"این مقاله به بررسی سنتی در لرستان می پردازد که طی آن طرفین یک نزاع چنان چه قتل یا نقص عضوی به وقوع بپیوندد با دادوستد مقداری پول یا برخی کالاها و یک یا چند دختر، ترک مخاصمه می کنند. به این سنت خی صل (خون صلح) یا خون بس گفته می شود.
در ابتدای مقاله، جغرافیای منطقه، ترکیب قومی و طوایف مختلفی که در آن زندگی می کنند، با نگاهی مختصر بررسی شده اند تا حدود تاریخی و جغرافیایی خی صل مشخص شود. آن گاه، شکل کلی و علل نزاع های محلی در مناطقی که بافت عشیره ای دارند، بررسی شده است و در ادامه این بررسی، مقاله به نزاع های منجر به قتل می رسد. مقررات و شکل اجرایی خی صل با توجه به حل مشکل نزاع از طریق ریش سفیدان (روش کدخدامنشی) قابل توضیح است و پس از این توضیح جزئیات مراسم ارایه شده اند. هم چنین اصطلاحات، ضرب المثل ها و اقلام غیرنقدی و نقدی رد و بدل شده در این سنت نیز تشریح و سرانجام به مبادله دختران با عنوان خون بس پرداخته شده است. ویژگی های این دختران و شرایط ازدواج با آن ها موضوع دیگر این مقاله را تشکیل می دهد. در نهایت با آوردن موارد مستند تاریخی، تلاش شده است استدلال های مقاله روشن تر شوند. در پایان لازم به ذکر است که، با توجه به تخصص مولف (کارگردانی تئاتر) در نگارش مقاله حاضر همواره عنصر باورپذیری مد نظر بوده است تا جایی که به لحاظ دستور زبان همه افعال به زمان حال آورده شده اند"
در زمان ناصرالدین شاه قاجار در تهران اداره مخصوصی جهت رسیدگی به امور عشایر تشکیل شد. از سال تاسیس این اداره آگاه نیستیم ولی از سال 1290 اطلاعاتی در دست است که می توان بر اساس آنها وجود چین اداره ای قبل از سال مذکور را محتمل دانست. زیرا از سالهای 1290 و 1291 ه.ق دو سال نامه رسمی حکومتی با مشخصات زیر وجود دارد که جمعیت عشایری ایران در آنجا چنین ثبت شده است...
"هدف از مقاله حاضر، نخست، تشریح مفاهیم و تعاریف نظری مربوط به هویت جنسیتی، تاثیر فرهنگ در ساخته شدن این هویت و بازنمایی آن در فرهنگ است. در این حوزه بر آرای دو تن از برجسته ترین نظریه پردازان این موضوع، ساندرا بم و مایکل کیمل، مبنی بر لزوم فراتر رفتن از رویکرد زیست شناسی در تعریف و درک این هویت تاکید خواهد شد. هویت جنسیتی که در فرهنگ هر جامعه ای تبلور می یابد، سرچشمه بسیاری از نابرابری های جنسیتی اجتماعی نیز هست. از این رو، بررسی بازتاب این هویت در فرهنگ برای روشن کردن این سرچشمه ها و آفرینش زبان و فرهنگی مبتنی بر برابری جنسیتی اهمیت اساسی دارد. هدف از این بخش نشان دادن نگاه مردانه به زنان و جایگاه آنان با ریشه های بسیار ژرف آن در فرهنگ و ادبیات است. این نگاه، سازنده تصویری است که از بیرون از زنان ترسیم شده است. از آن جایی که هویت هر کس برآیندی از تصاویر بیرونی و درونی آن شخص از خودش است، می توان پنداشت که تا پیش از انعکاس صدای زنان در عرصه رمان و ادبیات و فرهنگ، که پدیده متاخری به شمار می آید، یگانه تصویر هویت سازی جنسیتی کمابیش در این فرایند خلاصه می شده است. برای ارایه نمونه ای گویا از این تصویر در فرهنگ ایران، مروری بر ادبیات ایرانی صورت گرفته که باید آن را مقدمه ای برای مطالعات بعدی به شمار آورد.
در بررسی حاضر، بخشی از پژوهش هایی که در ایران در زمینه تصویر زن در ادبیات و متون گوناگون انجام گرفته، و از جمله تازه ترین آن ها گرد آمده و نقد یا تفسیر شده است. علاوه بر آن، پژوهش نگارنده با استفاده از روش اسنادی، با حرکت از تعریف زن در فرهنگ معین و نیز نگاهی بر مهم ترین چهره های رمان نویسی معاصر ایران به انجام رسیده است"