فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
بن مضارع اشتقاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی، زبانی است ترکیبی و نه اشتقاقی اما در موارد بسیار نادر و استثنایی برخی از واژه ها که از بن مضارع ساخته می شوند؛ در آنها ساختار بن فعل می شکند و حرفی میان آن افزوده می شود و یا حرفی به حرف دیگر یا حروف دیگر تبدیل می یابد....
مقاله به زبان انگلیسی: بررسی ارتباط فراگیری زبان دوم و هوش هیجانی با تکیه بر توانش کاربرد شناسی زبان بینابین (Emotional Intelligence and SLA: The Case of Interlanguage Pragmatic Competence)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات هوش هیجانی به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد – را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد.
زبان باز
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی جمله ساخت ثابتی ندارد
حوزههای تخصصی:
عنوان مقاله پیام مقاله را باصراحت تمام بیان می کند.مساله این است که ما امروز همگی به طور ضمنی این اصل را پذیرفته ایم که درفارسی فعل باید درپایان جمله بیاید و ساختارهای استاندارد همان : فاعل+مفعول+فعل و مسندالیه+ مسند+ و رابطه می باشند. ما در این مقاله روشن کرده ایم که باتوجه به اوستا، فارسی باستان، فارسی میانه، فارسی دری تا فارسی امروز و زبان گفتار و آثاری چون مقدمه ابومنصوری،تاریخ سیستان، بلعمی، ناصرخسرو، تذکره الاولیاء، فیه مافیه، گلستان سعدی، تا آل احمد و دولت آبادی، زبان فارسی ساختاری آزاد داشته و روشن کرده ایم که ساختار متحجر کنونی چگونه بر زبان تحمیل شده و به تدریج به صورت قاعده درآمده است. با توجه به این نکته حرف ما این است که با یک ساختار متحجر بی انعطاف همه حرفها به راحتی گفتنی نیستند، و اگر می خواهیم زبان فارسی توانمندتری داشته باشیم، باید با الهام از ساختار آزاد زبان در دوره هایی مورد بحث، دوباره در زبان وحی تازه بدمیم و تفصیل این نکته راباید در اصل مقاله دید. در ضمن این جانب این مساله را در کار ناصر خسرو و بیهقی نیز با جدیت پی گرفته ام و امیدوارم که این کارها و این پیشنهاد در نهایت به نتیجه دلخواه بینجامد.
نگرشی ویژه به نمود مجهول در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف این مقاله بررسى دیگر باره نقش یا نمود مجهول در فارسى است.کلمه نقش در این گفتار در تقابل با ساختار قرار دارد و مؤید این نکته است که نگرش دوباره نگارنده برعکس نگرش محققان قبلى که عمدتا خرد به کلان بوده نگرشى است کلان به خرد.این بدان معنى است که نگارنده حاضر ابتدا نقش یا نمودى به عنوان مجهول را به طور عام تعریف کرده است سپس در پى آن بر آمده تا ببیند این نمود یا نقش خاص چگونه در صورتهاى نحوى زبان فارسى متجلى گردیده است.چنین نگرش کلانى ایجاب مىکند که مضاف بر ساختصفت مفعولى+شد، ساختارهاى دیگرى را در فارسى نیز جزو قلمرو مجهول فرض نمائیم.رهیافت پژوهشگر حاضر رهیافت نقش گرایانه مکتب نقشگراى هالیدى است و با اتخاذ چنین رهیافتى نگارنده در پى آن است تا توجهى روشنتر و جامعتر از مطالعات قبلى در مورد مجهول فارسى ارائه دهد.
"
از «توان داشتن» تا «توانستن»، بحثی در نحوه ایجاد فعل غیرشخصی «توان» در زبان فارسی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
vساخت افعال غیرشخصی زبان فارسی ریشه در زبان های ایرانی میانه و باستان دارد و بررسی این افعال بدون انجام پژوهشی دقیق در صورت های پیشین آنها غیرممکن است. یکی از این افعال توان است که ساخت آن در زبان فارسی میانه، به رغم کاربرد پربسامد آن در متون بازمانده از این زبان که در نتیجه باعث غنای اطلاعاتی ما در مورد این ساخت شده است، مورد اختلاف پژوهندگان مسائل دستوری زبان فارسی میانه است. این اختلاف و تشویش آراء در مورد واژه tuwān و ساخت غیرشخصی ایجادشده با آن حاصل عدم توجّه پژوهندگان به یکی از ساختارهای جملات اسمی در زبان فارسی میانه است. این ساختار در زبان فارسی میانه برای بیان معنای «داشتن» استفاده می شود و شامل مفعول غیرصریح، مسندالیه و فعل ربطی اختیاری است. هدف این مقاله نخست تعیین مقوله صرفی و معنای واژه tuwān است و سپس اثبات این مسئله که جملات اسمی با معنای «داشتن» ژرف ساخت فعل غیر شخصی توان را تشکیل می دهند.
ساخت هجا در گویش بلوچی سرحدی گرنچین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختِ هجا در مطالعاتِ غیرِخطّیِ واج شناختی از اهمیتِ خاصّی برخوردار است. پژوهش حاضر، در قالبِ پژوهشی میدانی، به بررسی ساختِ هجا در گویش بلوچی سرحدّی گرنچین، براساسِ نظریه واج شناسی همخوان- واکه، به عنوان نظریه ای پسازایشی، می پردازد و شیوه واج آرایی همخوان ها در خوشه های دوهمخوانی آغازه و پایانه هجا و همچنین تأثیرِ واکه هسته هجا در انتخابِ همخوان های خوشه ناهمانندِ پایانه را بررسی می کند. داده های زبانی پژوهش از پیکره زبانی گردآوری شده در منطقه گرنچین، از توابعِ شهرستانِ خاش در استان سیستان و بلوچستان، استخراج شده است. گردآوری داده ها و تدوینِ پیکره زبانی براساسِ روش هدفمند، در قالبِ مصاحبه و گفتارِ آزاد انجام شده است. جامعه زبانی این پژوهش را 10 گویشورِ ساکنِ گرنچین، شاملِ 5 زن، و 5 مرد، از رده های سنّی متفاوتِ 60 تا 80 سال و بی سواد تشکیل می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند که هجا در گویش بلوچی سرحدّی گرنچین دارای یک عنصرِ هجایی، یعنی هسته، است که قبل از آن حدّاکثر سه همخوان و بعد از آن حدّاکثر دو همخوان می توانند واقع شوند. به علاوه، بر واج آرایی خوشه های دوهمخوانیِ آغازه و پایانه در این گونه زبانی محدودیت هایی حاکم است. همچنین، نوعِ واکه هسته هجا در گزینشِ خوشه پایانه نقش دارد.
کاربرد فعل شدن در بیان نمود لحظه ای-تداومی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعل ""شدن"" یکی از مهم ترین افعال در زبان فارسی می باشد که به عنوان یک فعل حایل در ساخت گروه عظیمی ازافعال شرکت کرده و می تواند ارزشهای نمودین مختلفی داشته باشد. از بین نمودهایی که ترکیبات فعل ""شدن"" می توانند بیانگر آن باشند می توان به نمود لحظه ای-تداومی اشاره کرد. ویژگیهای نمود لحظه ای-تداومی و نحوه تشخیص آن در زبان فارسی، از جمله مسایلی است که تا کنون چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. در این تحقیق ابتدا ترکیبات مختلف فعل ""شدن"" در زمانهای ماضی نقلی و ماضی بعید را از لحاظ وقوع فعل مورد بررسی قرار خواهیم داد. سپس به بررسی نحوه تشخیص نمود لحظه ای- تداومی پرداخته و خواهیم دید کدام گروه از ترکیبات فعل ""شدن"" میتوانند بیانگر این نمود باشند و در پایان تقش گفته پردازی در تعیین ارزش نمودین افعال را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
مقایسة جملات بدون شخص در زبان روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جملات بدون شخص یکی از موضوعات مهم زبان روسی است که بسیاری از زبانشناسان روسی به آن پرداخته اند. و آن عبارت از جملاتی است که اشاره به فاعل ظاهری ندارد و اثری از آنچه که در دستور سنتی روسی به آن فاعل می گویند در این گونه جملات دیده نمی شود. جملات بدون شخص در زبان روسی گاهی بر حالت انسان دلالت دارند‘ زمانی به چگونگی محیط اطراف اشاره می کنند و گاهی نیز نشان دهنده الزام یا عدم الزام و امکان یا عدم امکان انجام عمل هستند. در این مقاله جملات بدون شخص و تقسیم بندی آن ها در زبان روسی و مقایسه آن با زبان فارسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و در پایان نتایج این بررسی و یافته های نگارندگان این مقاله به تحریر آمده است.
رده شناسی ساخت واژی
حوزههای تخصصی:
تصطلاح رده شناسی کاربردهای متفاوتی در زبان شناسی دارد: رده شناسی برای رده بندی انواع سختاری در میان زبان های مختلف به کار می رود؛ رده شناسی برای بررسی آن دسته از الگوها یا احکام زبان شناختی که در میان زبان های مختلف معتبر است به کار می رود؛ رده شناسی یک رهیافت نظری و روش شناختیس است که با سایر نظریات زیان شناختی فرق دارد. این سه تعریف از رده شناسی بر رده بندی، تعمیم، و توجیه پدیده های دستوری بر یک مبنای تجربی گسترده منطبق است. در مقاله حاضر رده شناسی در مفهوم رده بندی زبان ها مورد نظر است، و رده شناسی ساخت واژی به بحث گذاشته می شود. براساس نوع الگوهای واژه سازی، در زبان شناسی پنج نوع ساخت واژه تشخیص داده می شود: گسسته، پیوندی، آمیخته، چندجوشی،
تجزیه و تحلیل اصطلاحات برای استفاده در ترجمه ماشینی
حوزههای تخصصی:
زبان هاى زنده دنیاى معاصر مواجه با پدیده اشباع لغات آن با اصطلاحات علمى و فنى شده اند. سابق بر این وقتى از اصطلاحات علم خاص، براى مثال پزشکى به میان مى آمد، این توقع و برداشت وجود داشت که اصطلاحات موجود در این حیطه علمى داراى یک معناى واحد و استاندارد مى باشند، اما امروزه دیگر چنین تصورى مصداق ندارد و اصطلاحات دراین علم و یا علوم دیگر محدود به یک معنا نمى شود و به همین جهت اصطلاح شناسى مورد توجه زبان شناسان قرار گرفته است، درک صحیح از اصطلاحات و معانى مختلف آن امروزه هم در زندگى عادى و روزمره، مانند عرصه هاى حقوقى و قضایى و هم در علوم کاربردى و تجربى، بسیار اهمیت دارد. امروزه اصطلاحات جزء لاینفکى از امور مربوط به رسانه هاى گروهى مى باشند و علماى زبان شناس متعددى و من جمله آکادمیسمین پ. و راژ دستنوسکى پژوهشهاى گسترده اى را در این ارتباط انجام داده اند. با گسترش ترجمه ماشینى و نیاز به تحلیل هاى نحوى رایانه اى این سؤال مطرح شد که چگونه مى بایست اصطلاحات را مدخل بندى و دسته بندى نمود. یادآور مى شویم که براى آنالیز در سطح مورفولوژى این کار ساده تر خواهد بود، به خصوص این که زبان روسى یک زبان صرفى مى باشد و برنامه نویسى براى درک درست موقعیت صرفى کلمات با دقت لازم میسر مى شود. اما تعیین معناى کلمات و انتخاب گزینه درست کارى به مراتب مشکل تر است، زیرا قبل از آن در یک مرحله میانى مى بایست روابط نحوى کلمات نیز مشخص شده باشند. اینجانب در این مقاله راهکارهاى عملى خود را که حاصل سالیان دراز فعالیت بر روى پروژه هاى ترجمه ماشینى بوده است بیان مى نمایم.
زنجیره های واژگانی، ارزش کلامی و تاثیرات ادراکی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه سخن کاوی در زبانشناسی هر گونه جابجائی یا تغییر عناصر متن در جریان آفرینش آن هدفمند می باشد. مقاله حاضر به فرایند واژه بندی بعنوان یکی از جنبه های آفرینش متن پرداخته و ترفندهای واژگانی بکارگرفته شده توسط آفریننـده سخن را بررسی می کند. در این مقاله بخشی از یکی از داستانهای ادگارآلن پو انتخاب و نحوه ایجاد بافتار متن توسط واژگان منتخب و شبکه های واژگانی حاصله، تاثیرات ادراکی آنها و نیز نقش اینگونه ترفندهای متنی در افزایش تاثیر ادبی متن مورد بررسی قرارمی گیرد.این مقاله همچنین به ارزش ادراکی ترفندهای واژگانی و تعامل بین زنجیره های واژگانی در یک متن پرداخته و به کاربرد ابن شیوه نگرش به متن در آموزش زبان اشاره می نماید.
بررسی نقش بافت موقعیت در شکل گیری معنا در نمایشنامه من اورلاپی هستم/سجودی-زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نشانه شناسی یکی از علومی است که به بررسی چگونگی تولید معنا می پردازد. یک اثر نمایشی از طریق نشانه ها و ارجاعاتی که به جهان بیرون دارد می تواند در مخاطب خود تولید معنا کند. یکی از عواملی که در شکل گیری معنای یک اثر دخیل است بافت موقعیت آن می باشد که به دلیل ارجاعات متن به آن رابطه ای تنگاتنگ با بافت درون متنی دارد. اما مساله ای که پژوهش حاضر به بررسی آن می پردازد این است که بافت موقعیت به چه میزان می تواند در تفسیر مخاطبان از آن چه می بینند تأثیر داشته باشد.روش: روش اجرای این پژوهش از نوع آزمایشی بوده، و برای دستیابی به این منظور متن نمایشنامه ای انتخاب شد که ارجاعات کمی به بافت موقعیت و بافت درون متنی خود دارد. متن انتخابی در دو بافت برون متنی مختلف اجرا شد. آزمودنی های این پژوهش نیز به دو گروه تقسیم شده و هریک از گروه ها یکی از این دو فیلم را تماشا کرده به سوالاتی درباره آن پاسخ دادند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که آزمودنی ها در ادراک بافت موقعیت دو فیلم با هم متفاوت بوده و این تفاوت در سطح معنی داری است. علاوه براین،پژوهش حاضر نشان دادکه عواملی از بافت موقعیت که در ارتباط با مکان فیلم است بیشتر در برداشت فضای فیلم تأثیر داشته حال ان که عواملی که در ارتباط با شخصیت ها و روابط میان آن ها است بیشتر در اداراک افراد از فیلم تأثیر داشته است.
بررسی انواع هم معنایی میان فعل های سادة فارسی و متناظر صوری- معناییِ مرکب آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر پژوهشی معنی شناختی است که به منظور بررسیِ معناییِ فعل های سادة زبان فارسی و متناظرهای مرکبِ صوری معنایی آن ها صورت گرفته است، تا مشخص شود از میان انواعِ گوناگون هم معنایی، کدام انواع میان فعل های یادشده برقرار است و کدام انواع میان آن ها برقرار نیست. در این بررسی، نخست، طرز تلقی نگارنده از فعل ساده و مرکب بیان شده و سپس، اشاره ای کلی به روش های ساخت افعال مرکب از متناظر سادة آن ها شده است. پس از آن، انواع تناظر میان فعل های ساده و مرکب معرفی شده اند. پس از بحثی کوتاه دربارة انواع گوناگونِ هم معنایی، کوشش شده به صورت مستدل و با ارائة نمونه، انواعِ گوناگون هم معنایی مشخص شوند و اینکه کدام نوع یا انواعِ هم معنایی میان فعل های سادة زبان فارسی و متناظرهای صوری معنایی مرکب آن ها برقرار است. برای دستیابی به این هدف، آن گروه از فعل های سادة فارسی که دارای متناظرهای صوری معناییِ مرکب اند، از فرهنگ سخن برگرفته شده اند و پیکرة موردبررسی را در این مختصر تشکیل داده اند. با بررسی این پیکره که 363 فعل دارد و در انتها، در بخش پیوست آمده، مشخص شده است که هم معنایی مطلق و ضمنی میان فعل های یادشده نیست؛ اما سایر انواع هم معنایی میان آن ها برقرار است.
بررسی استعاره های کلامی-تصویری در چند پوستر مناسبتی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی استعاره های کلامی –تصویری درچند پوستر مناسبتی زبان فارسی بر اساس مدل تحلیلی استعاره های چندوجهی فورسِویل (1994 و 2006) می پردازد. هرچند مطالعه نشانه شناختی و نشانه شناختی اجتماعی وجوه غیرکلامی پیام به ترتیب از بارت و کرس و ون لئوون شروع شد، اما در چارچوب معنی شناسی شناختی، نخستین بار، محققانی چون فورسویل (1994) به بررسی وجوه غیرزبانی استعاره مفهومی مانند وجه بصری، تصویری و وجوه چندگانه پرداختند. تاکنون، در مورد استعاره های کلامی- تصویری در زبان های دیگر تحقیقات متعددی صورت گرفته است، حال آنکه در زبان فارسی از این منظر تحقیقات اندکی انجام شده است. در این تحقیق پنج مناسبت به طور هدفمند از میان هیجده دسته بندی مناسبتی موجود در پایگاه پوسترهای مناسبتی هفته، انتخاب و از میان 236 پوستر موجود، پنج پوستر، هر کدام برای یک مناسبت، انتخاب شد. با این بررسی در صدد آنیم که بدانیم استعاره های کلامی- تصویری چگونه در پوسترهای زبان فارسی ظاهر می شوند؟ چگونه تصویر و متن موجود در پوسترهای مناسبتی به صورت استعاره چندوجهی با هم در تعامل هستند؟ و نهایتاً اینکه، استعاره های کلامی-تصویری چه نقش کاربردشناختی در انتقال پیام پوسترها ایفا می کنند؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که پوسترهای برگزیده حاوی سازوکارهای شناختی استعاره، مجاز، نماد و طرحواره های تصویری هستند. استعاره های کلامی-تصویری به صورت مکمل، ولی با درجات مختلف، کار انتقال مفاهیم مناسبتی را انجام می دهند. ارتباط مفاهیم حوزه های مبدأ و مقصد از طریق شباهت فیزیکی، پرکردن فضای خالی یک طرحواره به طور غیرمنتظره و نشانه گذاری همزمان صورت می گیرد. همچنین، این مطالعه نشان می دهد که در اکثر موارد استعاره های موجود در پوسترها نقش پیام رسانی را انجام می دهند. این نقش کاربردشناختی استعاره در دو وجه تصویری و کلامی صورت می گیرد، هر چند در وجه کلامی درجه بکارگیری نقش لنگری متن نوشتاری در پوسترها متفاوت است و نیز نمی توان این نقش را به وضوح مشخص کرد..