در محل برخی از کلیساهایاولیهارمنی، وجود معابد قدیمی و غیر مسیحی محتمل دانسته می شود. چنین فرضیه ای در مورد مجموعه رهبانی تادئوس قدیس نیز مطرح شده است. در پژوهش حاضر با مرور و دسته بندی تمام آرا موجود در مورد این فرضیه به تحلیل شواهد آورده شده پرداخته شد، تا میزان محتمل بودن آن بررسی گردد. جهت دستیابی به نتیجه صحیح بنای مورد بحث را از نظر پلان، ویژگی های حجمی و جزئیات در متن معماری کلیسای ارمنی مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته است. این بررسی تطبیقی با مقایسه تصویری این کلیسا با بناهای مشابه و همدوره همراه می شود. در نهایتتمام ویژگی های معماری این کلیسا از جمله شواهد فرضیه،ردیابی شده و متعلق به فرهنگ معماری مسیحی ارمنی و مشابه نمونه های هم دوره خود دانسته می شود، بنا بر این هر گونه ارتباط این بنا با معبد غیر مسیحیغیر محتمل دانسته می شود.
The following study aims to present a consistent framework for the sustainable development of the troglodyte village of Kandovan, taking into consideration the present situation of the village and the paramount importance of preserving its unique way of life with the ultimate goal of making efficient improvements on the living conditions of its inhabitants. Located in north-western Iran, this tourist location, which is the sole troglodyte village in the world still occupied by human dwellers, is carved entirely out of a chain of cliffs. This stone-age lifestyle in the midst of our modern times has bestowed incomparable charms to Kandovan, turning it into a major source of wonderment and fascination. Regrettably, however, the emigration of its inhabitants has placed the village and what it stands for under serious threat. This research will attempt to identify and analyze the reasons for the diminishing of the local population, and goes some way to providing practical solutions to tackle this problem, utilizing an effective application of the principles of sustainable development on both environmental and architectural aspects.
Today, concepts such as place attachment, sense of place, meaning of place, place identity, has devoted many studies In literature of architecture and urban design particularly in the field of environmental psychology. It is obvious that in all these concepts, various aspects of interaction between human and place and the impact that places have on people has been presented. This paper defines the concepts of sense of place and place attachment and explains the factors that affect them. Sense of place is a comprehensive concept which in it men feels places, percept them and attached meaning to them. Understanding the fundamental aspects of sense of place, can be effective in assess the level of public attachment to place sand tendency of people to places. Place attachment refer to emotional and functional bonds between place and people which Interpreted in different scale from a district to a country in Environmental psychology. In this regard different studies point to varied of spatial and human factors. Review the literature, this paper achieves a comprehensive definition of these concepts and then it try to compare them to find their relationship. What will come eventually is that place attachment is one of the sense of place subsets. Thus in encounter of people and place if assume people sense of place a general feeling to that place, place attachment is a positive emotion which people have about the place.
امروز مشکل حل نشده ترافیک در شهر ها و آلودگی هوای ناشی از دود خودروها عوارض سهمگینی در سلامتی و نشاط مردم دارد و باعث مرگ بسیاری از بیماران ریوی و قلبی می شود. توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و کاهش رفت و آمد خودروهای تک سرنشین، دوچرخه سواری و پیاده رویی نقش اصلی در کاهش این تبعات ایفا می کند وباعث ارتقاء سلامتی می گردد. توجه به مقوله حمل و نقل عمومی، دوچرخه سواری و پیاده مداری و جلوگیری از ورود اتومبیل به فضاهای تعامل انسانی، می تواند نقشی اساسی در بالا بردن کیفیت فضاهای شهری و آرامش روحی- روانی شهروندان داشته باشد. در این مقاله ضمن معرفی نقش و اهمیت و مشکلات و محدودیتهای بافتهای شهری شهرهایی چون تهران در ارتباط با ترافیک و ضرورت گسترش حمل و نقل عمومی، سیاستها و راهکارهای مختلفی که در الگوهای مداخله بافتهای قدیمی از منظر شهرسازی و ساماندهی فضای شهری به ویژه در زمینه حمل و نقل درون شهری به کار گرفته می شود ذکر شده است. سپس با مقایسه طرحهای مختلف نوسازی میزان استفاده از این الگوها در 16 شهر مختلف دنیا از حوزهای متنوع جغرافیایی ارائه می گردد.
افزایش روزافزون استفاده از وسایل نقلیه شخصی و توجه ناکافی به سامانه حمل و نقل عمومی منجر به شکل گیری و بروز نا به سامانی های ترافیکی و زیست محیطی در عرصه شهر شده است. تراکم ترافیکی ناشی از وسایل نقیله موتوری موجب تشدید آلودگی هوا، آلودگی صوتی و آلودگی زیست محیطی در کلانشهرها (و از جمله در اصفهان) بوده و نتیجه آن کاهش سطح سلامت و آرامش شهروندان است. در این شرایط، ترویج شیوه های جا به جایی جمعی و غیرموتوری (به ویژه دوچرخه سواری و پیاده روی)، راهکاری در راستای دستیابی به شهر سالم و پایدار تلقی می شود. در این راستا، طرح ایجاد شبکه دوچرخه سواری در محدوده شهر اصفهان، توسط شهرداری اصفهان به اجرا درآمده است و درحال حاضر تعداد 19 ایستگاه و نزدیک به 1000 دستگاه دوچرخه در نقاط مختلف شهر در حال خدمات رسانی به شهروندان می باشد. پژوهش حاضر، به دنبال شناسایی مشوق ها و بازدارنده های استفاده از دوچرخه های طرح مذکور می باشد تا با تکیه بر نتایج پژوهش، بتوان به تقویت عوامل مثبت و کاهش موانع موجود پرداخت. در این پژوهش از روش اسنادی- کتابخانه ای برای مطالعات اولیه و جمع آوری داده های موجود و تکنیک پرسشنامه برای نظرخواهی از شهروندان استفاده شده است (220=n). سپس اطلاعات حاصل از پرسش نامه ها در قالب نمودار و جدول توصیف شده و با آزمون های آماری مانند تحلیل همبستگی و رگرسیون لاجیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. استفاده از دوچرخه بیشتر برای هدف تفریحی –ورزشی بوده و کمتر به بعد جابجایی هدفمند با آن توجه می شود. در مجموع، رضایت استفاده کنندگان از طرح مذکور مثبت ارزیابی می شود. نتایج پژوهش، نشان دهنده اثرگذاری ترکیبی از خصوصیات فردی و خانوادگی در کنار عوامل کالبدی و فیزیکی بر تمایل به استفاده از دوچرخه است. در همین راستا مجموعه ای از اصلاحات فرهنگی، کالبدی و قانونی برای کاهش مشکلات دوچرخه سواران و افزایش تمایل شهروندان به دوچرخه سواری پیشنهاد می شود.
فضاهای شهری پیاده مدار، مکان هایی برای حضور شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعیشان هستند که پرداختن به کیفیات آنها سرزندگیشان را به حداکثر می رساند. از شاخصترین این کیفیات، امنیت و ایمنی می باشد. مکان های ناامن حضور مردم را در شهر به عنوان شهروندان جامعه مدنی، کمرنگ می سازند. فضاهای پیاده تهران علیرغم وجود پتانسیلهای فراوان برای حضور شهروندان، بدلیل مسائلی نظیر وجود فضاهای بی دفاع، به مکانهایی ناامن تبدیل شده اند.
هدف از این پژوهش، ارزیابی و اولویت بندی شاخص های تاثیر گذار بر ایجاد مسیرهای تردد پیاده امن بمنظور ارتقاء تعاملات اجتماعی است. از این رو محله خاک سفید تهران که به دلیل فقر اقتصادی، بزهکاری های اجتماعی، آلودگیهای زیست محیطی و غیره با کمبود فضاهای پیاده مدار ایمن، مواجه است، به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است.
در این راستا در پژوهش حاضر، روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و براساس روش و ماهیت، توصیفی - تحلیلی و روش تجربی- پیمایشی است. بنابراین، به منظور شناخت صفات و ویژگی ها و برقراری ارتباط بین شاخص ها، روش پیمایشی، همچنین در تبیین ادبیات و سوابق موضوع تحقیق و ارائه مدل تحلیلی از مطالعات کتابخانه ای و برای جمع آوری اطلاعات با توجه به ماهیت تحقیق از روشهای میدانی استفاده شده است. بدین منظور ابتدا یک مدل تحلیلی سه سطحی از عوامل موثر بر خلق مسیرهای پیاده امن متشکل از 3 معیار اصلی و 15 زیرمعیار ارائه شده است. سپس هریک از این شاخ صها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP) مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته و در پایان نیز راهکارها و اصلاحاتی برای ایجاد مسیرهای پیاده امن و به تفکیک هریک از معیارهای مورد بررسی ارائه میگردد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که از میان معیارهای مورد بررسی، معیار عملکرد بیشترین میزان تاثیر را در خلق مسیر تردد پیاده امن در محدوده مطالعاتی داشته است.
شهرسازی دوره ایلخانی بنابر شرایط سیاسی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی به وجود آمده طی حملات مغولان، یکی از تأثیرگذارترین نمونه های تاریخ شهرسازی ایران را شامل می شود. این الگو در بستر ساختار سلجوقی شهرها شکل گرفته و با رشدی سریع، سیر تکاملی خود را به سوی آفرینش کلان شهری طراحی شده طی کرده است. این تحقیق سعی در بررسی محورهای توسعه شهری ایلخانی بنابر عوامل تأثیرگذار بر آن را دارد. بدین منظور علاوه بر تعیین روند تکامل جایگاه شهر در میان ایلخانان، با مطالعه موردی توسعه شهری تبریز، طی مطالعات کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی در صدد نظام مند کردن سیاستهای اعمال شده جهت رشد و توسعه شهرها در دوره ایلخانی است. تبریز شرایط لازم جهت انتخاب شدن به عنوان پایتختی ایلخانی را از نظر اقلیم، اقتصاد و موقعیت استراتژیکی دارا بوده و زمینه های توسعه یکباره شهر با توجه به موارد مذکور فراهم بوده است. بدین ترتیب با بررسی ساختار شهرِ تبریز پیش از ایلخانان بر اساس اسناد و مدارک موجود و تطبیق داده های به دست آمده، و قرار دادن لایه ی دوره ایلخانی بر روی آن، ساختار شهر ایلخانی جهت مطالعه سیاست ها و الگوهای توسعه شهری حاصل گشته است. آنچه در این تحقیق مهم می نماید، بازخوانی سازمان فضائی شهر تبریز در طی دوره های تاریخی پیش از ایلخانان و ایلخانان می باشد که به نحوی رشد و توسعه شهر در طی قرون میانه را آشکار ساخته است. این امر علاوه بر آن که عاملی مهم جهت شناخت نظام تاریخی ساختار شهر تلقی می گردد با تطبیق فضاها و شبکه های ارتباطی بر جای مانده از آنها در کالبد معاصر شهر، طی برنامه ریزی های کلان شهری نیز از دید تقویت هویت تاریخی بافت شهر راه گشاست.
با توجه به مرمت های سالیان اخیر مسجد جامع گز و متعاقب آن زدودن برخی الحاقات دوره معاصر که در نتیجه آن فضاها، تزیینات و اشکال جدیدی از بنا هویدا گردید، اطلاعات تازه ای از گاه نگاری و مراحل توسعه این بنا مشخص گردید؛ بر همین اساس پژوهش حاضر که به روشی توصیفی- تطبیقی – تحلیلی بر پایه بررسی های میدانی و بهره گیری از مطالب متون انجام شده، بر آن است تا منظر تازه ای از گاه نگاری، مراحل توسعه، ویژگی های معماری، تزیینی و خصوصیات سبک شناختی بنا را مشخص کند. در نتیجه تحقیق مشخص گردید که بنای اولیه از نوع مساجد ستون دار بوده و به دوره آل بویه تعلق داشته است. در دوره سلجوقی مناره ای به مسجد افزوده گشته و همانند مسجد جامع اصفهان و اردستان در هر ضلع صحن چهار ایوان ایجاد شده و به مسجدی چهار ایوانی تبدیل می گردد. به احتمال زیاد چهار ایوان مسجد به طور همزمان ایجاد شده و به دنبال آن در مقایسه با سایر مساجد چها ر ایوانی سلجوقی، مسجدی با خصوصیات سبکی ویژه و متفاوت را به وجود آورده است. در دوره صفوی به دستور شاهان صفوی و بدست معماران توانمند این دوره تعمیرات، ساختمان سازی ها و تزیینات الحاقی و اساسی در بنا صورت گرفته است. روند مرمت و ساختمان سازی بنا از دوره قاجار تا به امروز نیز تداوم داشته است.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر ویژگی های طراحی کالبدی فضاهای باز مجموعه های مسکونی، بر میزان پاسخ دهی محیطی آنها انجام شده است. پیشینه پژوهش در طراحی محیط نشان می دهد که ویژگی های کالبدی فضاهای باز مسکونی می تواند بر میزان مطلوبیت آنها تأثیرگذار باشد و کیفیت زندگی اجتماعی ساکنین را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی، ارزیابی ساکنین مجموعه های مسکونی از میزان پاسخ دهی سه طرح مختلف «خطی»، «منفرد» و «فضای باز میانی» در شهر همدان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که تفاوت معنی داری میان معیارهای قابلیت انعطاف پذیری و خوانایی طرح در سه گونه مورد مطالعه وجود ندارد؛ ولی در معیار کیفیت جلوه بصری طرح، تفاوت معنی داری در بین سه طرح مشاهده می شود. در مجموع می توان گفت، ساکنین مجموعه های مسکونی مورد مطالعه، فضای باز محل زندگی خود را پاسخگوی نیازها و ارزش های مورد نظر خود نمی دانند. شاید مهم ترین دلیل این باشد که اغلب در برنامه ریزی و ساخت مسکن انبوه، برای کم کردن هزینه ها، به کیفیت طراحی و ساخت فضاهای مابین ساختمان ها کمتر توجه می شود. طراحی فضاهای باز مجموعه های مسکونی با فراهم آوردن بستر شکل گیری زندگی اجتماعی، به شکل معناداری کیفیت و مطلوبیت محیط زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد.
نگاهی اجمالی به آثار طراحیِ گرافیک تولید شده ی ایران در دهه ی اخیر نشان از گرایش نسل جدید به استفاده از تایپ در طراحی، آن هم به صورت ساخت شکنانه (deconstructive) دارد و از آن جا که به گفته ی محققین، ولفگانگ وینگارت(wolfgang weingart)، در حیطه ی تایپوگرافی از بانیان طراحیِ ساخت شکن محسوب می شود، شناخت دیدگاه ها و روش های او می تواند به ارتقایِ شناخت طراحان جوان ایرانی از اصول و راه کارهای اتخاذ شده و یافتن جایگاه بومی تایپوگرافی و پرهیز از تقلید کورکورانه از غرب یاری رساند. هدف از این پژوهش، شناسایی اندیشه ها و راه کارهای ساخت شکن ولفگانگ وینگارت در حوزه ی تایپوگرافی و استخراج ویژگی های آثار او می باشد. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی انجام شده است، بدان معنا که به جهت استفاده از شاخص ها، مشاهدات و تحلیل های کاملاً محقق محور، کیفی است و به دلیل استفاده از نتایجِ شبه آماری و ارقامی، مشابه تحقیقاتِ کمی است. هم چنین در به دست آوردن حجم نمونه ها از روش شناسیِ نظریه ی بنیادی methodology) (Grounded theory برای پیش بر د پژوهش استفاده شده است. این روش به جهت تحلیل داده های کیفی نیز استفاده می شود. ابزار تولید داده نیز، پرسش نامه ی محقق محور بوده است. نتیجه ی پژوهش حاکی از این است که ویژگی های مشخص پوسترهای وینگارت عبارتند از حاشیه های پهن و قاب بندی های تصاویر، صفحات ساخته شده با استفاده از عکس برداری ماشینی و چیدمان لایه ای تصاویر بر یکدیگر که مشخصه ی متمایز کننده ی آثار پست مدرن از مدرن می باشد. هم چنین نمودارهای درصد فراوانی نشان می دهند که وینگارت در آثارش بیش تر از حروف بدون سریف، حروف زیرخط دار و نیز حروف منفی استفاده کرده است. بهره گیری از بلوک های زیرنوشتار و نیز فرم های هندسی به خصوص مستطیل از دیگر مواردی هستند که در آثار وینگارت دیده می شوند.
انسان در طول تاریخ هنر، همواره موجودی است که می سازد و ساخته می شود. شیوه های نگاه به بدن انسان در ادوار مختلف شکل ویژه ای به خود گرفته است. با بررسی تاریخ هنر و آثار هنری می توان دریافت که موضوع بدن انسان به شیوه های متفاوت مطرح شده و مورد توجه هنرمندان واقع می شود. مقایسه و تطبیق آثار هنری یک دوره، خصوصیات نهفته در آثار و تنوع دیدگاه هنرمندان به موضوعی واحد را آشکار می سازد. در عین حال با وجود تنوع در بیان های هنری مختلف، شاهد اشتراکات و شباهت هایی بین آثار هنری نیز می باشیم. مقاله ی حاضر، مقایسه ی تطبیقی مجسمه های پیکرساز دو مجسمه ساز معاصر، ایوان پنی و ران موئک است که با استفاده از موضوع بدن انسان، با نگاهی نو، مفهوم را که دغدغه ی هنر معاصر است، در آثارشان گسترش داده اند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که دو هنرمند مذکور برای خلق آثار پیکرنگار جدید از چه شیوه ها و شاخصه هایی استفاده کرده اند و تفاوت ها و شباهت های شیوه ی این دو هنرمند چیست؟ در این نوشتار ضمن معرفی این دو هنرمند، شاخصه های مجسمه سازی این هنرمندان بررسی و تفاوت ها و شباهت های شیوه ی کارشان مورد مطالعه و مقایسه واقع شده است و در انتها به نظر می رسد که هر دو هنرمند برای دست یابی به مفهوم مورد نظر خود، با حذف، اضافه و یا تغییر در ویژگی های شناسا برای بیننده، آثارشان را خلق می کنند.
جریان باطنی معماری جریان جست و جوی آدمی برای یافتن پایگاه وجودی و آشکار کردن معنا از طریق نمادهای معماری است. بر این اساس درک معنای محیط و روند شکل گیری آن و نیز پارامترهای تاثیر گذار بر آن می تواند در خلق محیطی مطلوب که هدف اصلی معماری است تاثیرگذار باشد. این مقاله سعی بر آن دارد که پارامترهای تاثیرگذار در شکل گیری معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی را به دست آورد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 100 دانشجو مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه های مختلف که شامل 80 دانشجو در رشته معماری و 20 دانشجو در رشته های فنی است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این تحقیق کمی و کیفی، شامل پرسشنامه باز و مصاحبه عمیق در قالب یک اسکیس شناختی از دانشجویان در رابطه با تعریف دانشکده مطلوب از نظر ایشان است. همچنین از آنها خواسته شد که فضاهایی از دانشگاه های محل تحصیلشان که از نظر ایشان معنی دار بوده است را ذکر نمایند و دلایل معنی دار بودن این فضاها را نیز توضیح دهند. پس از گردآوری گزاره های ارائه شده، شروع به دسته بندی و کدگذاری آنها نموده و از میان آنها «ابعاد » استخراج گردید. از جمع بندی ابعاد، «وجوه » و از جمع بندی وجوه، «پارامترها » به دست آمد. در نهایت مدلی سه وجهی شامل پارامترهای فیزیکی، عوامل ذهنی و پارامترهای آموزشی ارائه می شود که می توان گفت عوامل تاثیرگذار بر معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی از این مدل پیروی می کنند. در پایان با استفاده از تحلیل روایی به نحوه ادراک و تجربه مکان توسط دانشجویان معماری و دانشجویان رشته های فنی از محیط آموزشی خود پرداخته می شود.
معماری اسلامی - ایرانی در فرهنگ تشیع میراث گران قدری است که از نسل های گذشته به یادگار گرفته شده و نمونه های ارزشمند آن در نظام برنامه ریزی، طراحی و مدیریت شهرهای تاریخی ایران به خوبی قابل مشاهده و بازشناسی می باشند. رابطه معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی با مبنای نظری، اصول فقهی اسلام، و آیات کتاب آسمانی و کلام وحی، گنجینه ای ارزشمند در هدایت و توسعه معماری و شهرسازی معاصر ایران خواهد بود. مروری بر تجربه های عملی و پایه های نظری آن ها در حوزه های معماری و شهرسازی و مدیریت شهری نشان دهنده آن است که تبین رابطه اصول نظری و مشخصات کالبدی از از پیش نیازهای تحقق و اجرایی شدن یک سبک و گرایش معماری است؛ بر مبنای چنین رویکردی است که می توان موضوع مورد نظر این پژوهش را در بستر آیات قرآنی و تفاسیر معتبر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. سوال اصلی پژوهش آن است که هویت در معماری اسلامی چیست؟ و این تعریف در شکل گیری معماری اسلامی چه جایگاهی دارد؟ بایسته های تحقق قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام، در بستر شکل گیری معماری اسلامی چیست؟ معماری اسلامی بر بستر عناصر هویت ساز چگونه شکل میگیرد و این عناصر چه جایگاهی در معماری اسلامی دارند؟ روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، روش استدلال منطقی است. پس از ترسیم چارچوب نظری پژوهش، منابع علمی و تخصصی با روش مقایسه تطبیقی تحلیل شده، فرصت ها و چالش های حاصل از آن به بحث گذاشته می شود. این پژوهش نیازمند برخوردی کیفی است ازاین رو بر مبنای پارادایم آزادپژوهی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی در روند مقاله استفاده خواهد شد. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که رعایت اصول ده گانه مورد بحث می تواند به مثابه تجلی قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام در نظام معماری و شهرسازی، به خصوص در هدایت و برنامه ریزی طرح های توسعه شهری، معرفی شود.
Historic urban areas are a significant part of each city not only due to having irreplaceable cultural and social resources, but also due to their attractive patterns of life. They have being threatened by strong development trends. This paper aims to investigate the impacts of redevelopment trends in the historic city of Shiraz, Iran. The paper begins by highlighting historical development in the different periods such as Atabakan, Safaviyeh, Zandiyeh, Qajar and Contemporary period; and then, it investigates types of heritage in Shiraz, and, the impacts of modernization trends on the historic urban area of the city. The purpose of the present study is to investigate some of the problems involved in the conservation of the historic settlements in Iran with particular emphasize to the historic settlement of Shiraz city. This study found that confrontation between strong development trends and urban heritage conservation led to loss of numerous tangible and intangible heritages in Shiraz.
Islamic and Iranian cities, both, East and West, know the physical monuments of Islamic culture1 based on one of the features of the Islamic cities. Meanwhile, other religious centers, including Tkaya, Hosseiniyehiyeh and hospice is not the case to considerate, while these elements cause to shape group behavior, strengthen social ties and strengthening of cultural integration, have always played a major role. These reasons reflect the role of the religious and their religious mission to, Imam Hussein: have been lasting and eternal ever. On the other hand, religious buildings, including mosques, Hosseiniyehiyeh, the convent, the grave and so for various reasons such as “governing their spirituality,” “Historical Background”,“architectural style” and “cultural works - social among people of the past had been of special aspects “sanctity”. Materials and Methods, “descriptors” and “analytic” in addition, with reference to theories and models of sustainability and sustainable urban spaces using “argument” and “analog” to review these theories and extend them to Hosseiniyehiyeh and Tkaya discussed and some results in this direction are mentioned. Research findings show the survival of Tkaya and Hosseiniyehiyeh beliefs, beliefs, customs and religion of citizens, especially their integration with the components is related to religious values and reflecting the traditional city is based on the formation of beliefs is that survival, Protection and maintenance Hosseiniyehiyeh paid actor and in which viewers of this show and passionate Hosseiniyehi mourning single entity to have formed; If due to the impact of beliefs and opinions of people throughout history has been a Hosseiniyehiyeh as a phenomenon of religious values and that its inclusion has been persistent throughout history and reflect the beliefs of religious people and the world towards Imam Ali, Imam Hussein: future date will remain the eternal.