ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۶۴۱.

مقایسه و تحلیل گرایش های موضوعی پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی در سطح ملی و بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۴۲۹
هدف: پژوهش حاضر بر آن است تا به مقایسه و تحلیل گرایش های موضوعی پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی در سطح ملی و بین المللی بپردازد.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با رویکرد تطبیقی انجام گرفته است. جامعه ی مورد مطالعه شامل پژوهش های جهانی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس طی سال های 2019-1945 و پژوهش های ایرانی نمایه شده در پایگاه آی. اس. سی. طی سال های 1398-1351 در علم اطلاعات و دانش شناسی هستند. تجزیه و تحلیل داده ها با محاسبه ی درصد فراوانی و آزمون کای اسکوئر انجام گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که میان شماری از حوزه های پژوهشی علم اطلاعات و دانش شناسی در سطح ملی و بین المللی اختلاف معنی داری وجود دارد. این حوزه ها عبارتند از: مبانی نظری؛ کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی؛ اشتغال و کارآفرینی؛ پژوهش و نشر؛ فناوری اطلاعات؛ مطالعات وب؛ مدیریت دانش؛ مدیریت منابع اطلاعاتی؛ سازماندهی اطلاعات؛ بازیابی اطلاعات؛ اقتصاد اطلاعات؛ هوش مصنوعی؛ داده کاوی؛ علم سنجی؛ نظام های اطلاعاتی؛ موتورهای جستجو؛ مطالعات کاربران؛ ارتباطات علمی؛ پایگاه های اطلاعاتی؛ و اخلاق اطلاعات.نتیجه گیری: مقایسه ی موضوعات پژوهش های ایرانی و جهانی نشان داد که حوزه هایی مانند فناوری اطلاعات، مطالعات وب، اقتصاد اطلاعات، هوش مصنوعی، داده کاوی، نظام های اطلاعاتی، موتورهای جستجو، و پایگاه های اطلاعاتی در میان پژوهش های بین المللی گرایش بیش تری داشتند و حوزه هایی مانند مبانی نظری، حوزه های مرتبط با کتابخانه ها و کارکردهای آن ها، پژوهش، مدیریت دانش، بازیابی اطلاعات، و علم سنجی در میان پژوهش های ایرانی مرسوم تر بودند.
۶۴۲.

اثربخشی آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران در بازیابی اطلاعات (مورد مطالعه: کتابخانه های عمومی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۸۶
هدف: هدف این پژوهش مطالعه اثربخشی آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران در بازیابی اطلاعات بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی است که با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران در سال 1400 بود که از بین آنها، 30 نفر به صورت هدفمند و با توجه به معیارهای ورود به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی ساده دردوگروه کنترل(15نفر) وگروه آزمایش (15نفر) قرارگرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مهارت بازیابی اطلاعات بود. روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید تأیید شد. پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 89/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و استنباطی (آزمون تحلیل کواریانس) استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین مهارت بازیابی اطلاعات در گروه آزمایش (07/47) در پس آزمون بیشتر از میانگین گروه کنترل (86/26) است. که بیانگر این است، آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران در بازیابی اطلاعات تأثیر دارد (p=0/000<0/05) نتیجه گیری: آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی می تواند یکی از گزینه های مؤثر در افزایش توانمندی و مهارت های کتابداران باشد. یافته های این مطالعه، موید قابل قبول بودن مباحث نظری ارائه شده در این حوزه است.
۶۴۳.

ضرورت، امکان و موانع توسعه کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری بزرگ شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۹۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی ضرورت، امکان و موانع توسعه کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری بزرگ شهر تهران است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته است. در رویکرد کیفی پژوهش از روش پدیدارشناسی و تحلیل محتوا با مدل کلایزی و در رویکرد کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه 10 مال چندمنظوره بزرگ شهر تهران است که با معیارهای مختلفی سنجیده و انتخاب شده است. از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه محقق ساخته با سنجش روایی و پایایی آن برای پاسخ به سوالات فرعی پژوهش استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد تعداد کتابخانه های پیرامون مراکزتجاری مورد مطالعه نسبت به جمعیت ساکن، ناکافی است. با وجود جمعیت ساکن در محله پیرامون مراکز تجاری، تعداد بالای مراجعه کنندگان روزانه و افراد شاغل در این مراکز تجاری، هیچ یک از مراکز تجاری مورد مطالعه آمادگی تخصیص فضا برای ایجاد کتابخانه را ندارند. تنها برخی از مراکز تجاری می توانند در اندکی از هزینه های ایجاد و فعالیت کتابخانه های عمومی کمک کنند. ایجاد کتابخانه عمومی در مراکزتجاری بزرگ و چندمنظوره (مال های چندمنظوره) شهر تهران می تواند تا حدی کمبود سرانه کتابخانه در این شهر را جبران کند. با توجه به جمعیت محله های پیرامون مراکزتجاری مورد مطالعه و کمبود کتابخانه در این محله ها از یک سو و تعداد بالای مراجعه کنندگان و کارکنان این مراکز از سوی دیگر، ایجاد کتابخانه عمومی در این مراکز ضروری است، همچنین ،کتابخانه های عمومی مراکزتجاری از نظر ساختمان و تجهیزات، جمعیت خدمت گیرنده، مجموعه سازی، خدمات و اداره کتابخانه دارای برخی ویژگی های خاص خود هستند
۶۴۴.

مدل سازی تأثیر فرهنگ بر ایفای نقش کتابخانه های عمومی به مثابه مراکز اجتماعی: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۴۶۶
روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی؛ به لحاظ نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی؛ و به لحاظ ماهیت داده ها نیز یک تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی است که با رویکرد نظام مند نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. در بخش کیفی، ابتدا با انجام 33 مصاحبه و 2 گروه کانونی، عوامل مؤثر شناسایی شدند. تأیید روایی این عوامل با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و پایایی آن ها از طریق آزمون ضریب کاپای فلیس به تأیید رسید. در بخش کمی، پایایی ابزار با استفاده از پرسشنامه ای متشکل از 16 گویه و با ضریب آلفای کرونباخ به میزان 91/0 تأیید شد. در نهایت، عوامل با روش آنتروپی شانون رتبه بندی شدند.یافته ها: سه سازه فرهنگی شامل گفتمان محلی، عرصه مفاهمه و اشاعه فرهنگی، در ایفای نقش کتابخانه های عمومی به مثابه مراکز اجتماعی اثرگذارند. در این بین، عرصه مفاهمه مهمترین عامل محسوب می شود و اشاعه فرهنگی نیز کمترین تأثیر را در این زمینه دارد. تمامی عوامل دارای روایی محتوایی بیشتر از 33/0 و ضریب کاپای بالاتر از 7/0 بودند، پس همه آن ها از روایی و پایایی لازم برخوردار هستند. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش نیز در شش بخش طراحی و ترسیم شد.نتیجه گیری: نظریه حوزه عمومی یورگن هابرماس از جمله نظریات جامعه شناسی است که با توجه به موازین موجود در آن، به اهداف و رسالت کتابخانه های عمومی نزدیک است. کتابخانه های عمومی برای ایفای نقش خود به مثابه مرکزی اجتماعی، لازم است تا گفتمان بومی جامعه را ترویج دهند، عرصه ای امن برای بحث و مفاهمه آزادانه اقشار مختلف اجتماع باشند و از رخدادهای فرهنگی بومی مطلع باشند. همچنین به عنوان مرکزی گفتگو محور از سوی جامعه شناخته شود و به اشاعه فرهنگی در جوامع محلی بپردازند.
۶۴۵.

Designing a Comprehensive Model for Developing a Smart Organizational Knowledge Map: A Hyper-Hybrid Approach Based on Meta-Ethnography(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۴۳۲
This study aimed to design a comprehensive model for intelligent organizational knowledge mapping with a hyper-hybrid approach based on meta-ethnography. In this article, various sources and theories about the knowledge map have been examined and analyzed using the meta-combined and meta-ethnography methods. Using the results of the work, a comprehensive model of knowledge map has been developed. Based on the qualitative approach in this research, the meta-hybrid method based on meta-ethnography has been used. The tool used has been articles related to  mapping knowledge for smart organizations. A total of 34 pieces of research were found with the keywords related to designing and developing the knowledge map in the title field. Finally, after 4 stages of refinement, out of 34 studies, 8 were excluded and 26 studies were selected for data analysis. In this article, by examining and analyzing various patterns of knowledge map development, finally, an 11-step model was developed. The proposed model of eleven basic steps, respectively, includes: determining the knowledge objectives of these centers by developing knowledge maps and identifying users of knowledge maps, identifying definitions and terminology of knowledge centers, identifying the basic processes of these centers, and drawing and analyzing its process maps, Knowledge extraction from the activities in the processes of smart organizations according to the process map, creating a profile for the extracted knowledge, creating knowledge connections and relationships and integrating these connections into an illustrated interface, and finally validating the developed knowledge map.
۶۴۶.

Integration of Sustainability in Small Business Digital Marketing: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۴۰۳
This study aims to design a local model of social responsibility in digital marketing in small online retail businesses in Iran. The present research is  applied  in terms of purpose and a qualitative research  in terms of data collection method. The statistical population in the qualitative section included 11 experts. The main tools for data collection in the field included semi-structured interviews. The grounded theory approach using MAXQDA software was adopted to analyze qualitative data and present a paradigm model. Based on the results of qualitative analysis, six categories of factors were identified  including causal conditions, underlying factors, strategies, pivotal phenomena, intervening factors and consequences . Targeted marketing was identified as the main category in relation to the context. In relation to causal conditions, two main categories were identified, including moral responsibility and environmental responsibility. In relation to digital marketing as a central phenomenon of research, the indicators of giving customers the right to choose, retaining customers, providing services in accordance with customer demands, establishing appropriate relationships and relationships with customers, and creating value for customers were identified. Commercialization strategies were identified as the main category of strategies and actions. Competitiveness of companies has been identified as the most important intervening factors; and economic development and service quality improvement were identified as the main categories of outcomes.
۶۴۷.

Evaluating Online Marketing Tools and Providing a Model to Improve Sales Performance(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۴۱۳
The purpose of this study is to evaluate online marketing tools and provide a model to improve sales performance. This qualitative research is applied in terms of purpose. Subjects in qualitative research are people living in the cities of Nowshahr, Chalous, and Tonekabon, whose sample size in the qualitative section includes knowledgeable interviewees in the field of online business. The data collection tool was purposeful and MAXQDA software was used for data analysis. In a small phase, the subjects were Caspian littoral consumers in the field of online business, about 400 of whom were selected to collect data from them. The AMOS and EXCEL have been used to test the hypotheses of structural model equations, and perform Dematel analysis. The results showed that the amount of  for e-services and electronic security was negative, which indicates the influence (disability variable) of the above factors in the conceptual model of the research. Also, the   rate for electronic advertising and electronic support is more than zero, which indicates the effectiveness (cause variable) of these factors. The calculated   value shows that the order of importance of the five indicators in the present research model is: 1- Electronic services 2- Electronic support 3- Electronic customer orientation 4- Electronic advertising 5- Electronic security. The results show that five indicators (e-services, e-security, e-support, e-advertising, and e-customer orientation) are components and tools of online marketing to improve sales performance. The results showed that the amount of E_j for e-services and electronic security was negative, which indicates the influence (disability variable) of the above factors in the conceptual model of the research. Also, the E_j rate for electronic advertising and electronic support is more than zero, which indicates the effectiveness (cause variable) of these factors. The calculated P_i value shows that the order of importance of the five indicators in the present research model is: 1- Electronic services 2- Electronic support 3- Electronic customer orientation 4- Electronic advertising 5- Electronic security. The results show that five indicators (e-services, e-security, e-support, e-advertising, and e-customer orientation) are components and tools of online marketing to improve sales performance.
۶۴۸.

A Mixed Methods Approach to Social Control of Cybercultural Transgressions: An Iranian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۵۲۳
Cyber transgressions (non-normative behaviors, attitudes and conditions) are growing, hence we employed a three-study exploratory sequential mixed method designed to make a taxonomy of Instagram cybercultural transgressions, and cyber social control means; to examine the effects of low self-control, depression, negative interpersonal relationships, computer/ Internet self-efficacy, netiquette, and normative beliefs, and also sociodemographic factors, and media use habits on cybercultural transgressions; and to explore the effectiveness of jurisdiction, non-anonymity, filtering, and forced user migration to domestic social media platforms as cyber social control means. The quantitative findings from 989 participants showed that nondepressed, older, married, middle-income, university educated, non-student users (especially women) with high self-control, more positive interpersonal relationships, moderate levels of computer/ Internet self-efficacy, normative beliefs, and with more years of Internet use experience, and less daily Internet use, who are knowledgeable about netiquette, are parents, have a job (also retired individuals and housewives), do not use VPNs, psychotropic medications, and alcoholic beverages and/ or recreational drugs, do not have previous experience of online victimization, do not associate with online transgressors, and do not feel being in minority, are less likely than others to commit online transgressive behaviors, or consume transgressive content. The importance of jurisdiction and non-anonymity as social control means, and the failure of filtering and forced user migration to Iranian social media platforms are discussed. These findings can be useful in devising new non-coercive policies and initiatives to socially control cybercultural transgressions.
۶۴۹.

جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۸
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی به روشِ تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران و مسئولان کتابخانه های عمومیِ زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان جنوبی بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری غیراحتمالاتی (غیرتصادفی) از نوع نمونه گیری گلوله برفی استفاده و در مجموع با 21 نفر مصاحبه انجام شد. روش اجرای مصاحبه استفاده شده از نوع نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: موضوعات مورد درخواست زنان خانه دار از کتابخانه های عمومی در دو مقوله عملی (سلامت، کشاورزی و هنری) و نظری (ادبی-دینی و تربیتی) دسته بندی شدند. چگونگی نقش آفرینی کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار در حوزه های اجتماعی و اقتصادی نیز در دو مقوله برنامه های آموزشی (تربیتی-اجتماعی و فنی-اقتصادی) و برنامه های فرهنگی-ترویجی (اشتغال محور، تفننی، کتاب محور و مشاروه ای-ارجاعی) گروه بندی شدند که برنامه های فرهنگی-ترویجی دارای فراوانی بیشتری بودند. خدمات قابل ارائه به زنان خانه دار در فضای مجازی در دو مقوله اطلاعاتی (آموزشی و منبع یابی) و ترویجی (اطلاع رسانی و منبع گستری) قرار گرفتند که یافته ها نشان داد که سهم خدمات فرهنگی-ترویجی بیشتر است. مشوق های استفاده از فضای مجازی توسط کتابخانه های عمومی جهت توانمندسازی زنان خانه دار نیز در دو مقوله تبلیغی و کارکردی و موانع موجود در این حوزه در سه مقوله اجتماعی-اقتصادی، فردی و فناورانه دسته بندی شد. اصالت/ارزش: ارزش مسئله این پژوهش در این نکته است که کتابخانه های عمومی می توانند از امکانات فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار استفاده کنند. البته، موانعی جدی در این زمینه وجود دارد که نیازمند توجه از سوی دست اندرکاران کتابخانه های عمومی است. برای رفع این موانع پیشنهاد می شود کتابخانه های عمومی قبل از اجرای برنامه های توانمندسازی زنان خانه دار، برنامه هایی را در زمینه ارتقای سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی آنان اجرا کنند.
۶۵۰.

بررسی وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان و رابطه آن با وفاداری اعضای کودک 7- 11 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۴۰۰
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته است. در بخش کیفی پژوهش، با مراجعه به کتابخانه های عمومی استان خوزستان و بررسی آیین نامه ها یک سیاهه وارسی شامل خدمات جنبی بخش کودکان ارائه شده است. سپس در بخش کمّی پژوهش، با استفاده از پرسش نامه ارزیابی میزان وفاداری مشتری (مقیمی و رمضان، 1390، مون کیو و لارنس 2001)، متغیرهای موردمطالعه اندازه گیری و با استفاده از روش های کمّی به سؤالات پژوهش پاسخ داده شده است. یافته ها: در بخش کیفی 27 خدمت جنبی برای کودکان در کتابخانه های عمومی شناسایی شد. مهم ترین خدمات اجراشده در بخش کودک کتابخانه ها که در صدر لیست قرار گرفتند عبارت اند از: ارسال منابع به صورت غیرحضوری با میانگین 3.69، نمایشگاه کتاب با میانگین 3.67، ارائه بروشورهای آموزشی و فرهنگی با میانگین 3.55، فهرست تازه های کتاب نوجوان با میانگین 3.52، معرفی کتاب و داستان گویی با میانگین 3.47، برنامه های فرهنگی مشترک با مدارس با میانگین 3.67، امانت بین کتابخانه ای با میانگین 3.38، کلاس های کمک آموزشی با میانگین 3.31، جلسات شعرخوانی و نقد شعر با میانگین 3.24، و اختصاص فضا برای برگزاری کلاس های خصوصی با میانگین 3.29. اصالت/ارزش: مشخص شد که میزان رضایت اعضای کودک 7 تا 11 سال کتابخانه های عمومی استان خوزستان از خدمات جنبی ارائه شده در این کتابخانه ها در وضعیتی مطلوب قرار دارد و بین رضایت این کودکان و همه ابعاد وفاداری بررسی شده در این پژوهش رابطه ای معنادار وجود دارد.
۶۵۱.

تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: بکارگیری مدیریت دانش در سازمان ها و توسعه آن با توجه به تحولات روزافزون مدیریت دانش، از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد سازمان بوده و منجر به بهبود یادگیری و رشد سازمانی و عملکرد مشتریان می شود و یک الزام به شمار می رود. همچنین تدوین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی شخصی مدیریت دانش از عوامل تاثیرگذار بر تحولات مدیریت دانش می باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد است. روش: پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملت استان قم بودند. نمونه آماری پس از انجام پیش آزمون و تایید روایی و پایایی و تعیین انحراف واریانس نمونه اولیه، طبق فرمول کوکران برابر با 101 نفر به دست آمد که به صورت غیراحتمالی در دسترس به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود. پس از گردآوری پرسشنامه ها، برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد، که یک مدل کامل معادلات ساختاری آمیزه ای از نمودار مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است. ضریب پایایی کرونباخ در این مطالعه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 بوده که از حداقل مقدار استاندارد بیشتر است. لذا، سنجه ها پایایی بالایی دارند. همچنین باگازی و یی استاندارد بالای 6/0 برای پایایی ترکیبی (CR) گزارش شده است. تمامی مقادیر (CR) متغیرها، بیش از 6/0 می باشد، بنابراین، مدل اندازه گیری از پایایی ترکیبی مناسبی نیز برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا در مدل PLS معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد تحلیل قرار گرفت و ﺗﻤﺎمی ﻣﻘﺎدیﺮ AVE ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزه ﻫﺎ، ﻣﻘﺪاری بیش از 4/0 را ﻧﺸﺎن دادند و ایﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮔﻮیﺎی ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ قبول برای روایی ﻫﻤﮕﺮای پرسشنامه است. در این پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازش مدل استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 6.56، 4.97 و 6.92 تایید شدند. ولی تاثیر سازگاری سازمانی بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 0.199، 0.819و 0.531 رد شدند. تاثیر استراتژی شخصی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 4.74 تایید شد، ولی تاثیر تدوین استراتژی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 1.69 رد شد. نتیجه گیری: طبق یافته ها، تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد، تاثیر مثبت و معنی داری دارند. بنابراین، توجه به تحولات مدیریت دانش، به سازمان ها در بهبود فرایند عملکرد داخلی آن ها و یادگیری و رشد اعضای سازمان کمک کرده و عملکرد مشتری را نیز بهبود می بخشد. همچنین سازمان ها با اتخاذ استراتژی شخصی مدیریت دانش می توانند در تاثیر بر تحولات مدیریت دانش موفق تر عمل نمایند. لذا، می توان گفت قابلیت های مدیریت دانش و توانایی سازمان برای مدیریت موثر دانش که در سایه تحولات مدیریت دانش تکامل یافته است، مبنایی مشترک برای دستیابی به تعامل در اختیار کارکنان قرار می دهد که اثربخشی آن در خلق ارزش برای سازمان از طریق اثرگذاری فرآیندهای دانش بر فرایند عملکرد داخلی سازمان پدیدار می شود. همچنین تحولات مدیریت دانش منجر به یادگیری و رشد سازمانی به عنوان مهم ترین ابزار تحول مدیریت دانش که فرآیند خلاقیت مداوم از طریق خلق دانش جدید است، خواهد شد و در صورت ادغام مدیریت ارتباط با مشتری با مدیریت دانش (به مثابه یک راهبرد ضروری برای محیط های پیچیده، پویا) می توان فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردید. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرآیند عملکرد داخلی، پیشنهاد می شود با استفاده از تحولاتی که در زمینه مدیریت دانش ایجاد شده، از طریق ساده سازی فرایندهای داخلی بانک، افزایش کیفیت خدمات بانک و ایجاد نوآوری در ارائه خدمات، بتوانند در بهبود فرایند عملکرد داخلی موثر واقع شوند. همچنین با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر یادگیری و رشد، پیشنهاد می شود مدیران با فراهم ساختن شرایط مناسب، با استفاده از قابلیت های مدیریت دانش و تحولاتی که در این زمینه رخ داده است، به یادگیری و رشد سازمانی پرداخته و منجر به ارتقاء مهارت و رضایت کارکنان و همچنین منجر به ارتقای خدمات ارائه شده به مشتریان و جلب رضایت مشتریان شوند. با عنایت به نتایج این پژوهش، به نظر می رسد سازمان هایی که فعالیت های خود را براساس مدیریت دانش انجام می دهند و به یادگیری مداوم سازمانی می پردازند، با تحولات عرصه مدیریت دانش همگام شده و در نهایت از کارآیی، اثربخشی، بهره وری و کیفیت خدمات بالاتری برخوردار خواهند بود. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر عملکرد مشتریان، پیشنهاد می گردد در سازمان ها بویژه سازمان های مالی، از طریق تلفیق مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش، فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردند.
۶۵۲.

طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: پژوهش حاضر به منظور تدوین ابزاری استاندارد برای سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. روش: برای تهیه پرسشنامه اولیه سنجش نظرات دانشجویان در راستای تهیه ابزار نهایی سنجش سواد داده ای، منابع مرتبط در خصوص صلاحیت ها و شایستگی های دانشجویان از نظر سواد داده ای بررسی شده و از میان آن ها برخی از مهم ترین شاخص ها استخراج شد. در گام بعدی، برای سنجش روایی صوری و محتوایی، سؤالات طراحی شده در اختیار اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی و برخی از دیگر متخصصان قرار گرفت. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی، پرسشنامه اولیه به منظور بررسی پایایی، در بین 27 نفر از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی توزیع گردید. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه اولیه، 91/0 بدست آمد. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی سؤالات، و بررسی آن از نظر شاخص پایایی، برای ابزارسازی نهایی بر مبنای نظرات دانشجویان تحصیلات تکمیلی، این پرسشنامه در اختیار 363 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تحلیل داده ها و شناسایی ابعاد مهم و اساسی ابزار سواد داده ای، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی داده های پژوهش به منظور طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، کاهش 20 شاخص یا متغیر به 4 عامل یا معرف شامل: درک داده؛ جمع آوری، سازمان دهی و ارزیابی داده ها؛ تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها؛ و اشتراک گذاری داده ها با ملاحظه مسائل حقوقی و استنادی است. این ساختار مجموعاً 58 درصد از واریانس سواد داده ای را پوشش می دهد و نشانگر رضایت بخش بودن تحلیل عاملی و متغیرهای مورد مطالعه می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه بررسی ابزار پیشنهادی، نشانگر اثربخشی آن در سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، استفاده از آن برای سنجش سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف کشور پیشنهاد می شود.  
۶۵۳.

بررسی اهمیت همکاری علمی در میزان استناد به پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اهمیت همکاری علمی در میزان استناد به پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس، موجود در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا USPTO (United States Patent and Trademark Office) انجام شده است. روش: این پژوهش با روش توصیفی و با رویکرد علم سنجی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 8182 پروانه ثبت اختراع ثبت شده در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا است که در مرحله دوم پژوهش، برای به دست آوردن تعداد استناد مدارک علمی به هر پروانه ثبت اختراع، عنوان تک تک پروانه های ثبت اختراع در مجموعه هسته پایگاه  Web of Science Core Collectionموسوم به وب آف ساینس و با مراجعه به قسمت Cited Reference Search جستجو شد و با تایپ بخشی از عنوان پروانه ها در علامت نقل قول " " جستجو انجام شده و میزان استنادات مدارک علمی به پروانه های ثبت اختراع گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل میزان همکاری های صورت گرفته در پروانه های ثبت اختراع، از نرم افزار اکسل استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فقط 841 پروانه ثبت اختراع از 8182 پروانه ثبت شده در کشورهای خلیج فارس موفق به کسب استناد در مدارک علمی نمایه شده در پایگاه وب آف ساینس شده اند و مجموعاً 2496 استناد دریافت کرده اند. یافته های پژوهش در خصوص تعداد پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس براساس رده بندی موضوعی سی.پی.سی (CPC) نشان داد که بیشترین میزان ثبت پروانه های ثبت اختراع مربوط به رده فیزیک (G) با تعداد 1717 پروانه است؛ و کمترین میزان ثبت پروانه ها مربوط به رده منسوجات و کاغذ (D) با تعداد 24 پروانه است. در مجموع، بیشترین تعداد پروانه ها مربوط به کشور عربستان با تعداد 5469 پروانه و کمترین میزان پروانه های ثبت اختراع مربوط به کشور عراق با تعداد 22 پروانه است. بیشترین تعداد ثبت پروانه های دارای یک مخترع در کشور عربستان در رده موضوعی فیزیک (G) و با تعداد 288 پروانه است و کمترین میزان پروانه ها براساس رده های موضوعی مربوط به کشور عراق با تعداد 11 پروانه ثبت اختراع است. همچنین بیشترین میزان تولید پروانه های دارای بیش از یک مخترع در کشور عربستان با رده موضوعی شیمی و مهندسی مواد (C) با تعداد 4114، و کمترین میزان تولید پروانه ثبت اختراع مربوط به کشور عراق با تعداد 11 پروانه است. نتیجه گیری: تعداد کمی از پروانه های ثبت اختراع ثبت شده از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا، در مدارک علمی نمایه شده در پایگاه استنادی وب آف ساینس استناد دریافت کرده اند. بیشترین میزان همکاری در داخل کشورهای حوزه خلیج فارس مربوط به کشور عربستان با تعداد 12583 مخترع و کمترین میزان همکاری نیز مربوط به کشور عراق با تعداد 30 مخترع بوده است. همچنین، بیشترین میزان همکاری با کشورهای خارج از حوزه خلیج فارس مربوط به کشورهای آمریکا با تعداد 2198 مخترع و انگلستان با تعداد 384 مخترع، آلمان با تعداد 333 مخترع، کانادا با تعداد 219 مخترع، هندوستان با تعداد 203 مخترع، و فرانسه با تعداد 171 مخترع بوده است. طبق داده های به دست آمده در خصوص میزان استناد دریافتی در پروانه های ثبت اختراع تک مخترع و چند مخترع، با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس، سطح معناداری داده ها کمتر از 0.05 را نشان داد. از این رو، اختلاف رتبه ها معنادار بوده، و نتیجه آزمون نشان داد که پروانه های ثبت اختراع چندمخترع، تعداد استناد بیشتری نسبت به پروانه های ثبت اختراع تک مخترع، در رده های موضوعی به دست آورده اند.
۶۵۴.

بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی کتابداران با توجه به نقش آوای سازمانی(مطالعه موردی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف: دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس سند تحول خود، توجه همه جانبه به کارکنان دارد. شناخت نیروی انسانی و عوامل مؤثر در به کارگیری هرچه مطلوب تر این سرمایه سازمانی، یکی از دغدغه های مدیران آن است، لذا پژوهش حاضر در این راستا انجام گرفته است و هدف آن، بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی سازمانی با توجه به نقش آوای سازمانی در کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش: پژوهش از نظرهدف، کاربردی و از نظر نوع، همبستگی است. شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامه های خودرهبری نک و هافتون، خودکارآمدی شرر و آوای سازمانی هامس است .جامعه آماری شامل کتابداران دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای جامع بود که از 105 نفر کتابدار، تعداد 100 نفر به پرسش ها پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزارSmart PLS نسخه 2 استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که خود رهبری با ضریب مسیر (417/0) بر خودکارآمدی با نقش میانجی آوای سازمانی تأثیر دارد. همچنین، خودرهبری با ضریب مسیر (833/0) و (692/0) به ترتیب بر خودکارآمدی و آوای سازمانی تأثیر دارد. آوای سازمانی با ضریب مسیر (160/0) بر خودکارآمدی تأثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به تأیید تأثیر آوای سازمانی در ارتباط بین خودرهبری و خودکارآمدی، می توان با برنامه ریزی و آموزش های لازم و تشویق کتابداران، رفتارهای خودرهبری، خودکارآمدی و آوا را در آنها تقویت نمود و از نتایج آن در کتابخانه های دانشگاهی بهره برد.
۶۵۵.

بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی با استفاده از عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف: واکاوی کاربرد عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC در بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی است.روش پژوهش: در این پژوهش، تطبیق هر یک ازعناصر دو استاندارد فراداده ای توصیف آرشیو (استاندارد توصیف آرشیوی رمزگذاری شده (ای.ِای.دی)[1]و استاندارد بین المللی توصیف آرشیوی عام (ایساد (جی))[2]و الگوی مفهومیRiC که جامعه ی پژوهش قلمداد می شوند، باروش توصیفی-تحلیلی وروش تحلیل محتوا انجام شده است. جدول تطبیقی ایساد(جی)وای.اِی.دی.ازسایت کتابخانه کنگره[3] مورداستفاده قرارگرفته و با جمع آوری و بررسی مستندات مرتبط باهرکدام از استانداردها و ترجمه عناصرتوصیفیRiC،جدول تطبیقی هرسه تهیه شده است.یافته ها:RiC-CM، درعین حال که موجودیت های توصیفی ارائه شده درسه استاندارد شورای بین المللی آرشیوها(ایکا) را ترکیب کرده میان آن ها تمایز قائل می شود. ازسوی دیگر،تمرکز در ایساد (جی)،وحدت توصیف است. درحالی که در RiC-CM روشی که رکوردهای تکی باید توصیف شوند با روشی که مجموعه ای از رکوردها باید توصیف شود،یکسان نیست. ایساد(جی) مبتنی بر یک مدل چندسطحی بوده وتوصیف چندسطحی[4] ارائه می دهد؛ بطوری که توصیف موجودیت های آرشیوی دارای ماهیتی سلسله مراتبی هستند و غالبا در چند سطح عرضه می شوند.تلاش RiC-CM آن است تاتوصیفی چندبعدی[5] طراحی کرده و بجای توصیف چندسطحی بصورت سلسله مراتب، توصیف ممکن است به شکل یک نمودار یا شبکه باشد. ازاین رو، علاوه برتوصیف موجودیت های آرشیوی؛ موجودیت ها را دربافتی وسیع تر و در ارتباط با سایر موجودیت ها، درنظر می گیرد؛ وتوصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی را بهبود می بخشد.نتیجه گیری: RiC-CM، هم ازنظرساختاری و هم ازنظر مفهومی، فراتر از استانداردهای توصیفی فعلی ایکا حرکت می کند. RiCکه از لحاظ ساختاری به سه جزءموجودیت های متنی، محتوایی و رابطه ای تقسیم می شود، منعطف وسازگار با زمینه های مختلف بوده و نسبت به استانداردهای توصیفی آرشیوی، یک رویکرد جامع تر و نظام مندتر جهت مدیریت و توصیف اشیای آرشیوی ارائه می دهد. به این ترتیب، با اصلاح روش توصیف اشیای آرشیوی در استاندارد ایساد)جی)،آرشیویست هارا قادر می سازد توصیف رکوردها درآرشیوهای دیجیتالی را بهبود بخشند.[1]. Encoded Archival Description[2]. International Standard Archival Description (General) (ISAD (G))[3]. https://www.loc.gov/ead/tglib/appendix_a.html#foot4[4]. multilevel description[5]. multidimensional description
۶۵۶.

راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز می باشد.روش پژوهش: روش پژوهش، پیمایشی و نیز مطالعات کتابخانه ای بوده و به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه ی محقق ساخته انجام گرفت. روش نمونه گیری جامعه آماری، نمونه گیری طبقه ای سهمیه ای بود که نهایتاً کار به انتخاب نمونه ای از اعضاء به روش تصادفی ساده ختم شد و تعداد ۳۸۰ پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. پیرسون و آزمون T و ... از جمله آزمون های آماری مورد استفاده در پژوهش بود که در نهایت داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر این است که رابطه ی مؤلفه ی برون سازمانی (عوامل محیطی و خانوادگی) و مؤلفه های درون سازمانی (میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) با میزان جذب و توسعه مخاطب به کتابخانه ها در سطح اطمینان بالایی تأیید می شود و رابطه مؤلفه ی برون سازمانی (میزان تحصیلات مخاطبان) و میزان جذب مخاطب به کتابخانه ها مورد تأیید واقع نمی شود.نتیجه گیری: بر طبق نظرسنجی از مخاطبان مورد پژوهش میزان جذب مخاطبان به کتابخانه ها در ارتباط با ۵ مؤلفه موردمطالعه پژوهش (عوامل محیطی و خانوادگی، میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) در سطح قابل قبولی است اما میزان تحصیلات مخاطبان تأثیر چندانی بر میزان مراجعه افراد به کتابخانه ها ندارد.
۶۵۷.

چارچوب ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی برای کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: سواد اطلاعاتی به مجموعه ای از مهارت های مورد نیاز برای حرکت هدفمند در جامعه اطلاعاتی تعبیر می شود. کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از مجاری مهم و پرکاربردِ ارائه اطلاعات، نقش مشارکتیِ مهم و قابل توجهی در آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی دارند. امروزه در عصر پساسواد و با همه گیر شدن رسانه های مبتنی بر فناوری های نوین دیجیتالی و با پشت سر گذاشتن مراحل سنّتی سواد و ظهور سوادهای نوپدید، مطالعات سواد اطلاعاتی نیز با گذر از مدل ها و استانداردها، حرکت های نوینی را به سوی ارائه چارچوب ها آغاز نموده است. این امر باعث شده تا رویکردهای قابل توجهی در مطالعات این حوزه، با توجه به انعطاف پذیری و شمول بیشتر چارچوب ها نسبت به استانداردها، حاصل شود. در هزاره سوم، سواد اطلاعاتی یک قابلیت مهم برای تمام افراد جامعه محسوب می شود و پیشرفت هر جامعه، در گرو میزان حرکت آن جامعه در جهت نیل به جامعه اطلاعاتی کارآمد است. بنابراین، نقش کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از زیرساخت های جامعه اطلاعاتی و یک سیستم مشارکت کننده و استمراردهنده مهارت های سواد اطلاعاتی، بسیار پررنگ تر از گذشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب ارتقای آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی برای مخاطبان کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد. روش: نوع پژوهش کاربردی است و در زمره مطالعات آمیخته جای دارد. جامعه پژوهش 4 عنوان چارچوب سواد اطلاعاتی و 18 نفر از متخصصان و خبرگان سواد اطلاعاتی کشور بودند. داده های پژوهش با تلفیق سه رویکرد تحلیل محتوای چارچوب های سواد اطلاعاتی، سه دور رفت و برگشت پنل دلفی خبرگان سواد اطلاعاتی و تکنیک دیمتل، گردآوری شده و با استفاده از نرم افزارهای اِن ویووا، اکسل، متلب و نسخه 8 ایکس مایند، تحلیل و ارائه شدند. یافته ها: اجزاء چارچوب پیشنهادی با 7 مؤلفه و 52 شاخص مشخص شد. بیشترین مقدار وزن نسبی و درجه اهمیت مربوط به دو مؤلفه «اشاعه اطلاعات» (482/10) و «ارزیابی اطلاعات» (712/9) بود و مؤلفه «ترکیب اطلاعات» (434/9) کمترین درجه اهمیت را نسبت به سایر مؤلفه ها کسب کرد. نتیجه گیری: چارچوب حاصل از این پژوهش می تواند در بهبود خلأ ناشی از فقدان برنامه ریزی های منسجم و اجرای مستمر آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی و تحقق هدف ها و مأموریت های آموزشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور مؤثر واقع شود. این چارچوب می تواند در سطوح خُردتر، در طراحی و تدوین میکرو مدل های بافتی سواد اطلاعاتی در انواع مختلف کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی (منطقه ای، شهری، روستایی، سیار) نیز به کار گرفته شود. همچنین می تواند با جریان سازی علمی مناسب در این زمینه، در پر کردن شکاف های پژوهشی در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور، و در مهارت افزایی به جامعه بزرگ مخاطبان این کتابخانه ها مؤثر واقع شود. بهره گیری از چارچوب های سواد اطلاعاتی به عنوان یک راهبرد عملی، در جهت آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی، می تواند یکی از راهبردهای زمینه ساز توسعه پایدار اطلاعاتی جوامع به شمار آید.
۶۵۸.

سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است. نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
۶۵۹.

واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی می تواند سطح عملکرد کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسب وکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب وکارهای نوپا است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب وکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصت ها و عملکردها با فناوری های نوظهور هوش مصنوعی ارائه می دهد که عبارتند از: حفاظت از داده های کارکنان، ایجاد داده های واقعی همراه با کیفیت و حجم داده ها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی داده های مغرضانه. یافته ها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسب و کارهای نوپا، به اهمّ نقش های آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در دو مضمون فرصت ها و چالش ها و 10 مضمون سازمان دهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسب وکارها طبقه بندی کرد. فرصت ها با 5 مضمون سازمان دهنده شامل قابلیت شبکه سازی برای کسب وکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتری محوری جهانی، ارزش آفرینی شغلی، تاب آوری کسب وکارهای نوپا شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب 5 مضمون سازمان دهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیت های یکپارچه سازی و کاربردهای ثابت و محدود، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا ارائه گردید. نتیجه گیری: توصیه می شود هنگام استقرار سرویس های هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستم های هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسب وکارهای نوپا، سیستم های هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شده اند و می توانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با این حال، آنها قابلیت های محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
۶۶۰.

طراحی مدل هوشمندسازی سازمان با تکنیک تحلیل داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی مدل هوشمندسازی سازمانی شرکت فومن شیمی براساس تحلیل داده بنیاد بوده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع کیفی بوده که با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان خبره شرکت فومن شیمی بوده و نمونه آماری به شیوه ای هدفمند انتخاب شد و با تعداد 13 نفر، اشباع نظری حاصل شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوشمندسازی شرکت فومن شیمی بود. یافته ها: براساس نتایج حاصل از بخش کیفی، با نرم افزار Atlas.ti 95 کد باز شناسایی شد که در 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی طبقه بندی شدند. مقولات اصلی شامل عوامل علّی، عوامل زمینه ای، پیامدها، راهبردها و مفهوم هوشمندسازی می باشند. مقوله های فرعی مربوط به مفهوم هوشمندسازی عبارتند از: ابزاری برای سازگاری با تغییرات محیطی، تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، استفاده از تکنولوژی در فرآیندهای مختلف سازمان. مقوله های فرعی عوامل علّی شامل: عوامل سازمانی، عوامل انسانی، عوامل فنی، عوامل اقتصادی است. مقوله های فرعی مربوط به شرایط زمینه ای شامل: فرهنگ سازمانی، بسترهای تصمیم گیری، بسترهای قانونی، مهارت های تجاری بوده و مقوله های فرعی مربوط به راهبردها نیز عبارت است از: راهبردهای تصمیم گیری، راهبردهای اقتصادی، ارتقای فرهنگ سازمانی، فراهم سازی زیرساخت ها و فناوری لازم. پیامدها نیز دارای دو زیرمقوله فرعی پیامد منفی و مثبت می باشد. نتیجه گیری: امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشیاری و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد که لازمه سازگاری و پاسخ مناسب، هوشمندسازی سازمان و استفاده درست از سرمایه فکری سازمان می باشد. لذا، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، مدیریت و هیئت مدیره شرکت فومن شیمی باید هوشمندسازی سازمان را سرلوحه کار خود قرار دهند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن این مفهوم مفید واقع گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان