد بازبینی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در ادوار مختلف تاریخ، این گرایش وجود داشته است تا باغ هایی احداث شود که با تعابیری که از بهشت آخرت مطرح می شده، برابری کند که این تعابیر می تواند بر چندین هدف استوار باشد که در این نوشتار به آنها اشاره شده است. بر این اساس، در این مقاله تلاش می شود تا در رویکردی توصیفی ، امکان بررسی و ارزیابی تمثیلی بودن مفهوم باغ ایرانی از بهشت فراهم شود.
۱۸۰۰۶.

ریشه های دیکانستراکتیویسم در فلسفه ، هنر و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی
تعداد بازدید : ۳۳۱۰
اکنون می توان دیکانستراکشن را جزیی لاینفک از تاریخ، تئوری و تجربه معماری دانست. در حدود بیست سال پس از انتشار نخستین کتاب های فلسفی ژاک دریدا، ایده ها و اندیشه های وی توسط معماران و منتقدان معماری مورد توجه قرار گرفت و به مدت یک دهه از اواخر دهه 1980 تا اواخر دهه 1990 با اشتیاقی فراوان در دنیای معماری دنبال شد. مقاله حاضر به تبیین ریشه های "دیکانستراکتیویسم" در فلسفه، هنر و معماری و بررسی تاثیر دیکانستراکشن بر روند دگرگونی های معماری معاصر غرب اختصاص دارد. به این منظور با ارائه بعضی از تعاریف مربوطه، مساله اصلی دیکانستراکشن از طریق ارجاع به ژاک دریدا و مفسران درجه اول آن مورد معرفی و بررسی قرار گرفته است. این امر که لازمه درک مناسبت تسری و کاربرد دیکانستراکشن در معماری است، در ادامه با ملاحظه اختصاصی آن در هنر و معماری، ریشه ها و پشتوانه های هنری و معماری دیکانستراکتیویسم با ارائه نمونه های مرتبط دنبال می شود. در نسب شناسی دیکانستراکتیویسم تعدادی از جنبش ها و گرایشات هنری و معماری اوایل قرن بیستم شامل "دادائیسم"، "دستیل" و "کانستراکتیویسم" در ارتباطی بلافصل قرار دارند. لذا نمونه های معرفی شده با استفاده از روش مقایسه ای مبین همین واقعیت می باشند. در خاتمه مطالب، نکاتی در جمع بندی و در انتهای مقاله، مجموعه یادداشت ها و فهرست کامل منابع ارجاع شده در متن ارائه شده اند.
۱۸۰۰۷.

نظام فضایی پنهان معماری ایرانی و ساختار آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۱۳۱۷
این مقاله سعی دارد وجهی از معماری ایرانی را فراسوی علوم محض، بازخوانی کند. نظام فضایی همان واقعیت روحانی، نقش? پنهان و زیرنقشی بود، که در نسبت با آنچه «جا» می خواندیم «همه جا» بود. نظامی که به جای آنکه «قرار گیرد»، «قرار می داد» و «استقرار می بخشید». کاربردی بودن هنر معماری، تصور خیالی و «صورت» آن را بدون توجه به وجه ملموس و کارکردیش ابترا می نمایاند. نظام فضایی به عنوان حلق? واسط وجه ملموس و غیر ملموس معماری، سازمان یافتگی و الگوی فضایی بود، که واقعه ها و عملکردهایی که «هست بودن» در آنها تحقق می یافت، را قابل حصول می کرد. نظامی که بایدها و نبایدهای الگوهای حرکت و زندگی را نیز فراهم می ساخت. این نظام چیزی فراتر از عملکردگرایی را به ذهن متبادر می سازد. بر اساس مستندات، نظام فضایی معماری ایرانی که با برداشت و الگو پذیری از ساخت و نظام فضایی عالم شکل می گرفت، انواع و ساختاری سه گانه داشته است. انواع آن شامل سلسله مراتب مفهومی، مرکزی و محوری بوده و دارای ساختار جهت گیری، مرکزگرایی و محوریت عمودی بوده است.نظام فضایی پس از تجسد در وجه ملموس و کالبد معماری، «شکل» های مختلفی را می نمایانده است.
۱۸۰۰۸.

بکت و چشم به راه گودو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۸ تعداد دانلود : ۱۰۶۱
ساموئل بکت یکی از مشهورترین نویسندگان قرن بیستم است. او زندگی پر تلاطم و فعالی داشت و بیشتر عمرش را در سفر و مهاجرت گذراند. بکت با آنکه میهنش را ترک کرده بود، به آن عشق می ورزید. در واقع مخاطب اصلی آثارش مردم ایرلندند. فردسان هایش خصوصیات ایرلندی دارند. آنها مجسم کنند? وضعیتی محصور و زندانی و به ویژه در انتظار قوت زندگی و مرگند. بکت هیچ موضع سیاسی چپ یا راست نداشت و همواره مستقل و انسان باقی ماند. او دربار? آثارش سخن نمی گفت و به همین جهت، هر کس به زعم خود آثار او را تفسیر می کند و آنها که او را نشناخته اند او را مأیوس و آثارش را مبهم می انگارند. نمایشنام? چشم به راه گودو، جزو آثار کلاسیک قرن بیستم به ثبت رسیده است. گودو، نامی است که هیچ ارتباطی به خدا (‹گاد› به زبان انگلیسی) ندارد. برخلاف تفسیر بعضی از ناقدان زمان جنگ سرد، این نمایشنامه نه پوچ است و نه یأس آور. جهان شمولی آن از آنجا ناشی می شود که در دنیای بی عدالتی ها، جنگ ها، رنج ها، دروغ ها، تهمت ها، استعمارها و استثمارها هم? انسان ها چشم به راه یک منجی هستند و در انتظار، معنایی برای زندگی می جویند و امیدوارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان