شکل گیری دولت- ملت ها در عصر جدید، اهمیت روزافزون دولت ها را موجب شد که نقشی حیاتی در بیشتر پدیده های اجتماعی داشتند. اعتماد نهادی به طور عام و اعتماد به نهادهای رسمی به طور خاص، به عنوان سنگ بنای توسعه و از ملزومات دنیای مدرن تلقی می شود. اعتماد به نهادهای رسمی تأثیر حکومت ها را در ایفای نقش خود افزایش می دهد و بهره وری آن ها را بالا می برد. مقاله ی حاضر در یک بررسی میان کشوری، عوامل مؤثر بر شکل گیری اعتماد به نهادهای رسمی را واکاویده است. روش پژوهش از نوع تحلیل ثانویه بوده است. بدین منظور داده های پیمایش ارزش های جهانی، پیمایش جهانی شاخص های حکمرانی، پیمایش جهانی دموکراسی انتخاباتی (خانه ی آزادی) و پیمایش جهانی آزادی بر حسب رتبه بندی منطقه ای (خانه ی آزادی) در فاصله ی سال های 2000- 2005 مورد استفاده قرار گرفت. ابتدا کشورهای مختلف از لحاظ میزان اعتماد به نهادهای رسمی، به شش گروه تقسیم شدند. یافته ها نشان داد که بین این شش گروه از کشورها، تفاوت میانگین معناداری از لحاظ متغیرهای: کنترل فساد، حاکمیت قانون، کارآمدی حکومت و اعتماد به نهادهای رسمی وجود دارد؛ اما بین این شش گروه، تفاوت میانگین معناداری از لحاظ دموکراسی انتخاباتی، حقوق سیاسی و آزادی مدنی، مشارکت اجتماعی با اعتماد به نهادهای رسمی وجود نداشت. در آزمون رگرسیون چندمتغیره، سه متغیر حکمرانی خوب (شامل شش شاخص)، مشارکت اجتماعی و آزادی سیاسی وارد شدند. این متغیرها مجموعاً41درصد از واریانس متغیر وابسته یعنی اعتماد به نهادهای رسمی را تبیین نمودند. به علاوه متغیر حکمرانی خوب و آزادی سیاسی از قدرت بیشتری برای تبیین اعتماد به نهادهای رسمی برخوردار بود.
آیین های مذهبی یکی از فرصت های ویژه اصحاب ادیان و مذاهب برای اعلام موجودیت خود به هویت های دیگر و هم چنین موقعیتی مناسب برای بازنمایی و برساخت اهالی مذهب از وضعیت فرهنگی و اجتماعی خود است. در میان فرق اسلامی، مذهب تشیع به عنوان یک اقلیت بزرگ که محبت اهل بیت(:) از ارکان با اهمیت آن است، طول تاریخش را در جامعه مسلمانان همراه با طرد و درحاشیه بودگی تحمیلی از جانب اکثریت اهل سنت گذرانده و کمتر فرصت خودنمایی یافته است. آیین های حسینی از مهم ترین و تأثیرگذارترین مراسم جمعی و اجتماعی شیعیان می باشند که از حیث: تأسیس، تکوین و کیفیت اجرا عمدتاً با زمینه هایی از فرهنگ عامه عجین گشته اند. آیین پیاده روی اربعین که هرساله مصادف با 20 صفر و همزمان با اربعین شهادت حضرت سیدالشهداء(7) در مسیرهای منتهی به کربلای معلی برگزار می شود، با توجه به حضور میلیونی اقشار و ملیت های گوناگون شیعه از اقصی نقاط جهان، خصوصاً در سال های اخیر گسترش چشم گیری داشته و به یکی از بزرگ ترین اجتماعات آیینی جهان تبدیل شده است. در این پژوهش با عنایت به ویژگی ها و امتیازات ویژه این آیین شیعی، تلاش کردیم تا با تماس مستقیم با واقعیت درحال اجرا از طریق روش کیفی مردم نگاری، سه رکن اساسی ماهیت، ساختار و کارکردهای آیین پیاده روی اربعین را با تفسیرهای مشارکت کنندگان اصلی اش یعنی: زائران، مروجان و مجریان این آیین از منظر چارچوب مفهومی ارتباطات آیینی مطالعه کنیم. شایان ذکر است علی رغم توجه به پیشینه این آیین در تاریخ اجتماعی شیعیان عراق و هم چنین زمینه های فرهنگی موجود، تمرکز اصلی این پژوهش به روی مشارکت کنندگان ایرانی قرار داشته است. نتایج حاصل از دو مرحله تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها و مشاهدات میدانی به روش های مضمون بندی داده ها و کدگذاری نظریه ای نشان داد: این آیین شیعی در ارتباط تنگاتنگی با سه مفهوم کلان محبت اهل بیت، نمایش جهانی و هویت شیعی قرار دارد.
آسیاب به عنوان یکی از نمودهای تمدن ایرانی، جلوه ای از دانش بومی ایرانیان در راستای سازگاری با اقلیم خشک و کم آب ایران است. این پژوهش، به بررسی بسترمند و زمینه مند فرهنگ آسیابانی در یکی از روستاهای منطقة جنوبی سبزوار می پردازد و با اتخاذ رویکردی مردم نگارانه، با رویکرد نظری بوم شناسی فرهنگی، از خلال بررسی این پدیده، به دنبال واکاوی مناسبات طبیعت و فرهنگ است. نتایج نشان می دهد شکل گیری فناوری و سازه آسیاب، پاسخی سازگارانه به ویژگی های طبیعی و اقلیمی منطقه است که فرهنگ سازی خاصی به همراه داشته است؛ بنابراین، سویه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آسیاب، مواردی هستند که به آن ها پرداخته می شود. با توجه به داده ها و شواهد میدانی پژوهش حاضر می توان گفت آسیابانی در منطقه مورد مطالعه، به عنوان حرفه ای کارآمد و ضروری مطرح است، اما این حرفه، در تحلیل نهایی حرفه ای، چندان مطلوب تلقی نمی شود. با توجه به نتایج، به نظر می رسد جایگاه نه چندان مطلوب این حرفه در فرهنگ مورد مطالعه را باید در ساخت پرتنش جوامع روستایی در مناطق حاشیه کویر جست وجو کرد.
طرح «پیرایش شهری و حذف زوائد بصری» در محور تاریخی ناصرخسرو به منظور کاهش اغتشاشات بصری و تشخص بخشی به نماها و فضاهای با ارزش این محور، از سوی سازمان زیباسازی شهر تهران در حال انجام است. در این راستا سؤال اصلی این است که آیا اقدام مداخله ای پیرایش شهری و حذف زوائد بصری، باعث ایجاد بستری برای تحقق کارکردهای تاریخی، فرهنگی و گردشگری این محور خواهد شد؟ مقاله ی حاضر با استفاده از روش توصیفی، پیمایشی، میدانی و ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده نشان می دهد که عدم توجه به اسناد بالادستی و مغفول ماندن مؤلفه های رویکرد توسعه ی پایدار همچون امنیت و هویت در طراحی این پروژه، عاملی مختل کننده در اثرگذاری طرح خواهد بود.در عین حال اگر اقدام مداخله ای با رعایت پیشنهادهای تحقیق حاضر انجام پذیرد، شاهد تحقق اهدافی چون تقویت حس تعلق به مکان، افزایش احساس رضایت و اعتماد شهروندان به مدیریت شهری، کاهش خروج سکنه از این محور، کاهش روند تبدیل کاربری مسکونی به تجاری، رونق کسب و کار و افزایش گردشگری و تردد در اینجا خواهیم بود.
جریان منع برده فروشی که از اواخر قرن هجدهم میلادی/دوازده هجری قمری از فرانسه آغاز شده و به تدریج سراسر اروپا را فراگرفته بود، در ابتدای قرن نوزدهم میلادی به آسیا و منطقه خلیج فارس نیز رسید. سردمدار هدایت این جریان در خلیج فارس، انگلیسی ها بودند که از هر طریقی سعی در تثبیت بیشتر موقعیت و حفظ منافع خویش در منطقه داشتند. این مبارزه تا اوایل قرن بیستم میلادی/ چهاردهم هجری قمری ادامه یافت.
چرایی شکل گیری و تداوم تقریباً به مدت یک قرن این جریان، مسئله ای تأمل برانگیز است که در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف به آن پرداخته ایم. این روش رویکرد تحلیل متنی دارد و متون را به مثابه نمودار حساس فرآیندها، حرکت ها و گوناگونی های سیاسی و اجتماعی به کار می گیرد؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، با انتخاب بخشی از یادداشت های امیرکبیر و جَستن شِیل وزیرمختار انگلیس در تهران - که در فاصلة بین 17 ربیع الثانی تا 10 جمادی الاول 1267 درباره منع برده فروشی به تحریر درآمدند - به تحلیل این جریان پرداخته و از این رهگذر، نفوذ و تسلط «گفتمان امپریالیسم» در مناسبات قدرت و درمقابل، ضعف حکومت مبتنی بر «گفتمانِ استبداد مطلقه» قاجار را از علل اصلی ایجاد و تداوم مبارزه با برده فروشی در این دوره برشمردایم.
در این مقاله با تحلیل ثانویه داده های طرح پژوهشی «مفاهیم سلامتی و بیماری و رفتارهای مرتبط با سلامتی نزد دختران دانشجو» نقش مادران را در آموزش سلامت به دختران بررسی کرده ایم. تحلیل گفتمان انتقادی یافته های این طرح پژوهشی نشان می دهد که دختران درباب سلامت آگاه تر از مادرانشان هستند، اما رفتارهای مرتبط با سلامت آنها مشابه مادرانشان است؛ آنها تحت تأثیر فرهنگ غالب به سلامتی خود اهمیت نمی دهند. این موضوع را می توان با نظریه یادگیری اجتماعی بندورا به این شیوه تحلیل کرد که دختران ازطریق مشاهده رفتار سلامتی در مادران می آموزند که بیماری و درد را تا زمانی که در روند زندگی روزمره آنان اخلال ایجاد نکرده است تحمل کنند، هرچند این شیوه با دانش و باور سلامتی در آنان مغایرت دارد. بنابراین، مادران در آموزش سلامت به دختران نقش محسوسی در تبدیل دانش به رفتار مرتبط با سلامتی دارند.
هدف این مقاله شناخت عوامل اجتماعی مؤثر در ارتکاب سرقت در بین زندانیان مرد شهر گرگان و همچنین تعیین تأثیر متغیرهای مستقل مانند فقر، معاشرت با دوستان بزهکار، دینداری شخصی، مشارکت در فعالیت های روزمره، تعهد و میزان نظارت والدین بر متغیر وابسته یعنی سرقت و ارایه راهکارها و پیشنهادهای مناسب برای کاهش سرقت است. جامعه آماری در این پژوهش 424 نفر از زندانیان مرد متهم به سرقت در سال 1390 است، که محل سکونت آنها شهر گرگان بوده است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش، نمونه گیری اتفاقی ساده است و از میان این جامعه تعداد 210 نفر نمونه جهت مطالعه انتخاب شده اند. روش مطالعه پیمایشی و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و در سطح آمار استنباطی، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کای اسکوئر، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر انجام گرفته است. برای تبیین تأثیر متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته سرقت، از بنیان های نظری: مرتن، ساترلند، دورکیم، گلاک و استارک، هیرشی و نی استفاده شده است. نتایج نشان داد، که متغیر مستقل فقر و میزان رابطه با دوستان بزهکار دارای رابطه ی مثبت و معنی داری با متغیر وابسته ی میزان سرقت است و متغیرهای دینداری شخصی، تعهد و میزان نظارت والدین دارای رابطه معکوس و معنی داری با میزان سرقت است و نتایج به دست آمده از رگرسیون و تحلیل مسیر نشان دهنده این است که از بین متغیرهای مورد سنجش در این پژوهش، فقر بیشترین تأثیر را بر سرقت می گذارد.