در تبیین باستان شناسی عصر آهن شمال و شمال غرب ایران، مطالعه آثار فلزی به دلیل ارزش های فنی نهفته در آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا اساس گاهنگاری عصر آهن فلات ایران منطقه شمال غرب، به ویژه محوطه حسنلو است و در حقیقت فن فلزگری در این دوره از این منطقه به مناطق دیگر فلات ایران راه پیدا می کند. در این پژوهش شناخت چگونگی روش های ساخت آثار فلزی محوطه های شمال و شمال غرب ایران در عصر آهن به لحاظ روش های ساخت اشیای فلزی موردبررسی قرارگرفته است. بدین منظور آزمایش متالوگرافی بر روی آثار فلزی محوطه های عصر آهن گوهر تپه و گورستان لفورک در استان مازندران واقع در منطقه شمال ایران و محوطه های عصر آهن حسنلو، کردلر تپه، هفتوان تپه، زیویه و گورستان مسجد کبود، واقع در منطقه شمال غرب ایران انجام گردید و از هر هفت محوطه عصر آهن شمال و شمال غرب ایران، یک نمونه شی فلزی برای آزمایش متالوگرافی انتخاب گردید. در این پژوهش، با استفاده از روش میکروسکوپی الکترونی روبشی به بررسی روش های ساخت آثار فلزی پرداخته شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان می دهد که عمده ترین روش های ساخت آثار فلزی در این محوطه ها چکش کاری گرم و ریخته گری بوده است.
معماری ایرانی در دوران اسلامی، تجلی وحدت در کثرت و تلاش برای رسیدن به یک وحدت در عالم کثرت با متحد کردن اجزا بر اساس نظم است؛ این نوع معماری، به عنوان بخشی از «هویت معماری» در ایران اسلامی شناخته می شود. در فرهنگ ایرانی- اسلامی، هنرمند، نه برحسب مکنت و مهارت و توانمندی که به میزان شفافیت و قابلیت و نیازمندی، می تواند با توجه به زمینه های کالبدی، تاریخی، اقلیمی- جغرافیایی و اجتماعی- فرهنگی زمینه معماری و درک محیط پیرامون و دریافت پیامِ بستر طرح، ذره ای از بی نهایت حقیقت را دریابد و در اثر خود متجلی کند. بر همین مبنا توجه به «هویت» در زمینه است که «کثرت» را به «تنوع» نزدیک می کند و تنوع است که زندگی را جذاب و زیبا می سازد. اما در عصر حاضر، دین و آموزه های دینی در کالبد شهر معاصر ایرانی کاملاً به حاشیه رانده شده است که نتیجه ، کالبدی است که کاملاً متأثر از الگوهای مدرنیته(به ویژه تمدن معاصر غرب) یا جهانی سازی، شکل گرفته است. ازاین رو و با مطالعات پیشین در حوزه زمینه گرایی، نیاز به پژوهش در این حوزه از دیدگاه اسلامی و متفکران مسلمان احساس شد. این پژوهش، در قالب دو بخش به این موضوع می پردازد؛ در «بخش اول» با استفاده از روش «فراتحلیل» به ادبیات موضوعی تحقیق در حوزه «شهر اسلامی» و زیرمجموعه های آن پرداخته می شود و «زمینه گرایی» در اندیشه اسلامی و ادبیات متفکران شرق موردبحث و بررسی قرار می گیرد؛ در «بخش دوم» مؤلفه ها بر اساس انواع «زمینه گرایی» در معماری معاصر مورد تحلیل قرارمی گیرند و سپس «مدل نگاه اسلامی به زمینه» در قالب یک دیاگرام ارائه می شود.
معماری دست کند به دلیل عدم استفاده از مصالح آزاد، گونه خاصی از معماری بشمار می رود. توجه به معماری زمین پناه که به معماری دست کند نیز شناخته می شود در سال های اخیر از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. به طوری که موجب شده است تا بسیاری از ابعاد ناشناخته این معماری مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. در این میان شوادان های دزفول که به عنوان گونه ای بی نظیر از معماری دست کند مسکونی از مدت ها مورد توجه محققان قرار داشته است، هیچ گاه مورد پژوهشی مستقل و با رویکرد گونه بندی معماری شکل یافته قرار نگرفته است. هدف این پژوهش شناخت و بررسی عوامل مؤثر در گونه بندی این شوادان ها است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی انتخاب شد. براساس مطالعات کتابخانه ای به بررسی پیشینه و مباحث تاریخی پرداخته و از طریق برداشت های میدانی (مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه با صاحب نظران) شناخت جامعی از شوادان ها حاصل شد. سپس با استفاده از روش دلفی و تحلیل پرسشنامه ها عوامل تأثیرگذار در دسته بندی و گونه شناسی شوادان های مورد مطالعه (۳۰ نمونه از شوادان های به جامانده از دوران قاجار تا دوران پهلوی) مشخص شدند. در نهایت مشخص شد که دو گونه عمده برای شوادان ها می توان برشمرد. گونه اول، شوادان های منفرد و گونه دوم، شوادان های گسترده هستند. در این میان وضعیت اقتصادی اجتماعی ساکنین نقش بسزایی در این گونه بندی داشته است.
کهن الگو معمولاً به الگوهایى اطلاق می شود که به عنوان نمونه آغازین مورد اقتباس قرار می گیرد. براى بازشناسى الگوى آغازین باغ ایرانى و اجتناب از بد فهمی هاى متداول، می توان به طرح یک فرضیه جدید مبادرت ورزید.
در این خصوص ضمن بررسى آنچه به عنوان الگوى اولیه باغ ایرانى قلمداد می شود، می توان به تجزیه و تحلیل بنیادى این الگو پرداخت و آنچه را در این رابطه بدیهى فرض می شود به چالش کشید. در این بررسی ها، ابزارهاى نظرى مرتبط با زبان شناسى و اسطوره شناسى بیشترین نقطه اتکاء را تشکیل داده است. ساختار این تحقیق را توجه به دو موضوع تشکیل خواهد داد :
اول اینکه الگوى بدیهى فرض شده باغ ایرانى الزاماً ابتدایی ترین شکل آن نبوده و به نظر می رسد این طرح بندى، وجهى انتزاعى از نمونه هایى قدیمی تر باشد. موضوع دوم که محور اصلى مقاله
را تشکیل داده و به نظر می رسد کمتر به آن توجه شده، همانا جستجوى نمونه هاى متقدم است، که در نهایت به معرفى یک
سیستم مرتبط با آبیارى منتهى خواهد شد. این سیستم را می توان به عنوان نطفه اولیه باغ ایرانى قلمداد نمود که هنوز به کارکرد خود ادامه می دهد. در معیارى فراتر از باغ ایرانى و دلمشغولی هاى مرتبط با آن به نظر میرسد که نتیجه این تحقیق در رابطه با مقولات مرتبط با کهن الگوها و اسطوره ها از اهمیت بیشترى برخوردار است. در این خصوص چنین فرض می شود که اسطوره ها، عمر محدودى داشته و با از دست دادن کارکردهاى خود ""از زندگى مردم خارج شده و تنها در زندگى روشن فکرانه، ادبیات... وارد شده و ادامه حیات بدهند"" (بهار، 1384).
گسترش تدریجی کالبد شهر به پیرامون و دست اندازی شهر به اراضی روستاهای اطراف، محدودیت ها و زیانهای کالبدی اقتصادی، اجتماعی و محیطی خاص خود را نیز تحمیل می نماید؛ از یکسو ساختار معیشت روستا تحت تأثیر همجواری با شهر به تدریج تغییر ماهیت داده و از مکانی تولیدی به کانونی بی هویت و انگل شهر تبدیل می-شود. این بررسی با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی و با روش توصیفی، به بررسی و تحلیل رضایتمندی شهروندان از روند تبدیل روستا به شهر خلیل شهر پرداخته است. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش مبتنی برمطالعات کتابخانه ای و بررسیهای میدانی بوده است. طبق بررسی های انجام شده اکثریت پاسخگویان از لحاظ بُعد اجتماعی و محیطی از ایجاد شهر خلیل شهر راضی و 21/58 درصد از لحاظ بُعد اقتصادی ناراضی بوده اند. بنابراین روند تبدیل روستا به شهر در مورد شهر خلیل شهر در ابعاد اجتماعی و محیطی موفق و در بُعد اقتصادی ناموفق ارزیابی شده است. همچنین با ایجاد شهر خلیل شهر از میزان مهاجرت روستاییان به شهر کاسته نشده است و این روند همچنان ادامه دارد. ایجاد شهر خلیل شهر نتوانسته است از میزان بیکاری کم کند. با ایجاد شهر خلیل-شهر میزان دسترسی ساکنان این شهر و روستاهای تحت نفوذ آن به خدمات بهبود یافته است و پاسخگویان از ارائه خدمات اظهار رضایت کردند. یکی از راهکارهای مهم برای موفقیت روند تبدیل روستا به شهر، ایجاد فرصت-های شغلی مناسب با توجه به پتانسیل های موجود در شهر خلیل شهر می باشد.
بیان مسئله: رضایتمندی فرایند داوری مثبت نسبت به پدیده ها است و تحت تأثیر مؤلفه هایی ایجاد می شود که این مؤلفه ها به پایگاه نظری مورد مطالعه آن وابسته است. امروزه در شهرها شاهد افزایش کمّی پروژه های منظر شهری هستیم؛ اما این مسئله که چرا این پروژه ها از نظر کیفی نتوانسته اند رضایت مخاطب را جلب کنند و تأثیر عمده ای در کیفیت محسوس شهر و داوری مثبت شهروندان برجای بگذارند، محل پرسش است. بنابراین، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه نسبتی میان مؤلفه های رویکرد منظرین و مؤلفه های رضایتمندی وجود دارد؟ هدف: هدف پژوهش، افزایش میزان رضایتمندی مخاطب از پروژه های منظر شهری و به تبع آن از شهر، و تعریف پایگاه اختصاصی برای پروژه های منظر شهری است.روش تحقیق: روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیل محتوای آثار است. ابتدا مفهوم رضایتمندی و متغیرهای تأثیرگذار بر آن بررسی و تعریف جدیدی از رضایتمندی ارائه شده است. سپس در خصوص مفهوم منظر، به مطالعه دیدگاه متخصصان پرداخته شده و در نهایت ارتباط میان رویکرد منظرین و مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی بررسی شده است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که رضایتمندی و رویکرد منظر در توجه به ذهن مخاطب اشتراک دارند؛ اما، صفت اختصاصی رویکرد منظر، در توجه توأمان به هردو وجه عینی و ذهنی پدیده است که اصولاً قادر نیست آنها را به طور مستقل و جداگانه مورد توجه قرار دهد؛ در نتیجه، به این دلیل که حتی فاکتورهای عینی نیز برحسب تفسیر ذهنی دگرگون می شوند، رویکرد منظر برای کسب رضایتمندی شرایط بهتر و مناسب تری را فراهم می کند؛ زیرا براساس این رویکرد عین و ذهن برای معرفی یک پروژه عملکردی هم زمان دارند و اگر یک فضای شهری به عنوان یک منظر شناخته شود، دیگر قابلیت تفکیک ابعاد مختلف آن، از جمله ماده و معنا، وجود ندارد.