فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۹۴۱ تا ۱۲٬۹۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
جامعه شناسی انقلاب اسلامی
ایران شناسی: نقدی بر اندیشه های دکتر علی شریعتی (شیعه ی صفوی و علوی)
حوزههای تخصصی:
معرفی و نقد کتاب: نژاد و قومیت (فرهنگ، هویت و بازنمایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش هویت قومی در همبستگی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"پس از تشکیل دولت مدرن در ایران ـ در زمان رضا شاه ـ تا کنون یکی از دغدغه خاطرهای مسئولین امنیتی و سیاسی کشور حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران بوده، بگونه ای که پس از آن فرآیند مشارکت ملی با چالش های جدی مواجه شده است و همبستگی ملی متاثر از نوع رویکرد حکومت مرکزی در برخی مناطق ایران که منطبق بر اقوام غیر فارس و غیر شیعه مذهب هستند در دوره های خاص تاریخی انسجام سرزمینی کشور را به چالش گرفته است. قوم بلوچ، در جنوب خاوری کشور در استان پهناور سیستان و بلوچستان ساکن است. این قوم که دنباله آن به خارج از مرزهای سیاسی ایران کشیده شده، عوامل پیوندگر متعددی آن را با سایر اجزای ملت ایران پیوند داده، همچنین عوامل دیگری نیز این پیوند را تضعیف کرده است. این مقاله برآن است که ضمن تبیین نظری دو رویکرد کارکردگرایی هارتشورن و آیکونوگرافی (نمادنگاری) گاتمن در خصوص عوامل انسانی و جغرافیایی نقش آفرین در همگرایی و واگرایی موثر در وحدت ملی را در خصوص قوم بلوچ مورد پژوهش قرار دهد.
اطلاعات مورد نیاز این تحقیق به روش کتابخانه ای و تهیه پرسشنامه در ارتباط با برخی نخبگان قومی بلوچ (اعضای شورای شهر و مولوی ها) و همچنین مصاحبه با مسئولین استان گردآوری شده، سپس اطلاعات گردآوری شده به روش کیفی و توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. در نتیجه تحقیق مذکور همگرایی قوم بلوچ با دیگر اجزای ملت ایران افزایش یافته است."
تحلیل کیفی مشکلات بیمارستانهای روانی از دیدگاه مدیران این بیمارستانها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"طرح مساله: این مقاله ارایه تصویری روشن از مشکلات بیمارستانهای روانی از نظر مدیران این مراکز و تحلیلی بر علل و عواقب آن است.
روش: این پژوهش به روش دلفی انجام شده که نوعی جمع آوری سیستمیک و سازماندهی کیفی داده ها است که به همت گروهی از کارشناسان منتخب فراهم شده است.
یافته ها: عمده ترین مشکلات بیمارستانهای روانی اجرای طرح خودگرانی، کمبود بودجه های یارانه ای و تعرفه های غیر واقعی در این بیمارستانها است. بیماران روانی و خانواده آنها به دلیل ضعف مالی، توانایی پرداخت هزینه های بیمارستان را ندارند، از طرفی امکانات لازم برای رشد توانمندی های اجتماعی، شغلی و توانبخشی این بیماران ناچیز است، پوشش بیمه ای بیماران روانی کامل نیست و حمایتهای اجتماعی و اقتصادی از بیماران روانی به دلیل نگرش نادرست چندان مناسب نیست. ضوابط مدون برای استانداردهای بیمارستان های روانپزشکی، وجود ندارد و اکثر ساختمان ها در مراکز روانپزشکی فرسوده و فاقد فضای مناسب برای بیماران است.
نتایج: با توجه به یافته ها و پیچیدگی مشکلات بیمارستان های روانپزشکی و نیاز روزافزون بیماران روانی به خدمات بهداشتی و درمانی، زمان آن فرا رسیده که تغییراتی در ساختار تشکیلاتی و بودجه ای مراکز روانپزشکی صورت گیرد."
سرمایه اجتماعی به مثابه یک سیستم پیچیده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: سوال محوری این مقاله این است که آیا بین سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن در سطح تحلیل مناطق و میزان توسعه یافتگی مناطق، در شهر تهران رابطه ای وجود دارد یا خیر؟
روش تحقیق: در این پیمایش، جامعه آماری، جمعیت شانزده سال به بالای مناطق تهران است که با نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم 1759 نفر در سطح مناطق بیست و دو گانه شهر تهران انتخاب گردیده اند.
یافته ها: در بخش یافته ها نمره سرمایه اجتماعی و هفت عنصر مفهومی آن شامل آگاهی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی خیریه ای، مشارکت غیررسمی همیارانه و مشارکت غیررسمی مذهبی محاسبه گردیده است و در ارتباط با وضعیت توسعه مناطق قرار گرفته است.
نتایج: سرمایه اجتماعی مناطق، رابطه مثبتی با توسعه مناطق شهری در تهران دارد و مناطق توسعه یافته تر از میزان بیشتری از اعتماد عمومی، آگاهی، مشارکت رسمی و مشارکت های غیر رسمی همیارانه برخوردارند و به گونه معناداری مشارکت غیر رسمی مذهبی کمتری دارند و اعتماد نهادی و مشارکت های غیر رسمی خیریه ای، در همه مناطق به صورت یکسان بوده و تفاوت معناداری نداشت.
"
معرفی و نقد کتاب: ناسیونالیسم فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام و دموکراسی بررسی جامعه شناختی رابطه میان دینداری و تمایل به دموکراسی
حوزههای تخصصی:
"یکی از مباحث بنیادی و جذاب در عصر حاضر که ذهن اندیشمندان و سیاست مداران را به خود مشغول نموده است، ایجاد ترکیبی هماهنگ و هم ساز از ارزش های مدرن (دموکراسی) و ارزش های اسلامی است. نظرات گوناگون و گاه متضادی در باب رابطه دین و دموکراسی از سوی نظریه پردازان مسلمان و غیرمسلمان مطرح شده است و در کنار آن نیز تمایل برای ایجاد دموکراسی در میان مسلمانان به شکل روزافزونی به صورت عملی در حال ظهور است. هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان تمایل به دموکراسی و میزان دینداری پاسخ گویان از یک سو، و بررسی نسبت دینداری پاسخ گویان با میزان تمایلات آنان به دموکراسی از سوی دیگر است. یافته های این پژوهش نشانگر تمایلات زیاد مذهبی پاسخ گویان (زن و مرد) و در کنار آن تمایل شدید آنان به دموکراسی و مشارکت سیاسی عمومی است، و در عین حال رابطه آماری معنی داری میان دو متغیر تمایل به دموکراسی و دینداری مشاهده شده است. هم چنین تفاوت معنی داری میان مشاغل گوناگون نسبت به دموکراسی و عدم وجود تفاوت معنی دار میان زنان و مردان، و وجود بیشترین میزان همبستگی میان ارزش های دینی با تمایل به دموکراسی از دیگر یافته های مهم این پژوهش محسوب می گردد.
"
اعتماد به همسر: مطالعه موردی، زنان شهر تهران
حوزههای تخصصی:
"با توجه به اهمیت ثبات، سلامت و گرم بودن کانون خانواده (به عنوان اصیل ترین نهاد اجتماعی) در سلامت جامعه و کاهش آسیب های اجتماع آن، و از آنجایی که اعتماد ستون خانواده است و ثبات و آرامش خانواده در گرو اعتماد زوجین به یکدیگر می باشد، موضوع بررسی اعتماد به همسر برای این تحقیق انتخاب شد. در ضمن با توجه به حساسیت و اهمیت بیشتر این موضوع اعتماد به همسر در زمینه روابط جنسی، در نظر گرفته شد. هدف از بررسی شناخت میزان اعتماد به همسر در بین زنان تهرانی در زمینه روابط جنسی و عوامل موثر بر آن می باشد.
به این منظور با استفاده از روش پیمایشی و با تهیه پرسشنامه، داده ها گردآوری شده اند. حجم نمونه 280 نفر بوده است و از روش نمونه گیری چند مرحله ای (طبقه ای و تصادفی سیستماتیک) استفاده شده است.
پردازش داده ها در سه سطح توصیف، تحلیل دو متغیره، و تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر انجام شد. برای سنجش میزان اعتماد به همسر از شاخص های صداقت، صراحت، وفاداری، حسن ظن، احساس امنیت و احساس رضایت عاطفی استفاده شد. سپس، روایی و پایایی این شاخص ها تایید شد. عواملی که با اعتماد به همسر در رابطه قرار گرفتند عبارت بودند از: ویژگی های فردی و همسر و روابط متقابل و زندگی مشترک.
یافته ها نشان داد که توزیع نمرات اعتماد به همسر پاسخ گویان در حدود نیمی کمتر از میانگین بود و رابطه معنادار بین متغیرهای پیشینه خانوادگی، اعتماد بنیادین، نوع دوستان همسر، زیبایی همسر، اقتدار در خانواده، شیوه گزینش همسر، میزان پایبندی به تعهدات و انتظارات، معاشرت پذیری، مجاب سازی، احساس تعلق، میزان دلبستگی همسر نسبت به خانواده، فداکاری، نظم و پیش بینی پذیری رفتار همسر، همه جانبه بودن روابط، تقسیم کار خانگی، میزان شناخت همسر و مدت زمان تعامل روزانه با میزان اعتماد به همسر وجود دارد. سایر متغیرهای مستقل رابطه معناداری با میزان اعتماد به همسر نشان ندادند.
نتیجه تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر، متغیرهای پیش بینی کننده میزان اعتماد به همسر و همچنین مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم هر یک از متغیرهای آنها را به شرح ذیل نشان داد:
ویژگی های روابط متقابل: 0.60، زیبایی همسر: 30.6-، قدرت در خانواده: 21.78-، نوع دوستان همسر: 16.6 و شکست در زندگی: 0.23-.
"
روایت شناسی: موارد خاصی از بازاندیشی خویشتن زنانه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش می کند تا با تحلیل گروه های خاصی از زنان ایرانی، بازاندیشانه بودن زندگی مدرن و بازاندیش بودن کنشگران آن را با نگاه ویژه به بازاندیشی خویشتن به مثابه مصداق بازاندیشی زندگی مدرن و کنشگران آن به تصویر کشد. در این مقاله گروه های خاصی از زنان نیز از جمله اقشاری در نظر گرفته شده اند که در سطوح مختلف عملکردهای بازاندیشانه داشته اند. از نظر ما نمود بازاندیشی در خویشتن در مواردی همچون رابطه با خود و اطرافیان، مراسم، بدن، ازدواج، اشتغال و مواردی دیگر در حوزه خصوصی و عمومی مرتبط با گروه های خاص زنان متبلور می شود. برای ترسیم بازاندیشی و تغییرات در خویشتن زنانه، از متون زن نوشته این گروه های خاص، همچون خاطرات و زندگینامه های زنانه و رمان های زن نوشته در باب زنان، استفاده کردیم تا روایت در باب این گروه های خاص زنان با توجه به آموزه های دی والت (1999) به زبان خود زنان باشد نه زبان دیگری آنان (مردان). در واقع، مساله اصلی این مقاله با این پرسش ها روشن تر می شود: چگونه این گروه های خاص زنان به روایت خودشان در فرآیند بازاندیشی قرار گرفته اند؟ در چه وضعیت هایی اقدام به بازاندیشی کرده اند؟ نمودهای این بازاندیشی را در کجا می توان دید؟ برای رسیدن به پاسخ با انتخاب نوشته هایی از این زنان، ابتدا تصویری از روند تغییرات بازاندیشانه در طی زمان ترسیم خواهد شد. از نظر ما در میان نوشته های فوق روندی از بازاندیشی در این گروه های خاص دیده می شود که در عرصه های مختلف زندگی آنان نمود پیدا کرده است. ما برای پرداختن به آنها، چهار تیپولوژی از بازاندیشی این زنان ارایه کرده ایم که عبارتند از: "فقدان بازاندیشی"، "بازاندیشی در مناسک"، "بازاندیشی در حوزه خصوصی" و در نهایت، "بازاندیشی در حوزه عمومی". این تحلیل احتمالا از اولین تحلیل های روایت گونه از بازاندیشی موارد خاص از زنان در تاریخ ایران است که امیدواریم به درک بهتر برخی از روابط اجتماعی ایران در ظرف تاریخ کمک کند و شناختی هر چند کم اما بدیع از این روابط فراهم کند.