هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین رضایت شغلی، هوش هیجانی و تعهد سازمانی کارکنان ادارات تربیت بدنی دانشگاه های تهران بود. نمونه آماری برابر با جامعه آماری، شامل تمامی کارشناسان تربیت بدنی دانشگاه های دولتی(81 نفر) و آزاد(16نفر) شهر تهران بود که در سال تحصیلی92- 1391 در این دانشگاه ها، مشغول به فعالیت بودند. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جمع آوری اطلاعات به شکل میدانی انجام گرفته است. به منظورجمع آوری داده ها، از پرسشنامه هوش هیجانی سایبریا شرینگ(1998)، تعهد سازمانی پورتر و همکاران(1974) و رضایت شغلی اسمیت و همکاران (1969) استفاده شد. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی)ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه) در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه ی بین هوش هیجانی و رضایت شغلی (3/0 r=، 01/0 p≤ )، هوش هیجانی و تعهد سازمانی (35/0r= ،01/0 p≤) ، رضایت شغلی و تعهد سازمانی(69/0 r=، 01/0 p≤) ، معنادار می باشد. همچنین میان هوش هیجانی با رضایت شغلی و هوش هیجانی با تعهد سازمانی نیز رابطه ای چندگانه وجود دارد که هوش هیجانی 19 درصد از واریانس رضایت شغلی،(23/9 F = ، 19/0R2= ، 001/0 p≤) و 17 درصد از واریانس تعهد سازمانی (05/8 F= ، 17/0R2= ، 001/0 p≤) را تبیین می کند. به نظر می-رسد تفویض اختیار بیشتر به کارکنان شایسته، تقویت روحیة همکاری تیمی در افراد، و برگزاری کارگاه آموزش و شناساندن هوش هیجانی و راهکارهای استفاده صحیح و مناسب از آن در محیط کار، بتواند در تقویت تعهد سازمانی کارکنان ادارات تربیت بدنی مؤثر واقع شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مشکلات استعدادیابی در رشتة فوتبال است. کلیه مربیان تیم های پایه فوتبال لیگ آسیا ویژن استان تهران در رده های نوجوانان، جوانان و امید جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 42 نفر انتخاب شد. به دلیل نبود پرسشنامه استاندارد در این زمینه، محقق با استفاده از نظر استادان تربیت بدنی و علوم ورزشی و مربیان رده های پایه تیم ملی فوتبال، پرسشنامه ای به صورت مقیاس پنج ارزشی لیکرت طراحی کرد، اعتبار صوری و محتوایی پرسشنامه را استادان تربیت بدنی و مربیان فوتبال تأیید کردند و ضریب پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 86 صدم به دست آمد. پس از دریافت اطلاعات از آزمودنی ها، با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون فریدمن) اطلاعات به منظور بررسی مشکلات استعدادیابی فوتبال تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که مهم ترین مشکلات استعدادیابی در فوتبال به ترتیب عبارتند از: کمبود امکانات مالی و مادی برای استعدادیابی فوتبال، نبود کمیته های تخصصی استعدادیابی در باشگاه ها، نداشتن برنامة اصولی برای استعدادیابی فوتبال، آشنا نبودن با روش های علمی استعدادیابی، و تربیت نکردن افراد متخصص در امر استعدادیابی توسط سازمان های مربوط.
هدف از تحقیق حاضر تعیین وضعیت کتب درسی مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی در دانشگاه های ایران تا پایان سال 1393 از نظر ظاهر بود. روش تحقیق، توصیفی تحلیل محتوا و جامعه آماری شامل 34 کتاب مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی منتشر شده تا پایان پاییز 1393 بود.با توجه به محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری را 18 کتاب اوقات فراغت و ورزش های تفریحی منتشر شده تا پایان پاییز 1393 را تشکیل داد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و نمونه گیری در دسترس بود. ابزار جمع آوری اطلاعات را برگه کدگذاری شده محقق ساخته دو بخشی شامل مشخصات عمومی کتاب و مقوله ها یا واحدهای تحلیل تشکیل داد. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های مربوط به کتب مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی نشان داد که این کتاب ها از دیدگاه اساتید، در بعد ظاهری به طور معنی داری مناسب نیستند درحالی که دانشجویان معتقد بودند که این کتاب ها در بعد ظاهری به طور معنی داری نامناسب هستند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر جنسیت و رشته ورزشی بر انگیزش پیشرفت و ترس از شکست در ورزشکاران نخبه بود. 200 ورزشکار با سابقه پنج تا هفت سال فعالیت در رشته های تیمی و انفرادی، ازطریق نمونه گیری هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. پرسش نامه های ورزش گرایی و ارزیابی شکست در عملکرد تکمیل شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره نشان داد که ورزشکاران مرد رقابت طلب تر و تمایل بیشتری به پیروزی دارند؛ درحالی که ورزشکاران زن هدف گراترند. زنان و ورزشکاران تیمی نسبت به مردان و ورزشکاران انفرادی ترس از شکست بیشتری دارند. رشته های تیمی، پیروزی گراتر و رشته های انفرادی، رقابت طلب تر و هدف گراتر هستند. یافته ها تأثیر عوامل مختلف بر انگیزش پیشرفت و ترس از شکست را تأیید کرد و ضرورت به کارگیری مداخلات روان شناسی را به ویژه در زنان و ورزشکاران تیمی درراستای ارتقای انگیزش پیشرفت و کاهش ترس از شکست تبیین می کند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل مرتبط با شاداب سازی و زیباسازی اماکن ورزشی بر گرایش دانشجویان خوابگاهی به فعالیت بدنی بود. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی از نوع همبستگی بود که به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانشجویان دختر و پسر ساکن در خوابگاه-های دولتی و استیجاری دانشگاه ارومیه تشکیل می دادند (5366 نفر). نمونه آماری نیز با توجه به جدول مورگان و روش نمونه گیری سهمیه ای، 361 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه روا و پایای (89/0 = α) محقق ساخته شامل 38 سؤال بسته پاسخ در طیف پنج گزینه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش هفت عامل شامل تحول در نگرش مسئولین و استفاده صحیح از امکانات، شاداب سازی محیط های ورزشی، استفاده از شیوه های تبلیغاتی برانگیزاننده، روی آوری به فعالیت ها و امکانات ورزشی جدید، شرکت دادن دانشجویان در فعالیت های گروهی، جذب مشارکت دانشجویان در محیط های ورزشی و ایجاد خلاقیت و هیجان در برنامه های ورزشی را به عنوان عوامل مؤثر نشان داد. با توجه به نتایج پژوهش ایجاد فضایی صمیمی و بانشاط و براساس فرهنگ دانشجویی و نیز فراهم آوردن شرایط مناسب برای تعامل هرچه بیشتر بین دانشجویان به وسیله فعالیت بدنی، تشویق آنان به شرکت در تصمیم گیری ها، مسئولیت ها و تجهیز اماکن ورزشی، پیشنهاد می شود.
هدف تحقیق حاضر، برآورد سهم نسبی کارآفرینی از شیوه مدیریت مشارکتی از دیدگاه کارکنان اداره کل تربیت بدنی استان یزد است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان رسمی و قراردادی و پیمانی اداره کل تربیت بدنی استان یزد بود که تعداد آن ها بر اساس اطلاعات کارگزینی این اداره در سال 1389، 144 نفر اعلام شد. با توجه به جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 104 نفر برآورد شد و سرانجام، 93 پرسشنامه از این نمونه آماری دریافت شد. این پژوهش از نوع همبستگی است و به شیوه پیمایشی اجرا شده است. برای اندازه گیری از دو پرسشنامه محقق ساخته مدیریت مشارکتی و کارآفرینی استفاده شده است که پایایی این دو پرسشنامه به ترتیب 91/0 و 85/0 به دست آمد و توسط مشخصات تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار spss انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد بین مدیریت مشارکتی و کارآفرینی رابطه معنی-داری وجود دارد (05/0 p 60/0=r). همچنین طبق نتایج، مدیریت مشارکتی تمامی مؤلفه های کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می دهد (001/0 (p. بین رابطه میان مدیریت مشارکتی با کارآفرینی بر حسب جنسیت، مدرک تحصیلی و وضعیت استخدام تفاوت معنی داری وجود دارد و در خصوص سابقه خدمت به جز طبقه 11- 15 سال در بقیه طبقات، سابقه خدمتی همبستگی بین دو متغیر معنی دار است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخله بیرونی (موسیقی) بر برخی از شاخص های خستگی جسمانی در زنان جوان سالم است. بدین منظور تعداد 38 دانشجوی دختر سالم انتخاب و بصورت تصادفی به سه گروه با مشخصات تجربی (1): 13نفر شامل 2 22 سال تجربی (2): 13 نفر 2 23 سال و گروه کنترل 12 نفر: 2 23 سال تقسیم بندی شدند. برنامه آزمایشی تمرین در هر جلسه شامل رکاب زدن روی دوچرخه کارسنج با شدت 20 وات و 50 دور در دقیقه با افزایش بار 10 وات در دقیقه تا مرز واماندگی بود. پروتکل تمرین به صورت 2 جلسه در هفته به مدت 6 هفته متوالی اجرا شد. گروه های تجربی در طی تمرین با گوشی به موسیقی گوش می کردند. گروه تجربی (1) در کلیه جلسات تمرین به موسیقی با آهنگ تند (اثر کلاسیک آل گروه آسای موزارت با آهنگ و سرعت 180 مترنم) و گروه تجربی2 نیز به موسیقی با آهنگ کند (اثر کلاسیک آدانته موزارت با آهنگ ½ و سرعت 60 مترنم) گوش کردند. گروه کنترل نیز هیچ گونه مداخله موسیقی دریافت نکردند. تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که در پیش آزمون بین شاخص های خستگی اندازه گیری شده در سه گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0>P): اما در مرحله پس آزمون بین میزان بارکاری حالت واماندگی (022/0=P) و ضربان قلب حالت واماندگی (013/0=P) و زمان رسیدن به حالت واماندگی (028/0=P) در هر سه گروه اختلاف معنی داری مشاهده شد. نتایج آزمون توکی نشان داد بین گروه کنترل و گروه های تجربی در هر متغیر اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0P).
کهولت درجوامع پیشرفته ی صنعتی وغربی که میانگین سن افرادشان به مرز 80 سالگی نزدیک می گردد،یکی از مشکلات عمده ی این جوامع به شمار می رود. با گذشت حدود سه دهه ،از عمر،قابلیت های فیزیولوژیکی وکارکردی روبه افول می گذارد.برخی ازاین قابلیت ها که بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند،عبارتند از:قدرت عضلانی،کارکرد عصبی، کارکرد ریوی،کارکرد قلبی –عروقی، ترکیب بدن وتوده ی استخوانی قابل ذکر است که میزان کاهش عملکرد این توانایی ها دردوره ی سالمندی ،به یک میزان نیست.صرف نظر از سن،فعالیت های مناسب جسمانی منظم نیز سبب بهبود فیزیولوژیکی بدن می گردد. مقدار تاثیرات بستگی به عوامل مختلفیچون سطح آمادگی جسمانی اولیه ،سن ونوع تمرین دارد.تمرینات ورزشی قادر به مقابله با تاثیرات منفی حاصل ازکشیدن سیگار،چاقی وپرفشار خون است.به هرحال ،چنین به نظر می رسد که فعالیت های جسمانی برنامه ریزی شده ومنظم، در طول زندگی ،بیمه نامه ای را به صورت سلامتی وعمر طولانی ،در اختیار شرکت کنندگان در چنین برنامه هایی می گذارد .
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش خودگویی، کمال گرایی، اضطراب و سبک های مقابله ای در عملکرد ورزشی جودوکاران استان آذربایجان شرقی است. جامعه آماری مطالعه حاضر را کلیه جودوکاران رده سنی جوان و بزرگ سال استان آذربایجان شرقی تشکیل می دادند که از میان آن ها 162 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب حالت رقابتی (CSAI)، پرسشنامه خودگویی (S-TQ)، مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی و پرسشنامه شیوه های مقابله ای بیلینگز و موس استفاده شد. برای تحلیل داده ها از SPSS-20 و AMOS-20 و برای برازش الگوی پیشنهادی از مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. مقادیر برخی شاخص های برازندگی نشان داد الگو نیاز به بهبود دارد که بدین منظور چندین مسیر غیرمعنی دار حذف و چند مسیر جدید به مدل افزوده شد و الگوی نهایی با توجه به شاخص های برازندگی و شاخص مجذور کای برازش خوبی داشت. نتایج نشان می دهد کمال گرایی مثبت بیشترین اثر مستقیم و اثر کلی و خودگویی شناختی بیشترین اثر غیرمستقیم را بر عملکرد ورزشی جودوکاران دارد.
هدف از انجام این مطالعه، طراحی و ساخت ابزار معتبر و پایا جهت سنجش عوامل مؤثر بر حضور تماشاگران ورزشی لیگ های برتر فوتبال، بسکتبال و والیبال بود. نمونه ی مورد مطالعه در مراحل مختلف انجام پژوهش به ترتیب 10،30 و 500 نفر تماشاگر از هر لیگ بود که به طور تصادفی از میان تماشاگران حاضر در ورزشگاه انتخاب شدند. این پژوهش، یک مطالعه ی کاربردی است که به صورت پیمایشی انجام شد. در بخش طراحی ابزار سنجش عوامل مؤثر بر حضور، اعتبار صوری، ظاهری، سازه و ملاکی (ملاک هم زمان)، پایایی درونی و ضریب ثبات ابزار طراحی شده مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از آمار توصیفی شامل شاخص های گرایش مرکزی و شاخص های پراکندگی و آمار استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون برای تعیین ضریب ثبات و اعتبار ملاکی ابزار، آزمون آلفای کرونباخ، آزمون KMO و کرویت بارتلت برای بررسی کفایت نمونه، آزمون تحلیل عامل اکتشافی برای شناسایی عوامل بودند که با به کارگیری نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شدند. نتایج نشان داد که ضریب ثبات پرسش نامه ی مقدماتی 56/0 و تجانس درونی آن 84/0 است. نتایج آزمون تحلیل عامل اکتشافی 8 عامل را که مجموعاً 57 درصد از واریانس عوامل مؤثر بر حضور تماشاگران را تبیین می کند، نشان داد. این عوامل شامل تأسیسات، اطلاعات و جذابیت، عملکرد و قدمت تیم ها، زمان بندی و اطلاع-رسانی، پیروزی نیابتی (هویت تیمی)، تعامل و گریز و هیجان بودند. تجانس درونی پرسش نامه ی نهایی 89/0 به دست آمد.
هدف از تحقیق حاضر تدوین برنامة راهبردی ورزش دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی است. روش تحقیق حاضر توصیفی و با توجه به موضوع در حیطة مطالعات راهبردی و از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی بود. جامعة آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان ادارة کل تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی، مدیران و کارشناسان منتخب تربیت بدنی دانشکده های مراکز دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی و اعضای هیأت علمی رشتة تربیت بدنی آگاه به فعالیت های ادارة کل تربیت بدنی دانشگاه آزاد بود. نمونة آماری تحقیق 94 نفر بودند که به علت محدود بودن جامعة آماری به صورت کل شمار انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه های باز و بسته بود. روایی پرسشنامه توسط چند تن از استادان و پایایی پرسشنامة بسته با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و با ضریب 83 /0 تأیید شد. برای اولویت بندی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها از آزمون فریدمن استفاده شد. پس از تجزیه-وتحلیل و تشکیل ماتریس ارزیابی هریک از عوامل خارجی و داخلی، مشخص شد که جایگاه راهبردی ورزش دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در منطقة محافظه کارانه (WO) قرار داشت و راهبردهای مطلوب آنها ارائه شد.
هدف از این پژوهش بررسی اثر 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل اسیدهای چرب امگا 3 بر مولکول چسبان بین سلولی sICAM-1 در مردان سالمند بود. 36 مرد سالمند غیرورزشکار 50 تا 70 ساله به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در 4 گروه 9 نفره قرار گرفتند. گروه اول: تمرین هوازی+ مکمل امگا 3؛ گروه دوم : تمرین هوازی+ دارونما؛ گروه سوم: مکمل امگا 3 ؛ گروه چهارم: دارونما. برنامة تمرین هوازی 8 هفته و هر هفته 3 جلسه به مدت 30 تا 45 دقیقه و با شدت 55 تا 70 درصد HRmax اجرا شد. مقدار مصرف مکمل اسیدهای چرب امگا 3، روزانه 2000 میلی گرم بود. خونگیری پس از 14 ساعت ناشتایی قبل از شروع تحقیق و 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرینی انجام گرفت. داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، t وابسته، آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05 /0≥α تحلیل شد. پس از 8 هفته تمرین، در گروه تمرین هوازی + مکمل امگا 3 و مکمل امگا 3 در مقادیر sICAM-1 کاهش غیرمعناداری دیده شد(05 /0≤p) . همچنین، در مقایسة بین گروه های پژوهش پس از 8 هفته تمرین تفاوت معناداری مشاهده نشد(05 /0 ≤ p ). بنابراین، می توان گفت 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل امگا 3، تاثیر معناداری بر مقادیرsICAM-1 نداشت. به نظر می رسد تغییرات معنادار در مقادیر این عامل جدید خطرزای قلبی-عروقی، به مدت و شدت تمرین و مقدار مصرفی مکمل امگا3 بستگی داشته باشد که این خود لزوم مطالعات بیشتر را طلب می کند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره برنامه تمرینی منتخب از برنامه حرکتی اسپارک بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان دختر مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شهرستان شیراز می باشد. بدین منظور، از بین کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان شیراز به صورتتصادفیخوشه ای و بر اساس پرسشنامه و آزمون عملیMABC ، 30 نفر از دانش آموزان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از انجام پیش آزمون به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری همگن به عنوان گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه برنامه تمرینی منتخب که بخش هایی از برنامه حرکتی اسپارک برای کودکان است را انجام دادند در حالی که آزمودنی های گروه کنترل به فعالیت های معمول خود در مدرسه می پرداختند. سپس، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت سنجش میزان رشد مهارت های حرکتی این کودکان از آزمون مهارت های حرکتی درشت اولریخ ویرایش دوم(TGMD 2) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب 2´2 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی اسپارک تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان گروه تجربی نسبت به گروه کنترل (0.05>P) داشته است. این برنامه تمرینی باایجادفرصتمناسببرایتمرین می تواندتجربهحرکتیمناسبیبرایکودکان باشد؛ لذا، پیشنهاد می شوددرمدرسهبرایرشدمهارت هایحرکتی دست کاری کودکان مورداستفادهقرار گیرد.
هدف اصلی این پژوهش؛ بررسی ارتباط بین سبکهای دلبستگی و ادراک از عدالت سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان سازمان تربیت بدنی استان اصفهان در سال 1389 بود. مطالعه حاضر توصیفی همبستگی است. 191 نفر از کارکنان اداره کل تربیت بدنی استان اصفهان به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند، اما در نهایت 178 نفر پرسش نامه ها را تکمیل کردند و بازگرداندند. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسش نامه عدالت سازمانی، رفتار مدنی سازمانی و سبکهای دلبستگی بود که روایی سازه آن ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی پرسش نامه ها با آلفای کرونباخ (92/0، 86/0، 82/0) بررسی شد. یافته های حاصل از پژوهش در سطح خطای (05/0≥ p) نشان داد که بین دلبستگی ایمن و رفتار مدنی سازمانی و همچنین دلبستگی ایمن و ابعاد عدالت سازمانی ارتباطی معنیدار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد عدالت تعاملی و توزیعی ارتباط بین اجتناب پایین و رفتار مدنی سازمانی را تعدیل کرده است. به علاوه، مدل معادلات ساختاری از تأثیر مستقیم سبکهای دلبستگی بر ادراک از عدالت سازمانی حمایت کرد. همچنین دلبستگی اضطرابی تأثیر مستقیم بر رفتار مدنی سازمانی و دلبستگی اضطرابی به واسطه عدالت سازمان کلی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر غیرمستقیم نشان داد. به طور کلی یافته های پژوهش نشان داد که سبکهای دلبستگی در شکل دهی تمایلات افراد به رفتارهای شهروندی سازمانی نقش مؤثر دارند. علاوه بر آن، ادراک از عدالت تعاملی و توزیعی در افراد با دلبستگی اجتنابی پایین نقش فزاینده در گرایش به رفتار مدنی سازمانی ایفا میکند.
هدف از این تحقیق نقش تلویزیون در ایجاد تعهد در مخاطبان تلویزیونی فوتبال نسبت به حامیان مالی ورزشی است که در آن پنج متغیر مهم یعنی آگاهی از نام و نشان تجاری، تصویر مثبت سازمان حامی مالی، علاقه به حامی مالی، قصد خرید و وفاداری نسبت به شرکت یا سازمان حامی مالی و محصولات یا خدمات آن مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور پرسشنامهای طراحی و پساز تأیید روایی پرسشنامه توسط متخصصان، پایاییآن با استفاده از ضریب آلفایکرونباخ برابر با 80/0 بدست آمد. مخاطبان تلویزیونی تیمهای پرطرفدار در لیگ دهم به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند و تعداد 380 نفر از مخاطبان به عنوان نمونهانتخاب شدند. دراین تحقیق با روشآماریآزمون دو جملهای (نسبت)، تأثیرحمایتهای مالی ورزشی بر پنج متغیر ذکر شده درمیان مخاطبان تلویزیونی مسابقات تیمهای ذکرشده مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، حمایتهای مالی ورزشی باعث آگاهی از نام تجاری، ارتقای تصویر مثبت سازمان حامی، علاقه به حامی مالی و وفاداری مخاطبان به حامی مالی میشود؛ ولی تأثیر زیادی بر افزایش قصد خرید ندارد. حامیان مالی باید در نظر داشته باشند که ایجاد تعهد در مخاطبان نسبت به آنها، یک فرایند زمان بر است و به حمایت مداوم و طولانی نیاز دارد که در نهایت به بازگشت سرمایه منجر میشود.