سالخوردگی جمعیت مسئله ای جدید در مباحث جمعیتی کشور است که پیامدهای آن از موانع عمده در روند توسعه یافتگی محسوب می شود. با اینکه سالخوردگان سهم کمی از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده اند، اما فزونی سرعت رشد جمعیت سالخورده در مقایسه با رشد جمعیت کل کشور و پیش بینی افزایش تعداد و سهم سالخوردگان در آینده ای نزدیک، لزوم بررسی ابعاد این پدیده را ضروری می نماید. بر این اساس، هدف این مقاله شناسایی و تحلیل اثرات پدیده سالخوردگی جمعیت بر توسعه روستایی بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه می باشد. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع کتابخانه-ای، بررسی های میدانی و تکمیل پرسشنامه بوده است که در ادامه داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین دو پارامتر «جمعیت و توسعه» رابطه متقابل و معکوسی وجود دارد. ابتدا به علت عدم توسعه یافتگی روستایی، مهاجرت جوانان و سپس سالخوردگی جمعیت رخ می دهد. در پی آن است که پدیده سالخوردگی هم اثرات و پیامدهای متعدد اقتصادی- اجتماعی مانند عدم سرمایه گذاری در روستا، افزایش نسبت وابستگی، کاهش جمعیت ناشی از کاهش موالید، تقدیرگرایی و بازدارندگی توسعه را در منطقه مورد مطالعه به دنبال داشته است. علاوه بر این، آزمون تی مستقل جهت مقایسه میانگین شاخص ها بین دو گروه روستاهای سالخورده و جوان به کار برده شد که بیانگر تفاوت شاخص های توسعه بین آنها می باشد.
امروزه و با ورود هر چه بیش تر زنان به محیط های کاری و بویژه محیط های دانشگاهی نیاز به انجام پژوهش هایی با هدف بررسی واکنش های شغلی این گروه بیش تر احساس می گردد، افزون بر این، به نظر می رسد که زنان از حساسیت بیش تری نسبت به مسایل حمایتی و اخلاقی در سازمان برخوردار باشند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر بافت اخلاقی سازمان بر واکنش های شغلی کارکنان خانم دانشگاه فردوسی مشهد، هم چنین بررسی نقش میانجی متغیر حمایت سازمانی ادراک شده می باشد. روش نمونه گیری، طبقه بندی دو مرحله ای می باشد و پرسش نامه در میان 210 تن از کارکنان خانم دانشگاه فردوسی مشهد توزیع شده است. برای تامین اعتبار محتوایی پرسش نامه از نظر کارشناسان و اساتید مدیریت استفاده شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و برای کل پرسش نامه 798/0 برآورد شد که نشان از پایایی مناسب پرسش نامه دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون میانگین، تحلیل عاملی تاییدی و معادله های ساختاری با استفاده از نرم افزار WARPPLS استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که وجود بافت اخلاقی از راه وجود حمایت سازمانی بر رضایت مندی کارکنان خانم دانشگاه فردوسی موثر است. هم چنین، اثر منفی مستقیم و غیرمستقیم بافت اخلاقی بر قصد ترک سازمان تایید شده است.
ارتقاء کشور و بهره وری ملی در سایه کار و تلاش میسر شده و زمانی می توان به این هدف والا دست یافت که مایه اصلی این تلاش؛ یعنی انسان های تلاش گر، کارطلب، و مجهز به فرهنگ کار پیشرونده در جامعه وجود داشته باشد، فرهنگ کار پیشرفته می تواند زمینه مناسب برای سخت کوشی، خلاقیت، ابتکارات و نوآوری ها، احساس تعهد و مسئولیت پذیری، وجدان کاری و انضباط اجتماعی را در جامعه عظیم کار کشور فراهم سازد. بنابراین پژوهش حاضر درصدد شناخت ابعاد مختلف ارتقای فرهنگ کار از دید متخصصان دانشگاهی با استفاده از روش نظریه زمینه ای بوده است. جامعه آماری تمام کارمندان متخصص دانشگاه های شهرستان بروجرد می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و ملاک اشباع نظری 40 نفر تعیین گردید. داده های پژوهش نیز با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته جمع آوری شد. در خلال تحلیل داده ها، هشت مقوله مشارکت، به رسمیت شناخته شدن، سیستم پاداش، صلاحیت شغلی، توانمندسازی، فرهنگ پذیری، ابداع و نوآوری و مذاکره در مورد نقش استخراج شدند و سپس، مقوله های مذکور در قالب یک مقوله هسته ای «ساختار گشایی راهبردی فضای کار» ترسیم و مورد بحث قرار گرفتند.
با گذشت حدود دو دهه از رشد شتابان صنایع نفت و گاز در پارس جنوبی، مسائل و مشکلات بسیاری گریبانگیر ساکنان سکونتگاه های شهری و روستایی این منطقه، از جمله شهر عسلویه شده است. هدف اصلی این مقاله که برگرفته شده از پایان نامه رشته مدیریت شهری است، شناخت و تحلیل عملکرد نهادهای مدیریت شهری در کنترل پیامدهای منفی رشد صنعتی و ارتقای شرایط کار و کیفیت زندگی شهروندان و توسعه پایدار شهر عسلویه می باشد. ویژگی اصلی این تحقیق در آن است که تاکنون پژوهشی در مورد نقش نهادهای مدیریت شهری در کاهش اثرات رشد صنعت نفت و گاز در منطقه عسلویه انجام نشده است. پژوهش کاربردی بوده و به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و جهت گردآوری داده ها از ابزارهای پرسش نامه و مصاحبه استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در پرتو سلطه نگرش رشد اقتصادی و صنعتی و کم توجهی به ابعاد اجتماعی و زیست محیطی؛ پیامدهایی چون آلودگی هوا، شیوع بیماری های با منشا صنعتی و نابرابری در فرصت های اشتغال ساکنان و مهاجران جزء شدیدترین و همچنین با اهمیت ترین پیامدها می باشند. در حالی که بهیود وضعیت تاسیسات کالبدی و زیرساختی از آثار مثبت این رشد بوده است. پیامدهای منفی و مثبتی که علاوه بر سیاست های ملی ریشه در نگرش، عملکرد و اولویت های نهادها و سازمان های محلی و منطقه ای دارند.
اکثر تحقیقات ایرانی در حوزه جامعه شناسی بدن با استفاده از رویکرد کمی و در جمعیت زنان انجامشده، حال آن که تغییرات پیچیده جامعه امروزی، مردان را نیز در این حوزه درگیر کرده است. این تحقیق با هدف کشف و شناسایی معیارهای زیبایی از دیدگاه مردان، تأثیرپذیری آن ها از جامعه و اقدام برای تغییر در بدن برای استفاده از کارکردهای اجتماعی زیبایی ا نجام شد. تحقیق حاضر با استفاده از نظریه زمینه ای و با به کارگیری نظرات پسران دانشجو در دانشگاه شهید باهنر کرمان به عنوان مشارکت کنندگان تحقیق به انجام رسید. پس از استخراج مفاهیم ابتدایی، مفاهیم ثانویه و مفاهیم واسطه پنج مقوله اصلی به شرح زیر مشخّص شد: ۱- تناسب و توازن چندگانگی های زیبایی برای مردان ۲- جهت گیری جنسیتی و ادراک زیبایی ۳- پای بندی هم زمان به منابع سنّتی و غیرسنّتی تعیین هنجارهای زیبایی و جذابیت ۴- زیبایی مبتنی بر هزینه کم تر، استمرار کم تر ۵- کسب و تثبیت قدرت ومنزلت. از کلّیه مفاهیم و مقولات اصلی مستخرج در نهایت، یک مقوله بنیانی یا هسته با عنوان استمرار بنیان های سنّتی در رفتارهای مدرن زیباگرایانه پدید آمد. مدل پارادایمی نشان دهنده تداوم تفکّری است که برای مرد مسائلی؛ هم چون پیشرفت، موفّقیت و منزلت، مهم تر از زیبایی و جذابیت می باشد. اهمّیت زیبایی و جذابیت مردان در کسب و حفظ موقعیت های قدرت– منزلت و تثبیت موقعیت هایی که به صورت سنّتی همیشه در اختیار مردان بوده، بسیار نمایان است.
هدف:تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش معنوی با رهبری آموزشی مدیران دانشگاه علامه طباطبائی در سال 1395 انجام شد. روش تحقیق:این پژوهش میدانی به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، کلیه مدیران و معاونان سازمان مرکزی دانشگاه و رؤسای دانشکده ها و معاونان آنها در سال تحصیلی 96-95 به تعداد 34 نفر می باشد؛ که به علت محدود بودن جامعه، کل آن به عنوان نمونه انتخاب شد. برای سنجش هوش معنوی از پرسشنامه هوش معنوی چهار عاملی کینگ (حاوی 24 سؤال) و برای سنجش رهبری آموزشی از پرسشنامه رهبری لوتانز (حاوی 35 سؤال)، استفاده شده است. در تأیید پایایی پرسشنامه های هوش معنوی و رهبری آموزشی، آلفای کرونباخ به ترتیب796/. و 724/. بدست آمد. نتایج :در نتیجه، بین هوش معنوی و رهبری آموزشی مدیران رابطه ای معنی دار و قوی(319/0 = r) بدست آمد. در رابطه با تمام ابعاد هوش معنوی نیز رابطه های معنی دار بدست آمد. اما در خصوص مؤلفه توسعه حالت آگاهی و رهبری آموزشی هیچ گونه رابطه ای بدست نیامد.
عامل عقلانیت در ایران دوره اسلامی به ویژه دوران معاصر همواره در چارچوب بستر دینی توانسته است در اندیشه علمای دینی نقش آفرینی کند. این روند در دوران مشروطه در اندیشه سیاسی محمدحسین نائینی در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملةدر چارچوبی منسجم نشان دهنده فهم سیاسی وی از شرایط و مقتضیات زمان، نهاد پارلمان و در عین حال ایجاد همگرایی بین دیدگاه های سنت گرایان و تجددگرایان در تفهم مفاهیم دینی در عرصه سیاست و به تبع آن نظریه پردازی سیاسی وی در این زمینه است. در این مقاله تلاش شده است تا با رجوع به کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملةنائینی با روش توصیفی−تحلیلی و براساس نظریه توماس اسپرینگر شاخص ها و ابعاد متمایز و ویژه عقلانیت دینی نائینی را درباره ضرورت وجود پارلمان و برقراری سلطنت اسلامیه به عنوان ساختاری جدید در عرصه سیاست در دوره مشروطه توصیف و تبیین شود.