علم و فنّاوری در جهان امروز دارای نقشی کلیدی در اکثر حوزه هاست. این نقش به ویژه در سه حوزه سیاست گذاری، آموزش مهندسی و فضای عمومی از اهمیت بسیار برخوردار است. از این رو چیستی و چگونگی رابطه بین آنها اهمیت فراوانی دارد. در باور عمومی غالب رابطه این دو بدین صورت تعریف می شود که فنّاوری همان علم کاربردی است. هدف ما در این نوشته بررسی و نقد این باور از طریق استدلالات نظری و تجربی است. نشان داده می شود که این خوانش از رابطه علم و فنّاوری درست و دقیق نیست و نیازمند بازبینی و بازتعریف است. در انتها نیز پیشنهادهایی برای حالات بدیل رابطه بین علم و فنّاوری مطرح می گردد.
در چند دهه اخیر توسعه و تقویت شهرهای کوچک همواره بعنوان راهبردی برای توسعه منطقه ای و روستایی مورد توجه قرار گرفته و چنین بیان می شود که این شهرها بعنوان مکانهای مرکزی، بیشترین روابط را با سکونتگاههای روستایی اطراف خود برقرار می سازند، لذا پتانسیل آنرا دارند تا در توسعه نواحی روستایی ایفای نقش کنند. در ایران در پی سیاست تبدیل روستاها به شهر بسیاری از نقاط روستایی به شهر ارتقاء یافته و در نظام سلسله مراتب سکونتگاهی بعنوان شهرهای کوچک بشمار می آیند. از جمله این شهرها شهر کنونی ایج واقع در شهرستان استهبان(استان فارس) است که در سال 1381 به نقطه شهری ارتقاء یافته است. لذا در پژوهش حاضر تلاش گردیده به این سوال کلیدی پاسخ داده شود که « آیا ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه نواحی روستایی دهستان داشته باشد؟». روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده ها مبتنی بر روش اسنادی و میدانی است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای ساکن در روستاهای دهستان ایج است که با بهره مندی از روش کوکران تعداد 270 خانوار بعنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. نتایج بدست آمده نشان از آن دارد که ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه روستاهای این دهستان داشته باشد که البته در خصوص نقش شهر بر شاخص های مورد در بین روستاها تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که بین مراجعه و ارتباط روستائیان به شهر ایج با ارزیابی آنها از نقش این شهر در توسعه روستایی و نیز رضایت مندی آنها از شهر شدن ایج، رابطه معنادار مستقیم آماری وجود دارد.
بحث پیرامون تأثیرات فرهنگی اقوام مختلف بر یکدیگر از مهمترین بخشهای تحقیقات مردم شناسی در جهان امروز است. در این مقاله ‘ تحقیقات میدانی براساس تأثیر فرهنگ هندوییزم بر مسلمانان هند که بیش از هزار سال در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و توانسته اند تأثیرات متقابلی بر یکدیگر بگذارند در شهر پتنا و رانچی در ایالت بیهار این کشور صورت گرفته است. این تأثیرات را می توان در کلیه بخشهای مختلف زندگی مسلمانان‘ نه تنها در این ایالت بلکه در کلیه ایالتهای مختلف این کشور‘ مشاهده کرد. در این تحقیق تنها بخش تأثیرات قابل مشاهده همانند ازدواج‘ لباس‘ غذا‘ نظام طبقاتی‘ زیورآلات‘ آداب و رسوم و غیره که توانسته است همنوایی و همانندی خاصی را با جامعه هندو به جود آورند‘ مورد مطالعه قرار گرفته‘ که در واقع شکل واقعی جامعه کنونی هند است.
جامعه الجزایر طی تاریخ پرفراز و نشیبش، انقلاب های متعددی را تجربه کرده است، انقلاب تاریخی 1962م ضد استعمار فرانسه، انقلاب کشاورزی و پدیده ی اصلاحات ارضی 1971م از جمله مهم ترین رخدادهای واقعی به شمار می روند که تاریخ معاصر الجزایر آن را به خود دیده است. از این رو بدیهی می نماید ادبای برجسته و متعهد الجزایری، این رخدادها را زیر ذره-بین قرار داده و از منظر خود در این باره قلم زنی کنند.
طاهر وطار (2010-1936م)، از جمله بزرگترین رمان نویسان الجزایر، در رمان «الزلزال» خود، با نگاهی واقع گرایانه به برخی از مهمترین مسائل تاریخی جامعه ی خود می پردازد. پرداختن به پدیده ی اصلاحات ارضی و یا انقلاب کشاورزی، استعمار، آزادی و مسائل ریز و درشت مرتبط با آنها، پدیده هایی واقعی به شمار می رود که نویسنده با خلاقیت ادبی خود، آن ها را بازآفرینی می کند.
اندیشه ی سوسیالیستی حاکم بر رمان در مسائلی چون تبعیض های اجتماعی، عدم امنیت و آرامش، و ظلم و جور و ... نمود پیدا کرده و راه حل رهایی از همه ی این مشکلات و وقائع تاریخی- اجتماعی در انقلاب های سوسیالیستی خلاصه می شود.
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی در صدد واکاوی نوع رویکرد نویسنده، در پرداختن به موضوعات اساسی رمان است و با توجه به تطابق رمان «الزلزال» با بسیاری از ویژگی های رمان تاریخی- رئالیستی، به نظر می رسد می توان رویکرد نویسنده را در این رمان، واقعگرایانه ی تاریخی توصیف کرده و آن را یک رمان تاریخی- رئالیستی قلمداد کرد.