زمینه و هدف: این تحقیق با مدنظر قراردادن اینکه مدیریت بحران در محورهایِ شناخت بحران و پیشگیری آن، کنترل پیامدهای ناشی از بحران، مقابله با بحران و کاهش سطح آسیب پذیری است و با این دغدغه که مشکل اساسی در حوزة مدیریت بحران، نبود هماهنگی و همکاری کارآ بین سازمانهای دخیل و استفادة بهینه از امکانات دردسترس است، با هدف اصلی «تبیین نقش سامانه-های تصمیم یار در مدیریت بحران» تدوین شده است. روش: این پژوهش با در نظر گرفتن شاخصهای مؤثر در حوزة مدیریت بحران با به کارگیری روش تحقیق توصیفی (موردی زمینه ای) و استفاده از آمارهای استنباطی در یک جامعه آماری صد نفری انجام شده است. نتایج و یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که مدیریت بحران مبتنی بر سامانه های تصمیم یار در پیشگیری، کنترل و اقدام در برابر بحرانها با ایجاد هم افزایی مطلوب با دیگر نهادها و سازمانها، ترویج روشهای مدیریت بحران و نحوة کنترل امور و کاهش تنش در زمان بحران، تهیه بانکهای اطلاعاتی جامع، استخراج نقشه های توپوگرافی منطقه و تحلیل آنها، راهنمایی در حوزة تصمیم گیری و تصمیم سازی، استفاده از شبکه های خبری و رسانه ها در جهت آگاه سازی، ارائه گزارشها از وضعیت مناطق تحت پوشش و تلفیق اطلاعات بدست آمده با تجربیات و به کارگیری آن در صحنة عمل و همچنین استفاده از توان نرم افزاری و سخت افزاری می تواند نقش آفرین باشد.
در دنیای معاصر، مسائل قومی از بغرنج ترین و همچنین، تأثیرگذارترین مسائل اجتماعی و سیاسی محسوب می شوند. در چند دهه اخیر شناسه های هویتی در مناطق کُردنشین برجسته شده و رنگ سیاسی به خود گرفته است. جغرافیای سیاسی منطقه نیز این مسئله را پیچیده و به تبع آن، مدیریت مسالمت آمیز منازعات اجتماعی را دشوار کرده است. با در نظر گرفتن نوع زندگی چندقومی جامعه ایران و تحولات جهانی بررسی تعلقات و ترجیحات هویتی به طور فزاینده ای اهمیت پیدا کرده است. این پژوهش به روش پیمایش انجام شده و در آن با 1103 نفر از کُردهای ساکن مناطق کُردنشین مصاحبه شده است. مطابق نتایج توصیفی در میان افراد نمونه، هویت طلبی قومی در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اجتماعی شدت یافته است. همچنین، بر مبنای نتایج تبیینی در این مناطق، متغیرهایی مانند میزان توسعه مناطق کردنشین، همبستگی قومی، میزان الگوپذیری از نخبگان قومی، میزان ارتباطات درون قومی و بین قومی، میزان استفاده از رسانه های ارتباطی، میزان احساس محرومیت و تبعیض و نیز هم جواری جغرافیایی با عامل هویت طلبی قومی به طور مثبت و معناداری رابطه دارند و درمجموع، این موضوع 67درصد از تغییرات هویت طلبی قومی را تبیین کرده است.
توماس کوهن در کتاب ساختار انقلاب های علمی پیشرفت علم به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت نظریه های علمی را مورد نقادی جدی قرار می دهد و الگوی پیشرفت تکاملی داروین را برای بیان سیر تکامل علم پیشنهاد می کند. اما الگوی داروینی مورد پیشنهاد او در زمان انتشار کتابش مورد توجه جدی قرار نگرفت. این مقاله سعی دارد چگونگی به کارگیری استعاره های انتخاب طبیعی، درخت حیات و پیشرفت تکاملی داروین را در نظریه پارادایمی بررسی کند و به ارزیابی این پرسش ها بپردازد: آیا این استعاره ها به طور کامل قابل به کارگیری در تحول نظریه های علمی هستند؟ و آیا به کارگیری این استعاره ها می توانند هدف اصلی کوهن یعنی کنار گذاشتن پیشرفت علم-به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت- را برآورند؟
هدف این پژوهش شناسایی چالش ها و فعالیت های استراتژیک اجتماعی کارآفرینی اجتماعی است. از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش ترکیبی است. جمع اوری داده ها در بخش کیفی با مصاحبه با افراد متخصص و در بخش کمّی با پرسشنامه بوده است. جامعه آماری کار افرینان اجتماعی و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی شهر ایلام (183) نفر هستند. نمونه آماری 18 نفر از افراد متخصص با استفاده از تکنیک گلوله برفی 124 نفر از کارکنان به صورت تصادفی ساده انتخاب شده اند . روایی پرسشنامه توسط خبرگان تایید شد . پایایی پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ محاسبه و تجزیه وتحلیل داده ها با کد گذاری و نرم افزار spss22 انجام شد. نتایج مصاحبه ها در قالب یک مقوله اصلی چالش و فعالیت استراتژیک کارآفرینی اجتماعی شکل گرفت. میانگین چالش و فعالیت استراتژیک بالاتر از حد متوسط بوده درنتیجه این مؤلفه ها به عنوان چالش و فعالیت استراتژیک کارآفرینی اجتماعی شناخته شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که کارآفرینان اجتماعی نیاز به شناخت چالش ها و اقدامات راهبردی در محیط پیرامون دارند. شناخت چالش های اجتماعی موجب می شود که آنان بتوانند بخش مهمی از موانع خود را تشخیص داده و آن ها را به محیط و جامعه پیرامون خود معرفی نموده وبا همکاری و همفکری در جهت برطرف نمودن آن ها اقدام نمایند
اشتغال از جمله متغیرهای مهم کلان اجتماعی اقتصادی است. افزایش آن یکی از اهداف اساسی تمام جوامع می باشد زیرا ارتباط تنگاتنگی با ناهنجاری های اجتماعی- اقتصادی و دیگر متغیرهای اقتصادی دارد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین کننده های اجتماعی اقتصادیاشتغال کشورهای اسلامی گروه (8D) طی دوره 2014-1996 با استفاده از روش اقتصادسنجی داده های تابلویی است. نتایج مطالعه بیانگر تاثیر مثبت و معنادار عوامل نهادی (حکمرانی، آزادی اقتصادی و آزادی مدنی)و سرمایه انسانی در ایجاد فرصت های شغلی جدید است. همچنین تاثیر نرخ تورم بر اشتغال منفی و معنادار است. تاثیر تولید ناخالص داخلی بر اشتغال کشورهای مورد مطالعه مثبت و بی معنی است.
تحقیق حاضر با هدف تعیین وضعیّت شاخص روابط خانواده به عنوان یکی از شاخص های نیم رخ سلامت خانواده های نیروی انتظامی استان یزد و رابطة آن ها با کیفیت عملکرد کارکنان انجام شد. پژوهش حاضر در قالب یک طرح پیمایشی و به صورت مقطعی انجام شد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها عبارت بودند از پرسش نامة عملکرد شغلی پاترسون (PJPQ) و شاخص روابط خانواده (IFR). نرخ شیوع نارسایی در شاخص روابط خانواده بالا بود (59%). تفاوت معناداری میان خانواده های دارای مشکل در روابط خانواده و خانواده های فاقد مشکل در روابط خانواده از نظر کیفیت عملکرد کارکنان وجود داشت (05/0 < P). وضعیّت نیم رخ سلامت خانواده های منتخب نیروی انتظامی استان یزد از نظر شاخص روابط خانواده، مطلوب و رضایت بخش نبوده و نرخ شیوع نارسایی در شاخص روابط خانواده نسبتاً بالا بوده است. با توجّه به این که شاخص کیفیّت روابط در خانواده تأثیر بسزایی بر کیفیّت عملکرد شغلی کارکنان نیروی انتظامی استان یزد دارد. بنابراین، اقدامات مداخله ای با هدف ارتقای شاخص های سلامت خانواده ها به منظور بهبود کیفیّت عملکرد شغلی کارکنان ضروری به نظر می رسد.
این مقاله به بررسی وضعیت ""بیگانگی تحصیلی"" و برخی از عوامل مؤثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه شاهد می پردازد. بر اساس رویکرد انتقادی فرضیاتی چند مطرح و میان متغیرها ارتباط نظری برقرار گردید. جمعیت آماری پژوهش، شامل تمام دانشجویان دانشگاه شاهد در سال 1388 بوده است که از این میان 359 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب گردید شیوه نمونه گیری دو مرحله بوده و در مرحله اول نمونه گیری طبقه متناسبو در مرحله دوم نمونه گیری تصادفی انجام و با تکیه بر دو ویژگی مقطع و رشته تحصیلی، جمعیت نمونه به تناسب و به تعداد انتخاب گردید. به منظور سنجش ""بیگانگی تحصیلی"" از مقیاس استاندارد میو و روزالیند، شامل خرده مقیاس های بی هنجاری، بی معنایی، بی قدرتی و انزوای اجتماعی استفاده شده و مجموعه از عوامل اجتماعی فرهنگی در سه سطح خرد متوسط و کلان بررسی شده اند. یافته ها حاکی از آن است که در سطح کلان متغیرهایی چون مدرک گرایی، ایدئولوژیک و انباشتی بودن نظام آموزشی، با متغیر وابسته یعنی ""میزان بیگانگی تحصیلی"" رابطه مستقیم دارند. درسطح متوسط، متغیرهای بوروکراسی اداری، محدودیت های اعمال شده توسط دانشگاه و نیز سبک مدیریتِ گروهِ آموزشی با ""میزان بیگانگی تحصیلی"" رابطه مستقیم داشته اند، اما پرستیژ اجتماعی دانشگاه با بیگانگی تحصیلی رابطه معکوس داشته است. در سطح خرد نیز میان متغیر سرمایه فرهنگی با میزان بیگانگی تحصیلی رابطه معکوس، و میان پایگاه اجتماعی اقتصادی و بیگانگی تحصیلی رابطه معناداری وجود نداشته است. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر تاثیر قابل توجهِ عوامل سطح متوسط یعنی عوامل محیطی و سازمانی - در مقایسه با دیگر عوامل بررسی شده - بر بیگانگی تحصیلی دانشجویان بوده است.
پژوهش حاضر می کوشد با تکیه بر نظریه فعالیت های روزمره، چرایی وقوع رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بررسی و این گونه، این نظریه را آزمون تجربی کند. برخلاف بیشتر پژوهش هایی که نظریه فعالیت های روزمره را درباره قربانیان جرائم و چگونگی قربانی شدن به کار می برده اند، در پژوهش حاضر، این نظریه برای تبیین رفتارهای انحرافی دانشجویان به کار گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بوده است. درمجموع، 393 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بوده اند، به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده و به پرسشنامه پاسخ داده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند بین پسران و دختران از لحاظ میزان وقوع رفتارهای انحرافی، تفاوت معناداری وجود دارد، به گونه ای که وقوع رفتارهای انحرافی در بین دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر است. یافته ها همچنین نشان می دهند متغیرهای نظریه فعالیت های روزمره به خوبی رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان تبیین می کنند. نتایج حاصل از تحلیل های رگرسیونی نشان دادند متغیرهای این پژوهش، 44 درصد از تغییرات رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان تبیین می کنند. از تمامی متغیرهای واردشده در مدل رگرسیونی، سه متغیر شدت پیوستگی به دوستان بزهکار، فعالیت های ساخت نیافته و حضور چهره مقتدر، تأثیر معناداری در وقوع رفتارهای انحرافی دانشجویان داشتند. در حالت کلی، نتایج به دست آمده، گزاره های نظریه فعالیت های روزمره را تأیید می کنند و نشان می دهند موقعیت ها، نقش بسزایی در وقوع رفتارهای انحرافی دارند و همان گونه که نظریه فعالیت های روزمره مطرح می کند، فعالیت های ساخت نیافته با همالان در غیاب چهره های مقتدر به وقوع رفتارهای انحرافی منجر می شوند.
سبکزندگی، اساساً به حوزه افعال انسان برمیگردد و برآمده از جهان بینی، هستها و نیستهای بنیانی یک تفکر و عقیده است. بنیانهای هستیشناسی، بایدها و نبایدهای هر نگرهای را تعریف و به آن شکل میدهد. ساحتهای فردی و اجتماعی انسان با توجه به بایدها و نبایدهای مبتنی بر هستی شناسیِ همان نحله و تفکر شکل میگیرد و نوع روابط حاکم بر فرد و اجتماع با توجه به نوع هستیشناسی افراد تفاوت خواهد کرد.
دین اسلام با توجه به بنیانهای هستیشناسی خود، مجموعهای از بایدها و نبایدها را به صورتی کاملاً منسجم در اختیار بشر قرار میدهد تا او با توجه به این راهبردها، مسیری متعالی و تکاملی را طی کند و به غایتِ مورد نظر این نگره دست یابد. نگرش جامع دینی، مبتنی بر برهان، عرفان و قرآن، تنها روشی است که میتواند دریافتی نسبتاً منسجم و کامل از منابع دینی را ارئه دهد و اطمینانی نسبی را برای عملیاتیسازی این دریافت به دست دهد.
از میان متفکران و دانشمندان در حوزه علوم اسلامی، میتوان آثار آیت الله جوادیآملی را یکی از منابع اصلی و غنی در این حوزه برشمرد. کتاب مفاتیح الحیات ایشان، از جمله آثاری است که با توجه به سیطره و جامعیت ایشان در حوزه علوم دینی، اعم از معقول، منقول و مشهود، به رشته تحریر در آمده و میتواند منبعی متقن برای ارائه سبکزندگی اسلامی باشد. رسانههای مدرن، بهویژه تلویزیون و سینما، از مهمترین و اثربخشترین ابزارهایی به شمار میروند که هر نحله و تفکری میتواند با استفاده از آن، به تحلیل، تعلیم و تعلیل انگارههای فکری خود بپردازد و تصویری را که میخواهد به دیگران ارائه کند.
شناخت مبانی هنر و رسانه و نیز عناصر و مؤلفههای هنر و رسانه دینی از منظر اصول حکمت اسلامی، این راهبرد را در اختیار فعالان این عرصه قرار میدهد که اساساً هنر و نیز رسانه دینی ممکن بوده و میتواند از بهترین روشهای ارائه مبانی و اصول سبکزندگی اسلامی باشد. بازنمایی سبکزندگی دینی نیز میتواند با شناخت مؤلفههای بازنمایی محتوا در ساختار فیلم و نیز نشانهها و مؤلفههای مفاهیم دینی و نحوه ارائه آن در قالب و فرم دینی صورت پذیرد. پس میتوان چنین برداشت کرد که امکان بازنمایی سبکزندگی در فیلم وجود دارد؛ اما این شناخت منوط به درک صحیح از مؤلفههای بازنمایی محتوا در فیلم و ایجاد نسبت صحیح و منطقی میان فرم و محتوای ارائه شده خواهد بود.
در اواسط قرن نوزدهم، با گسترش روابط با جهان مدرن، گرایش به وجه زندگی غربی در بخشی از جامعة ایرانی شدت گرفت. در عمل، به کارگیری الگوی مزبور به تقلیدی انجامید که، به علت نامتجانس بودن ارزش های تجدد با مجموعة سیستم اجتماعی، از جای گرفتن در کل جامعه ناتوان ماند. در عین حال، موفق نشدن در پیش برد بسیاری از طرح های نوگرایی را می توان، به میزان وسیعی، ناشی از نوع سیاستی دانست که در کشور برای توسعه به کار گرفته شده بود. همچنین، جایگاه اجتماعی کسانی که بانی و مجری تغییرات بودند به خوبی نشان دهندة این واقعیت است که تا چه حد اراده تغییر از بطن جامعه به دور بوده است