این نوشتار ترجمهای است از بخشهای نظری گزارش لوکوک از تمرینات آموزشی ، که در آن به فن حرکت در تئاتر پرداخته است . پس از تحلیل حرکت ، آمده است که اساس حرکات بدن انسان سه حرکت طبیعی در زندگی روزمره است: موج ، موج معکوس ، جوانهزدن . سپس به «پرداخت» این حرکات ، یعنی مشتقات گوناگون آنها اشاره و اصولِ «پرداخت» آنها ( بسط و تقلیل ، توازن و تنفس ، فقدان توازن و پیشروی ) بررسی شده است . بسط و توضیح حالتها ، یعنی برشهایی از حرکت ، موضوع بعدی است . در نهایت نیز ، ایجاز در کنشهای جسمانی بررسی شده و هفت قانون عمومی از تحلیل حرکت استخراج شده است .
نشانهشناسی، که موضوع آن چگونگی تولید معنا در جامعة انسانی است، به ابزاری برای تحلیل آثار هنری بدل شده است. عدهای هر نوع نشانه و درک آن را جز از طریق نظام نشانهشناختی زبان ممکن نمیدانند و برای این ادعا دو دلیل میآورند: 1) فقط نشانههایی واقعیاند که «نماد» (نشانة قراردادی) باشند؛ 2) این گونه نشانهها «آموختنی» است و نه «فراگرفتنی». اما این سخن به دلایلی باطل است. اول آنکه در حوزة نشانهشناسی هنرهای نمایشی نشانههای شمایلی و نمایهای (شمایل و نمایه) نقشی اساسی دارند و کنار گذاشتن آنها باعث زوال معنایی بسیاری از نشانهها میشود. دیگر آنکه نشانههای شمایلی «فراگرفتنی» است و نه «آموختنی» (نیازمند آموزش). مهمتر آنکه نشانههای سینمایی و تئاتری (تصویری) با نشانههای نوشتار و، بالتبع، نشانهشناسی این دو گونه با هم تفاوت دارد. برخی از ویژگیهای نشانههای سینما و تئاتر که علت این تفاوت است بدین شرح است: 1) پیچیدگی متن نمایشی (متن نمایشی از سه متن اصلی و مکمل و فرعی تشکیل میشود)؛ 2) وفور نشانهها در هر لحظه؛ 3) زمانمندی متغیر نشانهها؛ 4) نبود «واحد مبنا» برای درک معنای نشانهها؛ 5) نبود قطعیت در توجه تماشاگر به هر نشانه؛ 6) دریافت خودآگاه یا ناخودآگاه نشانه؛ 7) مشخص نبودن اهمیت و تقدم و تأخر نشانهها؛ 8) نبود قطعیت در دریافت نیّت؛ 9) تصدیقیبودن نشانههای تصویری؛ 10) خاصبودن نشانههای بصری؛ 11) نبود روابط معیّن در میان نشانهها؛ 12) وجود نشانههای غیرارادیِ مؤثر در معنا؛ 13) مشخصنبودن متن مبنا؛ 14) نقش چارچوب پرده یا صحنه؛ 15) تعدد سطوح تجزیه؛ 16) پیچیدگی رمزگان.
انسان برای بیان مضامین دینی و اسطورهای و فایقآمدن بر شکاف بین بخش خودآگاه و ناخودآگاه ذهن به رمز و رمزپردازی نیاز دارد. رمز بر دو نوع است: جمعی، نوعاً دینی، و فردی؛ و در صور مختلفی چون رؤیا و قصة عامیانه و اسطوره و شیء طبیعی و هنر ظاهر میشود. اما در معماری کاربرد رمز از همه قویتر و پرمعناتر است. روان منبع بیان اسطورهای و دینی و مرکب از سرنمونهای مشترک معین است؛ و معماری بیان رمزینِ مکانمند و زمانمند اسطوره و دین است. از این رو، میتوان الگوهای معمارانة مشترک را در آثار معماری کشف کرد. یکی از اسطورههای رایج در سراسر جهان «سفر قهرمان» است. این اسطوره، که در دو صورت ابتلای جسمانی و طلب معنوی ظاهر میشود، بیان معماریانه یافته است. یکی از مظاهرِ اسطورة سفر قهرمانْ زیارت یا سفر معنوی است. زیارتهای دینی ویژگیهای مشترک دارند: تدارک معنوی برای سفر؛ جدایی زایر از جامعه و زندگی روزمره؛ ابتلائات و آداب طی طریق؛ رسیدن به مکان مقدس؛ بازگشت با حالی متحول. این ویژگیها به انحای مختلف در آثار معماری ادیان گوناگون ظهور یافته و بیان شده است.
هدف اصلی این مقاله ارزیابی اثرات کالبدی اجرای طرح های هادی روستایی در غرب استان گیلان می باشد روش تحقیق در این مطالعه توصیفی و تحلیلی است و بخش عمده داده های مورد استفاده بر اساس مطالعه میدانی و تکمیل پرسشنامه از روستاهای نمونه و انجام مصاحبه با مسئولین محلی و دست اندارکاران اجرایی طرح های هادی بوده است یافته های مهم این تحقیق به شرح زیر میباشد اجرای طرح هادی روسایی باعث پیشرفت نسبی زندگی مردم و افزایش امیدواری آنها به سکونت در روستاهای برخوردار از این طرح شده است در حالی که اجرای طرح هادی روستایی از لحاظ خدمات رسانی به طور نسبی موفق بوده اند به لحاظ رعایت مسایل زیست محیطی و مشارکت دادن مردم به ویژه در فرایند تهیه طرح چندان موفق عمل نکرده است به دلیل اشکالات موجود در فرایند تهیه طرح ها اجرای آن ها با مشکلاتی مواجه می شود این امر سبب تاخیر در تکمیل طرح ها و فقدان ضابطه مندی مشخص برای ساخت و سازه های جدید می شود مردم و مسئولین ادامه اجرای طرح های هادی روستایی را با الگوی فعلی مطلوب نمی دانند و لزوما ایجاد یک سری تغییرات را در آن طالب هستند