کودکان بی سرپرست به دلیل محرومیت از محبت خانواده و دوستان دارای مشکلات هویتی- شخصیتی فراوانی هستند و محیط پرورشگاه به عنوان کاشانه ای که در آن سکنی گزیده اند، تنها همراه همیشگی آنان محسوب می گردد. بنابراین احساس تعلق خاطر به چنین مکانی به دلیل نقشی که حس مکان در شکل گیری هویت کودکان ایفا می کند، به مراتب نسبت به کودکان عادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. پژوهش پیش رو بر آن است تا ما را در راستای پاسخ دادن به این پرسش رهنمون گردد که «تأثیر حس مکان در ایجاد فضای مطلوب اقامتی کودکان بی سرپرست چگونه است؟». بنابرین ابتدا در بخش نظری به مطالعه منابع کتابخانه ای پرداخته شده و در ادامه با تحقیق میدانی و بر اساس یافته های بخش نظری، راهکارهای عملی ارائه گردیده است. از این رو پس از بررسی معضلات کودکان در محیط های پرورشگاهی، ضرورت ایجاد حس مکان جهت رفع برخی از این مشکلات مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه حس مکان و عوامل شکل دهنده آن و نقش هر یک از این عوامل در بهبود فضای پرورشگاه بیان گردیده است. از نتایج بررسی موارد مذکور می توان به اهمیت عوامل کالبدی، مشارکت در طراحی مکان و عوامل فعالیتی- تعاملی جهت بهبود فضای پرورشگاه برای ایجاد حس مکان و فضای کاشانه در طراحی مکان مطلوب اقامتی- پرورشی اشاره نمود. به همین منظور راهکارهای ارائه شده، دسته بندی گردیده است و در انتها جهت بررسی عملی عوامل ذکر شده، مجتمع خدمات بهزیستی شیرخوارگاه آمنه به عنوان نمونه موردی تحلیل شده است.
درک مفاهیم و شالود ههای معماری بدون شناخت و درک محیط فرهنگی و اجتماعی که این مفاهیم در آن رشد کرد هاست و از قید زمان آزاد هستند، میسر نم یگردد. در بازشناخت یک اثر معماری سه گونه فضای متفاوت قابل تشخیص است که ب هطور عمده در تقابل با یکدیگر به میدان می آیند. فضای فرهنگی شخص سازنده بنا، فضای فرهنگی شخصی که به بنا م ینگرد و فضای فرهنگی شخصی که یافت ههای اظهارشده از سوی سازنده و استفاده کننده از بنا را به بستر نقد م یبرد و بر مبنای شناخت و بینش شخص یاش نسبت به بنا، هر آنچه را از ماهیت اثر درمی یابد، برای شخص چهارم به نمایش م یگذارد. اینجاست که می توان به اهمیت و تأثیرپذیری دو مقوله نقد و شناخت در بسترهای هنر و معماری از همدیگر پی برد. این تحقیق به منظور یافتن تعریفی کاربردی ب همنظور دستیابی به مفهوم شناخ تشناسی در عرص ههای هنر و معماری صورت گرفته است.
پیاده مداری اهمیتی اساسی در ادراک هویت فضایی و دریافت کیفیت محیط دارد و به این لحاظ مورد توجه نظریه پردازان متعددی قرار گرفته است. با توجه به تلاش های اخیر برنامه ریزان و طراحان جهت تشویق مردم به پیاده روی، مدل ها و روش های بسیاری جهت امکان سنجی پیاده مداری معابر ارائه شده اما هر کدام تنها ابعاد خاصی از معابر را مورد بررسی قرار می دهند. جامع نبودن این روش ها موجب شد که در این پژوهش با تلفیق چند روش و مدل شامل: چیدمان فضا، ارزیابی کیفیت کالبدی مسیر، ارزیابی راحتی پیاده و شاخص های روش پادکس، رویکردی نسبتاٌ جامع در سنجش پیاده مداری تدوین گردیده و در نمونه موردی های پژوهش به کار گرفته شود. استراتژی این پژوهش استقرایی و روش پژوهش توصیفی است. نمونه های موردی در این تحقیق معابر محله های باغ فردوس و زعفرانیه منطقه یک تهران می باشد. نتایج تحقیق حاکی از این است که هرچند وضعیت پیاده مداری در خیابان آصف از محله زعفرانیه براساس سنجش توسط مدل های چیدمان فضا و روش راحتی پیاده بر اساس سطوح سرویس، وضعیت بهتری نسبت به خیابان فیضی از محله باغ فردوس دارد اما نتیجه حاصل شده از ترکیب چهار مدل، خیابان فیضی را در وضعیت بهتری می شناساند.
تأثیرپذیری نگارگری مکتب اصفهان از وقایع و تحولات سیاسی، نظامی و تجاری دوره صفویه باعث پدیدارشدن نمونه پیکره های غیرایرانی در نگارگری مکتب اصفهان شد. این پژوهش به هدف شناسایی نمونه پیکره های انگلیسی و عوامل تأثیرگذار بر نگارگری مکتب اصفهان بر اساس مؤلفه های چهره و پوشاک انجام گرفته است. بر این اساس سؤال های اصلی تحقیق به این گونه است که: 1.چگونه پوشش های انگلیسی وارد نگارگری مکتب اصفهان شده است؟ 2.مشخصه های چهره انگلیسی در نگارگری مکتب اصفهان کدامند؟ روش تحقیق مقاله توصیفی-تحلیلی و تحلیل داده ها به صورت کیفی(شرح و تفسیر) است. همچنین فنون جمع آوری اطلاعات به صورت متن خوانی آمده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در آثار مورد بررسی (از جمله اروپایی با سگ از رضا عباسی، دیدار خسرو و شیرین از محمد قاسم و...) پوشاکی مانند لباس، چکمه و کلاه تأثیرات بیشتری از پوشش های دوره الیزلبت اول تا جیمز دوم انگلیس پذیرفته است. این در حالی است که چهره پردازی ها بیشتر به نمونه چهره های ایرانی وفادار بوده است.
کتیبه ازجمله مهم ترین عناصر تزئینات وابسته به معماری محسوب می شود که در بازه های زمانی با روش های متعدد و مصالح گوناگون، زینت بخش بناهای تاریخی گردیده است. کتیبه پارچه ای با تکیه گاه کاغذی مسجد ملا اسماعیل یزد یکی از یادگارهای به جامانده از دوره قاجار است که دارای نقوش گیاهی و آیات قرآنی بوده و بر روی دیوار نصب شده است. اثر مذکور و کتیبه های مشابه دیگر ؛ کمتر در ایران موردتوجه قرار گرفته اند و مطالعات صورت گرفته در این زمینه بسیار کم است. مطالعه ی این گونه کتیبه ها ازلحاظ دسته بندی نوع الیاف، رنگ و بست ها با توجه به دوره های تاریخی مؤثر بوده و با بررسی انواع کتیبه های پارچه ای، می توان به دسته بندی طیفی از مواد تشکیل دهنده انواع کتیبه های پارچه ای در دوره های مختلف دست یافت. هدف اصلی این تحقیق بررسی نوع مواد به کار رفته برای ساخت کاغذ تکیه-گاه، بست و رنگ کتیبه بوده است. نتایج حاصل از روش های کلاسیک و دستگاهی که مشتمل بر SEM-EDX و FTIR بوده حاکی از آن است که چسب و ماده بوم کننده پارچه از دسته کربوهیدرات ها، جنس پارچه؛ پنبه ای و نوع الیاف کاغذ از نوع الیاف خمیر کهنه پارچه و رنگدانه های موردبررسی آلی و رنگ گذاری با فن آبرنگ بوده است. فن اجرای کتیبه این گونه بوده که هنرمند پارچه را روی کاغذ چسبانیده و عملیات مهره کشی را برای سهولت در اجرای خطوط بر روی پارچه انجام داده و بعد از رنگ گذاری؛ کتیبه را بر روی دیوار نصب نموده است.
«بی صورتِ» باتای اگرچه در نگاه نخست با معماری در تضاد است اما چندان که آشکار خواهد شد ریشه معماری است. در آرای باتای بی صورت «ضرورت امکان» هنر است و معماری برای آنکه هنر باشد از این قاعده مستثنا نیست. هدف این مقاله بررسی نسبت معماری و بی صورت در دستگاه باتای است. این مسیر با عرضه تفسیری از بی صورت به تأمل در ملزومات فلسفی معماری ای می رسد که انسان را از استبداد منظر کنونی برهاند. این پژوهش پرسش محور معنای بی صورت را در آثار باتای دنبال می کند و با تکیه بر نظریه «اقتصاد عام» به نظریه ای درباره معماری می رسد. این مقاله آرای باتای را جایی میانه هگل و نیچه می بیند و به نسبتی که این نظرات با پروست برقرار کرده می رسد. بی صورت شالوده معماری یا «ضرورت امکان» معماری است. معماری بی صورت به اندازه «شعر سکوت» باتای تناقض آمیز است: شعری که برای هنر بودن زبان را «قربانی» می کند. در آثار باتای قربانی کردن معنا شرط هنر است. اما در معماری که از نظر باتای مرجع بازنمایی انسان و بنیاد صورت انسانی است قربانی به معنای بی صورت کردن آدمی است. و این بی صورت اگر انسان را از جنس نیروی نفی بدانیم چیزی جز باز گذاشتن راه انسان برای گذار از انسان هنوز محقق ناشده و خویشاوندی با طبیعت نفی شده نیست. بی صورت چرخشی کوپرنیکی از منظرِ محدود به منظرِ عام در معماری است.
در این مقاله کوشش شده است تا با تحلیل نشانه شناختی پیرس و تقسیم بندی نشانه به شمایلی، نمایه ای و نمادین، نشانه های مرتبط با زنان بر روی سنگ قبر مطالعه شود. هدف پژوهش دستیابی به تغییرات نشانه ای مرتبط با زنان و علت منع استفاده از تصویر برای زنان در این حوزه بوده است. بدین منظور در هر دوره مقایسه ای با مردان نیز صورت گرفته است. نتیجه پژوهش نشان داد که در ایران در ارتباط با زنان مسلمان بر روی سنگ قبر، در ابتدا نشانه های نمایه ای استفاده می شده که علت اصلی استفاده از نشانه نمایه ای بیسوادی بوده و برای زنان و مردان یکسان بوده است. در برخی آرامستان های قدیمی برخی مناطق، نمونه های نادری از تصاویر شمایلی زنان دیده شده است. در دوره قاجاریه که استفاده از سنگ قبر تصویری برای بزرگان متداول می شود، برای زنی قدرتمند چون مهدعلیا از نشانه شمایلی استفاده نمی شود و به نظر می رسد منع مذهبی دلیل آن بوده است. در دوره پهلوی نیز با بررسی سنگ قبر فعالان حوزه فرهنگ و هنر به نظر می رسد برای هم مردان و زنان استفاده از تصویر متداول نبوده که دلیل آن تا حدی به نبود تکنولوژی برمی گردد. در ایران امروز استفاده از تصاویر شمایلی زنان مجدداً متداول شده اگرچه در برخی شهرها منع مذهبی همچنان وجود دارد اما از نظر بیشتر فقهای بزرگ اگر مفسده ای نداشته باشد ایرادی وجود ندارد. روش تحقیق بر اساس هدف بنیادی است و بر اساس روش و ماهیت، تاریخی و توصیفی-تحلیلی بوده است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و بخشی نیز به شیوه میدانی بوده است.
برداشت از پیشینه طرح ها در حوزه معماری به عنوان امری رایج، از یک سو دچار تابوی «تقلیدی بودن»، و از سوی دیگر دچار اتهام «بدعت گذاری» است. در این زمینه تاکنون به سه مسئله «استخراج دانش کاربردی از پیشینه ها»، «تعریف برداشت صحیح از پیشینه ها» و «ابهام زدایی از تفاوت آموزشی و تحقیقی بودن مطالعه موردی» پرداخته شده است. آنچه همچنان معنای «برداشت صحیح از پیشینه های معماری منظر» را نیازمند تحقیق بیشتر می کند، اجتناب ناپذیری تفسیر به واسطه نقش فاعل شناسا در معماری منظر است. پرسش تحقیق حاضر این است که اجتناب ناپذیری تفسیر چه تأثیری بر معنا و روش برداشت صحیح از پیشینه های معماری منظر دارد؟ هدف این تحقیق، کاهش موانع نظری است که می تواند توان تولید دانش این دیسیپلین را دچار اختلال کند. برای این کار، ابتدا مفهوم «تولید دانش» تدقیق می شود. سپس «شرایط پیشینه ها به عنوان منبعی از دانش» از یک سو و «شرایط محقق به عنوان فاعل شناسای مداخله گر» از سوی دیگر به عنوان مؤلفه های تشکیل دهنده «برداشت» در قالب چارچوبی نظری تدوین می شوند. در نهایت موضع معماری منظر در مقایسه با این چارچوب تبیین می شود. نتایج نشان می دهد برای تولید دانش در دیسیپلین معماری منظر می توان -علاوه بر چهار شکل برداشت «بی قاعده»، «سطحی»، «عمیق» و «ساختاری» که در تحقیقات گذشته برای معماری تبیین شده است- به سطحِ دیگری از برداشت به شکل «پیوستاری» نیز توجه داشت. سطحی که به کمک دو فنِ «سه سویه سازی» و «تبلور»، می تواند افق های تازه ای در معماری منظر برای مواجهه با مسائل دارای تعدد تفسیرِ فاعل شناسا، و تأمین اعتبار یافته ها باز کند.
ظهور مضامی ن شیع ی درآثار هن ری که پیش از رسم ی شدن مذهب تشی ع در ایران آغاز شده ب ود، در دوران صفویان به رشد فزاینده ای رسید وتا دوران قاجار تداوم یافت. اما ورود صنعت چاپ به ایران عرصه های جدیدی را بر روی هنرمندان گشود. تعداد زیادی از کتب چاپی دوره قاجار که موضوعات دینی داشتند دراین دوره منتشر شد؛ یکی از این ها کتاب مصور طوفان البکاء است که به شرح مصائب اهل بیت پرداخته است که به سبب استقبال فراوان، اغلب مصور نی ز شده است. این پژوهش قصد دارد تصاویر نسخه ای منتخ ب را از کت اب مذکور، از منظر مضامین شیعی بررسی کند. پژوهش پیش رو به صورت توصیفی و تحلیلی و اطلاعات آن به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. اکنون سوال آن است که مضامین شیعی تا چه میزان در تصویرسازی کتب مذهبی دوره قاجار کاربرد داشته است؟ و این مضامین در کتاب طوفان البکاء چگون ه به تصوی ر کشی ده شده است. نتایج گویای آن است که کتب حاوی مضامین شیعی حجم قابل ملاحظه ای از کتب چاپی دوره ق اج ار را به خود اختصاص داده اند و تصویرسازی آن ها تداوم سنت منع تصویرگری چهره معصومین(ع) و بهره گیری ازنمادهای مذهب ی را نشان می دهد. پیام نهفته دراین آثار برای مخاطبان شیعه به آسانی قابل دریافت است. اما برای آن دسته از هنرشناسان غربی که با مبانی تفکر شیعی آشنایی ندارند، دشوار است.
بی تردید می توان سطوح دیوارها را در دسترس ترین عرصه انعکاس تفکرات مردمان گذشته به شمار آورد. عینا بدین سبب است که دیوارنگاره ها و سایر تزئینات مورد استفاده در بناها را شواهد بی بدیل فرهنگی ادوار گذشته به شمار آورده اند. در تحقیق حاضر تلاش گردیده تا الگوهای تزیینی بکار رفته در خانه های عهد قاجار، که در روستاهای حاشیه اصفهان شناسایی گردیده اند، مورد مطالعه قرار گیرند. همچنین سعی بر آن است تا به این پرسش پاسخ گفته شود که گونه های تزیینات منازل روستایی عهد قاجار اصفهان کدام است و چه مضامینی را منعکس ساخته اند؟ از آنجائیکه متروکه ماندن بسیاری از بناهای قاجار تزیینات آنها را بسیار آسیب پذیر ساخته است، بیم آن می رود که این شواهد فرهنگی به سرعت حذف گردند. بدین سبب، معرفی، گونه شناسی و تحلیل محتوایی این عناصر می تواند توجه مسئولان ذی مدخل را بدانها جلب نموده و بقاء آن ها را به ارمغان آورد. پژوهش حاضر به شیوه ای توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در نتیجه این تحقیق روشن گردید که تزئینات منازل روستایی اصفهان با مولفه های فرهنگی، اعتقادی، منزلت اجتماعی، شیوه معیشت و قدرت اقتصادی ساکنانشان بستگی تام داشته اند. پژوهش حاضر همچنین مشخص داشته است که ممکن است هنرهای عامیانه و بومی نظیر تزیینات خانه های روستایی، از کیفیت بصری و هنری بالایی برخوردار نباشند، لیکن در مطالعه فضای فرهنگی حاکم بر زندگی ساکنان روستاهای اصفهان عهد قاجار بسیار مفید واقع گشته اند.
درعصر حاضرکه گردشگری به عنوان صنعت خود را معرفی نموده پرواضح است که در پیشرفت یک منطقه و یا کشور نقش بسزائی خواهد داشت و نتیجه آن شناساندن و صدور هویت و فرهنگ ملت ها خواهد بود که لازمه رسیدن به این هدف وجود هتل ها، مجتمع های تفریحی و توریستی، مجتمع های گردشگری و همچنین وجود محل اسکان موقت ارزان قیمت برای حضور اقشار کم درآمد جامعه داخلی در نزدیکی بناهای تاریخی و طبیعت خوش آب و هوا می باشد. بدیهی است چنانچه این مکان ها یا تاسیسات گردشگری با جانمایی اصولی ایجاد شوند بالطبع موجب رضایت مندی گردشگران و در نتیجه موجب رونق اقتصادی خواهد شد که این مهم بدون برنامه ریزی صحیح میسر نخواهد بود. برنامه ریزی که امنیت، آسایش و آرامش گردشگران در طول مدت اسکان را فراهم آورد. لذا در این پژوهش سعی شده است برنامه فیزیکی کمپینگ گردشگری در اقلیم سرد به سوالاتی همچون؛ " ابعاد و اندازه هایی که یک کمپینگ گردشگری نیاز دارد به چه شاخص هایی بستگی دارد؟ فضاها و مساحت های مورد نیاز کمپینگ گردشگری با توجه به درجه بندی شامل چه چیزهایی می شود؟" پاسخ داده شده است. پژوهش صورت گرفته از نظر نوع در جایگاه تحقیق های کاربردی و نیز از نظر روش جزء پژوهش های توصیفی، تحلیلی است. همچنین به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. از نتایج به دست آمده در پژوهش می توان به سطوح کمپینگ ها اشاره کرد که عبارتند از 1- عناصر و تاسیسات کمپینگ سطح یک (ویژه): این نوع کمپینگ اختصاص به گردشگران خارجی دارد. 2 - عناصر و تاسیسات سطح دو: این کمپینگ تمام امکانات کمپینگ سطح یک بجز خدمات بخش اقامتگاه گردشگران خارجی را پوشش می دهد. 3- عناصر و تاسیسات کمپینگ سطح سه: کمپینگ سطح 3 نیز اختصاص به گردشگران داخلی دارد. 4-عناصر و تاسیسات کمپینگ سطح چهار: این کمپینگ با توجه به سطح عملکردی محدود، عمدتاً به فضای اقامت اختصاص دارد. بدین منظور هر سطح-بندی حداقل ب ا س ه معی ار اساسی باید همخوانی داشته باشد: 1- خدمات مورد نیاز گردشگران را ت امین نمای د. 2- س طح بندی و تاسیسات پیشنهادی قابلیت انعط اف داش ته باش د. 3- ب ا ش رایط اقلیم ی و موقعی ت کمپینگ ها هماهنگ باشد.
شهر گرگان، الگویی از شهرسازی تاریخی در اقلیم شمال کشور است. سیمای این شهر در مقایسه با شهرهای کویری مرکز ایران، هویت متفاوتی را داراست که سبب تمایز آن می شود. ضرورت این پژوهش از آن جهت است که بافت تاریخی شهر گرگان بدون توجه به مفهوم هویت در سالیان گذشته دچار نوسازی شده که در نتیجه این فرآیند سیمای هویتمند آن در حال نابودی است و معماری و شهرسازی بی هویتی در حال توسعه و گسترش به جای آن می باشد. از همین این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوالات است که چه عامل و یا عواملی در شکل گیری هویت سیمای شهر گرگان دخیل اند؟ و تاثیر عدم توجه به این عوامل در فرآیند نوسازی بافت تاریخی شهر گرگان به چه صورتی قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات برای پاسخ به سوالات مطرح شده، دو روش کتابخانه ای و روش مشاهده میدانی را شامل می شود. مهم ترین نتایج حاصل از این پژوهش آن است که هویت سیمای شهری متاثر از شاخص های اقلیمی و منطقه ای (فرهنگی) است که در اجزای سیمای شهری متبلور می شوند و عدم توجه به این عوامل در سیمای شهری می تواند به از بین رفتن حس مکان و تعلق ساکنان منتهی شود.