فن آوریهای جدید باید بتواند بینش مسئولان را درباره مورد پیامدهای تصمیمات مربوط به سرمایه گذاریهای مسکن ‘صنعت‘مدیریت محیط‘برنامه ریزی شهری و دیگر زمینه ها را در سطح ملی ‘ منطقه -ای و محلی گسترش دهد . در این میان سیستم اطلاعت جغرافیایی (GIS ) با توجه به نیازمندیهای در حال پیدایش ‘مجموعه علوم کامپیوتری را درباره زمینه های عنوان شده فوق در اختیار دست اندر کاران و برنامه ریزان قرار میدهد . روشن ساختن اهداف GIS ‘ ذخیره داده ها ‘ پیشرفتهای مربوط به سخت افزار و نرم افزار و زمینه های مختلف کاربردGIS از جمله محورهای مورد بحث مقاله حاضر است .
امروزه سیاستگذاران و برنامه ریزان کشورهای در حال توسعه به طور گسترده به این نکته پی برده اند که مکان یابی خدمات و تسهیلات زیرساختی، نقش با اهمیتی در توسعه روستایی بازی می کند. همچنین، بهبود قابلیت دسترسی جعرافیایی جمعیت روستایی به خدمات اساسی یکی از اهداف بنیادی اغلب دولت ها در کشورهای جهان سوم می باشد. بر پایه تامین خدمات در مکان های نزدیک تر به نواحی روستایی، برنامه ریزان با دو رویکرد متفاوت یعنی کارکردهای شهری در توسعه روستایی UFRD و مدل های تخصیص مکانی LA رو به رو هستند. در این مقاله ماهیت، گستره (حوزه عمل)، مزیت ها و محدودیت های هر دو روش برنامه ریزی مکانی اشاره شده با هم مقایسه می شود. یافته ها نشان می دهد که رویکرد کارکردهای شهری و مدل های تخصیص مکانی در ماهیت و حوزه عمل متفاوت هستند و به مسایل و موضوعات گوناگون می پردازند. کارکردهای شهری در توسعه روستایی به چگونگی یکپارچه کردن خدمات و زیر ساخت ها، با هدف تقویت نقش شهرک ها و بازارها به منظور تسهیل توسعه اقتصاد منطقه ای، می پردازد؛ حال آن که مدل های تخصیص مکانی با نحوه به حداکثر رساندن دسترسی به خدمات و تسهیلات خاص برای بخشی از جمعیت روستایی، سر و کار دارد. با وجود این، هدف هر دو رویکرد جبران حالت نابرابری اجتماعی و فضایی، از طریق بهبود دسترسی به کالاها و خدمات مورد نیاز است و منطق بنیادین برای هر دو رویکرد این است که شکاف خدماتی در یک سلسله مراتب مکان مرکزی معین را پر کند تا دسترسی به کالا و خدمات اساسی مورد نیاز افزایش یابد. با وجود تفاوتهای واقعی بین این دو روش، آن ها شباهت های زیادی نیز با هم دارند و نظریه مکان مرکزی، ریشه مشترک هر دو رویکرد است. هر چند هر دو روش دارای اصول و عناصر مفیدی برای برنامه ریزان منطقه ای و روستایی هستند؛ اما به سبب تفاوت در ماهیت و حوزه عمل، نباید به عنوان جایگزین های غیر قابل جمع (نفی کننده یکدیگر) قلمداد شوند.
یکی از ارکان اولیه برای برنامه ریزی زراعی، تعیین و شناسایی واحدهای اگروکلیمایی است. منظور از واحدهای اگروکلیمایی، واحدهایی است که عوارض زمینی و عناصر اقلیمی در آنها بصورت یکپارچه در نظر گرفته شده و هر واحد از نظر این ویژگیها ، خصوصیات متفاوتی را داراست . در مطالع? حاضر که در استان همدان صورت گرفته ، از عوامل زمینی : توپوگرافی ، شیب، تیپ اراضی ، عمق و بافت خاک و از عناصر اقلیمی: مقدار بارش سالانه، دمای سالانه و تبخیر و تعرق بالقوه در نظر گرفته شده است. با استفاده از توابع ویژ? سیستم های اطلاعا جغرافیایی ، ابتدا متناسب با قابلیت کشت گندم دیم، به لایه ها ارزش وزنی داده شده و سپس در یک نقش? نهایی با یکدیگر ترکیب شده اند. نقش? نهایی نشان دهند? قابلیت مناطق مختلف استان همدان به کشت گندم دیم است . نتایج، بیانگر دقت نقش? تهیه شده و همچنین توانمندی سیستم های اطلاعات جغرافیایی در تحلیل یکپارچه و ارائ? واحدهای همگن اگروکلیماتولوژی می باشد.
بیست و نهمین کنگره بین المللی جغرافیایی از تاریخ 14 تا 18 آگوست 2000(24 تا28 مردادماه1379) در سئول پایتخت کره جنوبی با موضوعLiving With diversity (زیستن با تنوع یا چندگونگی ) برگزار گردید. در این کنگره جغرافیدانان بیش از 80 کشور جهان آخرین یافته های تحقیقاتی خود را در قالب 817 مقاله جغرافیایی با موضوعات مختلف ارائه نمودند . دراین کنفرانس مقالات تغییرات محیط و آینده جهان ‘ دانش و فنون اطلاعت جغرافیایی‘ اثرات انسان در چشم اندازها وسیستمهای طبیعی و ابعاد مختلف توسعه بالاترین تعداد را در بین مقاله ها داشتند . علاوه بر آن ‘جلسات ویژه و مباحثه وجود داشت که جغرافیدانان در این جلسات ‘ در خصوص تأثیر فرایندهای طبیعی و اجتماعی بر محیط تبادل نظر نموده تا راهها و روشهای مناسبی برای آینده پیدا نمایند .
یکی از مباحث مهم در مطالعات اقلیمی به ویژه ساختمان و محیط مسکونی، معمارهای همساز با اقلیم و برنامه ریزی های مصرف انرژی، مساله گرم کردن آن ها در فصل سرد و سرد کردن در دوره های گرم سال برای رسیدن به حدود آسایش گرمایی انسان است، مقدار نیاز در یک دوره معین N روزه به درجه – روزهای سرمایش و گرمایش که به CDD و HDD موسوم اند و برای محاسبه آن ها روابط کلی به این گونه CDD=S(T-q2) و HDD=S(T-q1) که در آن T میانگین روزانه دما و q1 و q2 آستانه های دمایی به سانتی گراد می باشند. منطقه آذربایجان در شمال غرب کشور واقع گردیده و از نظر توپوگرافی کوهستانی و از نظر آب و هوایی جزو مناطق سردسیر ایران محسوب می شود. بر اساس آمار سال 1381 بالغ بر 456/357/7 نفر در منطقه مذکور زندگی می کنند. با توجه به شرایط جغرافیایی و آب و هوایی ویژه و جمعیت ساکن سالانه نیاز به مقادیر زیادی انرژی و سوخت جهت گرم کردن محیط مسکونی در منطقه مورد مطالعه وجود دارد. در این مقاله درجه- روزهای نیاز به گرمایش و سرمایش ماهانه و سالانه برای ایستگاه های منطقه مورد مطالعه محاسبه سپس اقدام به پردازش داده ها در محیط GIS و با استفاده از نرم افزار Arc-View، نقشه های پهنه بندی سالانه و ماهانه درجه-روزهای نیاز گرمایش و سرمایش به صورت رقومی و رنگی مدل سازی و ترسیم شده اند