در این پژوهش از روش توصیفی استفاده شده است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و تمام معتادان بازتوان شده کنگره 60 در سال 1393 مورد بررسی قرار گرفتند و به همان تعداد نیز افراد معتاد بازتوان شده در کلینیک های ترک اعتیاد برای مقایسه با گروه آزمایش و به روش نمونه گیری در دسترس از کلینیک های سطح شهر تهران در نظر گرفته شدند. داده های پژوهش پس از جمع آوریاز طریقپرسشنامه های استاندارد کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی، با استفاده از نرم افزار spss تحلیل و با توجه به سؤالات تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون، استفاده شده است.نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین کیفیت زندگی معتادان بازتوان شده کنگره 60 و کلینیک های ترک اعتیاد تفاوت معنادار وجود داشته و سطح کیفیت زندگی افراد بازتوان شده در کنگره 60 بالاتر از معتادان بازتوان شده در کلینیک های ترک اعتیاد می باشد.
اعتیاد به مثابه پدیده ای چندوجهی و البته با تأثیراتی چندساحتی، معضله ای ا ست که امروزه بنا بر اعتقاد قریب به اتفاق پژوهشگران و متفکران این حیطه، به عنوان یک مسئله اجتماعی و فرهنگی در کشور به شمار می آید. هدف از مقاله حاضر، آن است که با روشی کیفی (مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، استفاده از اسناد بالادستی و نیز انجام 20 مصاحبه با اساتید حوزه بررسی مسائل اجتماعی و مددکاری اجتماعی) و با رویکردی تبیینی تحلیلی به آسیب شناسی سیاست های فرهنگی پیشگیری از اعتیاد در ایران مبتنی بر پیوستار چهار مرحله ای «رویکرد و نظریه فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی و مدیریت فرهنگی» بپردازد. در نهایت، پیشنهادات و راهبردهایی در جهت تدوین سیاست های فرهنگی پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر رویکرد چهار مرحله ای ارائه شده است.
رفتارهای نوجوانان و علل و نتایجی که برای فرد و محیط پیرامون ببار می آورند، از مسائل بسیار حساس در جامعه شناسی به شمار می آیند و بطور دقیق مورد توجه قرار می گیرند. تحقیق حاضر به بررسی تعارضات خانوادگی و اثر آن بر رفتارهای تهاجمی نوجوانان پرداخته است. در این تحقیق جهت تنظیم چارچوب نظری از نظریه های ناکامی و یادگیری اجتماعی استفاده شده است. داده های تحقیق با استفاده از روش پیمایشی و با تهیه پرسشنامه خود گزارشی در شهر شیراز و داراب جمع آوری و اطلاعات مربوط به 1250 دانش آموز دختر و پسر مشغول به تحصیل است. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شده است. تحلیل آماری این بررسی نشان می دهد که هم در کل جمعیت و هم به تفکیک شهر های داراب و شیراز رابطه معنی دار مثبتی بین متغیر های تعارضات والدین، تعارضات والدین با فرزندان در خانه و خارج از خانه با رفتارهای تهاجمی نوجوانان وجود دارد. در نهایت نتایج با استفاده از نرم افزار لیزرل مدل تحقیق مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که متغیرهای محل سکونت (شیراز)، جنسیت (مرد)، درآمد خانواده (به عنوان متغیرهای زمنیه ای) و تعارضات خانوادگی می توانند 53 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبین کنند. در مجموع مطالعه حاضر وجود رابطه بین روابط خانوادگی و رفتارهای تهاجمی نوجوانان را تأیید می کند و بر اهمیت نقش و رفتار خانواده در ارتقای بهداشت روانی نوجوانان دختر و پسر تأکید می کند.
ناپایداری با کم کردن فرصت ها در بخش قانونی، هزینه فرصت ارتکاب جرم بر مالکیت و اموال را کاهش می دهد. به گونه ای که اگر ناپایداری وجود داشته باشد دستمزدی که مجرم با کار کردن به جای ارتکاب جرم به دست می آورد نامطمئن است. بنابراین انجام فعالیت های غیر قانونی در حالت ناپایداری نسبتاً کم خطر تر از، موقعیتی بدون ناپایداری می باشد. در مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تاثیر بی ثباتی اقتصادکلان بر جرایم مالی در اقتصاد ایران طی دوره 1363-1390، بی ثباتی اقتصاد کلان با استفاده از روش گلزاکاس و فیلترینگ هادریک-پرسکات اندازه گیری شد. سپس با استفاده از اقتصادسنجی داده های سری زمانی (هم جمعی، الگوی بلندمدت و الگوی تصحیح خطا)، اثر بی ثباتی اقتصادکلان در کنار سایر متغیرهای کنترل، بر جرایم مالی (در قالب دو سناریو جهت اطمینان از ثبات در نتایج) برآورد و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که بی ثباتی اقتصادکلان در کوتاه مدت و بلندمدت اثری مثبت و معناداری بر جرایم مالی دارد. همچنین متغیرهای کنترل نظیر نسبت شهرنشینی، رشد اقتصادی و بیکاری اثری مثبت و اما ضریب جینی بر خلاف انتظار اثری منفی بر جرایم مالی دارد. ضریب جمله تصحیح خطا نیز حاکی از آن است که در هر دو سناریو به ترتیب به میزان 50 و 60 درصد از انحراف جرایم مالی از مقدار بلندمدتش در هر دوره تصحیح می شود. واژگان کلیدی: جرایم مالی، بی ثباتی اقتصادکلان، همجمعی، الگوی تصحیح خطا، ایران.
زمینه و هدف: رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، نقش بسیار مهمی در بسترسازی افکار عمومی و تأمین امنیت و پیشگیری از وقوع جرم ایفا می کنند. این ابزارها با توجه به توسعه کمی و کیفی خود در عمل می توانند هم فرصت و هم تهدیدی برای امنیت اجتماعی باشند. پژوهش حاضر نقش سریال های اخیر پلیسی را در پیشگیری از جرم و آموزش آن بررسی کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی است و با روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. جامعه تحلیل را سریال های پلیسی پرمخاطب تلویزیون ایران در پنج سال اخیر تشکیل داده اند و از بین آن ها سریال های «زخم»، «رهایی» و «میکاییل» مبنای تحلیل قرار گرفته اند. برای سنجش پایایی تحقیق از اعتبار محتوایی یا صوری بهره گیری شده است که براساس توافق نظرات و آراء صاحب نظران و اساتید حوزه رسانه و جرم، شاخص ها و مقوله های مورد مطالعه و استخراج شده از اعتبار مناسبی برخوردار بودند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که 20 درصد محتواهای پلیسی سریال های مورد بررسی را آموزش جرم، 27 درصد آن ها را توانمندی پلیس و پیشگیری از جرم، 21 درصد رواج ارزش-های مثبت، 13 درصد رواج ارزش های منفی و 18 درصد را وظایف رسانه ای تشکیل داده است. بنابراین سریال های پلیسی می تواند به عنوان ابزار مؤثری در پیشگیری از جرم مورد استفاده قرار گیرد.
تحقیقات انجام شده در ایران، به ندرت به تعمیم پذیری نظریه های جرم شناختی در تبیین رفتارهای انحرافی جنس مؤنث توجه دارند. پیشینة مربوط به رابطة بین جنس و رفتار انحرافی بر مفهوم «تعمیم پذیری» متمرکز شده است. این مفهوم به این موضوع اشاره دارد که تا چه حد نظریه های جرم شناختی می توانند رفتارهای منحرفانة زنان را همچون رفتارهای منحرفانة مردان تبیین کنند. لذا، تحقیق حاضر ناظر بر تعمیم پذیری جنسیتی نظریة پیوند اجتماعی هیرشی به رفتارهای انحرافی دانشجویان دختر است. روش این پژوهش پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. جمعیت تحقیق حاضر، شامل تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 92-91 است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که متغیرهای این نظریه رفتارهای انحرافی دانشجویان دختر را همچون رفتارهای انحرافی دانشجویان پسر تبیین می کند و لذا دارای تعمیم پذیری جنسیتی است.