ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۰۱ تا ۸٬۲۲۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۸۲۰۱.

تحلیل و بررسی عوامل مؤثر در ارتقای پیاده مداری با رویکرد طراحی محیط در چهارچوب برنامه ریزی سبزراه ها (مطالعۀ موردی: کلان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۳۲۴
پیاده راه ابزاری مرتبط با سلامت اجتماعی، سبک زندگی شهری، اقتصاد شهری، کیفیت محیطی است. در دهه های اخیر این فضاهای شهری به دلایل مختلفی از جمله ایجاد مقیاس انسانی، افزایش پویایی و تعاملات اجتماعی، مسائل محیط زیستی، سلامت فردی و اجتماعی، ایجاد شادابی و جذب توریسم، بسیار مورد توجه صاحب نظران برنامه ریزی شهری قرار گرفته است. ا توجه به مسائلی چون گردشگر پذیری، 5/4 برابر شدن تعداد خودروها در دهه اخیر، افزایش میزان آلاینده های محیط زیستی ناشی از حمل و نقل، افزایش آمار کم تحرکی و اضافه وزن شهروندان و به طور کلی عدم مطلوبیت زیست پذیری این کلان شهر، نیاز به حمایت از حمل ونقل پاک و انسان محور احساس می شود. ایجاد یک محور پیاده مطلوب و سازگار با محیط زیست می تواند در ارتقای فضاهای باز پیاده محور  نقش بسزایی داشته باشد. آنچه در برنامه ریزی این فضاها می تواند نقش مؤثری بازی کند و اهداف ذکرشده برنامه ریزان شهری را جامع عمل بپوشاند، پیشنهاد راهکاریست که قابلیت تطبیق با نیازهای مادی و معنوی شهروندان را در خود جای دهد. در تحقیق پیشِ رو علاوه بر معرفی سبزراه ها به عنوان بستری برای تحقق بسیاری از انتظارات برنامه ریزان شهری برای ایجاد تحول در فضای عمومی پیاده راه ها، سعی شده است انتظارات شهروندان از چنین فضاهایی نیز به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در ایجاد تحول در فضای عمومی شهری مورد بررسی قرار گیرد. به این منظور با استفاده از پرسشنامه و روش های تجزیه وتحلیل و وزن دهی SAW  و AHP، به بررسی نظرات و انتظارات جامعه شهری از یک محور پیاده مطلوب و مؤثر در سبک نوین زندگی شهری پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که سبزراه ها می توانند بستری برای تحول در سبک زندگی شهری و گرایش به پیاده روی و فعالیت روزانه و افزایش ارزش اقتصادی زمین تا میزان 23 درصد باشند. همچنین، استفاده از پوشش گیاهی، اختصاص خط ویژه دوچرخه و درنظرگرفتن اماکن پرتردد در برنامه ریزی این فضاها می تواند در افزایش تمایل شهروندان به پیاده روی، نقش بسزایی داشته باشد.
۸۲۰۲.

سازوکارهای توسعۀ کشاورزی چندکارکردی: کاربرد الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۳۳۹
توسعه کشاورزی چندکارکردی به عنوان رهیافت نوین توسعه پایدار روستایی نیازمند برخورداری از الگوی فرایندی است که بتواند عوامل مؤثر بر توسعه آن را به صورت گام به گام شرح دهد. هدف پژوهش حاضر، تبیین سازوکارهای توسعه کشاورزی چندکارکردی (MFA) با استفاده از تکنیک الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM) در شهرستان دهلران به عنوان قطب تولید استان ایلام است. از بین کارشناسان و صاحب نظران توسعه کشاورزی، از 10 نفر به صورت هدفمند مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند شد. پس از تکمیل مصاحبه ها و تحلیل محتوا به کمک نرم افزار MAX-QDA در شش گام از تکنیک الگوسازی ساختاری تفسیری و تکنیک MICMAC، مراحل توسعه کشاورزی چندکارکردی، تعیین سطح عوامل، روابط درونی بین هرکدام از عوامل مؤثر و طراحی سازوکار توسعه کشاورزی چندکارکردی انجام شد. براساس نتایج به دست آمده، توسعه کشاورزی چندکارکردی مستلزم اجرای عواملی مانندِ سیاست های حمایتی دولت، تقویت زیرساخت و بهبود وضعیت اقتصادی در وهله اول است. درحقیقت این عوامل با قرارگرفتن در چهارمین گروه از تقسیم بندی MICMAC، در حکم ریشه و در پایین ترین سطح الگوی ISM عمل کردند که از بین آن ها، عامل سیاست های حمایتی به عنوان پایه الگوی مؤثر بر اجرای کارکردهای قابل توسعه در کشاورزی قرار گرفت؛ بنابراین بایستی در اولویت توجه برای اجرایی کردن قرار بگیرند. به عبارتی دیگر در سایه حمایت های دولت می توان زیرساخت های مرتبط با کشاورزی و اقتصاد منطقه را تقویت کرد. سپس با ایجاد رونق اقتصادی می توان تقویت سایر عوامل مؤثر ازجمله عوامل زیست محیطی، عوامل اجتماعی، ارتقای دانش و مهارت، ساماندهی اراضی و مدیریت امور آب را که دارای قدرت هدایت و وابستگی زیادی بودند، تسهیل کرد. الگوی فرایندی طراحی شده به صورت جامع دربرگیرنده مراحل، ترتیب، توالی و ارتباط بین عوامل مؤثر اجرایی است که می تواند به عنوان یک راهنما و نقشه راه مورداستفاده سیاست گذاران و مدیران امر توسعه کشاورزی در راستای برنامه ریزی برای توسعه نظام اند کشاورزی چندکارکردی و رسیدن به توسعه پایدار متناسب با شرایط منطقه قرار گیرد.
۸۲۰۳.

Interpretive-Structural Modeling of the Affecting Factors on the Spatial Injustice in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۳ تعداد دانلود : ۴۴۱
Spatial justice as a new term focuses more on cities, so it is important to address the national scale. Spatial injustice refers to the imbalanced distribution of valuable political, social and economic power, wealth, infrastructures and opportunity resources. From a political geography point of view, spatial injustice can be a threat to the national integrity, national & domestic security and creation of critical areas in the state. The main goal of this paper is Identification and categorization of factors affecting the spatial injustice in Iran. This paper tries to find an answer to the research main question: What are the most important factors affecting spatial injustice in Iran? This study is practical regarding its purpose and in terms of data collection is survey descriptive. Moreover, its data collection is from the questionnaire. First, the dimensions and spatial injustice indicators are distinguished based on the review of the literature, content and comparative analysis of related researches, and interviews with experts. Then using the methodology of modern analytical-interpretive structural modeling (ISM), the relationship between the indicators is determined and analyzed. Finally, the type of variables according to their influence and reception on other variables was identified using MICMAC analysis. Results show that the most important foundations of spatial injustice in Iran based on Interpretive-Structural Modeling Are Inequality in the distribution of power, wealth and opportunities and Theoretical weakness about the spatial justice domain of knowledge
۸۲۰۴.

The Future of the Regional System of the Middle East and the Foreign Policy of the Islamic Republic of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۳۷۲
This paper seeks to draw scenarios for the future of the Middle East regional system, and considers the actors in the Middle East regional system as: 1. regional powers; 2. failed states in the region; in this paper the three failed states are mentioned: Iraq, Syria and Yemen, 3. active groups inside the failed states, and 4. interventionist powers, such as the United States and Russia, which intervene from an international level in the regional system of the Middle East. In this regard, the constructive variables of the regional system of the Middle East has been studied which include: the problematic, the boundary, the pole, the anarchy, the interaction pattern, the individual and the structure of the international system. The paper argues that every regional system has the problematic and based on the data obtained, the current problematic at the regional level is the existence of the failed states of Yemen, Iraq and Syria. Hence, it is about examining and identifying other variables surrounding the problematic, and ultimately on whether the objectives and actions of the poles of power in the region on the one hand, and the goals and actions of the superpowers on the international level are in line with the resolution of the problematic or conflicting and contradictory to the problematic, provides scenarios for the variables that shape the regional system, and in particular the regional interaction pattern. Based on these scenarios, the future of Iran's foreign policy can be explained.
۸۲۰۵.

The Role of the Great Game in the Inefficiency of the Formality System of the Iranian Court from 1796 to 1896(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۳۴
Historically, formalities and diplomatic protocols, as one of the pillars of successful international diplomacy, have played a crucial role in shaping the political currents of the time. This study examines and studies the role and effect of British-Russian rivalries regarding the inefficiency of the Iranian formality system, as well as analyzing the function of these formalities in the relations of this power triangle during the Qajar era, and by means of a historical method and a descriptive-analytical view which is based on documents, travelogues and historical resources of the Qajar era, it seeks to answer the questions of to what extent diplomatic rituals and ceremonies have been effective in the rivalry and emulation of Russian and British governments in Iran? What were the factors that led to the structural weakness of Iran's formalities and its becoming a buffer state in the great game between Russia and Britain? What role did the performance of the Russian and British ambassadors play in Iran's formality relations? It seems that factors such as imitation and competition of the British and Russian ambassadors for Formalities respect caused the role of Formalities in Iran's relations with the Russian and British governments to be not positive and effective. Meanwhile, the performance of the Russian and British ambassadors, the establishment of Formality agreements and the negligence of the Iranian government were not ineffective in shaping formality actions and reactions between the governments
۸۲۰۶.

The Architecture of Peace in the Middle East(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۲۱
The Middle East and North Africa regions have been the focus of security crises since the collapse of the Ottoman Empire. Although insecurity has not been restricted in this region, its effects are evident in other regions of the international system, especially in the European countries. With this in mind, the main question of the present article is how can a comprehensive model be presented to fundamentally resolve the security issue in the region. The result of this study is that "regional awareness" is a concept on the basis of which one can find a way out of the existing security impasse. In fact, the results are based on the fact that native solutions to the security of the country, instead of rental security, bring peace and security to the region. In this regard, governments, intellectuals, and people must engage in regional negotiations to fulfill their national interests.
۸۲۰۷.

واکاوی توسعۀ فضایی روستاهای نواحی کوهستانی و جلگه ای (نمونه موردی: روستاهای بخش بندپی شرقی شهرستان بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۳۸۳
آینده سرزمینی مناطق روستایی کشور نیازمند طراحی راهبردهایی به منظور توسعه فضایی است که در هر برنامه ای راهگشای حل مسائل روستاها خواهد بود. امروزه مهم ترین هدف هر کشوری رشد و تعالی همه جانبه جوامع انسانی است و وجود نابرابری در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و... از نشانه های توسعه نیافتگی یک کشور محسوب می شود. مناطقی که امروزه توسعه یافته شناخته می شوند، علاوه بر اینکه از شاخص های اقتصادی و اجتماعی بالایی برخوردار هستند، بلکه توزیع درآمد و امکانات نیز در این مناطق عادلانه تر هستند. برنامه توسعه و عمران روستایی براساس الگوهای مختلف در شهرستان بابل، توفیق مورد انتظار را در رونق اقتصادی و بهبود زندگی روستائیان نداشته و به لحاظ اجتماعی نیز در نهادینه کردن مشارکت روستائیان و توانمندسازی آنان موفقیت چندانی کسب نکرده است؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی شاخص های توسعه روستاهای کوهستانی و جلگه ای بخش بندپی شرقی شهرستان بابل بوده و به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. جامعه آماری تحقیق حاضر روستاهای بخش بندپی شرقی بابل (4 روستای کوهستانی و 4 جلگه ای) است که با استفاده از فرمول کوکران 210 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای تحقیق از آزمون های T مستقل و مان وایتنی و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون های مذکور حاکی از آن است که تفاوت معنادار و 99 درصدی، بین اکثر شاخص های اقتصادی، کالبدی و اجتماعی در روستاهای کوهستانی و جلگه ای ناحیه مورد مطالعه وجود دارد. با بررسی میزان رضایت مردم از امکانات و زیرساخت های توسعه یافتگی در روستاها می توان اذعان داشت که مناطق جلگه ای از سطح توسعه یافتگی بالاتری نسبت به مناطق کوهستانی بخش بندپی شرقی برخوردار است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه نیز نشان می دهد که موقعیت جغرافیایی در توسعه فضایی روستاها بسیار موثر است، به نحوی که براساس ضریب تعدیل و ضریب تعیین محاسبه شده، مشخص شد که شاخص های توسعه تا 76 درصد به اصلاح خطوط مواصلاتی، سهولت دسترسی و زیرساخت های توسعه وابسته هستند.
۸۲۰۸.

مقایسۀ وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی شهرستان های هریس و بستان آباد با استفاده از روش FGIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۰
طرح مسئله: امنیت غذایی به عنوان شاخص سلامتی در سطوح خانوار مطرح است و ناامنی غذایی می تواند زمینه ساز مشکلات تکاملی، سلامتی و تغذیه ای باشد. بر این اساس تعیین عوامل مرتبط با امنیت غذایی در هر جامعه ای ضروری است. امنیت غذایی ازجمله پدیده هایی است که بر تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تأثیر می گذارد. مفهوم امنیت غذایی بسیار گسترده است و با تعامل با دامنه ای از عوامل زیست شناختی، اقتصادی، اجتماعی، کشاورزی و فیزیکی تعیین می شود. آگاهی درباره وضعیت امنیت غذایی هر منطقه می تواند برنامه ریزی در این زمینه را کارآمدتر کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت امنیت غذایی در خانوارهای روستایی شهرستان های هریس و بستان آباد است. روش: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، توصیفی تحلیلی است. قلمرو مکانی پژوهش نیز شهرستان های هریس و بستان آباد است. بدین منظور از 22 شاخص کشاورزی برگرفته از نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال 1393 برای بررسی وضعیت امنیت غذایی در مناطق روستایی محدوده مطالعه شده، و از روش آنتروپی شانون و منطق فازی (FGIS) برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد از کل 293 منطقه روستایی مطالعه شده، 73/2 درصد روستاها (8 روستا) در وضعیت خیلی خوب، 51/7 درصد (22 روستا) در وضعیت خوب، 06/17 درصد (50 روستا) در وضعیت متوسط، 54/37 درصد (110 روستا) در وضعیت ضعیف و 15/35 درصد (103 روستا) در وضعیت خیلی ضعیف ازنظر امنیت غذایی با تأکید بر شاخص های توسعه کشاورزی قرار دارند. به طورکلی امنیت غذایی 70/72 درصد از روستاهای محدوده بررسی شده در وضعیت خطرناکی از بعد کشاورزی است و به توجه ویژه مسئولان به ویژه در زمینه توسعه پایدار بخش کشاورزی این روستاها نیاز دارد.
۸۲۰۹.

نقش مسکن معیشت محور در تثبیت جمعیّت روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۳۰۱
مسکن معیشت محور با ایجاد شرایط لازم برای کسب و کارهای خانگی در روستاها به ایجاد تنوع معیشتی و در نتیجه افزایش درآمد و اشتغال روستایی کمک می کند. این عامل به همراه مجموعه ای از عوامل و متغیرهای درون و برون سیستمی می تواند به تثبیت جمعیت و کاهش مهاجرت در روستاها کمک نماید. در این مجموعه درهم تنیده، میزان و نقش عوامل در تثبیت جمعیت و کاهش مهاجرت روستایی مشخص نیست. هدف این مقاله تعیین میزان تاثیرگذاری و نقش هر یک از عوامل به ویژه مسکن معیشت محور بر تثبیت جمعیت روستایی بوده است. برای این منظور، استانها بر اساس سهم واحد زیستی معیشتی روستایی در سه گروه دسته بندی شدند و از هر دسته دو استان و در مجموع 6 استان انتخاب شد. در هر استان یک شهرستان و دو تا سه روستا و در کل 13 روستا و در مجموع 332 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شده و با ابزار پرسشنامه داده ها جمع آوری شد. یافته ها نشان داد که در بین عوامل مختلفی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تثبیت جمعیت روستایی نقش دارند، مسکن معیشت محور با ضریب تاثیر بالاتری، متغیر وابسته را توضیح می دهد. در حالی که آمارها و اطلاعات نشان دهنده کاهش این گونه از مسکن در روستاها می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود با اصلاح فرایندها و رویه های موجود و ایجاد هماهنگی و حمایت از این گونه مسکن، برای توسعه مسکن معیشت محور در روستاها اقدام شود
۸۲۱۰.

ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و اثرات آن بر فرسایش خاک در حوضه بالادست سد یامچی اردبیل، با استفاده از الگوریتم تصمیم گیری چند معیاره ARAS و روش های نوین سنجش از دور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۹۸
تغییرات کاربری اراضی، یکی از عوامل مهم در ایجاد فرسایش خاک است و در سال های اخیر، تاثیر متقابل تغییر کاربری اراضی و فرسایش خاک به یک نگرانی عمده زیست محیطی تبدیل شده است. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی تغییرات کاربری های مختلف و ارزیابی اثرات تغییرات کاربری ها بر فرسایش خاک، در حوضه بالادست سد یامچی، می باشد. در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدا نقشه کاربری اراضی با استفاده از روش شی گرا برای دو دوره-ی 2000 و 2021، تهیه شده است. در مرحله بعد لایه های اطلاعاتی سایر عوامل مؤثر برای فرسایش خاک حوضه در محیط GIS تهیه گردید. ارزش گذاری و استاندارد سازی لایه ها با استفاده از تابع عضویت فازی و وزن دهی معیار ها، با بهره گیری از روش CRITIC انجام شد. تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از الگوریتم چند معیاره ARAS، صورت پذیرفت. نتایج این پژوهش نشان داد، بیشترین میزان مساحت در سال 2000 مربوط به مراتع خوب و متوسط، به ترتیب با 42/237 و 27/137 کیلومتر مربع و در سال 2021، مربوط به مراتع ضعیف و خوب به ترتیب با 98/199 و 98/109 کیلومتر مربع می باشد. با توجه به نقشه پهنه بندی فرسایش سال 2000 به ترتیب 65/10 و 59/29 درصد و طبق پهنه بندی فرسایش 2021 به ترتیب 37/11 و 52/31 درصد از مساحت شهرستان در دو طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارند. به طور کلی می توان گفت، عمده دلایل افزایش مقدار فرسایش در سطج حوضه مورد مطالعه، افزایش اراضی زراعی (دیم و آبی)، اراضی بایر، مراتع ضعیف و نواحی انسان ساخت و کاهش سطح مراتع خوب و متوسط می باشد.
۸۲۱۱.

نقش عوامل انسانی در ناتعادلی های ژئومورفیک رودخانه کردان با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای و نرم افزار HEC_RAS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
رودخانه کردان یکی از رودخانه های دائمی استان البرز و شهرستان ساوجبلاغ است که در نتیجه دخالت های عوامل انسانی به یک رودخانه فصلی و سیلابی تیدیل شده است. در این پژوهش سعی بر آن بوده که نقش عوامل انسانی بر وقوع سیلاب با استفاده از تصاویر ماهواره ای و نرم افزار HEC-RAS مورد بررسی قرار گیرد. داده های مورد نیاز شامل نقشه های ماهواره ای، نقشه های توپوگرافی 1:2000 و داده های هیدرومتری می باشد.جهت تجزیه و تحلیل نتایج نیز از نرم افزار هک راس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بخش زیادی از اراضی اطراف رودخانه در نتیجه تغییرات کاربری اراضی به واحد های صنعتی و مناطق مسکونی تبدیل شده اند،. بنابر نتایج مدل هک راس در صورت وقوع سیلاب با دوره بازگشت 2 تا 5 سال خطری متوجه اراضی و سازه های اطراف رودخانه نمی باشد، اما در صورت وقوع سیلاب های با دوره بازگشت 10، 25، 50، 100، 200، 500 و 1000سال به ترتیب 8، 17 ، 25، 32، 41، 53 و 64 هکتار از اراضی مسکونی، صنعتی و بایر اطراف رودخانه در معرض هجوم سیلاب قرار گرفته و به زیر آب خواهند رفت. همچنین عرض پهنه های سیل گیر برای دوره بازگشت 2 تا 10 ساله 278 متر، 25 تا 100 ساله 355 متر و 200 تا 1000 ساله 473 متر محاسبه شد.
۸۲۱۲.

ارزیابی خطر لرزه ای به روش های تحلیل سلسله مراتبی و شاخص فعالیت نسبی زمین ساختی، جنوب خاوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۱۹
ارزیابی خطر زمین لرزه همواره نیازمند شناخت دقیق رفتار گسل ها می باشد. گستره جنوب خاوری کشور با دارا بودن مجموعه ای پیچیده از گسل های فعال و لرزه زا، همواره شاهد رویداد زمین لرزه های مهیب در اعصار گذشته بوده است. به همین رو در این مطالعه، ضمن محاسبه تعدادی از شاخص های ریخت زمین ساختی مهم در منطقه مطالعاتی، با استفاده از دو روش شاخص زمین ساخت فعال و تحلیل سلسله مراتبی، به بررسی و شناخت میزان فعالیت زمین ساختی گسل های منطقه پرداخته شده است. نتایج این تحقیق منجر به شناسایی مناطق با بالاترین میزان خطر رخداد زمین لرزه گردید. در مقایسه دو روش یاد شده با پارامترهای زمین ساخت فعال و شواهد صحرایی، به روشنی می توان برتری روش تحلیل سلسله مراتبی نسبت به شاخص زمین ساخت فعال را مشاهده نمود. براساس نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی، چهار پهنه زمین ساختی مهم در این بررسی تعیین گردید. از این میان، دو دسته حوضه با فعالیت زمین ساختی بسیار بالا شناسایی شد که یکی در شمال خاوری منطقه در راستای گسل هایی چون گوک و کوهبنان و دیگری در جنوب باختری محدوده و در جوار گسل هایی مانند ساردوئیه، لاله زار و رفسنجان قرار دارند. به علاوه حوضه های با فعالیت زمین ساختی بالا نیز در راستای گسل های مهم اما با سابقه لرزه خیزی کمتر مثل گسل های نایبند، ماهان-جوپار، راین و دلفارد قرار گرفته اند. قرارگیری مراکز جمعیتی در حوضه های با فعالیت زمین ساختی بسیار بالا تا بالا و همجواری با گسل های فعال و شناخته شده منطقه، لزوم توجه بیشتر به ساخت و ساز در این محدوده را نشان میدهد.
۸۲۱۳.

بررسی تراز آب زیرزمینی و شبیه سازی سناریوهای پیش بینی در حوضه آبریز پریشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۳۳۸
برداشت بی رویه از سفره های آب زیرزمینی در کشور سبب افت شدید سطح ایستابی آبخوان و از بین رفتن لایه های آبدار زمین گردیده است. در این پژوهش به منظور بررسی وضعیت تراز آب زیرزمینی حوضه آبریز پریشان ، واقع در استان فارس در رابطه با برداشت بی رویه آب های زیرزمینی از داده های 33 حلقه چاه پیزومتری در بازه زمانی (2008- 2020) با استفاده از مدل Modflow شبیه سازی انجام گرفت. هم چنین نتایج حاصل از محاسبه بیلان آبی تعداد960 حلقه چاه بهره برداری در حوضه حاکی از آن است که میزان13 متر کاهش سطح تراز آب زیرزمینی در سطح حوضه پریشان اتفاق افتاده است و جمعا میزان 42.4 میلیون مترمکعب آب از ذخیره ثابت آبخوان در بازه 10 ساله کاسته شده است. با توجه به نقشه های درون یابی تهیه شده بیشترین میزان افت آب زیرزمینی مربوط به مناطق پریشان و فامور اتفاق افتاده است. از این رو با آمار سازمان آب منطقه ای فارس مبنی بر وجود چاه هایی با آبدهی بالا در این مناطق هماهنگی دارد. با استناد به نقشه های تهیه شده از آبخوان پریشان با توجه به آبرفتی بودن سفره آب زیرزمینی اثر افت سطح آب را می توان با فاصله مکانی کم مشاهده کرد. از سوی دیگر در نقشه های میان یابی ضریب پارامتر هدایت هیدرولیکی بیان کننده این است که میزان افت تراز آبخوان در مناطق پریشان و ملااره، فامور دارای بیشترین مقدار می باشد که با 11درصد خطای نسبی مؤید مدل سازی مناسب است.
۸۲۱۴.

سنجش تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در برابر بحران شیوع ویروس کووید 19، مطالعه موردی: سکونتگاه های ساحلی شهرستان بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۴۸
شناخت و تبیین عوامل موثر بر تاب آوری مالکان کسب وکارهای گردشگری جهت مدیریت و برنامه ریزی بهینه برای تقویت ظرفیت انطباقی فعالیت ها در برابر تغییرات ناگهانی ضروری می باشد. هدف از این تحقیق شناخت و تبیین میزان تاب آوری کسب وکارهای مرتبط با بخش گردشگری در برابر بحران شیوع ویروس کووید 19 در نواحی ساحلی شهرستان بابلسر است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر پیمایش می باشد.. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق کلیه صاحبان کسب وکارهای مختلف مرتبط با بخش گردشگری در شهر بابلسر و روستاهای ساحلی این شهرستان می باشد. با توجه به گستردگی جامعه آماری و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد 200 نفر صاحبان کسب وکار مرتبط با بخش گردشگری به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی ساده مورد انتخاب قرارگرفته اند. داده های جمع آوری شده از طریق آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تی مستقل، رگرسیون و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعات نشان می دهد که به طورکلی میزان تاب آوری کسب وکارهای مرتبط با بخش گردشگری در شهر بابلسر و روستاهای ساحلی این شهرستان بالاتر از حد متوسط و میانگین عددی مفروض می باشد. همچنین نتایج بیانگر آن است در بین عوامل موثر بر میزان تاب آوری کسب وکارها در مقابل شیوع بحران کرونا، عوامل اقتصادی تأثیر مستقیم معنادار و میزان وابستگی اقتصادی به بخش گردشگری؛ تأثیر معکوس معناداری بر آن داشته است. اما تأثیر میزان حمایت دولت از کسب وکارهای مرتبط با بخش گردشگری بر سطح تاب آوری آن ها در برابر این بحران معنادار نبوده است.
۸۲۱۵.

بازشناسی و سطح بندی گستره های فضایی فقر در کلان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۷۱
همواره بافت های ناکارآمد، فرسوده و مشکل دار شهری نمود فضایی آشکاری از بزرگ ترین مصیبت بشری در حوزه نابرابری ها یعنی فقر بوده اند. بااین حال به رغم تمامی تلاش های صورت گرفته از سوی محققین و مدیران شهری برای ارتقای کیفیت زیستی در گستره های فقر، همچنان تحلیل فضایی ساختارهای فقر شهری در اغلب تحقیقات خاص مرتبط با این سکونتگاه ها تا حد زیادی به دورمانده است. با توجه به این ضرورت اساسی، هدف اصلی مقاله حاضر، بازشناسی و سطح بندی گستره های فضایی فقر در کلان شهر اهواز با محوریت پرداختن به همین ساختارها می باشد. مقاله حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی. تحلیلی و پیمایشی است. بر پایه شاخص های قدیم و جدید بافت فرسوده و ناکارآمد، از طریق تکنیک پویش محیطی به تدوین مبانی تئوریک و قواعد پژوهش اقدام و 42 محله دارای بافت مشکل دار به عنوان گستره فضایی فقر شهری در کلان شهر اهواز شناسایی و سپس با لحاظ معیارهای چندگانه رتبه ساز در 5 گونه مختلف دسته بندی شدند. درنهایت گونه پنجم (بافت های فرسوده و ناکارآمد) شامل 11 محله به عنوان محلات هدف مطالعه، بازشناسی و سطح بندی شدند. اطلاعات موردنیاز از 49 شاخص عمومی فقر یا ساختار فقر شهری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و-زیست محیطی از طریق 457 نمونه حاصل از فرمول کوکران و جدول مورگان در قالب پرسشنامه جمع آوری شده است. داده های حاصل در نرم افزار SPSS به وسیله دو تکنیک Z-Score و SAR به صورت ترکیبی برای سطح بندی وضعیت عمومی فقر محلات هدف، تجزیه وتحلیل شدند. بر پایه مقایسه ترکیبی امتیازات دو مدل و رتبه بندی نهایی به دست آمده، محله عامری در سطح اول، صخیریه، علوی و حصیرآباد به طور مشترک در سطح دوم، عین دو، علی آباد، صیاحی، ملاشیه، منبع آب، کوی کارون و کوی آل صافی به ترتیب در سطوح سوم تا نهم از لحاظ وضعیت عمومی فقر بر اساس تحلیل فضایی ساختارهای فقر شهری قرار گرفتند.
۸۲۱۶.

تحلیل واگرایی و شکاف گروه های درآمدی از لحاظ تأمین مسکن در کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۹۷
 تأمین مسکن ارزان قیمت برای گروه های کم درآمد موجب حفاظت از خانوارهای فقیر در بازار رقابتی مسکن می شود. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، تحلیل واگرایی و شکاف گروه های درآمدی از لحاظ تأمین مسکن در کلان شهر اصفهان و بررسی شاخص های کمی و کیفی مسکن در کلان شهر اصفهان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری مربوط به محدوده قانونی شهر اصفهان در سال 1395 است. از مدل های SAW و Topsis، روش «ابونوری»، شاخص دسترسی و شاخص تقاضای مناسب مسکن برای تحلیل داده ها استفاده شده است. متغیرهای پژوهش مشتمل بر نوع تصرف، سطح زیربنا، کیفیت ابنیه، نوع مصالح، تعداد اتاق و بعد خانوار، برخورداری از تسهیلات مسکن درزمینه گروه های کم درآمد شهر اصفهان است. یافته های پژوهش نشان می دهد مقدار ویژه مدل های SAW و Topsis، برای گروه های کم درآمد از میانگین متوسط پایین تر می باشد. بالا بودن ضریب تغییرات در بین گروه های درآمدی حاکی از واگرایی وجود شکاف در بین گروه های درآمدی می باشد. درنتیجه، بر اساس نتایج حاصل از محاسبات مدل های SAW و Topsis، وضعیت کمی و کیفی شاخص های مسکن در بین گروه های کم درآمد در شهر اصفهان در وضعیت مناسبی قرار ندارد. نتایج حاصل از روش ابونوری بیانگر آن است که ضریب جینی هزینه مسکن برای خانوارهای شهری تا سال 1384 روندی نزولی داشت، اما از سال 1385 به بعد شکاف در حال افزایش می باشد. همین طور منحنی لورنز، به افزایش نابرابری در طول زمان صحه گذاشته است. بر اساس شاخص دسترسی به مسکن، دهک کم درآمد در سال 1383 با پس انداز کامل درآمد 75 روز خانوار، می تواند یک مترمربع مسکن را خرید کند؛ اما در پایان سال، 1395 این عدد به 206 روز رسیده است. همچنین در سال 1383، خانوارهای دهک اول با تقریباً 49 سال کار کردن می توانستند مسکن موردنیاز خود را تهیه نمایند، اما در سال 1395 این میزان به 103 سال رسیده است. نتایج برآورد تقاضای مؤثر مسکن در دهک های درآمدی ازنظر مساحت زیربنا در شهر اصفهان بیانگر آن است که دهک اول تا چهارم در سال 1383 از 4 تا 11 مترمربع توان تأمین مسکن را داشته اند؛ اما این اعداد در سال 1395 به 9/1 تا 5 مترمربع کاهش یافته است.
۸۲۱۷.

ارائه چارچوبی تحلیلی برای سنجش الگوی شبکه معابر: مقایسه تطبیقی محدوده های خودسازمان یافته شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۲۸
فرم شهری نمایانگر ویژگی های کالبدی شهر و فرایندهای غیر کالبدی (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) نمود یافته در کالبد است و شبکه معابر یکی از اجزای مهم و پایدار آن محسوب می شود. این مقاله درصدد آن است تا با ارائه یک چارچوب تحلیلی و معرفی شاخص های مناسبی که وجوه مختلفی از الگوهای شبکه معابر را هدف قرار می دهند، امکان بازشناسی روش مند این الگوها را فراهم آورد و در این فرایند، سه بُعد پیکره بندی، ترکیب بندی و ساخت (که به این ترتیب با شاخص های توپولوژیک، ریخت شناسی و متریک متناظرند) را به کار گرفته است. نوآوری پژوهش را نیز می توان در دو جنبه به کارگیری رهیافت شبکه در مدل سازی (در مقابل توصیفات کیفیِ متداول در پژوهش های داخلی) و تولید چارچوب تحلیلی با انباشت مجموعه شاخص های متفاوت و متناسب با اطلاعات در دسترس، برشمرد. پژوهش پیشرو به تحلیل الگوهای شبکه معابر (که به دودسته خود سازمان یافته و از پیش طراحی شده تقسیم بندی می شود) در محدوده های خود سازمان یافته که بدون هیچ طرح از پیش اندیشیده شده ای طی زمان به وجود آمده اند (و عموماً بی نظم، تودرتو و پرپیچ وخم توصیف می شوند) می پردازد و ویژگی ها و قاعده مندی های مشترک حاکم بر آن ها و وجوه تشابه و تفاوت آن ها را ردیابی می نماید. به کارگیری چارچوب تحلیلی در پانزده محدوده مطالعاتی خود سازمان یافته در شهر تهران نشانگر آن است که نه تنها الگوی پیکره بندی شبکه معابر در تمامی محدوده ها با یکدیگر مشابه و از نوع T-tree است، بلکه تحلیل های تری پلات انجام شده هم مؤید تشابه الگوی ترکیب بندی و ساخت شبکه معابر در این محدوده ها علی رغم وجود برخی تفاوت ها است که از وجود نظمی مشابه اما پیچیده و پنهان در آن ها حکایت دارد.
۸۲۱۸.

تحلیل مدل ساختاری رفتار محیط زیست گرایانه گردشگران در منطقه سرخ آباد سوادکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۷
امروزه با افزایش معضلات و بحران های محیط زیستی، باعث شده تا اهمیت بحث و تحقیق در مورد مسائل محیط زیست افزایش یابد. تغییراتی که با رفتار انسان ها در محیط زیست رخ می دهد، می تواند باعث تخریب محیط شود. برای جلوگیری از تخریب محیط زیست باید رفتار انسان ها به سمت وسوی ابعاد محیط زیست گرایانه تغییر کند. دستیابی به تغییرات رفتاری در ارتباط با محیط زیست، نیازمند شناخت نگرش افراد نسبت به آن است. هدف از این پژوهش بررسی عوامل موثر بر رفتار محیط دوستانه گردشگران در منطقه ییلاقی سرخ آباد سوادکوه می باشد. روش پژوهش توصیفی پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی آن با بهره گیری ازنظر اساتید و کارشناسان مربوطه و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تائید شد. جامعه آماری پژوهش شامل 110 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران، 86 نفر از گردشگران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. نتایج حاصل از همبستگی متغیرهای دانش، نگرش و درک نشان داد که بین درک محیط زیستی و رفتار محیط زیستی گردشگران رابطه مثبت معنادار وجود دارد (p≤0/01). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام حاکی از این است که رفتار محیط زیستی ارتباط معنی داری در سطح پنج درصد با متغیر درک دارد. مطابق یافته های مدل سازی معادلات ساختاری، متغیر درک، نگرش و دانش محیط زیستی بر متغیر رفتار تأثیر می گذارند. به عبارتی باید بیان داشت در بین عامل های اثرگذار بر بروز رفتارهای محیط زیستی، درک محیط زیستی گردشگران اثر بالاتری بر رفتارهای آنان داشته است.
۸۲۱۹.

تأثیر آموزش فلسفه به کودکان بر باورهای معرفت شناختی و یادگیری مفاهیم محیط زیست دانش آموزان پایه یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۳۲۱
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای معرفت شناختی و یادگیری مفاهیم محیط زیست دانش آموزان پایه یازدهم بود. روش پژوهش این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه یازدهم شهر اراک بودند که تعداد 44 نفر از آنها به عنوان نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 22 نفره کنترل و آزمایش توزیع شدند. آزمودنی ها در گروه آزمایش به مدت 12 جلسه مباحث درس انسان و محیط زیست را بر اساس اصول برنامه فلسفه برای کودکان آموختند. درحالی که در گروه کنترل شیوه آموزش به شکل مرسوم بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1990) و آزمون یادگیری مفاهیم محیط زیست محقق ساخته بود. برای تحلیل داده ها آزمون تحلیل کوواریانس بکار گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد به کارگیری برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای معرفت شناختی و مؤلفه های آن و همچنین یادگیری مفاهیم محیط زیست دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری داشته است (0.001p=). با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد شد اصول موردتوجه در برنامه های فلسفه برای کودکان به جای آنکه به صورت مجزا اجرا گردد، در برنامه درسی تلفیق شود.
۸۲۲۰.

اولویت بندی مهم ترین شاخص های تأثیرگذار در مدیریت پسماندهای بیمارستانی و جایگاه آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۳۸۵
در بیمارستان ها طیف وسیعی از زباله تولید می شود. زباله های حاصل از بخش های اداری و آشپزخانه از نوع مواد زاید خانگی است و زباله های ناشی از اتاق عمل کاملاً عفونی بوده و مواد زاید خطرناک به حساب می آیند. به عبارتی حدود ۷۵ تا ۹۰ درصد پسماندهای تولیدی در بیمارستان ها، شبه خانگی (معمولی) و ۱۰ تا ۲۵ درصد پسماندهای خطرناک محسوب می شوند. هدف از مطالعه حاضر شناسایی عوامل مؤثر در مدیریت پسماندهای ویژه درمانی به منظور تجزیه وتحلیل این عوامل و تعیین اثرگذارترین آن ها جهت بهبود کیفیت مدیریت این گونه پسماندها بوده است. ارزیابی های انجام شده بر اساس تکنیک دلفی فازی و استخراج اطلاعات مربوط به پرسشنامه های جامعه آماری ۳۵ نفری از خبرگان حوزه مدیریت پسماند با ضریب آلفای کرونباخ ۸۸۲/۰ بوده که طبق یافته های پژوهش از ۴۵ شاخص تأثیرگذار شناسایی شده، خبرگان بر روی تأثیر ۱۲ شاخص اصلی اجماع کامل داشتند که جهت مدل سازی مدیریت این گونه پسماندها به کارگیری شوند. طبق رتبه بندی صورت گرفته شاخص «میزان بودجه اختصاصی به برنامه های آموزشی در بیمارستان» با درصد اجماع ۹۲ درصد رتبه اول را در این بخش داشته و تأثیرگذارترین شاخص در مدیریت پسماندهای بیمارستانی می باشد. «میزان بودجه اختصاصی به مدیریت پسماندهای بیمارستانی»، «میزان بودجه اختصاصی به نظارت های دوره ای بر عملکرد مراکز تولیدکننده»، «تعداد اتوکلاوهای فعال در مراکز درمانی موردقرارداد» به ترتیب با درصد اجماع های ۸۹، ۸۸ و ۸۶ درصد در رتبه های بعدی قرار دارند و شاخص جمعیت نیز با درصد اجماع ۷۷ درصد در رتبه آخر قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان