از مهم ترین مسائلی که در مدیریت آبخیزداری حوضه های آبریز مطرح است محاسبه میزان شدت سیل خیزی زیر حوضه ها می باشد. این مطالعه در تعیین اولویت اقدامات آبخیزداری نقش اساسی دارد. به طور یقین شناسایی عوامل موثر در میزان شدت سیل خیزی می تواند در برآورد شدت سیل خیزی حوضه های فاقد آمار هیدرومتری نیز بسیارکارآمد باشد. هدف مقاله حاضر شناسایی عوامل موثر در شدت سیل خیزی حوضه های آبریز گاوه رود در غرب کشور بوده است. نتیجه حاصل از تعیین حساسیت سیل خیزی در پهنه بندی زیر حوضه های مورداستفاده قرار می گرفته و هریک از آن ها از نظر قابلیت تولید رواناب طبقه بندی شده اند. برای داده های موردنیاز این تحقیق علاوه بر تهیه داده های موجود از روش های سنجش از دور برای تولید نقشه شاخص پوشش گیاهی استفاده شده است. پس از تهیه اطلاعات و تزریق آن ها به کامپیوتر از روش های مختلف تحلیل GIS برای اخذ نتایج استفاده شده است .
مدیریّت روستایی و چگونگی آن در ایران چند قرن سابقه دارد. بررسى این سابقه از یک سو حاوى نکات قابل توجّه در روشهاى ادارة روستاهاست و از سوى دیگر متأثّر از تجربیّات گذشته است، که چالشهاى گوناگون را بهویژه براى استفاده در آینده روشن مىسازد. یکى از نکات بارز روند مدیریّت روستایى ایران رویکرد چندگانهاى است که از آن میان مىتوان به رویکردهاى دو مقطع زمانى تا قبل از انقلاب اسلامى و پس از انقلاب اسلامى اشاره کرد. در این باره مىتوان ابراز داشت که تا قبل از انقلاب اسلامى، تفکّرات مدیریّت روستایى متکّى بر دیدگاههاى حاکمان و حکومتها و اعمال قوانین از سوى آنها بود. امّا پس از انقلاب، مدیریّت روستایى بر محور بینش روستائیان و جامعة روستایى استوار گردید و از اینرو مشارکت روستائیان در ادارة روستاها از دهههاى قبل در چارچوب قانون به صورت سازمان یافته و فراگیر شکل گرفت؛ بهویژه آنکه پس از سال 1377 و با تأسیس دهیاریها در برخى روستاها، ادارة روستاها به دهیاریها که برخاسته از بطن روستا هستند، سپرده شد. با این وصف، هر یک از دو مقطع فوق که از منظر اعمال برنامهها از بالا به پایین و از پایین به بالا نیز قابل بررسى است، در عمل با موفّقیّتها و چالشهایى روبرو بوده که در مقالة حاضر به برخى از آنها اشاره شده است.
در مطالعة حاضر، ابتدا بررسی تطبیقی از سیاستهای فراملّی و ملّی، فرایند توسعة فضایی محلّة حاشیهنشین عین 2 اهواز انجام و سپس الگوی توسعة فیزیکی منطقه در دورة زمانی 75ـ 1335 و همچنین وضع موجود کاربری ارا ضی این محلّه بررسی گردید. نتایج حاصله نشان میدهد که اتّخاذ سیاستهای مبتنی بر رشد اقتصادی دهههای 60 ـ 1950 در ایران و به تبع آن جنگ تحمیلی، اثرات مستقیم و تأثیرگذاری بر روند پیدایش و توسعة حاشیهنشینی در اهواز نهاده است. از سوی دیگر، اثرات شکلگیری هسته (هستههای) اوّلیّه بر ا لگوی گسترش بعدی مشخص گردید. در بررسی نحوة استفاده از اراضی نیز کلیّه کاربریها کمبود محسوسی را نسبت به شاخصهای استاندارد نشان دادهاند.
کمبود بارش و محدودیت منابع آب یکی از موانع عمده9 توسعه ÷ایدار بشمار می رود که برای مقابله با آن باروری ابرها به عنوان یکی از راهکارهای جدید تامین منابع آب مطرح شده است یکی از عوامل بسیار 1روری در انتخاب مکان مناسب باروری ابرها اقلیم شناسی بارش در منطقه می باشد تحقیق حاضر در منطقه کرمان با استفاده از دادههای بارش روزانه ایستگاه های منطقه در یک دوره آماری بیست ساله انجام شده است . نتایج مطالعه نشان می دهد که بیش از 80 در صد از بارش سالانه منطقه مورد مطالعه در فصل های زمستان و اوایل بهار ریزش می کند (آذر تا فروردین ) که بیش از60 در صد از آن متعلق به زمستان است توزیع مکانی بارش در منطقه یکنواخت نیست و منحنی های همبارش بیش از 300 میلی متر وح داکثر بارش سالانه بر ارتفاعات بلند مرکزی منطقه از جمله هزار لاله زار و جبال بارز منطبق می باشد حدود 35 در صد از بارش اکثر ایستگاه های منطقه را دوره های بارش سنگین (30-10 میلی متر) و استثنایی |(بیش از 30 میلی متر) به خود اختصاص می دهد بیش از 60 در صد از دوره های مرطوب را بارش های یک روزه 30 در صد بارش های متوالی دو روزه وکمتر از 10 در صد بارش ها را دوره های متوالی سه روزه و بیشتر تشکیل می دهد دوره های بارشی سنگین و استثنائی و بارش های متوالی دو روزه و بیشتر نیز منطبق بر ارتفاعات مرکزی منطقه است . بنابراین ماههای آذر تا فروردین فاصله زمانی مناسب تر و شیب های جنوبی ارتفاعات مرکزی محدوده مکانی بهتری را برای اجرای ÷روپه های باروری ابرها در منطقه فراهم می نماید.
"در یک کلام مفهوم توسعه انسانی را می توان چنین تعریف نمود «فرآیند بسط انتخاب ها در بستر فضای قابلیت زا برای دستیابی به زندگی بهتر» بر اساس این تعریف می توان تغییرات شاخص توسعه انسانی را در یک دوره زمانی مورد بررسی قرار داد.
مقاله حاضر در صدد است که به بررسی و تجزیه و تحلیل شاخص های توسعه انسانی در استان سیستان و بلوچستان طی سال های 1368 الی 1379 بپردازد و همچنین به سوالاتی از قبیل اینکه آیا شاخص مذکور طی سال های مورد مطالعه بهبود یافته است. آیا شکاف توسعه بر حسب جنسیت کاهش یافته است، آیا شکاف فقر انسانی روندی نزولی را طی نموده است و... پاسخ گوید.
روش تحقیق در مطالعه حاضر توصیفی و تحلیلی است و از حیث نوع تحقیق کاربردی می باشد نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که طی سال های مورد بررسی شاخص توسعه انسانی استان سیستان و بلوچستان بهبود یافته و از رقم 0.336 در سال 1368 به 0.569 در سال 1379 بالغ گشته است که این افزایش را مدیون افزایش امید به زندگی، شاخص نرخ با سوادی بزرگسالان و بهبود در نرخ ثبت نام ناالص در کلیه مقاطع آموزشی استانی می باشد. طی همین دوره شاخص توسعه انسانی بر حسب جنسیت نیز از 0.296 به 0.451 افزایش یافته است که در اثر بهبود وضعیت آموزش زنان بوده است؛ همچنین شاخص فقر انسانی از 49.63 درصد به 32.66 درصد کاهش یافته است."
به دنبال اجرای سیاستهای عدم تمرکز فعالیتهای صنعتی در کلان شهر تهران و استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران، شهر صنعتی کاوه با هدف استفاده از اراضی غیرکشاورزی و تامین تاسیسات زیربنایی و خدمات رفاهی برای واحدهای صنعتی در سال 1352 ساخته شد.
ایجاد شهر صنعتی مزبور، اثرات فضایی گسترده ای را برای شهر ساوه که در فاصله ده کیلومتری آن قرار دارد، بر جای گذاشت. پیامدهای اثرات یاد شده از دو زاویه قابل ملاحظه است،پیامدهای مثبت و پیامدهای منفی.توسعه صنعتی، ایجاد اشتغال ، افزایش سطح درآمد های عمومی و … از جنبه های مثبت این پیامدها قلمداد میگردد و رشد شتابان بیرویه شهر و سیل گسترده مهاجرتها، که عمدتاً از روستاها صورت میگیرد، و نبود امکانات و گرانی بخش زمین و افزایش بیرویه بهای مسکن و اجاره بها، جدایی گزینی قومی، حاشیه نشینی وخلق مشکلات زیست محیطی و … از پیامدهای منفی این توسعه محسوب میشود. نگارندگان در این پژوهش تلاش مینمایند ضمن بررسی موضوع به تجزیه وتحلیل پیامدهای یاد شده و ارائه رهنمود بپردازند.