بی شک هر دینی برای برقراری ارتباط با مخاطبان خود از شیوه های منطبق با مبانی معرفتی خود بهره می برد. پاسخ به سؤال امکان یا امتناع سینمای دینی، ریشه در شناخت ماهیت سینما و نسبت آن با مبانی معرفتی اسلام دارد. این مقاله، با گزینش مبنای حکمت اسلامی و به مدد روش تحلیلی و توصیفی تلاش دارد با بازاندیشی در مبانی حکمت اسلامی و حکمت هنر اسلامی، مسئله امکان یا امتناع سینمای دینی مورد بررسی قرر گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تحقق سینمای دینی نیازمند تسخیر تکنولوژیک این مدیوم و بسته به مراتب سیرِ شهودِ باطنی و عملی سینماگر است؛ به تناظر مراتب غلبه نفس سینماگر از نفس نباتی به حیوانی و انسانی مراتبی از سینمای غیردینی، دین محور و دینی قابل فرض است؛ نوع مدینه - اعم از فاضله یا غیرفاضله - به مثابه بستری که می تواند زمینه ساز تجربه امر زیبا برای سینماگر باشد، از عوامل مهم و تأثیر در ظهور مراتب مذکور از سینما است.
در تحقیق پیشرو رابطه حمایت اجتماعی با میزان سلامت اجتماعی همسران جانبازان اعصاب و روان با استفاده از تکنیک پیمایش مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی می باشد که رابطه بین حمایت اجتماعی و میزان سلامت اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهد. جامعه آماری مورد بررسی همسران جانبازان اعصاب و روان ساکن شهر تهران در سال 1388 می باشند که تعداد آنها 6900 نفر بوده و از بین آنها 340 نفر را از طریق نمونه گیری طبقه بندی متناسب انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه داده ها را گردآوری و تجزیه و تحلیل نموده ایم. یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که هرچه همسران جانبازان از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردار باشند، متناسب با آن از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار خواهند بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که خانواده مهمترین منبع کسب حمایت اجتماعی از نظر همسران جانبازان محسوب می گردد. با توجه به اینکه همسران جانبازان در مدت زمان طولانی با شوهران خود پیوند عاطفی داشته و به این ترتیب وضعیت سلامت اجتماعی آنان تحت تاثیر قرار می گیرد بنابراین ضرورت دارد که مداخلاتی از نوع حمایت اجتماعی از جمله حمایت های عاطفی، اطلاعاتی و ابزاری جهت بهبود وضعیت سلامت اجتماعی آنها صورت گیرد.
افریقای جنوبی بعد از 3 قرن و اندی سلطة سفیدان بر سیاهان، در پی فشار بین المللی، با انتخابات 1994 حکومت کشور را به سیاهان واگذار کرد. از آن زمان تا کنون گرچه بسیاری از سیاهان ثروتمند و متنعم شدند، اما نتوانستند مسائل کشور را حل و انتظارات مردم حتی سیاه را برآورند. گرچه سفیدان صادقانه خود را ملزم به پیروی از قواعد بازی دموکراتیک می دانند، اما سیاهان در بخش غیررسمی، این قواعد را زیر پا می گذارند و ""جر می زنند"" و حقوق پذیرفته شده سفیدان را نقض می کنند و در بخش رسمی دولت سیاه نسبت به این مسائل حساسیت لازم را نشان نمی دهد. در عین حال ناکارآمدی دولت و فساد اداری موجب نارضایتی مردم (حتی سیاه) شده است. به نظر می رسد که دولت برای حل مسائل کشور الگوی جامع و کافی نداشته باشد و قدرت تفکر و دانش سیاهان کفاف اداره کشور را در سطح بالای قبلی ندهد. زیرا فرهنگ سیاهان و آموزش آن ها اجازه نمی دهد که آن ها در آن حد لازم برای مدیریت یک کشور پیشرفته رشد نمایند. لذا به نظر می رسد اقدامات دولت بیشتر جنبه سیاسی داشته باشد و برای حفظ موقعیت باشد. در این راستا دولت به آن سو می رود که برای جلب رضایت مردم سیاه به خواسته های آن ها مبنی بر گرفتن امکانات سفیدان و واگذاری آن به سیاهان عمل نماید. این اقدام که خارج از قواعد بازی دموکراتیک و قانون اساسی خواهد بود، سفیدان را سخت خواهد رنجاند و آن ها را به اقدامات متقابل وادار خواهد نمود. نوع و اندازه این اقدامات بستگی به شرایط مناسب بین المللی خواهد داشت.
مقالة حاضر با اشاره ای به شعر، به مثابه ابزاری برای کشف واقعیات روانی زندگی آدمیان، آغاز می شود و با پیشینة پژوهش به زندگی نامه و اظهارات نویسندگان و شعرای ایران دربارة پروین و گام های مقدماتی مربوط به طرح مسئلة کار در سروده های پروین اعتصامی می پردازد. آن گاه مقاله با عناوینی نظیر وفور واژگانی کار و ترکیبات آن در اشعار پروین، جدایی گفتار از کردار و کار، هستی در کار، تشویق به تلاش و صبوری در کار، نکوهش تنبلی و تن پروری، «رفوگری وقت» (فرصت اندوزی و مدیریت زمان)، انواع کار، کار بی رویه، کارکردهای کار، کارآموزی و آموزش کار، لزوم همکاری کار گروهی و کار تخصصی، و همکاری به شیوة دگریاری ادامه می یابد و سرانجام به نقش مور، نماد کوشندگی در شعر پروین، و به آسیب شناسی فرهنگ کار و دلایل شگفتی خود از کارِ به هنگام وی در زمانة نابه هنگام می پردازد و پژوهشگران ایرانی را به کاوش در سرچشمه های اندیشة پروین تشویق می کند.
"طرح مساله: برنامه ریزی برای پیشگیری و کنترل پدیده فرار زنان همسردار از منزل نیازمند اطلاع از عوامل موثر از شبکه علیتی پیچیده زیستی، اجتماعی و روانی آن در سطح خانواده اصلی، خانه همسر و جامعه است. هدف مقاله حاضر بررسی عوامل اجتماعی - روانی موثر بر این پدیده است.
روش: در این تحقیق از دو استراتژی مطالعه پیمایشی و مطالعه موردی بر اساس ثبت شرح زندگی نمونه ها استفاده شد و طی 8 ماه نمونه گیری مستمر در 9 مرکز سازمان بهزیستی و زندانها، مصاحبه با 31 نمونه ممکن شد.
یافته ها: اکثر زنان فراری که در معرض خشونت زیاد قرار داشته اند به دلیل ضعف شبکه حمایت اجتماعی احساس انزوا، بی قدرتی، بیگانگی، افسردگی و اضطراب می کنند و کمتر به منابع ارزشمند در خانواده دستیابی دارند و دارای منبع کنترل بیرونی و تیپ شخصیتی برونگرا و نوروتیک هستند.
نتایج: فرار زنان از منزل معلول شبکه پیچیده ای از عوامل روانی - اجتماعی است که نیازمند مطالعات تحلیلی بیشتر و تقویت نهادهای حمایتی و ارتقای آگاهی زنان درباره توانایی ها و حقوقشان است.
کلیدواژگان: ایران، زن همسردار، فرار از منزل
"
کلان شهرهای ایران در آستانه بلعیده شدن ازسوی حاشیه های شهری اند و اگر اقدامات پیشگیرانه ای صورت نگیرد، به زودی متن شهرها ممکن است در معده حاشیه های شهری هضم شوند. اصفهان در یک صد سال اخیر بالاترین میزان صنعتی شدن و سریع ترین رشد جمعیت را داشته است. به گونه ای که جمعیت اصفهان در صد سال اخیر از هشتاد هزار نفر به دو میلیون نفر رسیده است. این میزان از صنعتی شدن افسارگسیخته و شهرنشینی بدون شهرگرایی و توسعه پایدار سبب ایجاد محله هایی شده است که می توان آنها را محله های فوق بدخیم دانست؛ محله هایی که در آنها بسته ای از آسیب های اجتماعی به همراه جرائم خشن و احساس امنیت پایین وجود دارد. در کنار این مسائل، فقر، بیکاری، وجود بافت های فرسوده و امکانات ناچیز رفاهی و خدماتی، هرگونه امید به بهبود وضعیت آنها را از بین برده است. داده های پژوهش ازطریق روش اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند و از فن جبر بولی در تحلیل تطبیقی استفاده شده است. نتایج تحلیل بولی نشان می دهند با وجود آنکه تقریباً در همه مناطق شهری اصفهان آسیب های اجتماعی بالاست، در محله های فوق بدخیم منطقه 14 این مسائل با وضعیت نامناسب اقتصادی، مهاجرت افراد کم درآمد و وقوع جرائم خشن در هم تنیده شده است. همچنین، براساس همگنی فرهنگی - اجتماعی، شش تیپ مختلف مناطق شهری شناسایی شدند که عبارت اند از: مناطق تاریخی (مناطق 1 و3)، مناطق حاشیه نشین روستایی - شهری (مناطق 2، 9 و 11)، مناطق مدرن (مناطق 5 و 6)، مناطق حاشیه نشین مهاجر و محله های فوق بدخیم (منطقه 14) که بیشتر در بخش های شرق و شمال شرق اصفهان متمرکز و در حال گسترش اند.
خانواده جایی است که در صورت وجود روابط صمیمی در درون آن می تواند بهترین مکان برای رشد و شکوفایی عاطفی و جسمانی اعضای خانواده تلقی گردد، اما گاه در همین مکان انواع خشونت ها در مورد زنان اعمال می شود. به همین دلیل، مقالة حاضر با هدف سنجش همسرآزاری و عوامل مرتبط با آن نگاشته شده است.
روش تحقیق از نوع پیمایش بوده و جامعة آماری مورد مطالعه شامل کلیة زنان متأهل شهر تبریز به تعداد 378460 نفر بود که از این تعداد 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند.
نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد 58 درصد از تغییرات متغیر همسرآزاری روانی، 29 درصد از تغییرات متغیر همسرآزاری جسمی، 11 درصد از تغییرات متغیر همسرآزاری جنسی و 33 درصد از تغییرات متغیر همسرآزاری اقتصادی به وسیلة متغیرهای اعتماد بین زوجین، حمایت دوستان، حمایت خانوادة همسر زن و حمایت خانوادة پدری زن تبیین شده اند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر نهاده ها بر ستانده نظام آموزشی دوره راهنمایی تحصیلی استان های کشور صورت گرفته است. برای بررسی این امر، ابتدا ستانده نظام آموزشی استان های کشور در دوره مذکور بر اساس شاخص های مصوب مرکز آمارهای یونسکو و موسسه بین المللی برنامه ریزی آموزشی محاسبه شد. نتایج حاکی از آن بود که استان هایی همانند سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان وکهکیلیویه و بویراحمد دارای پایین ترین و استان هایی همچون تهران، یزد و اصفهان دارای بالاترین ستانده آموزشی بودند. برای تبیین عوامل موثر بر ستانده آموزشی دوره راهنمایی تحصیلی استان های کشور فرضیه های پژوهشی در خصوص رابطه میان نهاده ها و ستانده آموزشی دوره راهنمایی تحصیلی تمام استان های کشور مطرح شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها حاکی از آن است که تنها بین نسبت دانش آموز به معلم و نسبت دانش آموز به کلاس دایر و ستانده آموزشی دوره راهنمایی تحصیلی استان های کشور به ترتیب رابطه معنادار منفی و رابطه معنادار مثبت وجود دارد. از این رو رابطه بین نهاده ها و ستانده آموزشی دور ه راهنمایی تحصیلی به صورت زیر ترسیم شد: (نسبت دانش آموز به کلاس دایر دوره راهنمایی)54/0+ (نسبت دانش آموز به معلم دوره راهنمایی)65/0 -09/86 =ستانده آموزشی دوره راهنمایی رابطه فوق گویای این مطلب است که با فرض ثبات سایر شرایط، به ازای 1 واحد کاهش در نسبت دانش آموز به معلم دوره راهنمایی، در ستانده آموزشی دوره راهنمایی 65/0 واحد افزایش و به ازای 1 واحد افزایش در نسبت دانش آموز به کلاس دایر دوره راهنمایی، در ستانده آموزشی دوره راهنمایی 54/0 واحد افزایش مشاهده خواهد شد.
هدف این مقاله نشان دادن توانایی و قدرت روش کیفی و چند وجهی برای بررسی مسائل زنان روستایی ایران است. در این روش با استفاده از تکنیکهای متفاوتی – مشاهاده همراه با مشارکت‘ شرح حال نویسی‘ توجه به عکسهای خانوادگی و ... – می توان به احکام قطعی و غیرقابل انعطاف مطالعات پیمایشی شک کرد و ابعاد زندگی زنان روستایی را در سه سطح ساختی‘ خودی و گروهی مورد مطالعه قرار داد. با استفاده از این روش در یکی از روستاهای شمال ایران به این نتیجه رسیدیم که زنان در خانواده‘ مزرعه و جامعه نقش اصلی را بر عهده دارند‘ همچنین نظام جنسیتی به تنهایی مؤید نابرابری در میان زنان نیست‘ و از طرف دیگر زنان در برابر چهارچوبهای نابرابر اجتماعی واکنش نشان می دهند و در جهت اصلاح و تغییر آن حرکت می کنند