تبریز دارای تنگناهای خاصی در توسعه فیزیکی است. از نقطهنظر ژئومورفولوژی، شهر در توسعه فیزیکی با مشکلاتی مانند: زمین¬لرزه، حرکات دامنه¬ای و سیلاب مواجه می¬باشد. در این مقاله مخاطرات ژئومورفولوژی شهر بررسی شده اسـت. هدف از چنـین مطالعـه¬ای طبقه¬بـندی کـردن منـاطق پـایدار و ناپـایدار شهر تبـریز اسـت. بـرای دستـیابی به ایـن هـدف از سیستم اطـلاعات جـغرافیاییGIS، مدل ارتفاعی رقومی شده DEM و شاخص نرمال شده پوشش گیاهی NDVI در طبقه¬بندی استفاده شده است. همچنین بـرای افـزایش دقـت داده¬های مـورد نیـاز از تصـاویر ماهواره¬ای نوع TM استفاده شده است. بنابراین از ترکیب تـمامی اطلاعات در محیط GIS، نقشه¬های محدودیت توسعه شهر و نواحـی مـخاطرهآمیز تهیه شد. لازم به ذکر است که نقشه¬ها در دو گروه قابل طبقهبندی میباشد: الف) نقشه ناهمواریهای شهر و حومه؛ب) نقشه¬هـای مخاطـرات ژئومـورفولوژیکی توسـعه شـهر مانـند: نقشـه مخـاطرات هیدرولوژی، محدودیتهای پوشش¬طبیعی زمین، ناپایداریهای مربوط به شرایط لیتولوژی و پراکنش گسلها در شهر و حومه. نقشه¬های ذکـر شـده در برنامه¬ریزی توسـعه قابل استفاده میباشد. نتایج نشان میدهد که کرانـههای مـهرانه¬رود، نواحی باغمـیشه و ولیـعصر از منـاطق مخـاطره¬آمـیز تبریز محسوب میشوند. با این حال مخاطرات زمین لرزه در شهر و حومه بهدلیل پراکنش گسلها در تمامی شهر برابر است.
توسعه مناطق روستایی، یکی از محورهای اصلی سیاست دولت است و به این منظور دولت برای دستیابی به توسعه روستایی از ابزارهای مختلف استفاده کرده و اقدامات متعددی را به مرحله اجرا در آورده است. سرمایه گذاری های عمرانی یکی از مهم ترین ابزارها در این زمینه است. بخشی از پیامدهای سرمایه گذاری عمرانی را می توان در نظام اجتماعی شاهد بود که دارای محورهای متفاوتی مثل توانمند سازی و ظرفیت سازی است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر سرمایه گذاری های دولت در ظرفیت سازی روستاهای کشور است. روش تحقیق از نوع اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه 14431 نفر ساکن در 11 روستای ناحیه آران و بیدگل تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از نمونه گیری کوکران 312 نفر تعیین گردید. در روش پیمایش، پس از گردآوری اطلاعات با پرسشنامه خود ساخته و پردازش اطلاعات با نرم افزار SPSS، با توجه به سطح سنجش متغیرها از روش های آماری توصیفی و استنباطی کندال b استفاده شده است. نتایج نشان می دهد رابطه ی میان میزان سرمایه گذاری عمرانی و ظرفیت سازی: ایجاد ظرفیت نگهداری از تأسیسات روستا (058/0sig= )، تغییر و بهبود در مدیریت روستا (054/0sig= )، پذیرش نقش در فعالیت های عمرانی (049/0sig= ) و (041/0sig= ) و قدرت کنترل و تغییر ناشی از مداخله سازمان های دولتی (048/0sig= ) در روستاهای ناحیه می باشد. بنابراین دولت با سرمایه گذاری های عمرانی درتقویت و ارتقاء ظرفیت سازی جوامع روستایی از کارآمدی ناچیزی برخوردار است و هنوز روستانشینان نیز نقش آفرینی کمتری را در توسعه روستایی برای خود قایل هستند.
ده سیف که امروزه با مزرعه شفیع آباد مجموعا در حدود 180 نفر جمعیت دارد‘ دارای سابقه تاریخی قابل توجهی است. ظاهرا در سابق این ده بزرگترین ده کناره غربی لوت و دارای مزارع متعدد و وابسته بخود بوده است . بعدها قنات ده سیف خشک شده و این منطقه پرجمعیت به ده کوچک و فقیر امروزی تبدیل شده است. که از نظر آب وابسته به مزرعه شفیع آباد است. ازنظر موقعیت جغرافیایی این ده در 30 درجهو 32 دقیقه عرض شمالی و 57 درجه و 5 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است . اهمیت عرض جغرافیایی در این ده بیشتر ا زنظر آب وهوایی است و بالا بودن درجه حرارت متوسط سالیانه این ده را باید معلول عامل عرض جغرافیایی وکمی ارتفاع این منطقه از سطح دریا دانست. ده سیف یکی از دهاتی است که به علت نزدیکی به کویر بیش از هر ده دیگر اثرات بیابانی خشک و بی آب و علف لوت را دریافت کرده و بر اثر مجاورت با بیابان لوت با مشکلات زیاد روبه رو است . دیگر آنکه چون این ده بر سر راه شهداد به بیرجند قرار دارد واز قدیم راه بسیار مهم تجارتی و پررفت و آمد بین کرمان وخراسان بوده است به اهمیت آن می افزاید.
شهرهای جدید به عنوان سکونتگاه های برنامه ریزی شده در طول فرآیند شکل گیری خود همواره با چالش های متعددی رو به رو بوده اند. این مطالعه با هدف بررسی چالش های توسعه شهری مواجه پیش روی شهرهای جدید ایران به مطالعه موردی شهر جدید مجلسی پرداخته است. به منظور ارایه دیدگاهی راهبردی در خصوص چالش های مذکور به اولویت بندی چالش های اساسی توسعه شهری شهر جدید مجلسی از نقطه نظر خبرگان و متخصصان حوزه شهر جدید اقدام شده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است، همچنین روش تحلیلی به کارگرفته شده در این مقاله به منظور اولویت بندی چالش های اساسی شهر جدید مجلسی روش تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی است. یافته ها نشان می دهد که چالش های مذکور در قالب چهار دسته چالش راهبردی؛ دسته بندی می شوند. این چالش ها عبارتند از: 1- چشم انداز توسعه ای بلند مدت 2- چهارچوبه های اقتصاد پایدار 3-خدمات عمومی 4-تصویر شهری و رقابت پذیری شهر جدید.
این تحقیق با هدف معرفی پدیدة بلوکینگ انجام شده است. بدین منظور ابتدا ماهیت بلوکینگ مورد بحث قرار گرفته و سپس ویژگیهای خاص آن همچون نحوة تشکیل، عوامل مؤثر در تشکیل، معیارهای تشخیص و اشکال قابل مشاهدة بلوکینگ ارائه شده است.
این مطالعه با هدف ارزیابی توان تفرجی پارک جنگی سرخه حصار با تکیه بر کلیه فاکتورهای موثر در تفرج انجام گرفت. ابتدا با استفاده از مدل مرسول کاربری توریسم و با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی، مناطق مناسب برای استفاده تفرجی( از نظر شاخص های اکولوژیکی) به دو شکل متمرکز و گسترده و درجات مختلف آنها در پارک جنگی سرخه حصار شناسایی شد. نتایج نشان داد که 223 /297 هکتار از سطح پارک توان تفرج گسترده طبقه 1، 465 /86 هکتار توان تفرج گسترده طبقه 2، 126 /1 هکتار توان تفرج متمرکز طبقه 1 و 417 /137 هکتار توان تفرج متمرکز طبقه 2 را داشته و 212 /16 هکتار از سطح پارک حفاظتی است. در مرحله بعد با بررسی های مختلف میدانی مشخص شد که یکی از مشکلاتی که سبب افزایش ناهنجاری در طبیعت پارک شده است، عدم توجه به کلیه عوامل اساسی موثر در تعیین قابلیت تفرجی پارک می باشد. بنابراین با مراجعه به عرصه نقاط مربوط به منابع آبی، امکانات و تسهیلات پارک، راههای دسترسی و جاذبه های توریستی پارک با GPS برداشت شده و این فاکتورهای غیراکولوژیک به عنوان لایه های اطلاعاتی مثبت با نقشه توان تفرجی اولیه روی هم گذاری شده و نقشه نهایی توان تفرجی پارک بر اساس این عوامل بدست آمد. نتایج نهایی این تحقیق نشان داد که روش متداول با وجود کارآیی بسیار بدلیل در نظر نگرفتن کلیه عوامل موثر در تفرج نیاز به وارد کردن لایه های اطلاعاتی دیگری (مانند منابع آبی و امکانات تفریحی) به جز عوامل اکولوژیکی دارد
امروزه مطالعات بسیاری در سراسر جهان وجود تغییر در عوامل اقلیمی و هیدروکلیمایی را تایید می نماید. توسعه شهرها و صنایع و افزایش تولید گازهای گلخانه ای از یک طرف و تغییر کاربری اراضی در سطح حوضه رودخانه ها از طرف دیگر می تواند موجب دگرگونی در رژیم منابع آبی و در مواردی تشدید سیلاب ها شود. بنابراین، اهمیت بررسی و آشکارسازی این تغییرات بیش از بیش آشکار است. در این تحقیق 18 مدل AOGCM که در گزارش ارزیابی چهارم IPCC مورد استفاده قرار گرفته اند، برای ارائه بهترین تصویر از وضعیت عوامل هواشناسی دما و بارندگی ماهانه در افق سال های 2040، 2070 و 2100 میلادی در حوضه آبریز رودخانه شش پیر مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بودن که با توجه به شاخص های RMSE ، همبستگی منطقه ای و BIAS برای ماه های مختلف در منطقه مدل های متفاوتی بهترین برازش را داشته است. بنابراین، در این مطالعه با توجه به 8 سناریوی مختلف (دو سناریوی بالا و پایین برای هر یک از خانواده های A1 ، A2 ، B1 و B2 ) برای افق های مذکور بارندگی و دما برآورد گردید. نتایج حاکی از آن بود که به طور متوسط میزان افزایش دمای متوسط سالانه بترتیب برای افق های 40، 70 و 100 برابر با 1.7، 3.2 و 4.5 درجه سانتیگراد است. همچنین این تغییرات برای پارامتر بارندگی بترتیب 2، 8 و 19 درصد افزایش بوده است. البته به صورت ماهانه تغییرات کاهشی نیز در ماههای مختلف وجود داشته است. در پایان این تحقیق با استفاده از داده های روزانه بارندگی و آبدهی رودخانه و همچنین با استفاده از مدل هیدرولوژیکی AWBM میزان آورد آبی برای افق های مورد نظر و همچنین وضعیت سیلاب ها در سطح حوضه برآورد گردید. برآوردها حاکی از کاهش شدید آوردها در دوره های آتی بوده است. به طوری که در دوره های 2040 و 2070 به طور متوسط 39 و 43 درصد کاهش داشته اما در دوره 2100 با کمی بهبود به 32 درصد کاهش آورد منتج شده است.
هدف از این مقاله، ارزیابی شاخص های توسعه پایدار و دستیابی به میزان نابرابری های ناحیه ای در دهستان های استان اصفهان براساس آمار سال 1385 است. جامعه آماری پژوهش، 121 دهستان استان اصفهان را شامل می شودکه براساس 17 شاخص اولیه و تبدیل آن به 10 شاخص ترکیبی رتبه بندی شده اند. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر این پژوهش« توصیفی-کمی و تحلیلی» است. از این جهت، شاخص های مورد مطالعه با استفاده از روش Z-Score استاندارد شده و با بهره گیری از مدل تحلیل خوشه ای به روش سلسله مراتبی، دهستان ها سطح بندی و تحلیل شده اند و در نهایت، در سه گروه (فرابرخوردار، میان برخوردار و فروبرخوردار) سطح بندی شده اند و جایگاه هر یک از دهستان ها در سطوح توسعه مشخص شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، حاکی از آن است که در میان دهستان های استان، 15 دهستان در دو زیر خوشه در سطح فرو برخوردار (سطح سوم) جای گرفته و اولین اولویت توسعه را به خود اختصاص داده اند. دومین سطح (میان برخوردار) شامل 9 دهستان در سه زیر خوشه است که سطح دوم اولویت توسعه مناطق را در بر می گیرند. اولین سطح ( فرا برخوردار) شامل 97 دهستان در چهار زیر خوشه از لحاظ شاخص های مورد بررسی هستند، و آخرین اولویت توسعه را در بر دارند.
این تحقیق با هدف کلی تعیین مولفه های سنجش توانمندی مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی انجام شده است. نوع تحقیق پیمایشی بوده که توسط پرسشنامه محقق ساخته پس از سنجش روایی صوری(دیدگاه صاحب نظران) و پایایی(ضریب آلفای کرنباخ=53/89%) به انجام رسیده است. جامعه آماری تحقیق مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی میباشند، که تعداد آنها بر اساس آمار موجود490 نفر است، که از بین آنها نمونهگیری طبقهای تصادفی( مراکز از جنبه کیفیت تدریس مربیان توسط موسسه آموزش عالی علمی کاربردی به سه دسته درجه 1، 2، 3 تقسیم شده اند) صورت گرفته و حجم نمونه 107 نفر برآورد گردید. نتایج حاصل بیانگر میزان توانمندی مطلوب مربیان در بسیاری از گویه های سنجش توانمندی بود. تحلیل عاملی برای متغیرهای تحقیق با 517/62 درصد تبیین واریانس، تعداد 6 عامل؛ تصمیم گیری، عملکرد شغلی، کفایت وجودی، رشد حرفهای، منزلت و نقش را معرفی نمود. همچنین توانمندی مربیان بر اساس میانگین محاسبه شده در جنبههای مختلف از قبیل؛ تصمیمگیری، رشد حرفهای، منزلت، اختیار، عملکرد شغلی، نقش و کفایت شخصی در سطوح مناسبی قرار داشت. نتایج آزمون مقایسه میانگین ها نیز تفاوت معنی داری را در مراکز(درجه 1 تا 3) از نظر عوامل توانمندی نشان نداد.
Democracy is a social philosophy and the most geographic form of government in which people in role of arbitration hold the ultimate power to make decisions about issues of politics. Effectiveness of democracy and the development of democracy around the world have made the electoral geography the most flourishing trend of political geography over the past four decade. Since the politics is a plural phenomenon and geographic phenomena which are influenced by location- space processes, have dynamic and changeable nature, the spatial patterns obtained from the plurality and dynamism are studied in political geography and consequently in the electoral geography. Despite of many researches in the area of electoral geography, fewer researches have been conducted on the nature and existential philosophy of the topic. This research is a fundamental study which through an explanatory approach assumed that the scientific description of electoral geography is possible in a combine conceptual form. Required data is collected by library research methods. The results showed that electoral geography as a subset of political geography studies the spatial distribution pattern of power in the context of mutual relations between geography, election and power.
هدف از این مطالعه شناسایی لکههای مناسب توسعه شهری با کاربرد معیارهای محیط زیستی درشهرستان محمودآباد است. برای نیل به این هدف، با بررسی منابع مختلف در رابطه با مکانیابی توسعه شهری، یک سری از معیارها شناسایی شدند. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی، معیارها غربال و انتخاب شدند. به این ترتیب، 12 معیار و 30 زیرمعیار برای مکانیابی توسعه شهری در شهرستان محمودآباد، مناسب تشخیص داده شد. معیارهایی که قابلیت تبدیل به نقشه را داشتند، با استفاده از روش AHP وزندهی شده و در محیط نرمافزارArc GIS نقشهسازی شدند. سپس، با استفاده از ترکیب خطی وزندار نقشهها در GIS با یکدیگر تلفیق شدند و لکههای مناسب توسعه شهری به دست آمد. مساحت بزرگترین پهنه 7/0 کیلومتر مربع و مساحت پهنه بعدی 4/0 کیلومتر مربع تعیین شد. طبق ماده 26 از آییننامه اجرایی قانون ایجاد شهرهای جدید، حداقل مساحت مناسب برای شهر 3 کیلومتر مربع میباشد. بنابراین، هیچ کدام از لکهها مستعد توسعه شهری نیستند. نتایج و معیارهای حاصل شده در این تحقیق، میتواند برای مناطقی با ویژگیهای مشابه (منطقه ساحلی شمال کشور) به عنوان یک راهنما مورد استفاده قرار گیرد.
اندیشه شهر عادلانه در نزد متفکران شهرسازی در بیشتر دهه های قرن بیستم به طور عمده در انحصار صاحب نظران سوسیالیستی بود که از نظام های کمونیستی حمایت می کردند، اما از دهه 1970 به بعد با وارد شدن ترک های عمیق نظری و عملی بر پیکره پرطمطراق بلوک شرق و ارائه جایگزین های نظری در میان فلاسفه بلوک غرب، اندیشه شهر عدالت محور به جریان اصلی نظریه پردازی شهرسازی راه یافت. اکنون در قرن بیست و یکم این موضوع یکی از جذاب ترین مقوله های مورد توجه متفکران شهرسازی است. از طرف دیگر برشمردن ویژگی های جامعه و شهری عادلانه در نزد اندیشمندان اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت پیشینه ای محکم دارد. مقاله حاضر کوشیده است با بررسی آرای مهم ترین متفکران حوزه شهر عدالت محور در میان نظریه پردازان شهرسازی و نیز مطالعه متون اصلی اسلامی در خصوص عدالت، معیارهای تحقق شهری عادلانه را در نزد هر دو نحله فکری بازشناسی کرده و سپس به مقایسه آن ها با یکدیگر و ترسیم نقاط اشتراک و افتراق دست یابد. در این میان معیارهای «رفاه مادی»،« تنوع قومی، نژادی، مذهبی »، « حفظ محیط زیست »، « مشارکت عمومی» و « همه شمولی » به عنوان مهم ترین معیارهای مشترک و معیارهای « سرپرستی پرهیزگاران »، « اعتدال در ارتباط با خدا » و «حفظ کرامت » از معیارهای مختص آموزه های اسلامی است.
امروزه یکی از اهداف عمده برنامه ریزی شهرهای جدید، دستیابی به بیشترین مطلوبیت و رضایتمندی ساکنان در ابعاد گوناگون در این شهرها است. چرا که شهرهای جدید از امکانات و عوامل رشد مساوی در طول زمان برخوردار نبوده و نیستند و همین امر سبب به وجودآمدن تفاوت های آشکاری در کیفیت محیط زندگی آنها و مادرشهرها شده است. هدف از تحقیق حاضر سنجش شاخص های ذهنی و رضایتمندی از کیفیت محیط در شهر جدید پرند، به عنوان یکی از چهار شهر جدید پیرامون کلان شهر تهران و ارائه راهکارهای مناسب برای ارتقای شرایط کیفی سکونت در این شهر جدید است که تا به امروز کمترین میزان موفقیت را در جذب جمعیت کلان شهر تهران داشته است. برای دستیابی به اهداف پژوهش، یک پیمایش میدانی از 370 نفر از ساکنان شهر جدید پرند انجام گرفت. شاخص های تحقیق با نگاه ذهنی به ابعاد کیفیت زندگی در 5 بعد محیط اجتماعی، محیط اقتصادی، کیفیت مسکن، ارائه خدمات شهری و کیفیت دسترسی و حمل ونقل طبقه بندی و با استفاده از آزمون T-test تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چند متغیره، ضریب هم بستگی اسپیرمن (Spearman) و ضریب هم بستگی وی کرامر (Cramer’s V) در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که کیفیت محیط سکونت از دیدگاه ساکنان شهر جدید پرند در همه شاخص ها در سطح پایینی قرار دارد. فقط شاخص دسترسی و حمل ونقل را نزدیک به متوسط ارزیابی کرده اند و از دیگر شاخص ها به طور کلی اظهار نارضایتی کرده اند. کمترین میانگین به ویژگی های اقتصادی و اجتماعی شهر پرند تعلق دارد. در سطح دوم مدل، شاخص کیفیت دسترسی و حمل ونقل تأثیر بیشتری بر شاخص سطح بالاتر خود، یعنی رضایت ساکنان از کیفیت محیط و سکونت در شهر جدید پرند دارد. یافته ها همچنین نشان می دهد که ویژگی های اقتصادی و اجتماعی افراد نقش مؤثری در نحوه نگرش و ادراک آنها نسبت به مقوله کیفیت زندگی دارد. در این میان شاخص های اجتماعی و اقتصادی کیفیت زندگی بیشترین تأثیرپذیری را از ویژگی های فردی داشته است. شناخت ارتباط میان کیفیت محیط شهر جدید پرند و تأثیر آن بر سطوح مختلف رفتاری، احساسی و ادراکی ساکنان اهمیت خاصی دارد. بی تردید، جذب جمعیت در پرند هر چند بر مبنای اصولی ترین قواعد علمی پیاده شود، اگر بر مبنای درک محیطی نباشد، رضایت چندانی را کسب نخواهد کرد.
بخش عمده ای از سرزمین ایران را مناطق کوهستانی فرا گرفته است. یکی از مخاطراتی که همواره این مناطق را تهدید می کند، ناپایداری های دامنه ای است. وقوع این پدیده، هر ساله خسارات زیادی را به اراضی دامنه ای و مورد بهره برداری انسان وارد می کند. در این میان یکی از مخاطره آمیزترین این ناپایداری ها پدیدة لغزش می باشد. هدف بررسی علل وقوع و شیوه های پایدارسازی این فرآیند است. در این تحقیق نیز هدف پهنه بندی خطر زمین لغزش به منظور به نقشه در آوردن لغزش های موجود در حوضة جلیسان (یکی از زیر حوضه های چالکرود) به عنوان مطالعة موردی است. این حوضه در استان مازندران و در غرب شهرستان تنکابن واقع شده است. شرایط خاص زمین شناسی و ژئومرفولوژیکی، اقلیمی و نوع استفاده از زمین سبب شده که این حوضه از مناطق مستعد زمین لغزش به شمار آید. تخریب جنگل ها، جاده ها، آبادی ها و از بین رفتن زمین های کشاورزی از جمله خسارت هایی هستند که در اثر وقوع این پدیده به طور مکرر مشاهده می گردد. برای بررسی و پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه، ابتدا نقشة عوامل اصلی مؤثر در رخداد این پدیده تهیه و رقومی شده است. سپس با استفاده از تکنیک تفسیر عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ایETM+2002 و عملیات میدانی (GPS)کلیة لغزشهای موجود در حوضه شناسایی و در روی نقشه ثبت شده اند. سپس با تلفیق نقشه های عامل با نقشة زمین لغزش ها در قالب مدل LNRF، مقدار عددی هر یک از عوامل محاسبه و درصد وقوع لغزش در واحدهای مختلف هر نقشه بدست آمده است. در نهایت نقشة پهنه بندی خطر زمین لغزش با همپوشانی نمودن لایه های مختلف اطلاعاتی حاصل شده است. نتایج نشان می دهد که مدل LNRF کارایی بسیار خوبی برای بررسی داده ها و پهنه بندی زمین لغزش در نواخی مرطوب تا نیمه مرطوب نشان می دهد.