در مقاله حاضر با استفاده از نظریه بسیج منابع چارلز تیلی و با تأکید بر الگوی بسیج سیاسی تیلی، به بررسی ویژگی های سازمان یابی در سه جنبش اعتراضی سال های 1378، 1388 و 1396 در ایران پرداخته شده است. پرسش اصلی این تحقیق آن است که تفاوت ها و شباهت های هریک از این جنبش ها از منظر فرایند سازمان یابی (هویت مشترک و نهادهای سازمان دهنده) چه بوده است؟ روش این پژوهش، مقایسه تطبیقی تاریخی این سه جنبش برپایه تحلیل تفسیری اسناد و مقایسه موردهاست. برپایه نتایج حاصل از تحقیق، تفاوت ها و شباهت های سه جنبش مورد بررسی از منظر سازمان یابی تعیین شده است . تشکل های سازمان دهنده در جنبش 1378، عمدتاً ترکیبی از احزاب رسمی اصلاح طلب، تشکل های رسمی دانشجویی و حلقه های روشنفکری دینی هستند. سازمان در جنبش 1388 مرتبط با کمپین های انتخاباتی و ستادهای انتخاباتی، احزاب رسمی اصلاح طلب و تشکلات رسمی دانشجویی است، اما نقش محوری بر مشارکت از پایین به بالای طبقه متوسط شهری و شبکه سازی های وسیع این طبقه از طریق تکنولوژی های ارتباطی استوار است. در مقایسه با جنبش های 1378 و 1388، در جنبش 1396 هسته های معترض صنفی یا گروه های معترضی که مستقیماً در معرض تهیدستی قرار داشتند، موتور محرک سازمانی جنبش 1396 هستند .
هدف این مقاله شناسایی رویکردهای جنسیتی حاکم بر مجموعه سیاست های اشتغال بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که گزاره های مختلفی از گفتمان های جنسیتی رقیب در مجموعه اسناد قابل شناسایی است که به لحاظ دوره زمانی، مرجع تصویب کننده و حوزه های اشتغال، تنوع و تحول داشته اند. به عبارت دیگر، درحالی که مقولات بازتاب دهنده رویکرد ذات گرا در مجموعه اسناد و در گفتمان های سیاسی مختلف چون اولویت مادری و همسری، خانواده مرد سرپرست، اشتغال مضر، حوزه خصوصی مهم، تکالیف و حقوق متفاوت و خانواده محوری سیطره دارد. اشتغال مشروط برای گروه زنان نخبه نیز مورد نظر سیاست گذار بوده است و از منظر غیرذاتگرایانه نیز مقولاتی چون برابری دستمزد، مهارت محوری و توانمندسازی و تغییرات ساختاری نیز مدنظر بوده است. در مجموع با استفاده از مدل مک فیل می توان وجود رویکردهای ذات گرایانه و غیرذات گرایانه مختلف در اسناد را شناسایی کرد که نشان دهنده تناقضات اساسی و مواضع متناقض در سطح کلان نسبت به اشتغال زنان هستند.
امروزه پرداختن به مقوله کارآفرینی و تربیت دانش آموختگانی که دارای توانایی ها و مهارت های لازم برای راه اندازی یک کسب و کار مناسب باشند، از وظایف اصلی هر دانشگاه محسوب می شود. هدف کلی این مطالعه مقایسه ویژگی های کارآفرینی دانشجویان جهت بررسی تاثیر آموزش دانشگاه در افزایش این ویژگی هاست. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان ترم اول و ترم آخر کارشناسی پیوسته دانشگاه های استان گیلان بوده که از این دانشجویان به روش نمونه گیری طبقه ای641 نفر انتخاب شدند و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه و برای آزمون فرضیه ها از آزمون تی و آزمون کای دو استفاده شده است. نتایج مبین این است که بین دانشجویان ترم اول و ترم آخر از نظر ویژگی های کارآفرینی تفاوت وجود ندارد.
هرچند، از نظر تنوع محصولات باغی، ایران با پانزده محصول دارای مقام سوم در جهان است، اما در زمینه باغبانی به ویژه انارکاری با تنگناهایی روبه روست. در منطقه مورد مطالعه، به طور متوسط، 8/51 درصد روستاییان به پیشه باغداری و کشت انار اشتغال دارند. اینک سؤال اساسی این است که «مهم ترین چالش های باغداران منطقه به ویژه انارکاران کدامند؟». جامعه آماری تحقیق متشکل از شش روستا و 218 انارکار است. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش تاپسیس اقدام به رتبه بندی مهم ترین چالش های فراروی انارکاران می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به دیدگاه باغداران، مسائل اقتصادی در سطح دهستان و به تفکیک در سطح مراکز روستایی در اولویت قرار دارند. همچنین، یافته های تحقیق گویای اولویت روستای تازه آباد از حیث میزان مسائل و مشکلات باغداران
تأثیر و تأثر فرهنگ و اقتصاد مقوله مهمی است که همواره از سوی صاحب نظران و دانشمندان علم اقتصاد و علوم اجتماعی مورد ملاحظه بوده، تعاریف ارائه شده از هر یک، در تبیین رابطه آنها مدخلیت دارد. ازآنجاکه حوزة توسعه وسیع ترین حوزه ارتباطی این دو امر و سرمایة اجتماعی، به عنوان مهم ترین عامل توسعه قلمداد می گردد، هدف این نوشتار بازپژوهی ترابط فرهنگ و توسعه، بر محور سرمایه اجتماعی است. سرمایة اجتماعی مبتنی بر روابط و رفتارهای تعاملاتی انسان ها در درون جامعه بوده، وابستگی شدیدی نسبت به فرهنگ حاکم بر جامعه دارد. از سوی دیگر، فرهنگ نیز متأثر از میزان توسعه و پیشرفت جامعه بوده و با توجه به زیرساخت ها و پیشرفت ها و ارتباطات دچار تحول می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص های مهم سرمایه اجتماعی؛ اعتماد، مشارکت و همیاری، متأثر از عقاید، باورها، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی جامعه و تأثیرگذار بر عمق و استحکام آنها می باشد. ازاین رو، پیشرفت و توسعه مستلزم توجه به اهمیت مقوله فرهنگ و نقش آن در ایجاد بستر مناسب تعاملات اجتماعی است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر دهیاری ها بر توسعه پایدار روستایی در روستاهای شهرستان بویراحمد در 1389 انجام پذیرفت و در آن، از روش پیمایش بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش را 35 روستای دارای دهیاری تا 1385 تشکیل می داد که از آن میان، سی روستا به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند؛ در هر روستا، روی پنج سرپرست خانوار و در مجموع، روی 150 روستایی مطالعه به عمل آمد. ابزار پژوهش پرسشنامه ای حاوی سؤالات باز و بسته بود که روایی صوری آن تأیید و پایایی آن نیز با انجام یک مطالعه راهنما (طرح هادی) تأیید و مقدار آلفای کرونباخ بیش از 75/0 برای متغیر های گوناگون نهایی شد. بر اساس یافته های پژوهش، عملکرد دهیاری های مورد مطالعه در ابعاد پنج گانه پایداری در سطح متوسط قرار داشت. افزون بر این، بُعد اقتصادی و منابع کمترین و بُعد عمرانی و زیربنایی بیشترین توجه و فعالیت را به خود معطوف کردند.
زمینه و هدف: سرقت احشام جزء جرایمی است که امنیت عمومی را به مخاطره انداخته و به احساس امنیت عمومی، آرامش ذهنی و سلامت افراد آسیب می رساند. این پژوهش به منظور بررسی شیوه های پیشگیری وضعی از وقوع سرقت احشام در شهرستان بندرگز انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری هم اهالی 17 روستا و فرماندهان نیروی انتظامی در شهرستان بندرگز، دامداران، شوراها، کارشناسان جهاد کشاورزی و اتحادیه دامداران می باشند، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه که 183 نفر می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار spss در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی به صورت جداول توزیع فراوانی، ضریب همبستگی استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد، پیشگیری محیطی (متغیر مستقل) و مؤلفه های آن بر سرقت احشام تأثیر دارد. بیش از 50 درصد از اعضای جامعه اعتقاد به تأثیر زیاد گویه ها (افزایش زحمت، افزایش خطر، کاهش منافع ناشی از جرم، کاهش تحریک و حذف بهانه ها) بر پیشگیری از سرقت احشام دارند. نتیجه گیری: نتایج تبیینی نیز گویای این واقعیت است که بین شیوه های پیشگیری وضعی و سرقت احشام رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تبیینی نشان می دهد که؛ شیوه های پیشگیری وضعی32 درصد از تغییرات مربوط به سرقت احشام را تبیین می کند، که نشان دهنده نتیجه مثبت و ارزشمند اقدامات کلانتری پیرامون پیشگیری از سرقت احشام با محوریت پیشگیری وضعی بوده است.
پرسش اساسی این مقاله آن است که اجتماع محلی که در مسیر تاریخی اش تا به امروز تاب آورده است با چه چالش هایی روبروست و آسیب پذیری تاب آوری در یک اجتماع بومی-محلی تحت تاثیر چه عواملی صورت می گیرد؟ اگرچه بسیاری از اجتماعات نتوانستند در مقابل تحولات و تغییرات بیرونی تاب بیاورند و خود را براساس دگرگونی های به وجود آمده تنظیم کرده و بسیاری از مناسبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بوم زیستی را از دست داده اند، اما در این میان اجتماعاتی وجود داشته اند که با وجود تغییرات ایجاد شده در فرایند مدرنیزاسیون، شهری شدن مدرن و عوامل توسعه زا توانسته اند، با استفاده از استراتژی ها و مدیریت های شان که از ساختار فرهنگی، اجتماعی و تاریخ شان بوده تاب بیاورند و خود را تداوم بخشند. این مقاله سعی دارد با مطالعه دامگاه هان فریدون کنار در استان مازندران که نمونه ای از تاب آوردن یک اجتماع است، نشان دهد که با وجود همه تغییرات و تحولات ایجادشده از بیرون تا به امروز بر اساس ساختار مدیریتی متفاوت اش چگونه تداوم یابد. از طرفی دغدغه نگارنده مقاله آن است همین اجتماع تاب آور با تهدیداتی جدیدی روبه روست که به صورت ساختاری وارد عمل شده و تاب آوری را به چالش می کشد. مطالعه حاضر که با روش تحقیق کیفی با تحلیل مقیاس صورت گرفته، سعی دارد تاب آوری و فشار های جدید آن را نشان دهد و همچنین پتانسیل و ظرفیت تاب آوری یک اجتماع را فرصتی در جهان امروز قلمداد کند که بر پایداری جوامع محلی ودرک شان در حفظ زیست بوم شان یاد آور شود.
این مقاله بر آن است که تعبیر از "جهانی شدن" به عنوان یک نظام به جای یک فرآیند گمراه کننده است و ما را از پرداختن به موضوعات بنیادین در باب دولت- ملت مسایل ژئوپلیتیک ومناسبات بینالمللی غافل می سازد. به ویژه این مقاله بر این باور است که هر گونه مداقه در فرایندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید شامل دو حوزه که اغلب مورد بی توجهی هستند باشد: 1- از حضور دولت، به خصوص دولت ایالات متحده امریکا، به عنوان بازیگر اصلی در فرایندهای بینالمللی به هیچ وجه کاسته نشده است. 2- درک دولت امریکا و نقش آن درمناسبات جهانی باید حضور و قدرت "مرام" آمریکایی که توسط خود آن دولت با همکاری تعداد کثیری از گروههای" خصوصی" ساخته شده است را در بر گیرد. در این مقاله پیشنهاد میشود که بررسی تاریخی سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، ما را فراتر از "تاریخ دیپلماسی" متعارف و "جهانی شدن" میبرد و به سوی غور در شبکه متشکل از دولت و حوزه خصوصی هدایت می کند. در عین حال این نوشتار مقوله" سیادت" که به معنای تحمیل شبکه دولت آمریکا و حوزه خصوصی به بقیه جهان است را نمیپذیرد. بر عکس تننشها و حتی تضادهای موجود در سیاست خارجی ایالات متحده و ایدئولوژی آمریکایی منجر به گشایش فضایی کالبدی و گفتمانی میشود که در آن واکنشها و چانه زنیهای سیاسی مجال ظهور نمی یابند. ما تنها نظاره گران قدرت امریکا نیستیم، اما نیرویمان تحت مقولههای مجردی چون جهانی - محلی شدن محدود میشود
هدف پژوهش، بررسی نقش تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیشبینی رضامندی زناشویی در افراد مبتلا به OCD بود. روش این پژوهش همبستگی از نوع پیش بینی بود. جامعه آماری پژوهش را تمام بیماران مبتلا به وسواس فکری علمی تشکیل دادند که به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده اند. 60 نفر از این افراد با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند که برای تحلیل داده ها نیز از آزمون رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که رضامندی زناشویی مبتلایان به OCD با بلاتکلیفی در مورد آینده (45/0 = r؛ 000/0>p)، نشخوارگری (28/0- = r؛ 01/0>p)، ارزیابی دوباره مثبت (28/0- = r؛ 01/0>p)، فاجعه سازی (30/0 = r؛ 00/0>p) و نمره کلی تنظیم هیجان (32/0 = r؛ 006/0>p) ارتباط معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 34 درصد و 32 درصد از کل واریانس رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به OCD به ترتیب بر اساس برخی عوامل تحمل نکردن بلاتکلیفی و تنظیم هیجان تبیین می شود. نتایج پژوهش کنونی می تواند تلویحاتی برای ایجاد زمینه های بیشتر حمایت اجتماعی از این بیماران بیش از پیش داشته باشد و پیشینه ای برای پژوهشهای گسترده تر در این زمینه ایجاد کند.
Purpose: The aim of this study was to investigate the position of ethnicity in formal and hidden curricula of the new secondary education system. Methodology: The present research method was qualitative analysis of content analysis which consisted of two parts. The first part of the research included documentary analysis and content analysis. The statistical population included 51 books in the field of humanities in the second secondary school. The research sampling method was purposeful sampling and the research sample included 6 volumes of history and sociology books of the second secondary school. The content analysis unit consisted of text, images, and textbook activities. To evaluate the content validity was used experts' opinion about the degree of coordination of the content of the measurement tool and the purpose of the research. On the other hand, in order to ensure its reliability, Scott method was used. Based on the obtained reliability coefficient (79) it was quite stable. In the second part of the research, the research method was qualitative and ethnographic, and various tools such as student journals, photographs, semi-structured and informal interviews and observation were used to collect research data. To analyze the data in this section, qualitative content analysis was used by Smith method. Finally, to ensure the accuracy of the findings in this section, Triangulation method and re-referral of data to participants were used. Findings: The findings of the research in the first part showed that only 4% of the three sections of the content from the reviewed books paid attention to the 22 desirable components of ethnicity. Also in data analysis based on Smith method in the second part of the research, various themes including ethnicity neglect, teachers 'ignorance, different teachers' expectations, ethnicity as a cause of discrimination and the consequences of ethnic discrimination appeared. Each of them contained several sub-themes. Conclusion: Based on the findings, it can be acknowledged that the place of ethnicity in the formal and hidden curricula of the new secondary school system has been largely neglected. Therefore, due to the multiplicity of Iranian society, it is suggested that the curriculums of the secondary schools be completely revised to cover the necessary components for multicultural education and ethnic diversity in Iran.