عقل و خرد در فلسفه و حکمت به معنای ادراک کلیّات و در نقل و شریعت به معنای ابزاری برای عبادت و تحصیل و کسب جنّت آمده است. اگر این ابزار به هر نحوی نادیده انگاشته شود، تحت اسارت هوای نفس قرار خواهد گرفت.در نوشتار پیشرو، مفهوم عقل و جهل، معناشناسی هوی و نفس، اقسام عقل و مراتب آن و درجات انسان بر مبنای آن، حیات عالمانه و جاهلانه داشتن، ویژگیهای عقل، ابعاد هوای نفس، معنای حجیّت داشتن عقل انسانی، آسیبشناسی عقل، علائم و نشانههای عقل اسیر، آثار و پیامدهای آن، از جمله مباحثی است که در حد گنجایش مقال بدان پرداخته شده است.
ماهیت سیاست جنایی به گونه ای است که با اخلاقیات و ارزش ها پیوند ناگسستنی دارد، این امر از واشکافی و تبیین اهداف، مبانی و روش های سیاست جنایی چه در مفهوم مضیق و چه در مفهوم موسع آن به خوبی آشکار می شود، به گونه ای که نمی توان بعدی از سیاست جنایی را بدون لحاظ لایه ها و رگه های اخلاقی و ارزشی آن مورد بررسی قرار داد. از طرفی امنیت گرایی، راهبردی است که نفوذ موفق و قابل قبول آن در عرصه سیاست جنایی حاکم بر جامعه مستلزم هم پوشانی و انطباق با موازین حقوق بشری محدودکننده و رعایت حریم خصوصی و منزلت ذاتی انسان هاست. لذا چنانچه گفتمان امنیت گرایی بنا به هر دلیلی نتواند اصول اخلاقی و موازین حقوق بشری مورد تأکید حقوق بین الملل را تأمین و ضمانت کند، هرگز سیاستی موجه نبوده و در بلندمدت در مسیر مبارزه با معضل پدیده جنایی با شکست و ناکامی مواجه خواهد شد. توجه به شرایط زمانی و مکانی مختلف و رعایت مفاد اسناد و کنوانسیون های بین المللی، گزاره ای است که شرط مثبت جلوه کردن کیفیت تعامل و برهم کنش سیاست جنایی امنیت گرا و موازین حقوق بشر و اصول اخلاقی بوده و می تواند به رفع بسیاری از موانع موجود فراروی چنین تعاملی کمک شایانی نماید. مقاله حاضر سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که وضعیت تعامل موازین حقوق بشری و اصول اخلاقی با نظام فکری سیاست جنایی امنیت مدار به چه نحوی است؟ و به طورکلی محدودیت های حقوق بشری و اخلاقی فراروی این الگو کدم اند.
امروزه استفاده صحیح و اثربخش محیط های یادگیری چند رسانه ای نیازمند طراحی ، تدوین و تلفیق منطقی مولفه های حوزه علوم تربیتی است. یکی از این مولفه های اصلی که در این نرم افزارها مورد کم توجهی قرار گرفته، مولفه تفکر انتقادی می باشد. هدف از انجام این پژوهش تولید و اعتبار بخشی بسته آموزشی درس تفکروپژوهش پایه ششم ابتدایی مبتنی بر رویکرد ساختن گرایی (مدل چند رسانه ای ون مورینبور) و تاثیر آن بر مهارت های تفکر انتقادی در دو حوزه تفسیری و استنباطی بود. این تحقیق در دو مرحله انجام پذیرفت ، در مرحله اول بسته آموزشی درس تفکر و پژوهش با تاکید بر مهارت های تفسیری و استنباطی بر اساس مدل چند رسانه ای ون مرینبور، طراحی و تهیه گردید. در مرحله دوم تاثیر کاربرد بسته آموزشی تهیه شده مبتنی بر مهارت های تفسیری و استنباطی به روش نیمه آزمایشی و براساس طرح پیش آزمون - پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تدریس تفکر و پژوهش بر اساس بسته آموزشی تهیه شده بر مهارت تفسیری و استنباطی آزمایشی تاثیر معنی دار داشته است (05/0P<). با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، کاربست بسته آموزشی درس تفکر و پژوهش با رویکرد ساختن گرایی، موجب افزایش مهارت های تفکر انتقادی در دو حوزه مهارت تفسیری و مهارت استنباطی فراگیران می گردد
فضیلت ها صفات مثبت شخصیتیِ پایداری هستند که در گذر زمان و براثر تجربه های به اشتراک گذاری شده کودک با محیط طی مراحل تحولی در فرد به وجود می آیند، با استمرار و تکرار به عادت واره ها تبدیل و در شخصیت فرد نهادینه می شوند؛ ازاین رو، بنیانی برای اجتماعی فضیلت مدار می نهند. هدف این مقاله، مرور اندیشه های نظریه پردازان تحولی همچون پیاژه، کوشانسکا، ابن مسکویه و خواجه نصیر و عرضه شواهدی پژوهشی درباره شکل گیری فضیلت های اخلاقی در کودکان است. از مجموع دیدگاه های تحولی می توان به ظهور برخی پیش نیازهای رفتار فضیلت مند، شامل حساسیست پیش اخلاقی، قصد به اشتراک گذارده شده، خودِ اخلاقی و وجدان، پیش از دوره های تحولی اذعان کرد؛ پیش نیازهایی که می تواند با غنی سازی تجربه های محیطی در دوره های تحولی، به ظهور و تثبیت فضیلت های اخلاقی در کودکان منجر شود؛ ازاین رو، رابطه گرم و حمایت آمیز پدر و مادر و فراهم کردن تجربه های اجتماعی غنی می تواند زمینه ساز قوام و ثبات رفتارهای فضیلت آمیز در کودکان شود.
«عرفان اسلامی» یکی از منابع غنی در فرهنگ اسلامی−ایرانی است که با رجوع به آن، می توان دلالت های ارزشمندی برای تعلیم و تربیت اسلامی، بازشناسی نمود. یکی از این دلالت ها، «شاگردپروری» است. بسیاری از عرفای مسلمان، ضمن اهتمام به سیر و سلوک عرفانی، به پرورش شاگرد نیز التفات ویژه ای داشته اند. در این راستا، پژوهش حاضر به مطالعه احوال، اقوال و منش شاگردپروری سه عارف مشهور یعنی جنید بغدادی، بایزید بسطامی و نجم الدین کبری پرداخته و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، بیست و چهار مؤلفه شاگردپروری را بازشناسی نموده است. در گام بعدی، مؤلفه های اولیه (خرده مضمون ها) در قالب دو مضمون سازمان دهنده (منش فردی و منش میان فردی) دسته بندی شدند و در نهایت همه آنها در ذیل مضمون فراگیر «منش شاگردپروری» قرار گرفتند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان مضمون های استنتاج شده، شش مضمون «عبودیت و بندگی خداوند، حسن خلق، تخصص و تبحر علمی، کلام نافذ و تأثیرگذار، مجاهدت در کسب علم و حفظ حرمت و شخصیت شاگردان» از بیشترین فراوانی برخوردار بوده و از مهم ترین ویژگی های معلم شاگردپرور محسوب می شوند. تدوین شبکه مضامین، چارچوب مفهومی از رابطه مضمون های شاگردپروری و الگوی «معلم شاگردپرور» از دیگر یافته های این پژوهش به شمار می آید.