فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۳۶۱ تا ۱۱٬۳۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
Modeling the Structural Equations of Mode Metacognition with a Tendency to Cyberspace Mediated by Self-efficacy in Gifted Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of the present study was to determine the structural relationships between mode metacognition and cyberspace with self-efficacy mediation in gifted students in Ghaemshahr, Babol, and Sari. There is a structure. Methodology: The method was correlation using structural equation modeling. The statistical population of the study consisted of all 1000 gifted female high school students in three grades (first, second and third) of Ghaemshahr, Babol and Sari cities. For each observed variable (18 variables observed in the model), and considering the possibility of incomplete questionnaires, 350 people were selected as the sample size by census method. جعفری & Kalantari (2016) cyberspace questionnaire, Morris (2001) self-efficacy questionnaire and Onil & Abedi (1996) mode metacognition questionnaire were used to collect data. Data were analyzed using SPSS 18 and AMOS 23 software. Findings: The results show that mode metacognition has a direct effect on the tendency of cyberspace in gifted students of Ghaemshahr, Babol and Sari. Conclusions: Therefore, those who have learned poor cognitive adjustment strategies may be more susceptible to using high-risk behaviors as a means of alleviating negative cognition than others.
علوم و ادبیات: درآمدی بر یک پویش فرهنگی
حوزههای تخصصی:
Validation and Presenting a Model for Religion and Life lesson Based on Resilient Economy Policies from the Viewpoint of Curriculum Experts and Relevant Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this research was validation and presenting a model for religion and life lesson based on resilient economy policies from the viewpoint of curriculum experts and relevant teachers. Methodology: Present study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (quantitative and qualitative). The research population consisted of curriculum experts (118 people) and teacher of religion and life lesson of second high school (827 people) in Mazandaran province. Based on the Cochran formula, 92 people from the curriculum experts and 232 people from the teachers of religion and life lesson were selected by random sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire (40 items) that its formal and content validity was confirmed by the experts of educational sciences and its reliability was calculated with using Cronbach's alpha 0.924. The data were analyzed with the methods of descriptive (frequency and percent frequency index) and inferential statistics (chi-square test) with using SPSS-20 software. Findings: The results showed that from the viewpoint of curriculum experts and relevant teachers the curriculum of religion and life lesson based on resilient economy policies confirmed and there was no significant difference between the opinions in this two groups (P>0/05). Conclusion: Finally presenting a model for religion and life lesson based on resilient economy policies that curriculum experts and authors can use it to editing the book of religion and life.
سنجش رابطة میان وضعیت اقتصادی و فرهنگ سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای استقرار نظام دموکراتیک وجود زمینه های اجتماعی- اقتصادی مناسب لازم است؛ ازاین رو، مطالعة علمی این زمینه ها می تواند چگونگی تحقق دموکراسی را تبیین کند. این پژوهش با هدف پاسخ به دو سؤال چیستی (براساس گونه شناسی آلموند و وربا) و چراییِ فرهنگ سیاسی دانشجویان دانشگاه گیلان (مبنی بر نظریة لیپست) صورت گرفته است. این مطالعه با روش پیمایش انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده و جامعة آماری کلیة دانشجویان دانشگاه گیلان اند که 374 نفر آنها به شیوة نمونه گیری مطبّق انتخاب شده اند. براساس یافته های پژوهش، بین متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، درآمد ماهیانة خانواده، وضعیت اشتغال و محل سکونت دانشجویان، با فرهنگ سیاسی آنها، رابطة معنادار و مستقیمی وجود دارد. 4/36 درصد پاسخگویان فرهنگ سیاسی محدود و 6/63 درصد آنها نیز فرهنگ سیاسی اطاعتی دارند.
عوامل اجتماعی مؤثر بر شادمانی اجتماعی معلمان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شادمانی و نشاط از جمله نیازهای مهم انسان هستند و می توانند در مقابله افراد با مشکلات و رویارویی با فشارها و ارتقای بهره وری کار نقش بسزایی داشته باشند. با توجه به نقش مهم آموزگاران در تربیت و جامعه پذیری دانش آموزان، هدف مقاله حاضر بررسی میزان شادمانی اجتماعی معلمان شهر اصفهان و شناسایی عوامل اجتماعی بر آن است. جامعه آماری، شامل کلیه معلمان شهر اصفهان است که با استفاده از فرمول کوکران، یک نمونه 375 نفری از بین آنها برای مطالعه انتخاب شد. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز پرسشنامه بود. ابزار تحقیق از اعتبار صوری برخوردار بود و آلفای کرونباخ پایایی متغیرها نیز بالاتر از آستانه 7/0 بود. نتایج نشان داد: میزان نشاط اجتماعی معلمان شهر اصفهان در حد متوسط و عوامل تأثیرگذار بر آن به ترتیب، دینداری، نگرش نسبت به شغل، مشارکت اجتماعی، روابط با دوستان و اوقات فراغت بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد: همه متغیرهای مستقل توانستند 4/38 درصد تغییرات نشاط اجتماعی را تبیین کنند.
بررسی وضعیت سواد انرژی در بین شهروندان منطقه 19 شهرداری تهران و رابطه آن با مصرف کالاهای فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده های اجتماعی به علت ویژگی پویای خود، همواره با متغیرهای گوناگون در بستر جامعه در ارتباط هستند. «سواد انرژی» به عنوان یک مفهوم و یک متغیر اجتماعی در این راستا قرار می گیرد. «مصرف کالاهای فرهنگی» از متغیرهای اجتماعی-فرهنگی محسوب می شود که با «سواد انرژی» ارتباط دارد. از این رو، بررسی وضعیت سواد انرژی در بین شهروندان منطقة 19 شهرداری تهران و رابطة آن با میزان مصرف کالاهای فرهنگی هدف اصلی پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. برای رسیدن به این هدف از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعة آماری شامل افراد بزرگسال 15 تا 65 سالة ساکن در منطقة 19 تهران می شود که برابر با 189000 نفر هستند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 400 درنظر گرفته شده است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد میزان سواد انرژی پاسخگویان در بعد شناختی کم و در بعد اثربخشی و رفتاری تقریباً زیاد است. بین سواد انرژی در ابعاد شناختی با مصرف فرهنگی میان پاسخگویان رابطة معناداری وجود دارد. مقدار میانگین ها نشان می دهد مصرف فرهنگی در بین پاسخگویانی که گزینة درست را در ارتباط با سواد انرژی در بعد شناختی انتخاب کردند، بیشتر است. همچنین، آزمون رابطة بین سواد انرژی در بعد اثربخشی و مصرف فرهنگی از طریق آمارة همبستگی پیرسون (258/0) و سطح معنی داری (000/0)، با اطمینان 99 درصد دلالت بر این دارد که بین «سواد انرژی در بعد اثربخشی» و «میزان مصرف فرهنگی» رابطة معنادار مستقیم وجود دارد. همچنین، بین سواد انرژی در بعد رفتاری و مصرف فرهنگی با ضریب همبستگی پیرسون (328/0) و سطح معنی داری (001/0) در بین پاسخگویان رابطة مستقیم و معنادار مشاهده می شود.
نگاهی جامعه شناسانه به مفهوم لباس در هنر معاصر با تکیه بر آرا بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نتیجه انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات و به دنبال آن جهانی شدن در دنیای امروز که با طرح مسأله عدم قطعیت و به پایان رسیدن دوران علم زدگی دریچه ای نو به سوی انسان امروز باز شد و همین امر آغاز عصر پست مدرن را نوید داد. به دنبال آن هنر پست مدرن و لباس پست مدرن (لباس مفهومی) نیز شکل می گیرد. هنرمندان پست مدرن در این زمان با استفاده از تلفیق لباس با ویژگی های هنرهای تجسمی، حالات و صفات انسانی، حرکات اندام و گاه توانایی های بازیگری، مفاهیم موردنظر خود را نمایان ساخته اند و به این صورت است که لباس به عنوان مفهومی هنری مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این لباس ها صرفاً پوشش بدن انسان نیست، بلکه نمایش صفات، احساسات و اندیشه های انسان است. مقاله حاضر تلاش دارد تا با استفاده از روش اسنادی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، به بررسی مفهوم لباس و تلقی لباس در هنر پست مدرن با تکیه بر نظریات جامعه شناس فرانسوی معاصر، پیر بوردیو بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد لباس در آثار هنرمندان، بی واسطه یک اثر هنری و دارای بیان تلقی می شود که می تواند با مخاطب به دلیل نزدیکی با بدن و همراهی انسان در تمام ادوار تاریخی، به صورت ملموس ارتباط برقرار سازد؛ بنابراین شاهدیم که شکل تجسمی لباس در مقابل تفکر غالب کاربردی آن در تلاش برای کسب جایگاه در میدانی است که بوردیو آن را میدان قدرت می نامد؛ اما این ورود و تعریف ارایه شده جدید از لباس هنوز نتوانسته است در میدان های قدرت هنری به علت کمبود حجم و مقدار سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از وضعیت مطلوب و درخوری برخوردار شود.
نگاهی فرهنگی به الگوی مصرف
حوزههای تخصصی:
حضور در مسجد و ارزش های اسلامی در بین جوانان استان ایلام (با تأکید بر شهادت طلبی و ایثارگری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی تأثیر مساجد بر ارزش های اسلامی با تأکید بر شهادت طلبی و ایثارگری پرداخته است. روش انجام آن نیز کیفی و استفاده از مصاحبه گروه های متمرکز بوده است. شیوه نمونه گیری در روش کیفی، نظری است. در این شیوه، حجم نمونه از پیش، تعیین نمی شود و از طریق اشباع داده ها به دست می آید که در این پژوهش، با توجه به تکرار داده ها به 30 نفر رسید. ابزار گردآوری اطلاعات در این روش، مصاحبه با گروه های متمرکز بود. گروه ها بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی همچون: سن، شغل، جنسیت و تحصیلات تفکیک شدند که در طی چهار مصاحبه به انجام رسید. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از تکنیک اعتباریابی و تأیید کلیات یافته ها توسط اعضا استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نظریه زمینه ای (GT) بود و با اجرای مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی به ترتیب 35 مفهوم اولیه، 8 مقوله عمده و 3 مقوله هسته نهایی از داده های کیفی استخراج شد. مقولات عمده مستخرج از داده های کیفی نیز علاوه بر اشاره به نقش تهاجم فرهنگی در کاهش گرایش به حضور در مساجد، به نقش تبلیغات رسانه ای، مسئولان و ائمه جماعت، افزایش دانش و آگاهی دینی و ... در افزایش گرایش به حضور در مساجد تأکید نمود؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که حضور در مساجد، موجب تقویت روحیه خودسازی، شهادت طلبی و ایثارگری و گرایش به رفتارهای اسلامی؛ همچون: امر به معروف و نهی از منکر، عبادت، جهاد در راه خدا، اخلاص، فداکاری، دعا و نیایش و ... می شود.
تأثیر اقتصاد وابسته به نفت در تعادل زدایی میان سطحی فرهنگ انقلاب و تضعیف همدلی پایدار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران ریشه در سطح بنیادین فرهنگ دینی دارد. به همین دلیل باید کانون مولد همدلی پایدار را در ظرفیت های نهفته در مبانی فرهنگی آن جست وجو کرد. دستیابی به این هدف، بدون شناخت عوامل مخل فرهنگ انقلاب در تولید همدلی پایدار و رفع آن امکان پذیر نیست. این نوشتار، با روش تحلیلی برخی از این عوامل را از زاویه اقتصاد وابسته به نفت بررسی کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که اقتصاد وابسته به نفت، از عوامل مهم عدم توازن توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی است که خود زمینه ساز سرایت احساس «بی عدالتی اجتماعی» به «بی عدالتی خداوند» و «پیدایش سوء ظن شبه سازمان یافته»، عامل تعمیم «فضل تکنیکی» به «فضل فرهنگی»، مانع «گفتمان سازی علوم انسانی - اسلامی» و «تولید همدلی پایدار» است. راهکار اساسیِ کاهش این آثار، راهبردِ اقتصاد مولد، مقاومتی و متکی به سطح بنیادین فرهنگ اسلامی و حرکت در راستای ایجاد توازن میان توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی و ایجاد سازواری میان سطوح نمودین و بنیادین فرهنگ بومی برای تحقق همدلی پایدار است.
مقایسه تأثیر برنامه آماده سازی پیش از ازدواج براساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره پیش از ازدواج بومی بر مشکلات دوران عقد زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸
181-195
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر برنامه آماده سازی پیش از ازدواج براساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره پیش از ازدواج بومی بر مشکلات دوران عقد زوجین انجام گرفت. این پژوهش به روش نیمه تجربی با استفاده از گروه کنترل و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. نمونه ی آماری شامل 45 زوج در دوران عقد بود که به شیوه ی نمونه گیری هدفمند از بین زوج های در مرحله ی عقد ساکن شهر یزد ( بهار 1396) انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 15 زوج) جایگیری شدند. همه ی گروه ها پرسشنامه ی مشکلات زوجین در دوران عقد را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون وپیگیری تکمیل نمودند. درپایان، تفاوت بین گروه ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات مشکلات دوران عقد زوج های هر دوگروه آزمایش در مرحله ی پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری یافته است (0005/0>P) ولی بین دوگروه آزمایش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). یافته های این پژوهش اثربخشی برنامه آماده سازی پیش از ازدواج بر اساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره ی پیش از ازدواج بومی بر کاهش مشکلات زوجین در دوران عقد را تأیید می کند. کلید واژه ها : آماده سازی پیش از ازدواج، مدل اولسون، مشکلات دوران عقد.