فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۴۱ تا ۱۷٬۴۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
اگر آن ها را خواندید و نخندیدید (درباره مجموعه کتاب های مانولیتو)
منبع:
هفت ۱۳۸۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
اثر تاریخی/ کتابخانه ملی رشت
نگاهی بگذشته ها با کمک باستانشناسی
منبع:
هنر و مردم ۱۳۴۳ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
معرفی یک آهنگساز جوان
دعوت به شام
منبع:
نقد سینما ۱۳۷۷ شماره ۱۳
حوزههای تخصصی:
فیلمساز در زوم تپش سایه دوست (نگاهی به آثار «کیومرث پوراحمد»)
منبع:
نقد سینما ۱۳۷۵ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
کمپینگ، اقامتگاه مناسب برای سفر ایرانیان
حوزههای تخصصی:
می خواهید نویسنده شوید؟
حوزههای تخصصی:
زن به مثابه یک ملت
منبع:
نقد سینما ۱۳۷۵ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
موسیقی در همه جای زندگی هست (گفت و گو با پاکودلوسیا)
منبع:
گلستانه ۱۳۷۸ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
مطالعه و تبیین راهبردهای احیای مرکز محله پنجه شاه کاشان به منظور طراحی میان افزا و حفظ اصالت تاریخی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم خرداد ۱۴۰۰ شماره ۹۶
77 - 94
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پنجه شاه از محلات قدیمی کاشان است و اصالتی ویژه دارد، لذا هرگونه اقدام در آن باید با هدف تداوم اصالت آن باشد. احیای بافت تاریخی کاشان تاکنون به صورت متمرکز و در محدوده ای خاص صورت گرفته و سایر مناطق آن رها شده است. این رویکرد باعث انزوای سایر مناطقِ باارزش و دورشدن از شکل واقعی آن ها شده است. در گذشته، مرکز محله پنجه شاه مجموعه ای شامل بقعه «هارون بن موسی» (ع)، گرمابه آقاشاه، گذر و حجره های متعدد، کارگاه های شعربافی، ورتابی، عصارخانه، کاروانسرا و آب انبار بوده است. این مجموعه، به عنوان مرکزی مهم، نقشی بسزا برای ساکنان محله ایفا می کرده است. توسعه شهری در سال های اخیر و گسترش خیابان باباافضل باعث تخریب این مجموعه، رو به انزوا رفتن، عدم درک درست از آن و دورشدن این بافت از چهره اصیل خود شده است. امروزه از این مجموعه صرفاً بقعه، آب انبار و تعدادی از حجره های آن به صورت مجزا از هم باقی مانده است. چنین تغییراتی سبب برهم زدن ساختار منسجم محله، تخریب تدریجی بناها، کاهش جایگاه اجتماعی و کمرنگ شدن اصالت و هویت محلی آن شده است. آثار باقی مانده شواهدی تاریخی برای آیندگان و ساکنان این محله تاریخی اند، تا اصالت و هویت این منطقه را به ایشان یادآور شوند. اکنون این معدود آثار باقی مانده نیز در وضعیتی نابسامان قرار گرفته اند و از جمله بیم آن می رود که پس از چندی اثری از حجره های گذر باقی نماند.هدف پژوهش: مطالعه و شناسایی چالش های موجودِ بافت، نقاط قوت و فرصت ها، نقاط ضعف و تهدیدهای پیش روی آن، از اهداف این پژوهش بوده است.روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تاریخی است؛ ابتدا، بر اساس مطالعات کتابخانه ای، و با بهره گیری از اسناد و قوانین بین المللیِ مداخله در بافت های تاریخی و تحقیقات میدانی، به توصیف و تفسیر وضعِ موجود بافت و چالش های آن پرداخته شده است. سپس، با سنجش راهبردهای مسئله بر اساس تکنیک سوات (SWOT)، راهبردهای چندگانه حفاظتی، مدیریتی، تهاجمی و رقابتی برای مداخله در بافت ارائه شده است. و با استفاده از پلانی راهبردی، برنامه ای به عنوان چارچوب احیا و طراحی میان افزا در بافت مطرح شده است.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که این بافت نیازمند سه راهکار کلیِ کیفی و سامان دهنده، حفاظت و احیا و راهکارهای پیشنهاددهنده برنامه فیزیکی و کاربری است.
دهکده جهانى ورزش بانوان (شهر مالمو، سوئد)
منبع:
منظر دی ۱۳۸۸ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
خوشنویسی در یک نگاه-معرفی کتاب
حوزههای تخصصی:
فیلم های مارکزی
منبع:
گلستانه ۱۳۷۹ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
مطالعه اصول صفحه آرایی صفحه های افتتاح قرآن های آستان قدس رضوی سده 6 تا 9 ه. ق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
4 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، در کنار ارزش نسخه شناسی قرآن، به مطالعه بصری صفحات افتتاح مجموعه ای از قرآن های محفوظ در آستان قدس رضوی از سده 6 تا 9 هجری با هدف تأکید بر صفحه آرایی،تناسبات، تزئینات و تذهیب پرداخته است. لذا به این پرسش می پردازد که ویژگی صفحه آرایی صفحات افتتاح در قرآن های محفوظ در آستان قدس رضوی از قرن 6 تا 9 هجری و دوم وجوه افتراق و اشتراک در صفحه آرایی قرآن ها چیست؟ بنابراین در قرآن های مذکور بعد از معرفی، صفحه افتتاح قرآن ها از دیدگاه صفحه آرایی وتزئینات مورد بحث و تفسیر قرار گرفت. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحقیق تاریخی،توصیفی به انجام رسیده و با جامعه آماری هدفمند و نمونه گیری متوالی در جهت حداکثر تفاوت و تشابه طبقه بندی و سپس تجزیه و تحلیل شده است. نتایج یافته های پژوهش نشان داد که صفحه آرایی صفحات افتتاح قرآن ها از سده 6 تا 9 هجری سیر تکاملی را پیموده است. در دوره سلجوقی خط و خوشنویسی رشد قابل توجهی داشته و خطوط سته به نظم و قاعده درآمدند، در تزئینات قرآن ها از فرم های هندسی، اسلیمی های ساده و رنگ های محدود و علی الخصوص زرین استفاده شد، در عصر ایلخانی ترکیب بندی و صفحه آرایی منسجم تر و منظم تر گشت استفاده از رنگ های زرین و لاجوردی مرسوم شد، فرم های هندسی جایگاه خود را در کنار برخی عناصر طبیعت گرا حفظ کردند. قرآن های کتابت شده عصر تیموری به لحاظ ساختاری، استفاده از عناصر طبیعت گرا و ظرافت نقوش اصولی و قاعده مند بودند و کاربرد رنگ های زرین، لاجوردی و شنجرف در کنار رنگ های متنوع دیگر از خصوصیات شاخص در تزئینات این دوره بوده است. در نهایت می توان عنوان کرد که هنر کتابت از شکل ساده و بی پیرایه به سوی انسجام و پر نقش و نگاری پیش رفته و تزئینات نیز در قرآن ها به عنوان عنصری زیباشناسانه در صفحه آرایی محسوب شد و ترکیب بندی تناسبات و تقسیمات اجزاء براساس نظمی خاص بوده است. لذا ساختار هندسی، تناسب و توازن در صفحه آرایی قرآن های مورد مطالعه اهمیت داشته و کاتب این اصول را براساس علوم، فنون و هنر رایج زمان خود رعایت و در نتیجه ترکیب بندی های زیبا و بی بدیلی خلق کرده است.
اثری ممتاز برای درک آثار بزرگان جهان
حوزههای تخصصی:
معرفی اثر-مرمت شهری
حوزههای تخصصی:
هم بودی موسیقی و فضای شهری ؛ با تأکید بر عزاداری در شهر تهران (دوره قاجار تا پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد موجودیت و بقای موسیقی در شهر به مثابه مصداقی از هنر شهری در گروی تعامل توأمان سه مؤلفه هنرمند، فضای عمومی و شهروندان به عنوان مخاطبان هدف است. به این معنا که بی توجهی و حذف یکی منجر به تغییر ماهیت کل خواهد شد و نه تنها تأثیرگذاری و کیفیت بخشی هایی همچون افزایش حس هویت و تعلق به شهر را که از حضور هنر در فضای شهری انتظار می رود محقق نخواهد کرد که گاه حتی به اغتشاشاتی نیز منجر می شود. با طرح این مسئله، هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخگویی به پرسش های زیر درخصوص موسیقی عزاداری در فضای شهری تهران در دورة قاجار و پهلوی اول بوده است : بقای حیات عزاداری موسیقایی از چه نسبتی با ساختار فضای شهری برخوردار بوده است؟ موسیقی عزاداری در فضای شهری دارای چه کیفیاتی بوده است؟ تحولات فرهنگی اجتماعی ناشی از ورود مدرنیته چه تأثیراتی بر حیات شهری موسیقی عزاداری داشته است؟ این پژوهش براساس مستندات نوشتاری و تصویری، موسیقی عزاداری در فضای شهری تهران در دوره های مذکور را در دو گروه عزاداری های مذهبی و غیرمذهبی شامل «تعزیه»، «نوحه خوانی، دسته گردانی و سینه زنی» و «تشییع جنازه صاحب منصبان دولت و درباریان» به مثابه هنر شهری مورد سنجش قرار می دهد و چنین نتیجه می گیرد که در دوران قاجار ارتباط دوسویه ای میان فضای عمومی از قبیل میادین، جلوخان ابنیه عمومی، تکایا و خیابان ها به عنوان بستر شکل گیری تعاملات شهروندان و اجراکنندگان عزاداری ها با شکل اجرای موسیقی عزاداری برقرار بوده است. بنابراین ضمن برخورداری از همراهی توأمان سه مؤلفه نامبرده، موسیقی عزاداری در شهر به مثابه هنر شهری تلقی می شود و به خوبی نقش خود را در ایجاد فضای جمعی، خلق هویت شنیداری و کیفیت بخشی به فضاهای عمومی ایفا می کند، درحالی که پس از مشروطه با ورود فرنگی مآبی به ویژه تحت تأثیر سیاست های فرهنگی پهلوی اول و بروز پیامدهایی چون تخصیص فضاهایی غیرعمومی به اجرای انواع موسیقی، عدم حضور هنرمندان آگاه و مشارکت شهروندان فعال به تدریج این هنر از ماهیت یک هنر شهری فاصله می گیرد و ضمن از دست دادن کارکرد خود دچار عارضة بی هویتی نیز می شود.