این مقاله، عمدتا برروی ابعاد اجتماعی در برگیرنده ی اعتماد و شبکه ی اجتماعی متمرکز می باشد، مخصوصا در مؤسسات آموزش عالی. اعتماد، نقشی حیاتی به عنوان یک سرمایه ی اجتماعی بازی می کند و عامل مهمی در عرف اجتماعی، مخصوصا در کشورهای در حال تغییر و تحول می باشد. این فرضیه که اعتماد کم، مسئله اصلی در کارآفرینی است، مورد بررسی قرار می گیرد . در محیطی با درجه ی اعتماد کم، اعتماد به محض اینکه جای شرافت را می گیرد مورد سوءاستفاده قرار می گیرد. راهبرد های متفاوت برای جلوگیری از سوء استفاده از اعتماد، همانند کنترل کردن توسط قراردادها و غیره، ابزارهای مناسبی نیستند. این موضوع که آیا شبکه ها ی اجتماعی به افزایش اعتماد کمک می کنند، در این تحقیق، به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته است. دانشگاه ها در سراسر دنیا در فرآیند تغییر قرار دارند. در این فرآیندهای تغییر، دانشگاه های کارآفرین نقش مهمی ایفا می کنند. با توجه به کمبود منابع، ایجاد درآمد، فعالیتی مهم در دانشگاه ها به شمار می رود. اگر چه تحقیق، فعالیتی کاملا متفاوت از فعالیت های کارآفرینی می باشد، این مقاله، روابط میان این دو فعالیت را با توجه به چشم انداز، مورد مطالعه قرار می دهد.
"در ایران، دستگاه هاى دولتى، طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور، بخش زیادى از زنان را در مشاغل گوناگون جذب نموده اند و زنان ایرانى نسبت به اشتغال در سازمان هاى دولتى تمایل بیشترى دارند و آن را به اشتغال در بنگاه ها و شرکت هاى خصوصى ترجیح مى دهند. در نتیجه، تعداد زنان استخدام شده در بخش عمومى، افزایش یافته است. با وجود این، مقایسه سهم مدیران زن با سهم زنان در نیروى کار سازمان هاى دولتى، نشان مى دهد که زنان تا نیل به سهم مطلوب، راه زیادى در پیش دارند.
وضعیت تحصیلى زنان، نقش مهمى در اشتغال و بهبود موقعیت اجتماعى و شغلى آنان نیز ایفا مى کند. در سال هاى اخیر سهم اشتغال زنان داراى تحصیلات عالى در ایران، روبه افزایش بوده است، در این مورد، نکته قابل بررسى در این است که آیا با افزایش تحصیلات، کیفیت اشتغال و نوع آن بهبود خواهد یافت یا خیر؟ از سوى دیگر، پیشرفت شغلى زنان، تحت تاثیر عوامل مختلفى قرار دارد؛ چراکه به رغم افزایش مشارکت اجتماعى و شغلى زنان در سال هاى اخیر، زنان شاغل هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را در سازمان ها و شرکت هاى دولتى و خصوصى به دست آورند. هدف این مقاله، بررسى و تبیین موقعیت شغلى زنان شاغل است. در این راستا، مطالعه ابعاد نابرابرى بین مردان و زنان شاغل در کسب موقعیت هاى شغلى و مدیریتى، هسته اصلى بررسى حاضر را تشکیل داده است. به منظور تدقیق مطالعه، دو پرسش اساسى زیر مورد توجه قرار گرفته اند.
چرا زنان در ایران، هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را به دست آورند؟
آیا مرد سالارى، مانع دستیابى زنان به پست هاى مدیریتى مى شود؟
با توجه به تحقیق میدانى انجام شده در وزارت علوم، تحقیقات و فناورى و دانشگاه هاى تهران در سال 1382 که با استفاده از روش هاى آمارى، شامل روش همبستگى جزیى و روش رگرسیون چند متغیره صورت گرفته است، در این مقاله، سه فرضیه ""کسب پست هاى مدیریتى زنان شاغل با موقعیت مطلوب شغلى آنان رابطه مثبت دارند""، ""بین مردسالارى و موقعیت مطلوب شغلى زنان رابطه منفى وجود دارد"" و ""موقعیت هاى شغلى بین زنان و مردان شاغل در شرایط یکسان، به طور برابر توزیع نشده است""، تجزیه و تحلیل شده و با نمونه تصادفى مطالعه شده، رد نشده اند.
"