از اصول مهم در طراحی نیروگاه های برق هسته ای اتخاذ تدابیر ایمنی و پیشگیرانه جهت حفاظت از کارکنان، جوامع انسانی نزدیک نیروگاه، محیط زیست و سیستم های نیروگاه در برابر حوادث ناشی از انتشار پرتوهای رادیواکتیو است. رشته های مهندسی متعددی با کار یکپارچه و هماهنگ در بالابردن استانداردهای ایمنی نیروگاه ها نقش دارند. طراحی معماری نیز یکی از عوامل تأثیرگذار در بالابردن ایمنی ساختمان های نیروگاه است. اما همواره این سؤال اساسی مطرح بوده که طراح معمار باید بر چه راهکارهایی در طراحی تمرکز کند که بتواند ایمنی نیروگاه را افزایش دهد. برای پاسخ این مقاله ابتدا به تعریفی از مقوله ایمنی در نیروگاه ها و بیان اهداف اساسی ایمنی می پردازد. سپس با بیان خطرات گوناگون تهدیدکننده نیروگاه ناشی از پدیده های طبیعی، محیطی و رخدادهای درونی، راهکار دفاع در عمق به منظور حفظ ایمنی را مورد بررسی قرار می دهد. در ادامه با بررسی و تجزیه و تحلیل طراحی ساختمان های اصلی نیروگاه در حال ساخت EPR به عنوان نمونه موردی با بالاترین استانداردهای ایمنی حال حاضر اروپا، به دنبال راهکارهای اصولی و اساسی طراحی معماری در جهت بالا بردن سطح ایمنی ساختمان ها در برابر خطرات مختلف می پردازد. نتایج نشان می دهد که طراح می باید ترکیب اصول گوناگونی نظیر چیدمان و جانمایی فیزیکی مناسب فضاها، طراحی فضای حایل و ساختارهای اضافی و جداسازی فیزیکی فضاها را همواره در فرآیند طراحی مورد توجه قرار دهد تا بتواند حفاظت مناسبی از ساختمان های نیروگاه در برابر خطرات داخلی و خارجی صورت داده و بدین ترتیب منجر به افزایش ایمنی نیروگاه شود.
شهر، به مثابه تبلور آیین و اندیشه جامعه، نمی تواند در تمدنهای مختلف یکسان پدید آید. گوناگونی شهرها در تاریخ و جغرافیای جهان، بیش از هر چیز معلول این تفاوت است. فلات ایران به عنوان یکی از قدیمیترین زیستگاههای بشر، تمدنهای مختلفی را تجربه کرده و شهرهای زیادی را به وجود آورده است. بررسی روند تغییرات شهر ایرانی در طول تاریخ دو شیوه کاملاً متمایز را از سازمان فضایی شهر ارائه می دهد. سازمان فضایی به مثابه نظم حاکم میان مولفه های پدید آورنده در نگرش سیستمی به شهر می تواند نماد مناسبی برای این مدعا باشد. این مقاله ضمن رجوع به آرای مشهور محققان، اسناد باستان شناختی، نوشته های مورخان و استنباطهای عقلی از نشانه های موجود فرضیه مذکور را تحقیق کرده و درستی آنر ا آزموده است.
چهارتاقی قصرشیرین معروف به چهارقاپی با اضلاع 25 متر یکی از بزرگ ترین آتشکده های ایران در دوره ساسانی به شمار می رود که با استناد به منابع تاریخی و شواهد باستان شناختی احتمالا در اواخر این سلسله ساخته شده است.
بنای مذکور که در مجاورت کاخ خسرو قرار داشت، معبدی برای ساکنان کاخ به شمار می رفت تا تشریفات دینی خود را در آن به جای آورند. مجاورت این بنا با کاخ نشانگر وابستگی دین و دولت در حکومت ساسانی به یکدیگر است.
چهارقاپی با وجود اینکه توسط رومیان تخریب و بعدها با تغییر حکومت و مذهب در ایران به حال خود رها شد، با گذشت زمان طولانی از ساخت آن، دارای پی و گوشواره ای بسیار مستحکم و جالب توجه است که عظمت آن را در زمان آبادانی آشکار میسازد.
چهارقاپی با چهار درگاه ورودی در زمره آتشکده هایی قرار دارد که علاوه بر دارا بودن دالان طواف، از تزیینات معماری داخلی فوق العاده زیبایی نیز برخوردار بوده است. پیرامون این سازه مذهبی مجموعه ای از اتاق و تاسیساتی قرار داشته که در سال های اخیر بخش هایی از آنها در نتیجه کاوش های باستان شناسی کشف و تا حدودی مرمت شده است. سبک معماری این بنا کاملا ساسانی و با استفاده از مصالح بوم آورد از قبیل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و بر فراز آن گنبدی رفیع قرار داشته است.
این مقاله کوشیده است تا با استفاده از منابع مورخین و جغرافیانگاران دوره اسلامی (رهیافت تاریخی) و نیز پژوهش های باستان شناسی سیمای روشنی از چهارقاپی ارایه و عملکرد آن را به عنوان یکی از مراکز دینی ساسانیان در اواخر این سلسله در کوست خوربران آشکار سازد.
علیرغم گسترش همه جانبه مبانی هنرهای تجسمی مدرن، و انبوه سبک ها و تکنیک های مختلفی که به سرعت در دنیا منتشر می شوند، نگارگری ایرانی، چه به صورت بالفعل و چه به صورت بالقوه کارکردهای بصری و بیانی فراوانی یافته است. با حضور پر شمار زنان به عنوان نقاش در تاریخ هنر ایران در دوران معاصر، نقاشان زن ایرانی، علاوه بر کاربست روش ها و تکنیک های غربی، در به کارگیری برخی شگردهای تصویری این گنجینه بصری در نقاشی معاصر ایران، موفقیت هایی را کسب نموده اند. هدف این پژوهش، جمع آوری و معرفی این نقاشان معاصر و بررسی و تحلیل آثار آنان با در نظر گرفتن حضور نگارگری در آثارشان است. سؤال این است که زنان نقاش ایرانی در زمینه احیای نگارگری در نقاشی معاصر ایرانی، چه نقشی را ایفا نموده اند و چگونه و از کدام ویژگی های نگارگری برای بیان شیوه های نو در نقاشی معاصر، بهره گرفته اند؟ این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اینترنتی و آرشیوی، به نتایجی دست یافت که در آن مشخص گردید، نقاشان زن ایرانی با استفاده از تلفیق نقوش گیاهی و جانوری و حروف الفبای فارسی، همچنین با استفاده از نقش اسب در شیوه های متنوع، یا تغییر مصالح، ایجاد نمودهای بصری جدید از طریق تحلیل سطوح نگارگری، تحول در کارکرد سطوح معماری و همچنین با بهره گیری از مبانی تجسمی غربی، موفقیت هایی را در جهت غنای نقاشی معاصر با استفاده از عناصر سنت نگارگری به دست آورده اند.