با توسعه مجموعه شهری تهران ضرورت اسکان سرریز جمعیت این کلانشهر ملی در نظام برنامه ریزی کشور ایجاد شهرهای جدیدی چون پردیس را بدنبال داشته که برغم سرمایه گذاریها وبرنامه ریزی های نهادها و سازمانها ی مرتبط این نوع شهرهای جدید با آن مشکلات و چالش های روبرو شده اند که نه تنها بار اضافی شهر تهران را کاهش نداده اند بلکه بر مشکلات آن نیز افزودند.
مقاله حاضر که اقتباسی از رساله دکتری می باشد به بررسی نقاط قوت و ضعف موجود در شهرجدید پردیس به عنوان نمونه ای از سیاستهای ایجاد شهرهای جدید در کلانشهر تهران و میزان انطباق پذیری اجرای چنین طرحی با اهداف کلان مدیریت مجموعه شهری تهران پرداخته و با استفاده از تکنیک های چون دلفی-سوات به تحلیل میزان تحقق اهداف این طرح پرداخته شده که می توان در سایر موارد نیز مورد استفاده قرارگیرد
سواحل جنوبی دریای خزر به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، تحت تاثیر عوامل مختلف جوی قرار می گیرد. نوسان اطلس شمالی(NAO ) یکی از پدیده های موثر در تغییر پذیری اوضاع جوی نیمکره شمالی می باشد که سواحل جنوبی خزر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. در این پژوهش در یک دوره 30 ساله (2003-1974) مقادیر بارش و دمای هوا در سواحل جنوبی دریای خزر با دوره های مثبت و منفی نمایه نوسان اطلس شمالی مورد آزمون همبستگی قرار گرفت و مشخص شد مرحله مثبت شاخصNAO با دوره های افزایش افزایش بارش و کاهش دما، و مرحله منفی شاخص مزبور با دوره های کاهش بارش و افزایش نسبی دما همزمان است. با توجه به اینکه نمایهNAO دارای روند کاهشی و منفی است لذا میزان بارش منطقه مورد مطالعه نیز در حال کاهش و متقابلاً دما نیز در حال افزایش می باشد.
پیش بینی فرآیندهای آب و هوایی ابزار مناسبی در اختیار مدیران حوزههای مختلف قرار می دهد تا با در نظر گرفتن این پیش بینی ها، سیاست های آینده را در جهت بهینه نمودن صرف هزینه ها و امکانات بهره وری حداکثر طرح ریزی کنند. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط الگوهای سینوپتیکی بزرگ مقیاس اقلیمی با بارش محدوده خراسان بزرگ می باشد. در این مطالعه با استفاده از سیستم استنباط فازی- عصبی تطبیقی پیش بینی بارش در بازه زمانی دسامبر تا می(آذر تا اردیبهشت) در منطقه خراسان بزرگ شامل سه استان خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی ارائه شده است. در این مطالعه، ابتدا ارتباط بین تغییرات الگوهای سینوپتیکی شامل فشار سطح دریا، اختلاف فشارسطح دریا، دمای سطح دریا، اختلاف دمای سطح دریا و سطح 1000 میلی باری، دمای سطح 850 هکتوپاسکال، ارتفاع معادل سطح 500 هکتوپاسکال و رطوبت نسبی سطح 300 هکتوپاسکال با بارش متوسط منطقه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در انتخاب این مناطق که مجموعه ای از نقاط در خلیج فارس و دریای عمان، دریای سیاه، دریای خزر، دریای مدیترانه، دریای شمال، دریای آدریاتیک، دریای سرخ، خلیج عدن، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند و سیبری را شامل می شوند، تاثیر پذیری بارندگی منطقه شمال شرق ایران از الگوهای سینوپتیکی در مناطق فوق مورد توجه قرار گرفته است. سپس، مدل سیستم استنباط فازی عصبی تطبیقی در دوره 1993-1970 آموزش داده شده است و در پایان، پیش بینی بارش در دوره 2002-1993 انجام شده است. نتایج نشان می دهد سیستم استنباط فازی- عصبی تطبیقی در 70 درصد سال ها می تواند بارش را با دقت قابل قبولی پیش بینی کند.
ارزیابی و گزارش پایداری توسعه شهر ها چند سالی است که در کشور های مختلف بخصوص در کشورهای توسعه یافته آغاز شده است که هدف عمده آنها بررسی پایداری یا ناپایداری رشد و توسعه شهر ها می باشد. شهر ایلام با ارتفاع 1319 متر از سطح دریای آزاد و عرض جغرافیایی 33درجه و 38 دقیقه و طول جغرافیایی 46 درجه و 26 دقیقه در غرب کشور و در دامنه های جنوب غربی رشته کوههای زاگرس واقع شده است این شهر براساس آمارهای اولیه سرشماری عمومی 1385 دارای 152هزار نفر جمعیت می باشد.بررسی انجام گرفته بخش های مختلف شهر و مقایسه آن با متوسط کشوری حکایت از پایین بودن اکثر شاخص های اجتماعی،اقتصادی و زیست محیطی شهر ایلام با متوسط کشوری دارد. نگهداری دام ،پائین بودن سرانه فضای سبز،مشکلات آب آشامیدنی ،ضعف سیستم جمع آوری زباله ،نارسایی سیستم دفع فاضلاب،نحوه ساخت و سازها،آلودگی هوا،ترافیک شهری و... از جمله مسائل موجود در این شهر است که باعث ناپایداری شرایط زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی شهر شده است. با وجود عدم روشن بودن تمام زوایای شهر پایدار و عدم امکان ارائه راهکارهای مشخص در رسیدن به شهر پایدار راهکارهایی برای رسیدن به توسعه پایدار شهر ایلام ارائه شده است از جمله: افزایش فشردگی کاربری شهر،کاهش اتکا به خودرو در جابجائی ها (به وی ژه خودروهای شخصی)، اصلاح نظام مدیریت شهری،حفاظت و احیای نظام های طبیعی پیرامون شهر ،کاهش مصرف منابع در راه کاهش آلودگیها. به نظر می رسد ریشه ناپایداری شهر ایلام همانند اغلب شهر های ایران در ضعف مدیریت شهری است و برای حل آن بازبینی در مدیریت شهری (شامل متولی مشخص،برنامه ها ،اهداف، روشهای اجرایی و...)پیشنهاد می شود. ارزیابی و گزارش پایداری توسعه شهر ها چند سالی است که در کشور های مختلف بخصوص در کشورهای توسعه یافته آغاز شده است که هدف عمده آنها بررسی پایداری یا ناپایداری رشد و توسعه شهر ها می باشد. شهر ایلام با ارتفاع 1319 متر از سطح دریای آزاد و عرض جغرافیایی 33درجه و 38 دقیقه و طول جغرافیایی 46 درجه و 26 دقیقه در غرب کشور و در دامنه های جنوب غربی رشته کوههای زاگرس واقع شده است این شهر براساس آمارهای اولیه سرشماری عمومی 1385 دارای 152هزار نفر جمعیت می باشد.بررسی انجام گرفته بخش های مختلف شهر و مقایسه آن با متوسط کشوری حکایت از پایین بودن اکثر شاخص های اجتماعی،اقتصادی و زیست محیطی شهر ایلام با متوسط کشوری دارد. نگهداری دام ،پائین بودن سرانه فضای سبز،مشکلات آب آشامیدنی ،ضعف سیستم جمع آوری زباله ،نارسایی سیستم دفع فاضلاب،نحوه ساخت و سازها،آلودگی هوا،ترافیک شهری و... از جمله مسائل موجود در این شهر است که باعث ناپایداری شرایط زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی شهر شده است. با وجود عدم روشن بودن تمام زوایای شهر پایدار و عدم امکان ارائه راهکارهای مشخص در رسیدن به شهر پایدار راهکارهایی برای رسیدن به توسعه پایدار شهر ایلام ارائه شده است از جمله: افزایش فشردگی کاربری شهر،کاهش اتکا به خودرو در جابجائی ها (به وی ژه خودروهای شخصی)، اصلاح نظام مدیریت شهری،حفاظت و احیای نظام های طبیعی پیرامون شهر ،کاهش مصرف منابع در راه کاهش آلودگیها. به نظر می رسد ریشه ناپایداری شهر ایلام همانند اغلب شهر های ایران در ضعف مدیریت شهری است و برای حل آن بازبینی در مدیریت شهری (شامل متولی مشخص،برنامه ها ،اهداف، روشهای اجرایی و...)پیشنهاد می شود.
پژوهش حاضر که با هدف بررسی پیامدهای ناشی از جابجایی فضایی - مکانی روستاها بعد از زلزله سال 1369 درروستای چهارمحل از توابع بخش خورگام شهرستان رودبار به انجام رسیده است، بدنبال بازگو کردن ابعاد مثبت جابجایی و ادغام روستاها می باشد.
جمع بندی نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان می دهد که اکثر پاسخگویان ازجابجایی وادغام روستا رضایت داشته اند این درحالی است که مطالعات گذشته جملگی برعدم موفقیت جابجایی وادغام روستاها تاکید دارند. ازدیگرنتایج مطالعه حاضر، تغییراتی است که بواسطه برخورداری ازامکانات وخدمات زیربنایی پس از جابجایی بوجود آمده است ونظراهالی رانسبت به جابجایی وادغام مثبت کرده است همچنین تاثیر ویژگی های فردی پاسخگویان (از جمله سن وافرادتحت تکفل ) درایجاد دیدگاه مثبت نسبت به جابجایی ازجمله نتایج این مطالعه بشمار می رود.
یقینا وجود این رضایت مندی ناشی از تغییراتی است که بواسطه جابجایی فضایی – مکانی روستاها درابعاد مختلف زندگی آنها بوقوع پیوسته است
باتوجه به وجود تجارب ناموفق از جابجایی و ادغام روستاها این اقدامات می باید تنها در شرایط ضروری و با جلب مشارکت و رضایتمندی گروه های هدف همچنین با ایجاد فضای امنیتی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی ، اکولوژیک و کالبدی زندگی روستاییان به مرحله اجرا در آید. به عبارت دیگر تنها با فراهم سازی بسترهای اجتماعی، اقتصادی، نهادی، کالبدی و اکولوژیک می توان مسیر موفقیت طرح های جابجایی فضایی مکانی روستاها را هموار کرد
جاده مرند- جلفا واقع در شمال استان آذربایجان شرقی در مسیر خود از واحدهای توپوگرافی و ژئومورفولوژیکی زیادی عبور می کند که آگاهی از ویژگی های هر کدام از این واحدها و شناخت عوامل مورفوژنز و مورفودینامیک فعال، هدف اصلی این پژوهش می باشد. براساس مطالعات و پیمایشهای میدانی و نتایج به دست آمده از این تحقیق، گسلها، سیل، فرسایش رودخانهای، حرکات دامنهای نظیر ریزش، لغزش، جریانات واریزهای، مورفوژنز بهمنهای برفی و بهمنهای سنگی، کریوکلاستی و مورفوژنز انسانی از عمدهترین عوامل ژئومورفولوژیکی شناخته شده در طول مسیر جاده ریلی و آسفالته مورد مطالعه میباشند. بحرانیترین حرکات دامنهای در محدوده تنگ درهدیز از جایگاه ویژهای برخوردار است. در سالهای اخیر اثر فعالیتهای مردم در تغییر چشمانداز مورفولوژیکی مسیر جاده مورد پژوهش فزونی یافته که نتیجه آن افزایش ناپایداری دامنهها، تخریب پوشش گیاهی و سیل میباشد. نتایج تحقیق، ضرورت درک و آگاهی عمیق و منطقی از فرایندهای ژئومورفولوژیکی منطقه را نشان میدهد بنابراین قبل از هرگونه اقدام و فعالیتهای عمرانی در مسیر جاده، برنامههای مربوط به آمایش سرزمین میبایست بر مبنای شاخصهای ژئومورفیکی لحاظ شوند.
کشاورزی یکی از بخش های اقتصادی به شمار می آید، تا جایی که می توان گفت رشد اقتصادی بدون توسعه کشاورزی امکان پذیر نیست. حال با تکیه بر تحقیقات علمی دقیق و با توجه به شناخت توان ها و قابلیت های محیطی هر منطقه می توان به توسعه کشاورزی اصولی و دقیق دست یافت. از این جهت، ضرورت ایجاب می نماید که مناطق کشاورزی از لحاظ میزان توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی شناسایی شوند تا با برنامه ریزی های دقیق در راستای رسیدن به توسعه پایدار کشاورزی اقدام شود.متغیرها و پارامترهای گوناگونی در تعیین توسعه کشاورزی دخالت دارند. مقایسه جداگانه هر متغیر، ترتیب قرار گرفتن هر شهرستان را در جدول تغییر می دهد. از این جهت، در بررسی حاضر با بهره گیری از آمار سرشماری کشاورزی سال 1382 استان اصفهان، تعداد 95 متغیر که به 24 شاخص در سه گروه عمده بهره برداری کشاورزی، اراضی زراعی و باغ و قلمستان نرم سازی شده، مورد مطالعه قرار گرفته است و متغیرهای مورد مطالعه با روش تحلیل عاملی کاهش یافته و به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارایه گردیده است، سپس درصد سهم هر عامل در توسعه کشاورزی تعیین گردیده و در نهایت برای سطح بندی شهرستان ها و تعیین شهرستان های همگن با استفاده از روش آماری تحلیل خوشه ای (که بر اساس کوتاهترین فاصله ها و تعیین گروه های همگن به وسیله نرم افزار آماری (SPSS) طبقه بندی صورت گرفته) شهرستان ها در چهار خوشه سطح بندی گردیده است. در پایان، با استفاده از نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (Arc view) سطح بندی شهرستان های استان، جهت تحلیل فضایی وضعیت توسعه کشاورزی استان نمایش داده شده و جایگاه هر یک از شهرستان های استان اصفهان در توسعه کشاورزی استان مشخص گردیده است.
به رغم این که مفهوم راهبردهای توسعه شهری حدود 2 دهه است وارد ادبیات مدیریت شهری شده اما رویکرد غالب به توسعه در سیستمهای مدیریت شهری در کشور ما به گونهای استکه تنها در حد هدایت و راهبری طرح های هادی یا جامع شهری، تغییرات کاربری واحدها و گسترش سرمایههای فیزیکی محدود مانده است. به عبارت دیگر پارادایمهای غالب در فرایند توسعه شهری در ایران، طوری شکل گرفته استکه بیشتر به بعد اقتصادی توسعه توجه دارد. این در حالی استکه در دنیای امروز، استراتژی¬های توسعه اقتصادی بدون در نظر داشتن ابعاد انسانی، اجتماعی و زیست محیطی آن، پویاییهایی را ایجاد می¬کند که به موجب آن، عوامل اصلی توسعهیافتگی به جای آن که به عنوان پیشران برای فرآیند توسعه عمل کنند، با تأخیرهای زمانی، در مقابل توسعه قرار میگیرند. در این حالت، اینگونه توسعهها را ناپایدار تلقی میکنند. این نوشتار یافتههای مطالعهای را ارایه میکند که با استفاده از روش وزندهی ترجیحی(PW)، وضعیت پایداری توسعه محلی را در کلاردشت مورد سنجش و بررسی قرار داده است. در این مطالعه پس از نمونهگیری، سنجش، پردازش و پایش دستاوردها و پیامدهای منفی حاصل از توسعه محلی کلاردشت در20 سال گذشته و مقایسه آن با استانداردهای بینالمللی ارایه شده برای سنجش پایداری توسعه، جهت میل توسعة محلی این منطقه از کشورمان به سمت پایداری، سیاست های مناسب پیشنهاد میشود.
گستره مورد مطالعه در اطراف شهر نهبندان و در شرق ایران قرار دارد. در این تحقیق تاثیرحرکات امروزی گسل های نه شرقی و نه غربی که از اطراف این شهر می گذرند، بر ژئومورفولوژی ساختاری منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. تغییر مسیر رودخانه ها و آبراهه ها، دره های V شکل، تراورتن زایی در مسیر گسل، چین خوردن رسوبات کواترنری و تغییر رنگ رسوبات و سنگ ها در پهنه برشی گسل، از شاخص های ژئومورفولوژیکی مهمی هستند که در برداشت های صحرایی و در ارتباط با حرکات سیستم گسلی نهبندان بررسی شده اند. تصاویرماهواره ای و برداشت های صحرایی از منطقه نشان می دهد که گسل ها، مرز بین کوه و دشت هستند. این گسل ها دارای شیب تند 90-80 درجه می باشند. به گونه ای که شکل مورفولوژیکی آنها در تصاویر 1 ماهواره ای به صورت خطی صاف در مرز بین کوه و دشت نمایان است. مولفه معکوس این گسل ها باعث برخاستگی این کوه ها شده و شکل توپوگرافی کنونی نواحی کوهستانی را در کنترل دارد. با توجه به جهت شیب گسل ها که در صحرا اندازه گیری شده است، این کوهها در قسمت فرا دیواره گسل ها قرار دارند و در خلاف جهت شیب گسل در حال ارتفاع گرفتن هستند