هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های سازمانی مؤثر بر هویت منسجم سازمانی کارکنان برای بسترسازی توسعه ظرفیت های سازمانی است. این پژوهش بر حسب هدف، کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه های شهرستان همدان تشکیل می دهد، که با استفاده از نمونه گیری از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، 392 کارمند به صورت تصادفی از چهار دانشگاه شهرستان همدان (بوعلی سینا، علوم پزشکی، صنعتی و آزاد اسلامی) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های ویژگی های سازمانی، هویت سازمانی و ارزیابی ظرفیت های سازمانی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیلی عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای LISREL و SPSS انجام شد. نتایج تحلیل روابط ساختاری نشان داد از پنج ویژگی سازمانی انتخاب شده، به ترتیب دانش استراتژی کارکنان، ارتباطات داخلی، ابزارها و حمایت، کیفیت مدیران و گشودگی و پویایی بیشترین تأثیر را بر هویت یابی سازمانی کارکنان داشتند. همچنین رابطه علی بسیار قوی میان هویت منسجم سازمانی و ابعاد ظرفیت های سازمانی وجود دارد.
در شرایط باروری پایین، تصمیم زوجین به فرزندآوری، بیشتر یک تصمیم برنامه ریزی شده و پیچیده است که زوجین از یک سو برمبنای ملاحظه وضعیت زندگی فردی و خانوادگی خود و از سوی دیگر با در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه آن را اتخاذ می کنند. کدام ملاحظه ها و چالش های کنونی خواست فرزندآوری زوجین ایرانی را صورت بندی می کند؟ در پژوهش حاضر برای پاسخ به این پرسش، کوشش شده است فهم کنش فرزندآوری و چالش های آن در بستر خانواده ایرانی در شهر اصفهان بررسی شود. داده های پژوهش با استفاده از رویکرد نظریه زمینه ای، نمونه گیری نظری و مصاحبه عمیق با 30 زن و مرد مشارکت کننده گردآوری و داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از کد گذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شد و در نهایت، بیست مقوله اصلی به دست آمد و بر اساس جمع بندی مفاهیم و مقوله ها، مقوله هسته با عنوان «گذار ارزشی از فرزند آوری» معرفی شد. نتایج نشان داد که بیم و هراس های اقتصادی، آینده هراسی، مسئولیت پذیری اجتماعی و دغدغه های انباشته، تصمیم به فرزندآوری را درگیر محاسبات مبتنی بر عقلانی بودن ابزاری می کند. چنین محاسباتی نه تنها انواع راهبردها را در خانواده ها فعال، آنها را دچار نوعی دگردیسی و گذار ارزشی می کند. همچنین، برنامه ها و سیاست های تشویقی جمعیت، زمانی موفق است که با درک واقع بینانه از چالش های فرزندآوری زوجین، برای رفع آنها تلاش کنند.
The rapid growth of modern long-distance communication technologies
both in term of quality and quantity and the consequent emergence
of cyberspace in parallel with the real world, has led to new forms of
inequality which can be interpreted in three different ways. Using the
three-generation theory of social networks (Oral networks; Longdistance
networks; and, Digital networks), one can make domestic
comparisons, and find countries in which the majority of the population
are within the third category or the digital network. On the other side
of the extreme, are nations who are still under the limited conditions
of the first and second categories of oral and long-distance networking.
This paper presents a chart using a combination of different statistical
indicators to illustrate the inequality in question. The focus of this paper
has been on the two countries of Iran and the United States as its case
study. The conclusion at the end suggests that tackling and reducing the
inequality in question has to do with ‘national will and national facilities’
as well as ‘individual will and individual facilities’.
به موازات کاهش تمایلات و ایده آل های فرزندآوری زنان، تقاضا برای استفاده از روش های پیش گیری از حاملگی افزایش می یابد. هدف از این مقاله بررسی شیوع کاربرد روش های پیش گیری از حاملگی و تعیین کننده های آن در میان زنان همسردار 49-15 ساله ساکن در مناطق شهری و روستایی شهرستان ایلام است. داده ها از یک پیمایش مقطعی که در تیر ماه 1393 بر روی نمونه ای بالغ بر 724 خانوار انجام شد اقتباس شده است. روش نمونه گیری، ترکیبی از روش های خوشه ای چند مرحله ای، تصادفی و تصادفی سیستماتیک است. نتایج از شیوع گسترده استفاده از روش های پیش گیری از حاملگی در میان زنان شهری و روستایی حکایت دارد. در هنگام بررسی، 81/8 درصد زنان در هر دو نمونه شهری و روستائی از یکی از روش های پیش گیری از حاملگی استفاده می کردند. استفاده از روش های مدرن پیش گیری از حاملگی در میان زنان شهری از عمومیّت بیش تری در مقایسه با زنان روستائی برخوردار است (75/7 در مقابل 70/7 درصد). تحلیل های چند متغیّره نشان داد در مناطق شهری شمار فرزندان در قید حیات و هزینه های پیش گیری از حاملگی (18/8 درصد) و در مناطق روستائی شمار فرزندان ایده آل، شمار فرزندان در قید حیات و هزینه های پیش گیری از حاملگی ( 36/7 درصد) بیش ترین نقش را در پیش بینی احتمال استفاده زنان از روش های پیش گیری دارند. نتایج این بررسی گویای این واقعیّت است که در شرایط عمومیّت استفاده از روش های پیش گیری، کاهش تمایلات و ایده آل های فرزندآوری زنان، افزایش هزینه دسترسی به خدمات پیش گیری و هزینه های اجتماعی فرهنگی کاربرد روش های پیش گیری می تواند به افزایش حاملگی های ناخواسته، سقط جنین عمدی و تهدید سلامت مادران و کودکان منجر شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی فرض تأثیر مشکلات ارتباطی در ارتکاب جرم علیه اشخاص، بزهکاران 12 تا 18 ساله مرکز اصلاح و تربیت شهر کرمان را مطالعه کرده است. در پژوهش حاضر، که با استفاده از دو روش پیمایش پرسش نامه مشکلات بین فردی (IIP) و الکسیتیمیا (TAS) و آزمایش انجام شد، مشکلات ارتباطی 130 نوجوان بزهکار حاضر در مرکز را به صورت تمام شماری تحت بررسی قرار داد. با توجه به تفاوت معنادار میانگین نمره های مشکلات ارتباطی کسانی که به دلیل ارتکاب جرم علیه اشخاص محکوم شده اند در مقایسه با محکومان دیگر پژوهش وارد فاز دوم شد. در این مرحله، 30 نوجوانی که نمره مشکلات ارتباطی آنها دست کم یک نمره بیش از میانگین به دست آمد، به تصادف در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، طی دوازده جلسه یک ساعته، برنامه توانمندسازی ارتباطی بین فردی (IPT) را تجربه کردند و گروه کنترل مداخل ه ای دریافت نکردند. پس از پیگیری سه ماهه، دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند. یافته ها حاکی از کاهش مشکلات بی ن شخصی (به جز عامل گشودگی) و درمان مشکلات خلقی بلافاصله پس از اتمام درمانگری بود. در مرحله پیگیری مشخص شد نمره مشکلات بین فردی در کلیه مؤلفه ها (غیر از عامل گشودگی) بهبود یافته است و مشکلات خلقی هم در هر سه مؤلفه (غیر از تفکر معطوف به بیرون) کاهش نشان داد. پیشنهاد می شود به منظور بازپروری بزهکارانی که مرتکب جرم علیه اشخاص شده اند، درمانگری بین فردی در دستور کار مسئولان مرکز اصلاح و تربیت قرار گیرد.