ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۷۷۲ مورد.
۶۱.

تحلیل افعال دو مفعولی فرعی در گونه جافی زبان کردی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
افعال دومفعولی اصلی از ساخت های موجود در زبان های طبیعی هستند. به علاوه، زبان ها به کمک روش هایی افعال تک مفعولی را به افعال دومفعولی فرعی تبدیل می کنند. در مقاله حاضر تلاش بر آن است که نشان داده شود: اول اینکه در گونه جافی به دو روش افعال تک مفعولی به افعال دومفعولی فرعی تبدیل می شوند؛ دوم اینکه ساخت های دارای افعال دومفعولی فرعی در چارچوب رویکرد صرف توزیعی بهتر از دیگر رویکردهای زبانی تحلیل می شوند. در روش نخست، یکی از حروف اضافه همراهِ مفعول غیرصریح به جمله دارای افعال گذرای غایتمند اضافه می شود. در روش دوم، علاوه بر آن ها تکواژ الحاقی-سببی باید به ریشه افعال گذرای غایتمند و ناگذر کنشی اضافه شود. شواهدی وجود دارند که رویکرد نحومحور صرف توزیعی بهتر می تواند ساختار نحوی، مقوله بندی و بازنمود معنایی این ساخت ها را تحلیل کند. نتایج حاصل از تحلیل ساخت های دومفعولی اصلی و فرعی گونه جافی به ترتیب از وجود دو مقوله الحاقی پایین و الحاقی بالا در پیشینه پژوهشی حمایت می کنند. مقوله الحاقی پایین (AppIPlow) برای آرایش نحوی ساخت های اصلی پایین تر از vP قرار می گیرد؛ بااین حال، مقوله الحاقی بالا (AppIPhigh) برای معرفی ساختار نحوی افعال دومفعولی فرعی بالاتر از مقوله vP و پایین تر از مقوله جهت (VoiceP) جای می گیرد. ساختار نحوی حاصل در چارچوب رویکرد صرف توزیعی، تمایز مقوله بندی و بازنمایی آوایی و معنایی افعال دومفعولی فرعی و اصلی را موجب می شود.
۶۲.

تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی دانش آموزان کاربر سمعک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
آگاهی واجی بر رشد مهارت خواندن مؤثر است ولی کودکان کم شنوا از دسترسی به اطلاعات شنیداری که امکان توسعه آگاهی واجی را فراهم می کند، محروم هستند. پژوهش ها نشان می دهند که با وجود اقدامات تشخیص و توانبخشی زودهنگام کم شنوایی، این گروه با ورود به دبستان، عملکرد ضعیف تری نسبت به همسالان شنوای خود در بعضی از جنبه های یادگیری و درک خواندن دارند. پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی این گروه از کودکان می باشد و از نوع پژوهش تک آزمودنی A-B با دوره پیگیری یک ماهه است. برنامه آموزشیِ آوایی- واجی حاوی آموزه های زنجیری و زبرزنجیری گفتار در 13جلسه تدوین شد و برای 4 آزمودنی شرکت کننده در این پژوهش، به صورت انفرادی اجرا گردید. آزمون خواندن نما و آزمون آگاهی واج شناختی ابزارهای اندازه گیری این پژوهش بودند. تعیین اثربخشی از طریق توصیفی و محاسبه درصد بهبودی در هر یک از آزمودنی ها بود. نمرات آزمون نما و آزمون آگاهی واج شناختی همه آزمودنی ها نسبت به خط پایه، سیر صعودی داشته است. بهبود هر چهار آزمودنی در آزمون های یادشده، با توجه به درصد کلی بهبودی (در بازه ی ۲۵ تا ۴۹ درصد)، موفقیت آمیز ارزیابی شده است. همچنین در مرحله پیگیری نیز ثبات مداخله حفظ شده بود. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش هم زمان ویژگی های زنجیری و زبرزنجیری گفتار تأثیر مثبتی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی کودکان کم شنوا دارد. لذا ضرورت توجه به نتایج این نوع پژوهش ها در تدوین برنامه جامع برای آموزش ناشنوایان کارآمد می باشد.
۶۳.

یادگیری ساخت شرطی زبان فارسی توسط غیرفارسی زبانان در چارچوب نظریه پردازش پذیری: ارائه الگویی برای آموزش این ساخت به فارسی آموزان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
یکی از چالش های حوزه آموزش زبان دوم دستور زبان است. آموزش دستور زبان فارسی به غیرفارسی زبانان نیز با چالش های فراوانی روبه رو است. افزون براین، یکی از مسائل مهم در حوزه یادگیری و آموزش زبان دوم این است که زبان دوم آموزان در طول یادگیری زبان دوم چه مراحلی را پشت سر می گذارند و علت آن چیست. یکی از نظریه های مطرح در این حوزه نظریه پردازش پذیری است که براساس آن، فراگیری زبان دوم از یک سلسله مراتب تکوینی به نام سلسله مراتب پردازش پذیری تبعیت می کند. با توجه به سلسله مراتب پردازش پذیری زبان دوم آموزان به ترتیب، واژه های محتوایی، واژه های نقشی، گروه ها، جمله ها و بندهای پیرو را یاد می گیرند. به دلیل اهمیت جایگاه دستور و چالش برانگیزبودن یادگیری و آموزش برخی از ساخت های دستوری زبان فارسی بر آن شدیم تا ابتدا، براساس نظریه پردازش پذیری مرحله بندی یادگیری ساخت شرطی زبان فارسی توسط غیرفارسی زبانان را بررسی کرده و سپس، الگویی برای آموزش این ساخت به فارسی آموزان غیرایرانی ارائه دهیم. برای انجام این کار نخست، برمبنای ویژگی های نحوی ساخت شرطی در زبان فارسی جایگاه این ساخت را در سلسله مراتب پردازش پذیری مشخص نمودیم. سپس، با استفاده از تکنیک مصاحبه به گردآوری داده ها پرداختیم. شرکت کنندگان این پژوهش 120 فارسی آموز غیرایرانی که در مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه علامه طباطبائی مشغول به یادگیری زبان فارسی بودند و براساس استاندارد مرجع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان بنیاد سعدی در 5 سطح مقدماتی، پیش میانی، میانی، فوق میانی و پیشرفته قرار داشتند انتخاب شدند. مصاحبه ها هم زمان ضبط و بعد، به متن نوشتاری تبدیل شدند. سپس، براساس اصول سه گانه روش شناختی در نظریه پردازش پذیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پس از تجزیه وتحلیل داده ها مشخص شد فارسی آموزان خارجی به ترتیب، اگر+ حال التزامی + حال ساده؛ اگر+ حال ساده+ حال ساده؛ اگر+ گذشته استمراری+ گذشته استمراری؛ اگر+ گذشته استمراری/ دور + گذشته استمراری/ دور؛ اگر+ گذشته التزامی+ حال ساده؛ اگر+ گذشته ساده+ حال ساده و سایر ساخت های شرطی را یاد می گیرند. درنهایت، براساس یافته ها الگویی برای آموزش ساخت شرطی زبان فارسی به غیرفارسی زبانان ارائه شد.
۶۴.

برابرسازی ساختاری-معنایی واژه های مصوب فرهنگستان سوم برای اصطلاحات انگلیسی: موردپژوهی پسوندها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
در پژوهش پیشِ رو با رویکردی ساخت بنیاد در چارچوب نظریه ساخت واژه ساختی، معادل های فارسی برگزیده فرهنگستان سوم دربرابر اصطلاحات انگلیسی در حوزه پسوند بررسی شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی الگوهای واژه سازی را برپایه طرح واره های ساختی-معنایی تبیین کرده است. هدفی که در این نوشتار دنبال می شود شناخت زوایای پنهان و آشکار ساخت واژه در واژه سازی زبان علم است. داده های پژوهش از 17 دفتر فرهنگستان زبان و ادب فارسی به صورت تمام شماری (51200 واژه) گردآوری شده است. براساس یافته ها، درمیانِ 51200 واژه مصوب، تعداد 8995 واژه با روش پسوندافزایی ساخته شده اند. فرهنگستان سوم با افزودن تعداد 11 پسوند و 156 پسوندواره (اسمی و فعلی)، تعداد 192 پسوند و پسوندواره فعّال و نیمه فعّال را در ساخت واژه های مصوب فرهنگستان سوم به کار گرفته است که این شمار برای ساخت واژه های علمی بسنده نیست و فرهنگستان سوم برای رفع نیاز زبان علم، برخی پسوندهای موجود را به لحاظ ساختاری و معنایی گسترش داده است. باوجودِ تلاش درخور ستایش فرهنگستان سوم می توان به وجود چندگانگی اشتقاق های پسوندی، ناهمگونی معنایی–ساختاری برخی پسوندهای فارسی دربرابر پسوندهای انگلیسی و مغایرت با برخی اصول و ضوابط واژه گزینی نیز اشاره کرد.
۶۵.

Address Terms in Hawrami Kurdish: A Sociolinguistic and Critical Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
The present study aims to investigate address terms in Hawrami, a Kurdish dialect spoken mainly in the Paveh region of western Iran. It explores how speakers of Hawrami use a variety of linguistic resources—such as kinship terms, pronouns, occupational titles, and religious titles—to indicate social roles, relationships, and values. Drawing on sociolinguistic and discourse-analytic frameworks, in particular the work of Brown and Gilman (1960), the present paper examines how the social variables such as age, gender, power, solidarity, and religious ideology shape address practices. Data were collected through ethnographic observation and interviews in Paveh. Given the lack of written documentation and the deeply contextual nature of address practices, a qualitative method based on direct observation and community-based immersion was considered the most appropriate choice. The ethnographic method is especially suitable for studying linguistic behavior in small, localized speech communities, where language usage is closely tied to cultural norms, relationships, and everyday social practices. The findings show that address forms in Hawrami do more than merely serve communicative functions; they embody cultural values and reflect broader ideological shifts, particularly those following the 1979 Islamic Revolution in Iran. This study contributes to the documentation of an understudied minority dialect and provides insight into the intricate relationship between language, identity, and power in multilingual and multiethnic societies.
۶۶.

تحلیل تطبیقی کاربرد استعاره دستوری در رمان بلندی های بادگیر و دو ترجمه از آن توسط رضا رضایی و نوشین ابراهیمی از منظر دستور نظام مند نقشی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
در این تحقیق در تحلیلی تطبیقی، نحوه کاربرد و میزان ترجمه استعاره دستوری را در رمان «بلندی های بادگیر»[1] نوشته امیلی برونته[2] و دو ترجمه از آن توسط رضا رضایی (1390) و نوشین ابراهیمی (1391) به لحاظ کمی و کیفی بررسی شد. برای انتخاب تصادفی داده ها، سه فصل از اول، وسط و آخر رمان و ترجمه های آن، یعنی فصل اول، فصل پانزدهم و فصل سی و چهارم بررسی شده اند. چارچوب نظری پژوهش دستور نظام مند نقشی هلیدی و متیسن[3] (2004) انتخاب شد و سپس انواع استعاره دستوری با توجه به سه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی به لحاظ کمّی و کیفی بررسی شدند. ازآنجاکه ساخت های نشان دار حاوی استعارات دستوری می باشند و این ساخت ها در انتقال مفهوم معنامند بوده و گفتمان مدار هم محسوب می شوند، لذا تحلیل نحوه و میزان کاربرد آن ها مخصوصاً در متون ترجمه شده حائز اهمیت است؛ چراکه درک خواننده درچارچوب توانش زبانی و دانش دایره المعارفی اوست، لذا همان طور که در ترجمه استعارات واژگانی لازم است مترجم با در نظر گرفتن تفاوت های زبانی و فرهنگی خواننده متن مقصد، معادل یابی صحیح و مناسبی برای استعارات داشته باشد، درترجمه استعاره های دستوری نیز لازم است مترجم به استعاره های دستوری متن مبدأ توجه آگاهانه بیشتری داشته باشد تا به جای حذف استعاره دستوری و ترجمه آن به صورت غیر استعاری، معادل یابی معنایی و کاربردی درست تر و مناسب تری ارائه دهد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که در ترجمه های ابراهیمی و رضایی، استعاره دستوری کمتری نسبت به متن اصلی رمان، به کار رفته است. مقایسه ترجمه ها نیز نشان می دهد که در ترجمه ابراهیمی، استعاره های دستوری بیشتری نسبت به ترجمه رضایی به کار رفته است.
۶۷.

جنبه های استعاری، مجازی و تعاملی مفهوم سازی ترس: نگاهی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۷
با استعاره های مفهومی می توان هیجانات را به صورت تجربه های عینی صورت بندی کرد و با مَجاز، بازتاب آن ها را به شکل تجربه های جسمانی و واکنش های رفتاری مجازبنیاد نشان داد. این پژوهش از نوع پدیدارشناسی توصیفی است و هدف آن، بررسی دو سازوکار شناختی استعاره و مَجاز و شیوه تعامل آن ها در مفهوم سازی ترس است. برای انجام این پژوهش، از هشتادوچهار نفر از دانشجویان رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه های ملایر و ایلام خواسته شد تا از ماجرایی بنویسند که موجب ترس آن ها شده باشد و ترس خود را توصیف کنند. یافته ها نشان داد که افراد شرکت کننده در پژوهش، از شانزده حوزه مبدأ استعاری و بیست وچهار واکنش جسمانی و رفتاری برای سازمان دهی مفهوم ترس استفاده کرده اند. همچنین، بیشترین فراوانی در حوزه استعاره، مربوط به حوزه های عینی «دشمن/حریف»، «مرگ»، «سفر»، «شنیدن صدا» و «ماده/شی ء» بوده است و واکنش های جسمانی و رفتاری مجازبنیاد، هیجان ترس را بیشتر در قالب «سرما و لرز»، «تپش قلب»، «گریه» و «ناتوانی در حرکت» مفهوم سازی کرده اند. این پژوهش نشان داد که ترس در برخی حوزه ها به شیوه تعاملی و با «استعاره- مجاز»، «استعاره- استعاره»، «مجاز- استعاره» و «مجاز- مجاز» صورت بندی شده است.
۶۸.

رمزگشایی از شعر «صدای پای آب»: خوانشی نشانه شناختی بر مبنای نظریه مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۶
این مقاله با هدف تحلیل نشانه شناختی شعر «صدای پای آب» از سهراب سپهری، به بررسی سازوکارهای معنایی پنهان در متن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که نشانه های به کاررفته در این شعر چگونه به بازنمایی تجربه های انسانی و پیوند میان انسان و طبیعت یاری می رسانند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر مدل نشانه شناختی مایکل ریفاتر است و پژوهش با روش کیفی و تحلیلی انجام شده است. در این راستا، از خوانش اکتشافی و پس نگر، تحلیل شبکه ساختاری (ماتریس) و تداعی های واژگانی و مفهومی (هیپوگرام ها) بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد سپهری با تکیه بر عناصر طبیعی و ظرفیت های زبانی، ساختاری نشانه مند و چندلایه خلق کرده است که در آن تجربه های زیسته و احساسات انسانی در پیوندی معنایی با جهان طبیعت بازتاب می یابد. درنهایت، نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان شاعرانه سپهری با بهره گیری از سازوکارهای نشانه ای، توانمند در بازنمایی جهان بینی شاعرانه و ابعاد درونی تجربه انسانی است.
۶۹.

بررسی رابطه دو زبانگی و سرمایه اجتماعی: مطالعل موردی شهروندان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
رابطه دوزبانگی و سرمایه اجتماعی موضوعی درخور توجه در پژوهش های جامعه شناسی و زبان شناسی است. هدفی که در این نوشتار دنبال می شود بررسی هم بستگی بین دو متغیر دوزبانگی و سرمایه اجتماعی است؛ دراین زمینه، این پرسش مطرح می شود: آیا دوزبانگی با سرمایه اجتماعی رابطه هم بستگی دارد؟ به بیان دیگر، آیا افراد دوزبانه از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به تک زبانه ها برخوردار هستند؟ این پژوهش به روش پیمایشی درباره 385 نمونه آماری از شهروندان شهر کرمانشاه انجام شده است. روش گردآوری داده ها، پرسش نامه بوده و برای نمونه گیری از روش نمونه گیری PPS استفاده شده است. بنابر یافته های پژوهش، بین «تک زبانگی و دوزبانگی»، «دوزبانگی و چندزبانگی»، «تک زبانگی، دوزبانگی و چندزبانگی» برحسب میانگین سرمایه اجتماعی، تفاوت معنادار آماری وجود دارد. نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که هم بستگی نسبتاً قوی بین دوزبانگی و سرمایه اجتماعی وجود دارد. البته معنای این رابطه آن نیست که دوزبانگی لزوماً سرمایه اجتماعی بالاتری را تضمین می کند، بلکه به این معناست که این رابطه ابزارهای زبانی و فرهنگی را در اختیار گویشوران قرار می دهد. این می تواند توسعه اجزای اصلی سرمایه اجتماعی یعنی توسعه شبکه ها و منابع اجتماعی را آسان کند.
۷۰.

رَسته بندی واژگان پیشه های اجتماعی زمان ساسانیان (بر پایه متون پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
در این گفتار نگارنده کوشیده است که به کار و پیشه و پیشه وران و پیشه وری روزگار ساسانی بپردازد که از رهگذر متون زبان پهلوی یا همان فارسی میانه (سوم تا دهم میلادی) به دست آمده است. با یادآوری دقیق نشانی این واژگان در آن متون، کم و کیف و نام و عناوین این پیشه ها، این بار نه پیشه های درباری و دستگاه اداری کشوری و لشگری یعنی طبقه فرمانروایان و موبدان و سپاهیان، بلکه به پیشه های همگانی و مشاغل عمومی و فراگیر جامعه ساسانی همراه با دسته بندی و تحلیل در آن روزگاران پرداخته شده است. تا جایی که نگارنده آگاهی دارد، تاکنون، جز به صورت اشارات پراکنده به برخی از آن ها، کار پژوهشی در این زمینه به صورتِ جداگانه و سامانمند، نوشته یا منتشر نشده است. در مطالبی که در این زمینه منتشر شده، چنان که در پیشینه تحقیق آمده، مراجعه مستقیم به متون قابل دسترس پهلوی صورت نگرفته است و بیشتر براساس آثار فارسی تاریخی و عربی دوره آغازین اسلامی صورت گرفته است. به سخن دیگر از منابع دست اول زبان فارسی میانه یا پهلوی چندان استفاده نشده است و این موارد به نمونه های پراکنده و بیشتر به اسامی و عناوین خاص طبقه چهارگانه اشاره دارند. ارائه این مطالب از منظرِ زبان شناسی تاریخی و اجتماعی و شناخت دقیق مشاغل ایرانیان در زمان ساسانیان حائز اهمیت بوده و سودمند است و در نیرومند کردن زبان فارسی و واژه سازی و واژه گزینی به ما الگوی مناسبی نشان می دهد.
۷۱.

مفهوم سازی و کدگذاری های زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستان های کوتاه منتخب رئال و سوررئال از منظر زبان شناسی شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲۰
در پژوهش پیش رو به بررسی فرهنگی- شناختی مفهوم سازی های زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستان های کوتاه دو سبک رئالیسم و سوررئالیسم با استفاده از چارچوب نظری شریفیان (2017) و کووچش (2018) پرداختیم. داده های اصلی از متن داستان های کوتاه منتخب گردآوری شده و برای رویکرد واژگانی کووچش از فرهنگ لغت های فارسی استفاده کردیم. نتایج حاصل از بررسی ها و آزمون معناداری خی دو نشان داد که بین استفاده از این دو حس و این دو سبک ادبی ارتباط معناداری وجود دارد و این دو حس به صورت یکنواخت توزیع نشده اند. در سبک سوررئال، حوزه های مبدأ حس بویایی غیرحسی و حس شنوایی انتزاعی هستند، عمده حوزه های مقصد نیز حسی می باشند. اما در سبک رئال  در خصوص هر دو حس حوزه های مبدأ حسی و مقصد انتزاعی هستند. حس شنوایی در هر دو سبک طرح واره های فرهنگی خنثی دارد؛ اما در حس بویایی در سبک سوررئالیسم طرح واره منفی و در رئالیسم طرح واره مثبت دارد. استعاره های حس بویایی در هر دو سبک با الگوی اولمان و ویلیامز تطابق دارد ولی در حس شنوایی این تطابق وجود ندارد.
۷۲.

تحلیل نشانه شناختی ساختار روایی سوره یوسف: رهیافتی بر مبنای سوسور، یاکوبسن و گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
این پژوهش با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی ساخت گرا، به تحلیل ساختار روایی سوره یوسف می پردازد. چارچوب نظری مقاله بر تلفیق سه رویکرد استوار است: نظریه زبان شناسی فردینان دو سوسور، مدل شش گانه کارکردهای زبانی رومن یاکوبسن، و روایت شناسی کنشی الگزیس گریماس. بر اساس این چارچوب، مقاله ساختار معنایی سوره را از سه منظر تحلیل می کند: زنجیره های کنشی، دلالت های نمادین و ساختار زمانی. یافته ها نشان می دهد که معنا در سوره یوسف نه فقط از محتوای وحیانی، بلکه از طریق روابط افتراقی نشانه ها، کنش های متقابل شخصیت ها، و سازمان دهی زمانی روایت شکل می گیرد. روایت سوره ترکیبی از دو نوع روایت تجویزی (الهی) و تعاملی (انسانی) را ارائه می دهد که در قالبی دوگانه و پویا درهم تنیده شده اند. در این میان، عناصری همچون رؤیا و پیراهن، نه به عنوان نمادهای ایستا، بلکه به مثابه دال هایی سیال و چندلایه عمل می کنند. تحلیل روایت از منظر درزمانی و هم زمانی نشان می دهد معنا، هم در توالی علّی رویدادها و هم در لحظات فشرده و مکث های شاعرانه ساخته می شود. مدل تحلیلی ارائه شده در این مقاله می تواند الگویی نظری برای تحلیل سایر سوره های روایی قرآن فراهم آورد.
۷۳.

وجه امری در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
موضوع اصلی پژوهش حاضر، بررسیِ وجه فعل در جمله های امری زبان فارسی است. وجه غالباً روی فعل تظاهر می یابد و بیشتر زبان ها نظامی دستوری دارند که وجوه متفاوت را از یکدیگر متمایز می کند. در زبان فارسی، ساخت های مضارع التزامی و امری با افزودن پیشوند «ب » به ابتدای ریشه فعل ساخته می شوند. اگرچه دستورنویسان سنتی دستِ کم سه وجهِ متمایزِ اخباری، التزامی و امری را بازمی شناسند، همنامی پیشوند فعلی در تعیین تعداد وجوه فعل در فارسی، ابهام و دشواری هایی ایجاد می کند. برخی پژوهش های اخیر که باتکیه بر ساخت واژه فعل و هم پوشانی موجود در این دو ساخت انجام شده اند، با ردِّ تمایز بین وجوه التزامی و امری، افعال امری را طبقه ای از وجه التزامی می دانند. در این مقاله می کوشیم تا با به چالش کشیدنِ رویکرد یادشده نشان دهیم که صرف نظر از تمایز نقش و کنش گفتاری، رفتارهای نحوی این دو ساخت نیز از یکدیگر متمایز هستند. به این منظور، استدلال هایی برپایه ساخت افعال پیاپی، هم پایه سازی، جایگزینی و توزیعِ بندهای پیرو ارائه می کنیم. این استدلال ها بیانگر آن است که وجه التزامی و امری، به لحاظ رفتار نحوی، دو وجه متمایز و مستقل از یکدیگر هستند و زبان فارسی نیز همانند بسیاری از زبان های دیگر، وجه فعلی مستقل امری دارد.
۷۴.

کشش جبرانی در گویش سنندجی از دیدگاه تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
در این پژوهش، هدف، درک سازوکارِ کششِ جبرانی در سیر تحول تاریخی واژه ها در گویشِ سنندجی بوده است. در پژوهش حاضر، در چارچوب قواعد تحولات واجی زبان های ایرانی، کشش جبرانی واکه براثرِ حذف همخوان بررسی شده است. با درک این فرایند واجی، افزون بر تشخیص اصالت یا وام واژه بودن واژه ها، مسیر و زمانِ وام گیری آن ها مشخص می شود و صورت های کهن تر و روند تحول دیگر واژه ها بازسازی می شوند. برای دستیابی به این هدف، تلاش شده است با بررسی واژه هایی که صورت آن ها پیش از وقوع کشش جبرانی مشخص است، چگونگی این فرایند و قواعد حاکم بر آن استخراج شود. این واژه ها، از وام واژه های عربی و واژه های مشترک با زبان فارسی تشکیل شده اند؛ گروه دوم ممکن است حاصل وام گیری یا واژه هایی با خاستگاه مشترک باشند. درکنار شناسایی واکه های کشیده شده و شکل کوتاه آن ها، شش همخوان شناسایی شده است که در نگاه نخست به نظر می رسد حذف آن ها به کششِ واکه مجاور انجامیده باشد. درنهایت، نشان داده شده است که درمیانِ این همخوان ها تنها حذفِ h به کشش جبرانی واکه منجر شده است و دیگر همخوان ها، پیش از حذف، به h تبدیل شده اند.
۷۵.

توصیف و تحلیل ادب در بافت غیررسمی در میان دانشجویان در چارچوب نظریۀ ادب براون و لوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
ازآنجاکه تعاملات اجتماعی در جامعه نقشی بسزا در ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی دارد، حفظ و تقویت روابط اجتماعی و ارتباط های کلامی امری حیاتی است. رعایت ادب در ارتباط های کلامی نیز نقشی انکارناپذیر در زندگی روزمره دارد. در پژوهش حاضر، راهبردهای ادب در بافت غیررسمی کلاس درس، بدون حضور مدرس، براساس نظریه ادب براون و لوینسون (1987) بررسی شده است. داده های پژوهش طی ده جلسه برگزارشده در سه مؤسسه آموزشی و دانشگاه پیام نور در بوشهر گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۲۰ دانشجوی زن و مرد در محدوده سنی 25 تا 35 سال بوده است. یافته ها بیانگر آن است که راهبردهای ادب ایجابی تقریباً دو برابر راهبردهای ادب سلبی به کار رفته اند. از پانزده راهبرد ادب ایجابی براون و لوینسون، سه راهبرد «شوخی»، «استفاده از نشانگرهای میان گروهی» و «پیشنهاد، قول» و از ده راهبرد ادب سلبی، سه راهبرد «بیان غیرمستقیم متداول»، «بدبین بودن» و «شخصی زدایی گوینده و شنونده» به ترتیب بیشترین بسامد را داشته اند. مطالعه و پژوهش در حوزه ادب می تواند ضمن ارائه اطلاعاتی از وضعیت فرهنگی و اجتماعی افراد، نحوه رعایت ادب در جامعه را نشان دهد. 
۷۶.

بررسی واج شناختی گویش کرمانی ساردویی و تمایز تاریخی واج های /ɣ/ و /q / در آن از طریق طیف نگاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
با هدف تقویت و مستندسازی گویش های فارسی و استفاده از طیف نگاره ها در تأیید یافته ها، پژوهش حاضر برای اولین بار به بررسی واج شناختی گویش ساردویی در واج شناسی زایشی، طبق الگوی برکوئست، و مطالعه طیف نگاری همخوان های /ɣ/ و /q/ (غ و ق) جهت نمایش تمایز تاریخی آنها پرداخته است. ساردویی گویشی فارسی و در معرض خطر است که در منطقه ساردوئیه کرمان گویشور دارد. داده های زبانی در پیکره شفاهی از روش میدانی مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشوران 80- 28 ساله گردآوری شد. یافته های بررسی صوت شناختی در تمایز بین /ɣ/ و /q/  نشان می دهد که این گویش 32 واج (24 همخوان و 8 واکه) دارد. در واکه های مرکب آن احتمال توالی واکه و همخوان /ow/ و  /ew/ نیز در اثر روند تغییرات تاریخی زبان ها وجود دارد. پیدایش واکه /ou/ در این گویش به عنوان تغییری جدید دیده می شود. کشش واکه ای در این گویش بر خلاف برخی از گویش های کرمانی تمایز دهنده نیست. همخوان های /ɣ/ و /q/ در ساردویی، برخلاف فارسی امروزی، تمایز واجی خود را حفظ کرده اند. به عنوان نوآوری و ایجاد تجسم عینی جهت کمک به درک بهتر مفاهیم زبانی، و تأیید یافته های پژوهش، این تمایز با طیف نگاره نشان داده شده است. وجود /q/  واکدار، [ɢ]، به صورت واجگونه/گونه ی آزاد در ساردویی می تواند نشانگر پیوستن این گویش به زبان فارسی، در حذف تدریجی/q/  بی واک بوده و بررسی روند آن می تواند در رفع ابهام موضوع /ɣ/ و /q/ در فارسی معیار موثر باشد.
۷۷.

همبسته های آکوستیکی تکیه و تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
پژوهش حاضر به افعال همسان گویش مشهدی که در ساخت های متفاوت دستوری به کار می روند پرداخته است. این افعال به دو بخش دوهجایی و بیش از دوهجایی تقسیم شد. نقش همبسته های آکوستیکی تکیه و تأثیر آن بر تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی با پارامترهای صوتی مهمِ نوای گفتار یعنی فرکانس پایه، شدت و دیرش بررسی گردید. در این بررسی ۹۶۰ فعل تولید و با نرم افزار تحلیل گفتار پرات بررسی شد. این افعال در هشت زمان دستوری حال استمراری و آینده، ماضی ساده و ماضی نقلی، ماضی استمراری و ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید و ماضی ابعد است. افعال دوهجایی همسان زمان دورتر، با دیرش و زیروبمی بیشتری تولید می شود و افعال زمان نزدیک تر دیرش و زیروبمی کمتری دارد. افعال چندهجایی همسان، جایگاه تکیه متغیر دارند. این جایگاه برحسب دور و نزدیک بودن به دو دسته تقسیم شدند. گویشور مشهدی برای القای مفهوم زمان دورتر در افعال دوهجایی نیازمند دو عامل دیرش و فرکانس پایه است و در افعال بیش از دوهجایی نیازمند جابه جایی جایگاه تکیه. افزایش فرکانس پایه و دیرش فقط در افعال زمان دورتر دوهجایی است. در افعال بیش از دوهجایی به دلیل تغییر در جایگاه تکیه افزایش همبسته های اکوستیکی تکیه رخ نداد.
۷۸.

Linking Particle Semantic Roles in Hawrami Deverbal Noun Phrases(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۹
Previous studies have focused mostly on the syntactic features of the linking particle (Ezafe) in simple noun phrases with little attention paid to its semantic representations and functions specifically within the context of deverbal noun phrases. The present study aims to analyze semantic functions of the linking particle as it appears between a deverbal noun and its various modifiers, and compare them with their corresponding elements in sentences in a Distributed Morphology framework (DM) in Hawrami. This study shows this ancient linker's trace in most Kurdish dialects exhibits agentive semantic functions in addition to expressing possession and modification. Furthermore, the subject of unaccusative verbs at the sentential level is realized as the patient/possessor or as the theme/possessor of their corresponding deverbal noun phrases. However, the subject of unergative verbs assumes the agentive/possessor role in their corresponding noun phrases. Moreover, the object of transitive and ditransitive verbs is represented as a patient or theme, and also as a possessed entity before the subject is realized as the possessor in the corresponding deverbal noun phrases. Results indicate that the representation of both sentences and their corresponding deverbal noun phrases within DM framework provides stronger support for a syntactic movement account of deverbal noun phrases, their semantic functions, and properties in Hawrami.
۷۹.

عنوان نژادپرستی مذهبی: تحلیل کفتمان انتقادی اخبار رسانه های غربی پیرامون بازنمایی واکنش های مسلمانان به کاریکاتورهای شارلی ابدو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
بازنمایی مسلمانان در رسا نه های انگلیسی زبان جهان هنوز با چالش های زیادی مواجه است. کلیشه های منفی و تصاویر یک جانبه هم چنان در گفتمان این رسانه ها غالب هستند. آنها به واسطه گفتمان خود می توانند نژادپرستی را عادی و مشروع جلوه دهند و به بازتولید آن در سطح جامعه کمک کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی پدیده مشروعیت زدایی از اعتراض مسلمانان به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز مجله شارلی ابدو می پردازد. این تحقیق اخبار چهار رسانه شاخص غربی از جمله نیویورک تایمز، گاردین، واشنگتن پست و بی بی سی را در بازه زمانی 2020  تا  2024 میلادی  با بهره گیری از مفاهیم مربع ایدئولوژیک و راهبردهای گفتمانی وندایک بررسی می کند. در این راستا، مؤلفه های گفتمان مدار در این گزارش های خبری شناسایی شدند و سپس هر یک از آنها با توجه به راهبرد های گفتمانی تحلیل گردیدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان این گزارش های خبری، ویژگی های مثبت خودی ها یعنی غیرمسلمانان را برجسته کرده و ویژگی های مثبت غیرخودی ها، یعنی مسلمانان را به حاشیه رانده اند. در همین راستا، برای متقاعد ساختن خوانندگان، از راهبردهای گفتمانی همچون انتخاب واژگان، ارجاع به چهره ها و نهادهای معتبر، بیان هنجارها، قربانی سازی، ارائه شواهد، اغراق، دسته بندی مفاهیم، حسن تعبیر، تلویح، دستکاری آمار و ارقام، تعمیم سازی و تمجید ملی بهره گرفته اند.  
۸۰.

کانون نمای dA در زبان ترکی آذری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۵
در این پژوهش درصدد آن بودیم تا رفتار کلامی کانون نمای dA در زبان ترکی آذری را بررسی کرده و جایگاه آن را در جمله نشان دهیم. نشان دادیم که کانون به سه طریق نحوی (قلب نحوی)، آوایی (تکیه کانونی) و صرفی (استفاده از کانون نما) در زبان ترکی آذری کاربرد دارد. کانون نماها یا صرفاً جهت برجستگی عناصر در بند بکار می روند و نقش دیگری ندارند و یا نقش های دیگری نیز دارند ولی جهت برجستگی از آن نقش خود خالی شده و به عنوان کانون نما مورد استفاده قرار می گیرند. با مثال های متعدد از زبان ترکی آذری نشان دادیم که این کانون نما که بیشتر نقش افزودنی دارد، بصورت درجا به همه عناصر جمله، فاعل، مفعول مستقیم، قید زمان، قید مکان و کل جمله اضافه می شود و آن را برجسته می کند. نشان دادیم که در زبان ترکی آذری، بر خلاف زبان ترکی استانبولی، dA فقط نقش کانون نمایی دارد و به عنوان نشان دهنده مبتدا کاربرد ندارد. در بررسی داده ها معلوم شد که می توان از کانون نمای ki هم همراه کانون نمای dA برای برجستگی بیشتر استفاده کرد. گاهی می توان جهت برجستگی سازه های مختلف، از بیش از دو کانون نما در یک جمله بهره برد. همچنین پس از تحلیل کاربرد کلامی این عنصر یعنی نقش آن به عنوان کانون نما، نمودارهای درختی مربوط به آن بر اساس مدل کمینه گرایی ترسیم شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان