هدف از این تحقیق بررسی تأثیر دو هفته مصرف مکمل تورین و اجرای سه جلسه فعالیت تناوبی شدید 90 دقیقه ای بر پاسخ برخی سایتوکاین های سرمی در بازیکنان تمرین کرده فوتبال بود. به این منظور 24 بازیکن فوتبال از ردة امید انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تورین (8TG=)، پلاسیبو (8PG=) و کنترل (8CG=) تقسیم شدند. گروه TG روزانه 15 میلی گرم مکمل تورین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن خود و گروه PG به همین مقدار آسپارتام دریافت کردند و هر دو گروه به اجرای سه بار پروتکل 90 دقیقه ای ویژة فوتبال پرداختند، درحالی که گروه CG هیچ مکملی را دریافت نکرده و فقط برنامه عادی خود را پیگیری کردند. نمونه های خونی از آزمودنی ها در شش مرحله (48 ساعت قبل از شروع دوره، قبل و بلافاصله بعد از اجرای پروتکل ورزشی اول و سوم و 48 ساعت بعد از پایان دوره) به مقدار 5 سی سی از ورید قدامی ساعد در وضعیت نشسته جمع آوری شد. سپس نمونه ها جهت تعین تغییرات سایتوکاین ها (IL-6, TNF-α) در آزمایشگاه مرکز غدد به وسیلة کیت های مخصوص آزمایش شدند. برای مقایسة میانگین ها در هر گروه از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی توکی با نرم افزار SPSS.17 استفاده شد. نتایج نشان داد که مقادیر IL-6 و TNF-α سرم بازیکنان فوتبال در مراحل شش گانه اندازه گیری و در گروه های مختلف به ترتیب 029/0=P و 013/0=P تفاوت معنی دار یافته و این تفاوت در بین گروه کنترل و گروه پلاسیبو به ترتیب با 043/0=P و 008/0=P مشاهده شده است. به طورکلی به نظر می رسد که اجرای سه بار پروتکل 90 دقیقه ای ویژة فوتبال در هفته، فشاری را بر سیستم التهابی بازیکنان فوتبال وارد می کند که چنین فشاری در طول فصل مسابقات ممکن است بارها تکرار شود. از طرفی نتایج نشان داد که مصرف مکمل تورین قبل و در حین این دورة پرفشار تأثیر ضدالتهابی داشته و از ایجاد تغییرات محسوس سایتوکاین های مذکور جلوگیری کرده است. از این رو می توان مصرف کوتاه مدت مکمل تورین را در هفته های پر فشار مسابقه و تمرین به بازیکنان ورزیده فوتبال توصیه کرد.
هدف از این تحقیق پرداختن به موانع اقتصادی اثرگذار بر جذب سرمایهگذاریهای خارجی در صنعت فوتبال ایران است. جامعة آماری تحقیق را کلیة مدیران عامل و اعضای هیأت مدیرة باشگاههای لیگ برتر، اعضای هیأت رئیسة فدراسیون فوتبال و مدیران سابق فوتبال ایران (240 = n) تشکیل میدهند. 148 نفر براساس جدول انتخاب حجم نمونة مورگان بهعنوان نمونة مشخص، و پرسشنامة محققساختة 63 سؤالی که طی یک مطالعة مقدماتی و به روش دلفی تهیه شد، بین آنها توزیع و جمعآوری شد. روایی پرسشنامه را 14 متخصص تأیید کردند و آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه را 885/0 نشان داد. تجزیهوتحلیل آماری یافتهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی کلوموگروف – اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی، صورت پذیرفت. یافتهها نشان داد بین عامل اقتصادی و جذب سرمایهگذاریهای خارجی در صنعت فوتبال ایران رابطة مثبت و معناداری وجود دارد و در بین عوامل اثرگذار بر بهبود وضعیت موجود، برحسب مقدار بار عاملی بهدستآمده خصوصیسازی و حضور در بازار بورس بیشترین بارعاملی را بهدست آوردند. براساس یافتههای تحقیق، موانع اقتصادی اثرگذار بر جذب سرمایهگذاری خارجی را به سه دستة کلی میتوان تقسیم کرد: دستة اول موانعیاند که ریشه در ساختار اقتصادی کشور دارند؛ دستة دوم موانعی که ریشه در ساختار صنعت ورزش کشور دارند؛ دستة سوم موانعی که ریشه در ساختار نهادهای فوتبال دارند.
هدف این تحقیق بررسی تأثیر خستگی آبداکتور و آداکتورهای ران و مچ پا بر تعادل پویای بازیکنان فوتبالبود. 20 دانشجوی مرد رشته تربیت بدنی (سن 73/0±24/20 سال، قد 28/4±27/170 سانتی متر، وزن 24/7±38/67 کیلو گرم، شاخص توده بدن 02/2±22/23 کیلوگرم بر متر مربع) که هفته ای سه بار در تمرینات تیم فوتبال دانشگاه شرکت داشتند، بدون سابقه آسیب در اندام تحتانی، داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. برای برآورد تعادل پویای بازیکنان، پس از گرم کردن مختصر، از آزمون تعادل ستاره (SEBT) در هشت جهت استفاده شد. به منظور ایجاد خستگی در عضلات آبداکتور و آداکتورهای ران و مچ پای بازیکنان، از دینامومتر ایزوکینتیک بایودکس استفاده شد. آزمون در دو جلسه برگزار شد که در هر یک از جلسات، برنامه خستگی به صورت تصادفی در یکی از گروه های عضلانی آبداکتور/ آداکتور مفصل ران و اورتور/ اینورتور مچ پا، به صورت انقباضات مکرر تا رسیدن به 50 درصد حداکثر گشتاور اولیه، با فاصله 72 ساعت و تا حد ممکن در شرایط مساوی اعمال شد. پس از اجرای برنامه خستگی پس آزمون SEBT به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آزمون t همبسته و تحلیل واریانس (طرح اندازه گیری مکرر) در سطح معناداری 05/0P< استفاده شد. خستگی ایزوکینتیکی عضلات آبداکتور و آداکتورهای ران و مچ پا سبب کاهش معنا دار فاصله دستیابی در آزمون SEBT شد. ضمن اینکه اِعمال برنامه خستگی در عضلات آبداکتور/ آداکتور مفصل ران سبب کاهش بیشتر فاصله دستیابی بازیکنان نسبت به عضلات اورتور/ اینورتور مچ پا شد. با توجه به یافته های تحقیق خستگی عضلات آبداکتور/ آداکتور ران نسبت به اورتور/اینورتورهای مچ پا در تعادل پویای بازیکنان فوتبال بیشتر اثر گذار است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط خودکارآمدی شغلی مدیران و تعهد سازمانی کارکنان با رضایت مشتریان در اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان بود. جامعه آماری تحقیق شامل 345 نفر از مدیران، کارکنان و روسای تربیت بدنی شهرها و شهرستانهای استان کرمان بود که با توجه به اهمیت و تعداد محدود، در بخش مدیران ستادی همه 15 نفر، در بخش کارکنان و مشتریان بر اساس جدول مورگان به ترتیب 75 و 150 نفر به طور تصادفی طبقه ای برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای دستیابی به اهداف تحقیق از پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی شرر، تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامه محقق ساخته رضایت مشتری استفاده شد. روایی هر سه پرسشنامه به تائید 15 نفر از متخصصین رسید و پایایی آنها در یک تحقیق مقدماتی بر روی 30 نفر آزمودنی و با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و پایایی آنها به ترتیب 0/79، 0/87 و 0/85 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی از جمله کولموگروف اسمیرنوف، t تک نمونه ای، رگرسیون خطی، رگرسیون چند گانه و تحلیل مسیر با کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که خودکارآمدی شغلی مدیران به صورت مستقیم با ضریب مسیر 7/0 با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط مستقیم معنادار و با رضایت مشتریان با ضریب مسیر 0/53 ارتباط مستقیم معنادار دارد. همچنین تعهد سازمانی کارکنان با ضریب مسیر 0/61با رضایت مشتریان ارتباط مستقیم دارد. همچنین خودکارآمدی شغلی مدیران نیز به طور غیر مستقیم با ضریب مسیر 0/96 و از طریق تعهد سازمانی کارکنان با رضایت مشتریان اداره کل ورزش و جوانان ارتباط معناداری دارد.
به موازات رشد سریع دیدگاه حرفه ای، رویکرد فعلی تشکیلات ورزش جهان به آموزش و ارتقای مربیان، رو به توسعه است. آنان از ارکان اصلی در آموزش، رهبری و هدایت تیم اند و نقش مهمی در پرورش ورزشکاران ایفا می کنند. هدف از انجام این تحقیق مطالعة نظام آموزش، ارزیابی و ارتقای مربیان ورزش کشورهای منتخب و ارائة الگوی پیشنهادی است. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده و در جمع آوری اطلاعات از منابع موجود در کتابخانه ها و مروری بر اسناد موجود و مطالب اینترنت استفاده شده است. در ایران وزارت ورزش تلاش های مفیدی درخصوص آموزش، ارزیابی و ارتقای مربیان انجام داده است؛ لیکن عدم رویکرد سیستمی موجب شده تا همگامی آن با سیستم های پیشرفتة جهان با اشکال های متعددی مواجه گردد. در استرالیا دربارة آموزش مربیان مطالعات گسترده ای انجام شده و نوشتار هایی در باب چارچوب، سرفصل، محتوی و معیارهای آموزش و ارتقای مربیان نگاشته شده است. در انگلستان ویراست های متعددی از نظام آموزش مربیان ارائه شده و محتوای آموزشی جدیدی برای سطوح مختلف مربیگری در حال تدوین است. در ایالات متحده با توجه به سیستم آموزشی حاکم، معیارها و برنامه های آموزشی مربیان تدوین و در حال به روزرسانی است. در کانادا نیز مطالعات گسترده ای انجام شده است، به طوری که برنامةپیشرفت مربیان و ورزشکاران هر رشته تدوین و این برنامه های آموزشی به سایر کشورها نیز ارائه می شود. نتایج مطالعات نشان می دهد رویکرد سیستمی و هماهنگی با انجمن های قاره ای و جهانی مربیان از نیازهای عاجل مربیگری ورزش کشور است و تأسیس بنیاد بین المللی مربیان از ضروریات آن است. در این راه بهره گیری از تجارب کشورهای منتخب و نظام های مربوط مفید خواهد بود.
هدف پژوهش حاضر ارزیابی دانش مربیان ورزش از کمک های اولیه به ورزشکاران آسیب دیده در میادین ورزشی است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است که از نظر هدف کاربردی و از نظر مسیر اجرا میدانی است. جامعه آماری پژوهش تمامی مربیان ورزشی استان کرمان به تعداد 359 نفر بود. نمونة آماری برابر جامعة آماری در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامة محقق ساختة «ارزیابی میزان آگاهی مربیان از کمک های اولیه» استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه (90/0=CVI)، و پایایی آن را نتایج آزمون آلفای کرونباخ (95/0= r) نشان داد. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد، میزان آگاهی بیشتر (90/43%) مربیان مرد در سطح پایین و بیشتر (50/48%) مربیان زن در سطح متوسط است. همچنین، بین میزان آگاهی مربیان با مدرک تحصیلی ارتباط معناداری (05/0>P) وجود دارد و با سابقة مربیگری و سن مربیان (05/0<P) ارتباط معناداری وجود ندارد. با توجه به نقش پراهمیت مربیان در توسعة ورزش، همچنین اجتناب ناپذیری آسیب های ورزشی تلاش برای آموزش کمک های اولیه در سطوح دوره های مربیگری ضروری به نظر می رسد.
مقاله حاضر به رویکرد برنامههای ورزشی شبکههای تلویزیونی استانی منتخب نسبت به پوشش ورزش زنان پرداخته است و سعی شده است تا تصویر جامعی از شیوه پرداختن به ورزش بانوان و مقایسه آن با ورزش مردان در سیمای استان ها مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این پژوهش ازنظر استراتژی توصیفی، از نظر مسیر اجرا، تحلیل محتوا و از نظر هدف کاربردی میباشد. برنامههای ورزشی شبکههای تلویزیونی استانی منتخب تهران، خوزستان، کردستان، سیستان و بلوچستان و خراسان رضوی به صورت تصادفی انتخاب و در مجموع برنامههای هر شبکه به مدت سه هفته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد، سهم بانوان از تعداد 327 برنامه ورزشی پخش شده در مقابل مردان صفر است. به عبارت دیگر در مدت چهار ماه تحقیق هیچ پوشش اختصاصی ورزش بانوان در برنامههای ورزشی شبکههای تلویزیونی استانی منتخب صورت نگرفته است. پوشش برنامههای ورزشی مردان 6/70 درصد و ترکیبی (بدون جانبداری جنسیت) 4/29 درصد را به خود اختصاص داده است. رسانههای جمعی نقش تأثیرگذاری در توسعه ورزش بانوان دارند؛ اما با توجه به نتایج به دست آمده این نقش به دلایلی، به درستی ایفا نمیشود. استفاده بهینه از کارکردهای رسانههای جمعی به ویژه تلویزیون استانی به عنوان یک رسانه محلی و قابل اعتماد، برای اعتلای ورزش بانوان در سطح جامعه ضروری به نظر میرسد.
تحقیق حاضر با هدف تبیین مدل منابع تعارض سازمانی در دبیران تربیت بدنی استان البرز با تاکید بر جنسیت انجام شد.روش تحقیق بر اساس موضوع توصیفی- همبستگی و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری تحقیق 774 نفردبیران تربیت بدنی استان البرز در سال تحصیلی 1391-92 بودند که از این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس مقطع آموزشی و جنسیت 252 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری تحقیق تلفیقی از پرسشنامه منابع تعارض میشن و گلینو(2003) و پرسشنامه تضاد شغل دوبرین(1985) بود که جهت اعتباریابی این پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد .همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه تحقیق 81/0 به دست آمد که مورد قبول است. نتایج تحقیق نشان داد که منابع تعارض در دبیران تربیت بدنی به ترتیب بار عاملی شامل: نقص در صمیمیت اطلاعات سازمان(71/0)، فشارهای روانی محیطی(67/0)، قوانین مبهم(61/0)، رقابت برای پاداش(50/0) و تضادهای وظیفه ای و تضاد اختیارات(43/0) بودند. همچنین نتایج نشان داد که جنسیت به عنوان یک متغییر تعدیلگر بار عاملی منابع تعارض سازمانی را در مدل کاهش می دهد.
هدف از پژوهش حاضر مطالعه اثر خودتنظیمی و فاصله کانون توجه بیرونی بر یادگیری سرویس کوتاه بدمینتون در دختران جوان بود. بدین منظور 60 دانشجوی دختر مبتدی داوطلب با دامنه سنی 24-19 سال در یک طرح عاملی ترکیبی شرکت کردند. ابزار سنجش سرویس کوتاه بدمینتون، آزمون 6 ارزشی گود و مگیل (1986) بود. شرکت کننده ها به طور تصادفی در گروه های کانون توجه درونی تحمیلی، کانون توجه بیرونی با فاصله دور تحمیلی، فاصله نزدیک تحمیلی و فاصله خودتنظیم جایگزین شدند. بعد از پیش آزمون، گروه خودتنظیم بر اساس کانون توجه ترجیحی خود در پایان روز اول به گروه های فاصله دور و نزدیک خودتنظیم تقسیم شدند. تمام گروه ها طی دو جلسه 60 سرویس را با دستورالعمل توجهی مربوطه تمرین کرده و 48 ساعت بعد تحت آزمون های یادداری و انتقال قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس 5 (گروه) در 4 (دسته کوشش) با تکرار سنجش عامل دسته کوشش، کروسکال والیس و تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05/0p< تجزیه و تحلیل شد. مطابق نتایج، بین اکتساب و انتقال گروه های مورد مطالعه تفاوت معنی داری مشاهده نشد، ولی یادداری گروه فاصله دور خودتنظیم به طور معنی داری بهتر از گروه های تحمیلی بود. بنابراین، اثر متقابل خودتنظیمی و کانون توجه بیرونی دور در آموزش سرویس کوتاه بدمینتون منجر به یادگیری موثرتری شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تداخل زمینه ای و نوع تمرین (مشاهده ای، بدنی و ترکیبی) بر یادگیری سرویس کوتاه، بلند و تیز بدمینتون انجام شد. بدین منظور 96 دانشجوی پسر داوطلب، راست دست و مبتدی با میانگین سنی 5/1±22 سال انتخاب و به صورت تصادفی به 6 گروه 16 نفری (تمرین بدنی قالبی، تمرین بدنی تصادفی، تمرین مشاهده ای قالبی، تمرین مشاهده ای تصادفی، تمرین ترکیبی قالبی و تمرین ترکیبی تصادفی) تقسیم شدند. شرکت کننده ها پس از شرکت در پیش آزمون به مدت 8 جلسه و در هر جلسه 2 بلوک 9 کوششی تمرین و سپس در آزمون های یادداری تاخیری و انتقال شرکت کردند. برای بدست آوردن امتیاز عملکرد شرکت کننده ها از آزمون استاندارد فرنچ و استاتلر برای سرویس کوتاه، آزمون استاندارد اسکات و فاکس برای سرویس بلند و آزمون استاندارد بالو برای سرویس تیز بدمینتون استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس دو عاملی و آزمون تعقیبی دانکن تجزیه و تحلیل شد. نتایج در مراحل یادداری با تاخیر و انتقال تفاوت معنی داری را بین عملکرد گروه های آزمایشی نشان داد (0.05P<). نتایج آزمون تعقیبی دانکن در مراحل یادداری تاخیری و انتقال نشان داد که به ترتیب گروه های تمرین ترکیبی و بدنی تصادفی به طور معنی داری عملکرد بهتری نسبت به گروه های دیگر آزمایشی و گروه های تمرین مشاهده ای قالبی و تصادفی عملکرد ضعیف تری نسبت به گروه های دیگر آزمایشی داشتند (0.05P<). با توجه به نتایج تحقیق حاضر می توان به مربیان توصیه کرد که هنگام آموزش مهارت های ورزشی از روش تمرین ترکیبی (تمرین بدنی با تمرین مشاهده ای) تصادفی استفاده کنند.
هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی میزان رضایت مشتریان ازخدمات شهربازی های روباز شهر تهران بود. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی و از نظر اجرا پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد. شیوه جمع آوری داده ها میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی آن به وسیله جمعی از اساتید برجسته مدیریت ورزشی کشور تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ 92/0 محاسبه شده بود. این پرسشنامه با مقیاس 5 ارزشی طیف لیکرت طراحی شده بود. یافته ها: یافته ها نشان از رضایت متوسط پاسخ دهندگان از خدمات شهربازی های روباز شهر تهران داشت و بین نظرات مردان و زنان تفاوت معناداری وجود نداشت. بین میزان رضایت و درآمد تفاوت معنادار بود. نتیجه گیری: به طور کلی بیشتر پاسخ دهندگان از خدمات شهربازی های شهر تهران رضایت متوسطی داشتند. پایین بودن رضایت از هزینه بلیط تجهیزات نشان دهنده بالا بودن این هرینه برای پاسخ دهندگان داشت.
هدف از تحقیق، تعیین ارتباط بین استرس شغلی و رضایت شغلی روزنامه نگاران ورزشی می باشد. روش تحقیق همبستگی، نوع تحقیق کاربردی، روش اجرا به صورت پیمایشی و روش گردآوری داده ها میدانی است. جامعه آماری شامل روزنامه نگاران و خبرنگاران ورزشی ایران، حجم نمونه آماری 120 نفر که به روش غیرتصادفی و هدفمند تعیین شد. از آمار توصیفی همچون میانگین، انحراف معیار، فراوانی، % فراوانی و از آمار استنباطی همچون آزمون های همبستگی پیرسون (r)، تحلیل واریانس (F) و آزمون (t) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. گروه مورد مطالعه از نظر میزان استرس و رضایت شغلی با دو گروه دیگر که دارای شغل مشابهی بودند مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها از نظر رضایت از کار (008/0P<)، رضایت از مسئول (001/0P<) و رضایت از حقوق و مزایا (019/0P<) تفاوت معنادار وجود دارد و همچنین آزمون شفه تفاوت بین گروه های مورد نظر را مشخص نمود. بطور کلی به نظر می رسد که مسئولیت کاری روزنامه نگاران و خبرنگاران ورزشی با توجه به حساسیت شغل آنها بالا باشد به دلیل اینکه ارتباط مستقیم با جامعه ورزشی داشته و در انعکاس اخبار و اطلاعات باید حق انصاف را رعایت کنند تا به حیثیت و آبروی فردی خدشه وارد نشده و همچنین اصول اخلاقی عینیت و استقلال را نادیده نگیرند. همین امر روزنامه نگاران را در معرض تنیدگی و استرس قرار می دهد.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه بین خلاقیت مربیان با عملکرد تیم های ورزشی فوتسال و والیبال می باشد. جامعه آماری این تحقیق را، مربیان تیم های ورزشی والیبال و فوتسال (خانم ها و آقایان) شرکت کننده در مسابقات سراسری دانشجویان وزارت علوم و تحقیقات و فناوری تشکیل داده است که براساس جدول مورگان و کرجسای72 نفر از آنها به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق پرسشنامه و ثبت نتایج مسابقات جمع آوری گردیده است. ابزار اندازه گیری این تحقیق شامل: پرسشنامه های خلاقیت (رندسیپ)، برگه نتایج عملکردورزشکاران (محقق ساخته) و متغیرهای زمینه ای می باشد نتایج بیانگر این است که 11/3% از مربیان از سطح خلاقیت بالا و بسیار بالا برخوردارند و بقیه در سطح متوسط و پایین خلاقیت قرار دارند. 28/65% از مربیان نمونه آماری دارای مدرک کارشناسی بودند. یافته های تحقیق نشان داد که بین میزان خلاقیت مربیان و عملکرد تیم های ورزشی آنها رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد (01/0 > P، 39/0 = r). از مجموع متغیرهای زمینه ای تنها متغیر سن، ارتباط معکوس و معنادار با خلاقیت مربیان دارد (01/0 > P، 39/0 = r). همچنین متغیرهای سابقه مربیگری مربیان ودرجه مدرک مربیگری آنها ارتباط مستقیم و معناداری با عملکرد تیم های ورزشی مربیان دارد(01/0 > P، 39/0 = r). با توجه به یافته های تحقیق می توان اذعان داشت: مربیانی که از خلاقیت خوبی بهره مند هستند از عملکرد بهتری برخوردار بوده، ضمن اینکه سابقه مربیگری بیشتر و شرکت در کلاس های مربیگری بالاتر در بهبود عملکرد مربیان تیم های ورزشی مفید بوده است.
هدف: هدف از این پژوهش تدوین راهبردهای کمیته ملی المپیک ایران است.روش شناسی: جامعه آماری تحقیق شامل مدیران و کارکنان کمیته ملی المپیک، نخبگان ورزشی و مدیریتی و اعضای شورای راهبردی است (147 نفر) که بر اساس جدول مورگان، هشتاد نفر از مدیران و کارکنان، بیست نفر از نخبگان و تمامی اعضای شورای راهبردی (ده نفر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از نظرسنجی و جلسات راهبردی استفاده شد. در بخش نظرسنجی از فرم های تعیین موقعیت راهبردی و تدوین راهبردها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون فریدمن و تحلیل SWOT استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که موقعیت راهبردی کمیته ملی المپیک در منطقه SO قرار دارد. با وجود این، تمامی سیزده راهبرد تدوین شده برای تحقق رسالت و اهداف بلندمدت آن انتخاب شدند.نتیجه گیری: بنابراین کمیته ملی المپیک برای تحقق اهداف باید بتواند از قوت ها و فرصت های خود به خوبی استفاده کند.
هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه ارتباط بین عوامل استرس زای شغلی و ویژگی های فردی در بین دبیران تربیت بدنی شهرستان شهریار بود. جامعه آماری شامل 120 دبیر از مدارس شهرستان شهریار بود که تعداد 92 نفر با استفاده از جدول کرجسای مورگان به عنوان جامعه نمونه تحقیق تعیین گردید. روش انجام این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر استراتژی همبستگی و از نظر مسیر اجرا پیمایشی است و جمع آوری داده ها به صورت میدانی انجام شد که در آن مشخصات فردی و مؤلفه های استرس شغلی از طریق پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و ابزار اندازه گیری شامل سه پرسشنامه ویژگی های فردی(محقق ساخته)، تیپ شخصیتی (روزمن و فرید من) و عوامل استرس زای شغلی (کوپر) بود که پس از تأیید روایی محتوای و پایایی 87/0 = rمورد استفاده قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون ضریب همبستگی کندال و پیرسن به منظور اختلاف میانگین و ارتباط متغیرهای عوامل استرس زا با متغیرهای دیگر استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین ویژگی های فردی سن، جنسیت، سابقه خدمت و تحصیلات با عوامل استرس زای شغلی رابطه معنادار وجود دارد ولی ببن عوامل وضعیت استخدام و تأهل با عوامل استرس زا رابطه ای وجود ندارد. همچنین بین تیپ شخصیتی A و بروز عوامل استرس زای شغلی رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد.
هدف از تحقیق حاضر تعیین ارتباط مهارت های سه گانه مدیریتی مدیران ادارات تربیت بدنی استان مرکزی با ویژگی های دموگرافیکی آنان بود. روش تحقیق از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران و معاونین اداره های تربیت بدنی شهرستان های استان مرکزی، رئیسان و نائب رئیسان هیئت های ورزشی بود (121 =N) که بر اساس ماهیت تحقیق، به روش سرشماری، نمونه آماری با جامعه آماری برابر در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوری داده ها، یک پرسشنامه محقق ساخته است که شامل دو بخش کلی سؤال های ویژگی های دموگرافیکی و سؤال های بخش مهارت ها در سه زیر مجموعه مهارت انسانی، مهارت ادراکی و مهارت فنی می باشد. روایی پرسشنامه از طریق روایی سازه به میزان 74/0 =KMO و پایایی پرسشنامه از طریق آلفاکرونباخ به میزان 90/0= α به دست آمد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون های کلموگرف اسمیرنوف، فریدمن و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. اطلاعات حاصل از این تحقیق نشان داد که بین مهارت های سه گانه مدیریتی (ادراکی، انسانی و فنی) مدیران ادارات تربیت بدنی شهرستان های استان مرکز تفاوت معناداری وجود دارد (05/0=P) و نیز بین ویژگی های دموگرافیکی (سن، سابقه خدمت، سابقه مدیریت، میزان تحصیلات، سابقه ورزشی، رشته تحصیلی، جنسیت) و مهارت های سه گانه مدیریتی (ادراکی، انسانی، فنی) اداره های تربیت بدنی استان مرکزی ارتباط معنادار وجود نداشت (05/0P>). از آنجا که ارتباط معناداری میان مهارت های سه گانه وجود داشت و نقش اساسی که این مهارت ها در موفقیت و اثربخشی مدیران دارند، پیشنهاد می شود در آموزش آنان به هر سه مهارت توجه خاص مبذول گردد.