در این مقاله، ابتدا این نکات تبیین شده است: محدودبودن انسان به درک واقعیتهای جهان اطراف خود بر حسب حقایقی که تعریف کرده است؛ محدودیت تعاریف حوزه معنی شناسی به درک انسانی، به ویژه تعریف معنی، و نبود تعریفی دقیق از موضوع این علم؛ محدودیتها و کاستیهای معنی شناسی و نشانه شناسی در درک و شناخت هنر و نشانه های هنری. مؤلف بر مبنای نکات مذکور چنین نتیجه می گیرد: وجود معنی شناسی ای که به مطالعه معنای همه نشانه های قابل درک برای انسان بپردازد ممکن نیست؛ ابزارهای علم، از جمله علم معنی شناسی، چندان در حوزه هنر کارامد نیست؛ تمیز هنر از ناهنر از توان علم خارج است.
نقاشی قهوه خانه ای سبکی از نقاشی است که توسط نقاشان مکتب ندیده در دوران قاجار بنابر شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود شروع به بالیدن کرد و بارزترین نمودهایش را می توان در دوران مشروطیت به نظاره نشست. نقطه ی اوج این آثار در دوره ی قاجار بوده و بیشترین مخاطب آن انسان هایی از میان مردم کوچه و بازار بوده اند؛ فرض بر این است که نقاشی های قهوه خانه ای با موضوعات مذهبی خصوصاً واقعه کربلا، تأثیرات عمیقی روی باورها و اعتقادات مذهبی عامه مردم داشته است. در این بررسی، پس از تعریف کوتاهی درباره نقاشی قهوه خانه ای، تاثیراتی که نقالان و نقاشان آن زمان بر روی مردم می نهادند مورد مداقه قرار گرفته که برای این منظور به تحلیل چند اثر از نقاشان برجسته ی این مکتب که پرده هایی با موضوعاتی مذهبی را خلق کرده اند پرداخته شده است. سوال تحقیق این است که این نقاشی ها چه تاثیری بر روی اعتقادات عامه مردم نهاده است؟ هدف تحقیق بررسی تأثیرات نقاشی قهوه خانه ای و نقل آنها بر باورها و ارزشهای آنها است. و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این نقش ها ذهنی بوده و ریشه در سنت و هویت اسلامی- شیعی ایران دارند و سبب درک و ارتباط عمیق-تر و بیشتر عامه ی مردم با روایت های مذکور و پیروی از سیره ی اهل بیت علیهم السلام می گردید و حس میهن دوستی و دفاع از ارزش ها و اعتقادات را در آنان تقویت می نمود. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای می باشد. واژگان کلیدی: نقاشی قهوه خانه ای، دوران قاجار، مفاهیم مذهبی، نقل و نقش
در ادبیات برنامه ریزی و طراحی شهری معاصر، پرداختن به مقیاس های خرد شهری در سلسله مراتب نظام تقسیمات شهری، به عنوان مهم ترین مقیاس سکونتی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به همراه ویژگی های پایدار واحدهای سنتی، در همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی باعث شده است که الگوهای ارائه شده در نظریه های غربی به گونه ای بر پایه بسیاری از اصول واحدهای سنتی همان کشورها باشد. معادل واحد همسایگی، شاخص ترین مقیاس سکونتی در ایران، یعنی محله است. بررسی مطالعات موجود در تحلیل مفهوم و ساختار محله های سنتی ایران نشان می دهد که از یک سو، عمده این مطالعات و نتایج آن ها توصیفی بوده و از سوی دیگر، بر پایه های روش شناختی روشنی، استوار نیستند. ازاین رو تاکنون نظریه ای درخور که با فرهنگ و شرایط زندگی معاصر در ایران هماهنگ باشد، ارائه نشده است. این پژوهش بر این نکته تکیه دارد که از طریق موردکاوی محلات در شهرهای تاریخی ایران، مبتنی بر تحلیل های کیفی و کمی، می توان به ابعاد جدید از ماهیت محلات دست پیدا کرد. لذا با توجه به تمرکز عمده مطالعات ایرانی، بر مناطق کویری و همچنین ساختار شناخته شده و موجود شهر تاریخی نایین متشکل از 7 محله در فلات مرکزی ایران، نایین به عنوان نمونه مطالعاتی پژوهش انتخاب شده است. در این پژوهش از روش های تفسیری-تاریخی، توصیفی-تحلیلی، تحلیل محتوا و موردپژوهی استفاده شده است. این مطالعات به کمک اسناد تاریخی، مشاهدات میدانی، مصاحبه مبتنی بر تاریخ شفاهی محلات و بهره گیری از نرم افزار تحلیلی Arc Gis، امکان تدوین مدلی ویژه جهت تحلیل محله های شهر نایین در قالب مؤلفه های کمی و کیفی را فراهم آورده است. مؤلفه های کمی و کیفی در کنار هم واقعیت ها را می سازند، اما در این پژوهش به دلیل بررسی دقیق تر و همچنین اهمیت و کمبود مطالعات در زمینه ابعاد کمی محله ها، این دو بعد به صورت جداگانه در محله های شهر نایین مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از بررسی این مؤلفه ها در بخش کیفی مشخص می سازد که شکل گیری و تغییرات شهر و محلات آن به صورت مستمر و تدریجی در راستای همسازی مناسب بافت موجود با تغییرات و نیازهای جدید تا دوره قاجار و پیش از پهلوی ادامه داشته است. در این میان آداب ورسوم و ارزش های اجتماعی ازجمله مذهب نقش تعیین کننده ای در نوع عناصر، ویژگی ها، کیفیت روابط، نحوه شکل گیری و هویت محله ای و شهری داشته است. از سوی دیگر، وضعیت سخت اقلیمی و محدودیت منابع آبی نیز سبب فشردگی بالای کالبدی و همچنین محدودیت جمعیت و وسعت محله ها و شهر نایین شده است. یافته های این پژوهش در بعد مؤلفه های کمی نشان می دهد که مساحت کوچک ترین محله نایین 3/2 هکتار و بزرگ ترین آن ها 2/8 هکتار است. این ارقام بسیار کمتر از حدود شناخته شده برای یک واحد همسایگی معاصر در غرب است. همچنین میانگین فاصله خانه ها در هر محله به ترتیب از میدانچه ها 131 متر، از بازار 171 متر، از مسجد 81 متر بوده است که به وضوح، نشانگر سازگاری فواصل با توان عابر پیاده و اهمیت مسجد در بافت به دلیل تعداد زیاد آن هاست.
به مناسبت همایش صفییالدین ارموی، در زمستان 1383، نسخة خطّی الرسالة الشرفیة فی النسب التألیفیة (متعلق به دانشگاه ییل) به همت فرهنگستان هنر چاپ شد. در این چاپ عکسی، اشکالاتی از حیث مشخصات روی جلد و شیوة شمارهگذاری و ترتیب قرارگرفتن صفحات راه یافته که توجه به برخی از آنها برای استفاده از این اثر ضروری است.