توجه و تعمق در نگاره ها، کشف نشانه های تصویری و مطالعه تطبیقی آن با نشانه های متنی از یک سو و بررسی برخی از اصولی ترین نظریات معناشناختی (به ویژه در حوزه مطالعات زبان شناسی و نشانه شناسی جدید) در نقد تصاویر از سوی دیگر، باعث دست یابی به نتایج بسیار راهگشا و نوینی در مطالعات نگارگری ایرانی خواهد شد. در این مقاله، ابتدا در نگاهی کلی ارتباط متقابل ادبیات و نقاشی در سنت هنری ایران مطرح، و سپس تاریخچه داستان لیلی و مجنون، پیشینه های داستان و چگونگی شکل گیری تراژدی بزرگ نظامی بررسی شده است. در ادامه و ضمن مطالعه موردی، به بررسی تطبیقی ادبیات و نقاشی با رویکردی به نظریات معناشناختی و نشانه شناسی در تعدادی از نگاره های داستان لیلی و مجنون پرداخته شده است. نگاره های برگزیده بر اساس بخش هایی از داستان (مکتب خانه، دیدار از مجنون در بیابان و از هوش رفتن لیلی و مجنون) انتخاب شده است. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی متن و تصویر در این نگاره ها می کوشد وجوه معنایی نهفته در این آثار را کشف کند و برخی از خطاهای پژوهشگران غربی را در تفسیر تصاویر تصحیح کند؛ این اشتباه ها به سبب عدم دست یابی کامل محققان غربی به متن داستان و ناآگاهی آنان از محتوای عرفانی آن است. درواقع نویسنده در این مقاله ضمن بیان برخی معانی ادبی مؤثر بر این نگاره ها، شناخت و درک ابعاد معناشناختی نمادهای بصری آن تصاویر را ارائه می کند.
«تشبّه» یکی از مفاهیم بحث انگیز در فرایند نمایشی شدن وقایع کربلا است. این مفهوم با در نظر داشتنِ پیشینه ای که در علم کلام، عرفان و به خصوص فقه دارد، از سه بُعد در تعزیه شایان توجه و قابل بررسی است: 1- تشبّه، پیوندِ عمیقی با نهادنِ نام «شبیه خوانی» بر تعزیه دارد. 2- تشبه به امامان (ع)؛ تشبّه به کفار و دشمنان ائمه و تشبّه مردان به زنان؛ از مسائل مناقشه برانگیزِ فقهی هستند که شاهدِ حضورِ آنها در تعزیه نیز هستیم. 3- اهمیتِ مسأل? تشبّه نزد فقها، منجر به صدور فتاوی گوناگون از سویِ آنها میشود. این فتاوی از سویِ دیگر، تأثیرِ آشکاری نیز بر شیو? شبیه خوانی دارند. هدفِ این مقاله، بررسی سه مورد فوق با توجه به دانش و فرهنگی بومی است که هم شبیه خوانی و هم مفهوم تشبّه بر آمده از آن است. پس رویکردِ مقال? حاضر در نقط? مقابلِ آن رویکردهایی قرار خواهد گرفت که تعزیه را با قراردادهای تئاتر و درام غربی فهم و تحلیل میکنند. یکی از این مفاهیم که با آن تعزیه را بررسی میکنند، واژ? یونانی «میمسیس» است. این مقاله نشان میدهد که چرا این مفهوم در شناخت تعزیه کارایی ندارند و نمیتوان با اتکا به آن تحقق تشبّه در تعزیه را فهم کرد.
لازلو موهولیناگی"" یکی از هنرمندان معروف و معتبر قرن بیستم است که آثار هنری قابل توجهی در زمینه های مختلف هنری از خود برجای گذاشته است. او ابتدا در رشته حقوق تحصیلات خود را به پایان رسانده، سپس به هنرآموزی پرداخته و سبک ""کنستراکتیویسم"" را به عنوان سبک هنری خود برگزیده است. این پژوهش که نوعی تحقیق علّی- مقایسهای است، با مراجعه به کتاب های معتبر و مرجع در حیطه هنر و نیز برخی از سایت های معتبر تصویری انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل یافته ها انجام گرفته است. از این هنرمند، نمونه آثار زیادی در زمینه های طراحی حروف، عکاسی، نقاشی، حجم سازی، فیلم و ... وجود دارد؛ که علیرغم ماهیت متفاوت و زمینه های مختلف این آثار -که در متن مقاله آمده است- شباهت پایه ای و بارزی در مجموعه آنها مشاهده میشود. گویی با خلق ِیک اثر، اثر دیگری نیز از درون آن و با الهام از آن به وجود آمده که متأثر از سبک ساخت گرای ""کنستراکتیویسم"" است. با توجه به بررسیهای انجام شده میتوان برداشت نمود که به احتمال بسیار زیاد، تحصیلات اولیه این هنرمند در رشته حقوق -رشته ای دارای ماهیت نظم و قانون پذیری- با انتخاب سبک ""کنستراکتیویسم"" -سبکی دارای خصوصیاتی مشابه- به عنوان سبک غالب آثار هنری او، بیارتباط نبوده است.
قارچ ها از مهم ترین عوامل آسیب در چوب به شمار می روند و می توانند هم از نظر بصری و هم از لحاظ ساختاری موجب تخریب گسترده ای در آن گردند. قارچ های مخرب اشیای چوبی را از نظر شکل آسیب چوب می توان در سه دسته ی پوسیدگی ها، باختگی ها و کپک ها جای داد. در این میان پوسیدگی ها علاوه بر تخریب بصری موجب آسیب های ساختاری شدیدی در چوب می گردند. ولی باختگی ها و کپک ها بیشتر به دلیل آسیب های بصری ایجاد شده در چوب اهمیت پیدا می کنند و عدم توجه به آنها به خسارات جبران ناپذیری در آثار چوبی منتهی می شود. در همین راستا در متن حاضر، به بررسی مهم ترین عوامل قارچی و آسیب های ناشی از آنها در آثار ساخته شده از چوب پرداخته شده است و دلایل و نوع تأثیر آنها به طور کلی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
شناسایی وضعیت اقلیمی یک محل و تحلیل نیازهای اقلیمی از نظر آسایش انسان و کاربرد مصالح ساختمانی یکی از مقدمات طراحی همساز با اقلیم است. امروزه آمار اقلیمی کلیه مناطق ایران که دارای ایستگاه هواشناسی میباشند در سایت اینترنتی سازمان هواشناسی قابل دسترسی است. لذا تحلیل این آمار و شناسایی نیازهای اقلیمی محل برای هر معمار حساس به مسائل زیست انرژی و محیطی که خود را در قبال طرحش مسئول میداند به سادگی امکان پذیر خواهد بود مشروط بر آنکه با روش تحلیل این آمار و تبدیل آن به دستورالعمل های معماری همساز با اقلیم آشنا باشد. در این مقاله روش استخراج آمار اقلیمی و تحلیل آن به صورت کاربردی توضیح داده میشود. در تحلیل آمار از معیار زیست اقلیمی ساختمانی گیونی که یکی از معتبرترین معیارهای آسایش در داخل ساختمان است استفاده میشود. در این معیار برای تشخیص وضعیت محل، از آمار دما و رطوبت نسبی استفاده میشود. در مرحله بعد روش ترسیم تقویم نیاز اقلیمی و تقویم باد به عنوان جمعبندی اطلاعات اقلیمی معرفی میگردد. در خاتمه نحوه استخراج احکام طراحی از این دو تقویم و سایر اطلاعات اقلیمی محل نظیر بارندگی، یخبندان، دمای نقطه شبنم، روز درجه گرمایش و سرمایش، تعداد ساعات آفتابی، وضعیت آسمان و غیره به کمک چند مثال ارائه خواهد شد.