ماهواره لندست (5) در تاریخ اول مارس 1984 و لندست (7) در تاریخ پانزدهم آوریل 1999 به فضا پرتاب شدند. از آنجائی که باندهای (5-1) و(7) سنجنده هر دو ماهواره دارای قدرت تفکیک زمینی(30×30) می باشند و تنها تفاوت آنها در باند حرارتی (باند 6) است، لذا می توان کارایی و محتوای اطلاعاتی آنها را در یک مکان خاص مقایسه نمود. بدین منظور دو منطقة بیابانی و یک شهر واقع در منطقه نیمه خشک با شرایط مختلف برای مطالعه انتخاب شدند: منطقة اول در پلایای دامغان که در طول دوره بررسی تغییرات پوشش اراضی در آن رخ داده است و منطقه دومدر دشت کاشان که تغییرات پوشش اراضی در آن وجود نداشت. منطقه شهری تبریز به عنوان سومین منطقه در نظر گرفته شد. در منطقه پلایای دامغان از داده¬های ETM+ به تاریخ بیستم ژوئیه 2000 و TM لندست(5) به تاریخ پنجم سپتامبر1988 استفاده گردید. در منطقه کاشان از داده های ETM+ به تاریخ نهم اوت 2002 و TM لندست(5)به تاریخ سی ام مه 1998 استفاده شد. تصاویرTM به تاریخ هجدهم اوت 1998 و ETM+به تاریخ دوم اوت 2001 منطقه تبریز مورد استفاده قرار گرفتند. در ابتدا زمان گذر ماهواره های لندست(5) و لندست(7) بررسی شد. سپس به منظور مقایسه دقیق، داده¬های فوق تصحیح هندسی و زمین مرجع شدند. در منطقه دامغان اثر تغییرات با استفاده از روش های آماری و ریاضی حذف شد و میران همبستگی باندها در حالت قبل و بعد از حذف تغییرات مقایسه شد. در منطقه کاشان نیز با توجه به آنکه تغییرات پوشش اراضی وجود نداشت، تنها همبستگی و روابط آماری بین باندها بررسی شد. در منطقه تبریز نمونه ها از مناطق تغییر نیافته مرکز شهر و حاشیه شهر انتخاب شدند.همچنین به بررسی باند حرارتی سنجندهETM+ در دو حالت Low Gain و High Gain پرداخته شد. نتایج نشان داد که در هر دو منطقه همبستگی ما بین باند حرارتی و باندهای انعکاسی در سنجندهETM+ نسبت به سنجندهTM کمتر می¬باشد که بیانگر محتوای اطلاعاتی بیشتر این باند می¬باشد. علت تفاوت های بین باندهای سنجنده¬هایTM وETM+ می¬تواند ناشی از تفاوت در زمان تصویربرداری و ارتفاع و آزیموت متفاوت خورشید و تفاوت در ضرایب کالیبراسیون باشد. تحقیقات بیشتری برای مقایسه محتوای اطلاعاتی داده¬هایTM وETM+ که دارای زمان کاملاً یکسانی باشند، باید صورت گیرد. واژگان کلیدی: TM، ETM+ ، باند حرارتی، محتوای اطلاعاتی، سنجش از دور.
ظهور اینترنت و سهولت دسترسی به اطلاعات موجود آن سبب گردیده تا اکثر سازمان های دولتی و خصوصی اطلاعات خود را در این شبکه قرار دهند. بیش از 70% اطلاعات موجود، دادههای جغرافیایی میباشند که ارائه این اطلاعات جغرافیایی بر روی اینترنت مستلزم توسعه معماری و نرم افزارهای خاص همچون خادم های نقشه ای گردیده است. در توسعه این سسیتمهای اطلاعاتی طراح امکان بهره جستن از انواع معماریها، نرم افزارها و فرمت ها را دارد؛ ولی انتخاب مناسب ترین حالت که جواب گوی اهداف سیستم اطلاعات جغرافیایی تحت اینترنت (Web GIS) باشد، مستلزم اطلاع از نکات تکنیکی Web GIS و مزایا و معایب هر کدام از متدها در یک پروژه خاص است. در این تحقیق ابتدا تکنولوژی سیستم اطلاعات جغرافیایی تحت اینترنت از نظر معماری، نقشههای اینترنتی، و نرم افزارهای متداول آن مورد بحث قرار گرفته وسپس مراحل توسعه یک Web GIS موفق آورده شده و در انتها روند استفاده از این دستاوردها در طراحی پروژه Web GIS راه های کشور شرح داده شده است.
در این تحقیق که با هدف تعیین مراکز روستایی یا روستا شهرها در محدوده شهرستان تربت حیدریه انجام شده است، با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS)، اطلاعات فضایی و غیر فضایی مختلف که در تعیین مکان بهینه نقش دارند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این شهرستان در زمان انجام تحقیق حدود 70 درصد جمعیت روستایی داشته و تنوع جغرافیایی و اقلیمی آن باعث تنوع در معیشت روستایی در سطح ناحیه شده است. با این ویژگی ها ناحیه مذکور عرصه ای مناسب و شاخص برای انجام تحقیقات روستایی است. این مقاله بخشی از تحقیق مذکور را که به امکان سنجی توان های طبیعی ناحیه می پردازد، به عنوان یک الگوی کاری بازگو می کند. به این ترتیب که برای امکان سنجی توان های طبیعی ناحیه، هر کدام از عوامل محیط طبیعی به صورت یک لایه اطلاعاتی فضایی وارد سیستم شده است. از طریق روی هم گذاری این لایه ها و تحلیل آنها، نقشه توان طبیعی ناحیه با هدف تعیین سلسله مراتب روستایی بدست آمده است. علاوه بر تحلیل های فضایی از طریق روی هم گذاری لایه های نقشه، رابطه هر کدام از عوامل طبیعی عمده با توزیع نقاط روستایی مورد تحلیل آماری قرار گرفته و در نهایت با ترکیب تحلیل های فضایی و آماری، الگوی فضایی مناسب برای ناحیه ارائه شده است. تمامی مراحل تحلیل فضایی و غیر فضایی و خروجی نهایی این تحقیق به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. واژگان کلیدی: سیستم اطلاعات جغرافیایی، سلسله مراتب فضایی روستایی، لایه های اطلاعاتی، مراکز روستایی، روستا شهر.
در ایران همه ساله پهنههای وسیعی از اراضی مرغوب و حاصلخیز سواحل رودخانه و مسیل ها بر اثر عبور جریان های سیلابی فرسایش یافته و تخریب میشوند. بنابراین جهت ساماندهی و مدیریت رودخانهها و کنترل فرسایش لازم است که ضمن شناخت و پیش بینی رفتار هیدرولیکی جریان، نواحی مستعد فرسایش کناری شناسایی گردیده و اقدامات لازم جهت کنترل آنها به عمل آید. به همین علت در تحقیق حاضر وضعیت فرسایش کناری رودخانه بابلرود مورد بررسی قرار گرفت که بدین منظور ابتدا مسیری از رودخانه به طول 5/5 کیلومتر انتخاب و پس از تهیه نقشههای 1:1000 منطقه با استفاده از الحاقیه HEC-GeoRAS که امکان لینک مدل HEC- RAS و نرمافزارArcView را فراهم میسازد، 103 مقطع عرضی به مدل معرفی و مقادیر ضریب زبری مانینگ برای هر یک از مقاطع در بستر و سیلابدشتهای ساحل چپ و راست تعیین شدند. با معرفی مشخصات جریان، مشخصات هندسی و ضریب زبری مانینگ به نرمافزار HEC-RAS، مشخصات جریان در دورههای بازگشت مختلف محاسبه گردیده و جهت تعیین و شناسایی نقاط مستعد فرسایش و رسوبگذاری، مقادیر حداکثرو حداقل تنش برشی سواحل راست، چپ و کانال اصلی هر مقطع در دورههای بازگشت مختلف تعیین و نهایتاً مناطق در معرض خطر فرسایش مشخص گردید که بازدیدها و بررسیهای میدانی نیز نشانگر صحت محاسبات و نتایج حاصل از تعیین نقاط حساس به فرسایش میباشد.
سواحل دریاها یکی از اشکال اکوسیستمهای طبیعی محسوب میشوند. این عرصههای منابع طبیعی نقش ارزندهای در پویایی و زندگی انسان ها دارند. تغییر و تحّول طبیعی برای رسیدن به مرز تعادل ازخصوصیّات بارز این اکوسیستمها میباشد. روند نوسانات دریا و تأثیر آن بر سواحل از جمله عوامل تغییر و تحول در سیمای سواحل محسوب میشود. علاوه بر تغییر و تحّول طبیعی، انسان ها نیز به شدّت این عرصه ها را مورد تعرّض و تجاوز قرار می دهند. در سال های اخیر روند پیشروی دریا تغییر و تحّول زیادی در سیمای طبیعی سواحل ایجاد نموده است. بنابراین تغییر و تحّولات اراضی ساحلی را میتوان به دو شکل عمدة طبیعی و انسانی تقسیمبندی نمود. به منظور بررسی میزان تغییرات طبیعی و کاربری اراضی سواحل جنوبی دریای خزر از طریق هر یک از عوامل فوق، تحقیقی به طول حدود یازده کیلومتر و در مساحتی حدود 320 هکتار در سواحل شهرستان نور انجام یافت. بررسی زمانی تغییرات در یک دورة سیزده ساله )1373ـ1360) با استفاده از عکس های هوایی و در محیط GIS انجام گرفت. نتایج بررسی نشان میدهد که تغییر و تحّول در این دورة زمانی بسیار شدید بوده است. میزان اراضی جنگلی و پوشش های طبیعی از 5/13 هکتار به حدود 4/4 هکتار کاهش یافت. در این دوره حدود 5/84 هکتار از سواحل و کاربریهای موجود به زیر آب رفته است. همچنین حدود 107 هکتار از اراضی ساحلی تغییر وضعیّت داده و حدود 35 هکتار به میزان ساخت و سازهای انسانی افزوده شده است. نتایج نشان میدهد که میزان تغییر و تحّول انسانی در مقایسه با تغییر و تحّول طبیعی (پیشروی دریا) بسیار شدیدتر بوده و نیاز به ساماندهی سواحل برای حفظ و جلوگیری از خسارات اقتصادی و زیست محیطی را ایجاب مینماید.
مناطق ساحلی سراسر جهان، به دلیل وجود منابع غنی و توانهای طبیعی منحصر به فرد، مورد توجه بشر قرار گرفته است، به طوری که توانسته اند، جمعیت بیشتری را جذب کنند. فشار جمعیت بر سواحل و استفاده بیش از حد از منابع آن، مسائل و مشکلات زیادی را در نواحی ساحلی ایجاد نموده و روند توسعه پایدار را با بحرانهای زیست محیطی روبرو ساخته است.
سیستمهای اطلاعات جغرافیایی، GIS، در مدیریت یکپارچه نواحی ساحلی، می تواند حضوری پویا داشته باشد. اولین نقش GIS در مدیریت ساحلی، ساماندهی صحیح اطلاعات است. کاربرد GIS با ایجاد ساختار پایدار برای داده هایی که در ماهیت، مقیاس، شکل و موضوع آنها تفاوتهای اساسی وجود دارد، شروع می شود و با حفاظت، به هنگام سازی، انتشار و توسعه پایگاه اطلاعات، ادامه می یابد: و به عبارت دیگر، حیات ICZM با حضور GIS شکل می گیرد و با کمک آن تداوم می یابد و توسعه آن در گرو پیشرفت GIS است. با پیشرفتهای اخیر WebGIS ، امکان به اشتراک گذاردن داده های جغرافیایی از طریق طراحی و تاًلیف متادیتا فراهم شده است و مدیریت یکپارچه نواحی ساحلی ابعاد وسیعتری یافته است.
در این پژوهش، خورموسی به عنوان یک عارضه جغرافیایی در ساحل خلیج فارس انتخاب شده و بانک داده آن در محیط GIS ایجاد گردیده است. سپس متادیتای آن با الگوی استاندارد FDGC و ISO طراحی شده و در محیط وب قرار گرفته است. نتایج به دست آمده ضرورت ایجاد استاندارد ویژه ای برای طراحی متادیتا در سواحل کشور را تایید می کند، که اولاً با بانک داده جغرافیایی ملی کشور هماهنگ باشد، ثانیاً بر مبنای اصول تخصصی مدیریت سواحل شکل گرفته باشد. در این نوشتار الگویی برای استاندارد سازی داده های جغرافیایی سواحل به منظور مدیریت یکپارچه نواحی ساحلی ارائه شده است
تبریز دارای تنگناهای خاصی در توسعه فیزیکی است. از نقطهنظر ژئومورفولوژی، شهر در توسعه فیزیکی با مشکلاتی مانند: زمین¬لرزه، حرکات دامنه¬ای و سیلاب مواجه می¬باشد. در این مقاله مخاطرات ژئومورفولوژی شهر بررسی شده اسـت. هدف از چنـین مطالعـه¬ای طبقه¬بـندی کـردن منـاطق پـایدار و ناپـایدار شهر تبـریز اسـت. بـرای دستـیابی به ایـن هـدف از سیستم اطـلاعات جـغرافیاییGIS، مدل ارتفاعی رقومی شده DEM و شاخص نرمال شده پوشش گیاهی NDVI در طبقه¬بندی استفاده شده است. همچنین بـرای افـزایش دقـت داده¬های مـورد نیـاز از تصـاویر ماهواره¬ای نوع TM استفاده شده است. بنابراین از ترکیب تـمامی اطلاعات در محیط GIS، نقشه¬های محدودیت توسعه شهر و نواحـی مـخاطرهآمیز تهیه شد. لازم به ذکر است که نقشه¬ها در دو گروه قابل طبقهبندی میباشد: الف) نقشه ناهمواریهای شهر و حومه؛ب) نقشه¬هـای مخاطـرات ژئومـورفولوژیکی توسـعه شـهر مانـند: نقشـه مخـاطرات هیدرولوژی، محدودیتهای پوشش¬طبیعی زمین، ناپایداریهای مربوط به شرایط لیتولوژی و پراکنش گسلها در شهر و حومه. نقشه¬های ذکـر شـده در برنامه¬ریزی توسـعه قابل استفاده میباشد. نتایج نشان میدهد که کرانـههای مـهرانه¬رود، نواحی باغمـیشه و ولیـعصر از منـاطق مخـاطره¬آمـیز تبریز محسوب میشوند. با این حال مخاطرات زمین لرزه در شهر و حومه بهدلیل پراکنش گسلها در تمامی شهر برابر است.
مکانگزینی مدارس در شهر بزرگی چون تهران همواره با مشکلات عدیدهای روبهرو بوده است. تعدد عوامل مؤثر در مکانیابی مدارس و افزایش روزافزون مشکلات زندگی شهری لزوم استفاده از روشهای مؤثر و سیستمهای رایانهای را در مکانیابی مدارس بیش از پیش آشکار ساخته است. هدفهای این تحقیق ارزیابی نحوه توزیع مدارس ابتدایی، مشخص کردن نواحی محروم از مدارس ابتدایی، اولویتبندی آنها در محدوده منطقه 6 تهران و ارائه پیشنهاد به مسئولان آموزش و پرورش و نهادهای متولی امر ساخت و ساز مدارس برای استفاده از امکانات، متخصصان و سیستمهای اطلاعات جغرافیایی در تشخیص مکانهای مناسب برای احداث مدرسه است. در این تحقیق دادههای مکانی از روی نقشههای رقومی و خطی تهیه و دادههای توصیفی نیز با استفاده از مدارک، اسناد، آمار و پژوهشهای میدانی، جمعآوری و به پایگاه اطلاعاتی متصل شد. سپس برای هر یک از عوامل مؤثر در مکانیابی مدارس، لایهای تهیه و در هر لایه حریم کاربریها تعریف شد. با توجه به وزن مناطق و ترکیب آنها، موقعیت فعلی مدارس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مرحله بعد مناسبترین مکانها برای تأسیس مدارس جدید برحسب اولویت پیشنهاد گردید. نتیجه تحقیق مشخص میسازد که مکان اکثر ساختمانهای آموزشی دولتی مقطع ابتدایی در منطقه مورد مطالعه با معیارهای مورد نظر مطابقت زیادی ندارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که با استفاده از سیستمهای اطلاعات جغرافیایی میتوان امکانات مناسبی برای تجزیه و تحلیل وضع فعلی مدارس فراهم کرد و با توجه به معیارهای تأسیس مدرسه، مکانهایی را که با کمبود یا تراکم فضای آموزشی مواجهند تشخیص داد و در کوتاهترین زمان ممکن با توجه به اولویتها، ضروریترین مکان برای احداث مدرسه را پیشنهاد کرد.
تهیه نقشه تغییرات کاربری و پوشش اراضی از نیازهای اساسی برای مدیریت و نظارت محیطی است. این نقشهها در برنامهریزی و تصمیمگیریهای مختلف استفاده میشوند، بنابراین تعیین قابلیت اعتماد و صحت این نقشهها اهمیت زیادی دارد. در این مطالعه از یک روش جدید برای مدلسازی عدم اطمینان در آشکارسازی تغییرات استفاده شد. در این روش علاوه بر اطلاعات احتمالاتی، از ویژگیهای مکانی شامل فاصله، همسایگی، وسعت و نوع تغییر نیز استفاده به عمل آمد.ابتدا تصاویر Landsat TM منطقه شهری اصفهان در سالهای 1998 و 1990 م. با استفاده از توابع چند جملهای درجه اول هم مختصات شدند. سپس با استفاده از الگوریتم طبقهبندی، حداکثر مشابهت(MLC) در ده کلاس کاربری و پوشش اراضی طبقهبندی و ویژگیهای احتمالاتی نشاندهنده عضویت پیکسلها در کلاسهای مختلف محاسبه شدند. در مرحله بعد اطلاعات مکانی لازم برای مدلسازی عدم اطمینان در تغییر کاربری کشاورزی به مسکونی استخراج شد. آنگاه ویژگیهای مکانی و احتمالاتی به کمک رگرسیون لاجیستیک ترکیب شدند و لایه نشاندهنده عدم اطمینان مربوط به تغییر اراضی کشاورزی به مسکونی تهیه شد. از شاخص (ROC) نیز برای ارزیابی کیفیت مدل تهیه شده، استفاده شد. مقدار آن برابر 9944/0 محاسبه شد که نشاندهنده دقت بالای مدل عدم اطمینان بهدست آمده است. با توجه به نتایج این تحقیق، استفاده و توسعه از این مدل برای براورد و ارزیابی عدم اطمینان در آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش توصیه میشود.
آشکارساختن تغییرات یکی از نیازهای اساسی در مدیریت و ارزیابی منابع طبیعی است. بنابراین نقشه تغییرات کاربری را که نتیجه فرایند آشکارسازی تغییرات میباشد، میتوان براساس تصاویر چند زمانه سنجش از دور تهیه کرد. لازم به ذکر است که روشهای متفاوت و گوناگونی برای آشکارسازی تغییرات و تحولات کاربریها ارائه شده است. در این تحقیق تغییرات، تحولات کاربری و پوشش اراضی منطقه اصفهان با استفاده از تصاویر سنجنده TM ماهواره لندست اخذ شد؛ سپس در سالهای 1998و 1990 پردازش رقومی تصاویر ماهوارهای و سیستم اطلاعات جغرافیایی با بهرهگیری از روشهای پیشرفته ارزیابی شد. در مرحله اول تصاویر یاد شده با استفاده از الگوریتمهای مناسب از لحاظ هندسی و رادیومتریک تصحیح شدند؛ آنگاه نمونههای آموزشی بهصورت فازی در ده کلاس کاربری و پوشش بهوسیله نرمافزار Idrisi ایجاد شدند. سپس هر تصویر به طور جداگانه با استفاده از الگوریتم حداکثر مشابهت طبقهبندی شد. در مرحله بعد تصاویر طبقهبندی شده به کمک روش مقایسه پس از طبقهبندی مقایسه شدند. نتایج بهدست آمده نشاندهنده تغییر وسیع کاربری اراضی کشاورزی مجاور شهر اصفهان به منطقه مسکونی در طول هشت سال میباشد. دراین صورت توصیه میشود مدیران و برنامهریزان به نظارت هر چه بیشتر بر روند تخریب اراضی کشاورزی در این منطقه توجه کنند.
از جمله عوامل مؤثر بر جریان توسعه اقتصادی جامعه، ویژگی های نیروی انسانی از لحاظ کمی و کیفی است. یک جامعه از طریق کار و فعالیت نیروی انسانی که در اختیار دارد، می تواند خود را تأمین نماید که این فعالیت ها نیز تحت تأثیر خصوصیات نیروی انسانی قرار دارد. تحقیق حاضر، نیروی انسانی مناطق روستایی استان اصفهان را از لحاظ کمی و کیفی طی دوره 75-1335 مورد توجه قرار می دهد. مجموع عرصه نیروی انسانی در مناطق روستایی استان اصفهان طی سال های 75-1335 با رشدی معادل7/0 درصد از 298373 نفر به حدود 319576 نفر رسیده است. از مجموع نیروی انسانی در سال 1375 نیز حدود 296653 نفر شاغل و 22923 نفر بیکار بوده اند. نرخ اشتغال جامعه مورد بررسی در سال 1375 حدود 8/92 درصد بوده که در مقایسه با سال 1335 ( 9/98%) حدود 1/6 درصد کاهش داشته است. این کاهش نرخ اشتغال و از طرف دیگر افزایش رشد جمعیت باعث افزایش بار معیشتی جمعیت شاغل شده که افزایش آسیب پذیری خانوارها و فقر را سبب می گردد. بررسی توزیع شاغلین روستایی به تفکیک بخش ها حاکی از اهمیت بیشتر بخش صنعت از نظر جذب تعداد شاغلین است؛ به نحوی که حدود 41 درصد از شاغلین روستایی در این بخش مشغول هستند. نـکـتـه قـابــل توجه در توزیع شاغلین در بین بخش ها، کاهش قابل توجه سهم بخش کشاورزی طی سال های 75- 1335 است؛ به طوری که سهم بخش کشاورزی از 5/64 درصد در سال 1335 به 7/32 درصد در سال 1375 کاهش یافته است. در عین حال بخش صنعت حدود 5/1 برابر و خدمات حدود سه برابر افزایش داشته اند. این ارقام نشان می دهد که توزیع شاغلین در بین بخش ها از یک روند متناسب برخوردار نبوده است. همچنین روستاهای ناحیه دشتی خشک نسبت به روستاهای نواحی خشک – بیابانی و کوهستانی معتدل با توجه به امکانات وقابلیت جذب بهتر، از تغییرات کمتر و وضعیت اشتغال مساعدتری برخوردار می باشد. واژگان کلیدی: اشتغال، استان اصفهان، نواحی روستایی
تحلیل و ارزیابی تناسب زمین برای توسعة کالبدی شهرها یکی از دلمشغولیهای اصلی جغرافیدانان و برنامهریزان شهری است. در شرایطی که در اغلب شهرها توسعة کالبدی روندی سریع و فزاینده دارد، شناخت و مکان یابی اراضی مناسب برای توسعة کالبدی شهرها بسیار ضروری میباشد. تحلیل تناسب زمین برای گسترش شهرها فرآیندی است که به ارزیابی همزمان چندین معیار یا متغیّر مختلف نیاز دارد. در این مقاله با استفاده از روش ترکیب خطی وزندار و در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (ساج)، تناسب زمین برای توسعة کالبدی در محور شمالغرب شهر شیراز برپایة پنج معیار (شیب، جنس و قابلیت زمین ، فاصله با شهر و فاصله با راه های اصلی) ارزیابی شده و نقشة تناسب زمین در محدودة مذکور تهیه شده است. این نقشه نواحی اولویت دار و مناسب برای توسعة کالبدی را نشان میدهد و میتواند مورد استفادة برنامهریزان شهری و تصمیمگیرندگان فضایی قرار گیرد. واژگان کلیدی: تناسب زمین ، توسعة کالبدی، ارزیابی چندمعیاری، سیستم اطلاعات جغرافیایی، تحلیل فضایی.
با اتمام انرژی های فسیلی در آینده، استفاده از انرژی های نو و تجدید شونده ضروری است. برخی از نقاط ایران منجمله اردبیل پتانسیل مناسبی جهت استفاده از انرژی باد دارند. در این مقاله سعی شده تا پتانسیل انرژی باد در ایستگاه سینوپتیک اردبیل مورد مطالعه قرار گیرد. با استفاده از آمار بادهای ساعتی و روزانة ده ساله از ایستگاه مذکور، میانگین سرعت باد 37/6 متر در ثانیه، چگالی توان باد 64/302 وات در متر مربع، ضریب تغییرات باد 5/56 درصد و ضریب ثبات باد 46 درصد بدست آمده است. جهت باد غالب در ایستگاه اردبیل، شرقی و درصد فراوانی آن 94/23 میباشد. در این ایستگاه، 74/44 درصد از اوقات سال، بادی وجود ندارد. از کلّ ساعات سال 5/3652 ساعت توربین بادی میتواند در این ایستگاه تولید انرژی نماید. قدرت نظری و عملی توربین بادی در این ایستگاه با قطر پرّة چهار متر به ترتیب 9/1757 و 6/465 وات در متر مربع است. این ایستگاه میتواند به عنوان یکی از نقاط مناسب به منظور بهرهبرداری از انرژی باد محسوب شود. واژگان کلیدی: پتانسیل انرژی باد، باد غالب، قدرت باد، میانگین سرعت باد، توربین بادی، ایستگاه سینوپتیک اردبیل.