پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش صمیمانه نسبت به همسر در زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های مجازی اجتماعی صورت گرفت. در این مطالعه علّی مقایسه ای تعداد 80 نفر از افراد هر دو گروه که از نظر متغیرهایی مثل وضعیت تحصیلی- اقتصادی و مدت زمان زندگی مشترک همتا بودند، به روش در دسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش با پرسشنامه نگرش صمیمانه جمع آوری و با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری، آزمون t و آزمون خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان نگرش صمیمانه در تمام خرده مقیاس ها و همچنین نمره کلی در دو گروه تفاوت معنی داری با هم دارند. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که بین زنان متأهل کاربر و غیر کاربر شبکه های مجازی اجتماعی، تفاوت معناداری در خرده مقیاس ها و همچنین نمره کلی پرسشنامه نگرش صمیمانه نسبت به همسر وجود دارد.
مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مسئولیت پذیری شرکت های همکار شهرداری تهران نسبت به کودکان کار و همچنین بررسی چگونگی استفاده و ترویج اصل مسئولیت اجتماعی شرکتی برای کاهش پدیده کار کودک در سطح شهر تهران می پردازد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش کیفی است که با تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و مطلعین کلیدی از بین فعالین سازمان های مردم نهاد، کارشناسان و مدیران و خبرگان دانشگاهی انتخاب شدند. انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت که این امر با انجام 25 مصاحبه محقق شد. برای تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده از روش تحلیل مضمونی استفاده شد که در نهایت پنج مقوله کلی در دو دسته چیستی و چرایی مرتبط با موضوع پژوهش استخراج گردید. مقولات بدست آمده عبارت اند از: سه نسلی شدن پدیده کار کودک، زنجیره تأمین معیوب، زمینه های اثربخشی CSR ، سیاست های رفاهی- اقتصادی منجر به کار کودک، فقدان بستر مناسب عمل به CSR . نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر ماهیت و علل کار کودک و نحوه ارتباط آن با شرکت های همکار مدیریت شهری است. علاوه بر این، ماهیت مسئولیت اجتماعی در ارتباط با کودکان کار را تشریح کرده و نشان می دهد که زمینه عمل به مسئولیت اجتماعی برای این شرکت ها مهیاست یا خیر.
دین شاخص اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی است و دینداری ویژگی ضروری کارگزاران این نظام است. نیروهای مسلح به عنوان بازوان توانمند ولایت و حافظان مرزهای جغرافیایی نظام، باید افسرانی متدیّن و دیندار باشند و دانشگاه افسری امام علی(ع) رسالت تربیت افسران ارتش جمهوری اسلامی ایران را به عهده دارد. درصد میزان دینداری دانشجویان این دانشگاه، تکلیفی ضروری بوده که برعهده متولیان ارتش است.
بنابراین انجام این وظیفه، ما را برآن داشت که این تحقیق را انجام دهیم. در ادامه با تکیه بر دو اصل جامع بودن و مانع بودن تعریف، بین دو مدل دینداری گلاک و استارک به عنوان یک مدل غربی و مدل شجاعیزند به عنوان یک مدل بومی و داخلی، مقایسه هایی انجام دادهایم که با توجه به استدلال های منطقی، مدل شجاعیزند را مدلی مناسب تر از مدل گلاک و استارک، جهت سنجش میزان دینداری در جامعه ایران یافتیم؛ پس از آن، با استفاده از روش پیمایش و بهره گیری از ابزار پرسشنامه، به سنجش میزان دینداری پرداختیم.
جمعیت تحقیق حاضر، دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) را شامل می شود، که از میان آنها تعداد 150 نفر به روش نمونهگیری تصادفی به عنوان نمونة آماری تحقیق انتخاب شدند. در تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (همچون میانگین و جداول توزیع فراوانی و تکنیک تحلیلی آزمون تی) استفاده شد. یافتههای تحقیق باور دینی دانشجویان (میانگین 96/2 از 3) را قوی نشان میدهد.
پایبندی دانشجویان به اخلاقیات (میانگین 41/2 از 3) در مقایسه با دیگر ابعاد کمتر است. میانگین نمره پایبندی به اعمال عبادی (مسائل عبادی) و امور شرعی دانشجویان به ترتیب برابر 62/2 و 81/2 از 3 است. به طور خلاصه بیشتر دانشجویان دانشگاه افسری به طور کلی از دینداری قوی برخوردارند، ( 3/81 درصد) و دینداری سطح ضعیف در بین دانشجویان دیده نمیشود.
این مطالعه با روش الگوی توضیح رئالیستی انجام یافته و متناسب با آن، SSSL انتخاب شده است. فرض بنیانی در مدل SSSL فضاسازی ساختار جامعه در یادگیری اجتماعی جرم و کجروی است. از بین نوجوانان 19-14 ساله مناطق حاشیه نشین شهر تهران، به شیوه نمونه گیری ترکیبی به تعداد 350 نفر برآورد شد. نتایج نشان داد: همبستگی بین متغیر های تئوریکی ساختاری و ابعاد یادگیری اجتماعی و نیز ابعاد یادگیری اجتماعی و بزهکاری نوجوانان وجود دارد. از بین ابعاد یادگیری اجتماعی، بعد همنشینی افتراقی بیشترین تأثیر را بر بزهکاری نوجوانان داشته است. متغیرهای ساختاری تئوریکی (آنومی اجتماعی و بی سازمانی اجتماعی)، سبب فضاسازی بر روی یادگیری اجتماعی بزهکاری می شوند و فضای یادگیری اجتماعی نیز تولید بزهکاری و کجروی می کند.
هدف اصلی مورد بررسی در این مقاله بررسی ساخت رابطه ای به عنوان یکی از مؤلفه های ساخت اجتماعی بازار بزرگ تهران است. ساخت رابطه ای؛ آن ساخت اجتماعی است که دربرگیرنده خود روابط و مناسبات اجتماعی در بازار است و در حکم الگوی روابط متقابل میان بازاری ها در نظر گرفته می شود. برای بحث ساخت رابطه ای از نظریه های شبکه های اجتماعی استفاده شده است. نظریه شبکه های اجتماعی از جمله نظریه های معاصر در جامعه شناسی اقتصادی است. از این نظریه برای مطالعه پیوندهای شبکه ای بازار و بررسی تغییرات ایجاد شده در ساخت رابطه ای و کارکرد اقتصادی بازار تهران بهره گرفته شده است. روش مورد استفاده پیمایش، ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد شده، حجم نمونه 200 نفر است. یافته های این تحقیق نشان می دهد به طور کلی دگرگونی هایی در ساخت اجتماعی و کارکرد اقتصادی بازار تهران پدید آمده و روابط بین کنشگران و قواعد حاکم بر آن در سطح درونی (شامل روابط بین فردی، میانی و انجمنی) با تغییر مواجه شده است.
این پژوهش برآن است تا با کمک رویکرد مطالعات فرهنگی و با روش کیفی به بازنمایی انگاره های نظام آموزشی از مشروطه تا دوره فضای باز سیاسی بپردازد تا دریابد که برخلاف تغییر و تحولات جامعه که داعیه دار جنبشی دموکراتیک بوده اند، در نظام آموزشی نظم و ایدئولوژی اقتدارگرایانه چگونه ارائه شده، به علاوه اینکه آیا متناسب با تحولاتی چون انقلاب مشروطه، شکل گیری دولت شبه مدرن و جنبش ملی، انگاره های دموکراتیک آموزش داده شد یا نه؟
این پژوهش با مطالعه نظام آموزشی همچون یکی از دستگاه های ایدئولوژیک مهم در بازتولید قدرت به این نتایج دست یافته است که محتوا و شیوه تدریس نظام آموزشی در این دوران، گفتمانی اقتدارگرا و یک دست در رابطه میان مدرسه- خانواده حاکم بوده است و سوژه حساس مدرسه، بیشتر تحت تلقین و باوراندن مکانیسم هایی چون قدرتگرایی، هم رنگی با جماعت، دوگانگی، محافظه کاری، تقدیرگرایی، نرم خویی، تضعیف اعتماد به نفس، صبر و حوصله بود و در این میان، سویه های مقاومت و متعارض با گفتمان اقتدارگرایی ملاحظه نشده است.
منابع انسانی به عنوان یکی از سرمایه های اصلی سازمان ها به شمار می روند. اثربخشی این سرمایه در پرتو فراهم ساختن محیط کار مناسب و زمینه ارتباط و همکاری با دیگر اعضاء سازمان و مشارکت در امور و مسائل مربوط به سازمان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای فرانقشی و تعهد سازمانی با نقش میانجی مسؤلیت پذیری اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق ، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه ارومیه می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه 275 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد سرمایة اجتماعی ، مسؤلیت پذیری اجتماعی، رفتارهای فرانقشی و تعهد سازمانی استفاده شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده نرم افزارهای آماری Amos, SPSS تحلیل شدند. نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که : اثر مستقیم سرمایة اجتماعی بر مسؤلیت پذیری اجتماعی (0/26) مثبت و معنی دار می باشد. اثر مستقیم مسؤلیت پذیری اجتماعی بر رفتارهای فرانقشی (0/24) و تعهد سازمانی (0/62) مثبت و معنی دار می باشد. اما اثر مستقیم سرمایه اجتماعی بر رفتارهای فرانقشی و تعهد سازمانی معنی دار نمی باشد. اثر غیر مستقیم سرمایه اجتماعی بر رفتارهای فرانقشی (0/06) و تعهد سازمانی (0/16) با میانجی گری مسؤلیت پذیری اجتماعی مثبت و معنادارمی باشد. بر این اساس 06/0 درصد از واریانس رفتارهای فرانقشی، 0/07 درصد از واریانس از مسؤلیت پذیری اجتماعی و 0/39 درصد از واریانس از واریانس تعهد سازمانی قابل تبیین است. در نتیجه از عوامل موثری که هر سازمان در راستای تعهد سازمانی و رفتارهای فرانقشی کارکنان باید مد نظر قرار دارد مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه اجتماعی است.