کاهش آسیب پذیری در برابر زلزله نیازمند برنامه های روشن و هدفمند می باشد. لازمه ی آن نیز داشتن نگرشی همه جانبه در مورد علل و ابعاد آسیب پذیری می باشد. در این ارتباط، این پژوهش با هدف ارزیابی برنامه های توسعه ی پنج ساله ی بعد از انقلاب، به دنبال پاسخ به دو سؤال است: 1) آیا برنامه های توسعه ی پنج ساله نسبت به آسیب پذیری در برابر زلزله دیدگاه همه جانبه و کل نگری داشته اند؟ 2) چه تغییراتی در دیدگاه برنامه های پنج ساله به آسیب پذیری حاصل شده است؟ در پاسخ، با تدوین چارچوب نظری مناسب، دو فرضیه ارائه شد. جهت آزمون فضیه ها، در چارچوب روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، متغیّر ""کیفیت دیدگاه برنامه های توسعه به آسیب پذیری"" در 4 بعد، 16 شاخص و 64 گویه در قالب طیف 5گانه لیکرت و با استفاده از روش های SAW و AHP تعریف عملیاتی شد. داده های مورد نیاز نیز با روش کتابخانه ای گردآوری و با روش کمی- توصیفی تحلیل گردید. نتایج در تأیید فرضیه ی اول نشان داد که درجه ی ملاحظه ی ابعاد اجتماعی- اقتصادی آسیب پذیری در همه ی برنامه ها بسیار پایین و نامناسب است. بعلاوه، درجه ی ملاحظه ی جنبه های مشارکتی- فرهنگی نیز هنوز پایین و نامناسب می باشد. در مقابل، درجه ی ملاحظه جنبه های مدیریتی- فرماندهی و نیز ابعاد فنی- فیزیکی از برنامه ی دوم به بعد به شدت افزایش یافته است. این امر بیانگر غلبه ی دیدگاه مدیریتی و فنی- فیزیکی و فقدان دیدگاه همه جانبه و کل نگر به آسیب پذیری می باشد. همچنین نتایج در تأیید فرضیه ی دوم نشان داد که وسعت یابی توجه به مدیریت بحران و کاهش آسیب پذیری از نظر کمی از برنامه ی اول تا پنجم عمدتاً در شاخص های مرتبط با دیدگاه مدیریتی و فنی- فیزیکی افزایش یافته است.
کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه فرهنگی شهرها و از مهم ترین کانون های فرهنگی – اجتماعی جوامع پیشرفته امروز است و مانند تمامی کاربری های شهری از رشد و توسعه فیزیکی ارگانیک شهری در ایران متأثر شده است. با توجه به وسعت مخاطبان کتابخانه های عمومی قشرهای مختلف جامعه را شامل می شود، این مراکز، نقشی زیربنایی در توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع برعهده دارند. در حال حاضر شهر بروجرد به عنوان یک شهر متوسط اندام و در حال رشد با کمبود این کاربری مواجه است. پ ژوهش حاضر با استفاده از مطالعات توصیفی – میدانی و بهره گیری از دیدگاه فازی انجام شده است. نتایج تحقیق گویای آن است که وضعیت موجود کتابخانه های عمومی شهر بروجرد توانایی پاسخ گویی به نیازهای حال و آینده ساکنین شهر را ندارد و ازسویی سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) با استفاده از تحلیل های سلسله مراتبی(AHP) در نرم افزار Expert choice و در نظر گرفتن معیارهای کتابخانه های عمومی موجود، همجواری های های سازگار و ناسازگار شهری، تراکم جمعیت و شیب مکان های بهینه ای جهت احداث کتابخانه های عمومی پیشنهاد داده است.
نقشه، تصویر کوچک شده و قراردادی تمام کرة زمین یا بخشی از آن است که به روش هندسی، روی سطحی مستوی به نمایش درمی آید. با توجه به محدودیت فضای نقشه، انتخاب و طراحی عناصر نمایش اطلاعات زمین، نیازمند فرایندی انتخابی، متناسب با اهداف تهیه است تا به کاهش سیستماتیک اطلاعات جغرافیایی پردازد. نقشه ، عوارض زمینی را در مقیاسی کوچک تر از شکل حقیقی اش به نمایش می گذارد. هرچه عدد مقیاس بزرگ تر باشد، جزئیات کمتری از عوارض قابل نمایش است. با تغییر عدد مقیاس باید ارتباط منطقی میان عوارض و ابعاد نقشه حفظ شود؛ بنابراین، عوارض باید به گونه ای حذف شوند که این رابطه منطقی از بین نرود. همچنین یک نقشة کامل در مقیاس جدید با توجه به نیازمندی های کاربران و اصول و قواعد کارتوگرافی حاصل شود. جنرالیزاسیون به عنوان یک فرایند کوچک سازی و تولید نقشه در مقیاس کوچک تر، همیشه مورد توجه بوده است. با توجه به مشکلات پیش روی روند تولید نقشه های کوچک مقیاس و نیاز صرف زمان و هزینة زیاد برای گویاسازی و گسترة عملیات میدانی، امروزه این روش به عنوان یک راهکار اجرایی ضرورت یافته است. به طورکلی، جنرالیزاسیون در دو بخش عمده برای عوارض مسطحاتی و ارتفاعی انجام می شود. در این مقاله، به بررسی جنرالیزاسیون عوارض ارتفاعی به صورت اتوماتیک، شامل نقاط ارتفاعی و منحنی میزان ها پرداخته می شود. جنرالیزة منحنی میزان ها، به دو روش استفادة مستقیم از نقشة مبنا یا تولید DEM انجام می شود. سپس با توجه به عبور عوارض هیدرولوژیکی مانند آبریزها، منحنی ها تصحیح می شوند. در جنرالیزاسیون، نقاط ارتفاعی نیز نقاط براساس اهمیت و ارتفاع، انتخاب یا حذف می شوند. درنهایت، عوارض ارتفاعی نقشه هایی با مقیاس 100.000/1، 250.000/1 و 500.000/1- که به روش اتوماتیک جنرالیزه شده اند- نمایش و تجزیه و تحلیل می شوند.
بازآفرینی شهری ضمن توجه به کالبد، به ساختار درونی و اجتماعی دمیده شده در شهرها اهمیت داده و منجر به ایجاد هماهنگی با مبانی زندگی اجتماعی مردم در مناطق و بافت های نیازمند توجه می شود. از طرفی، تقویت بنیان های سرمایه ای ازجمله سرمایه ی اجتماعی در مسیر توسعه شهرها حائز اهمیت ویژه ای است. در همین راستا، محدوده های شهری عمدتاً در حاشیه شهرها، با پیشینه ی روستایی که حاصل الحاق روستاها به شهر هستند، با توجه به ساختار فرهنگی، اجتماعی و کالبدی خاص خود، نیازمند این هستند که علاوه بر تطبیق تدریجی ساختار متمایز خود با شهر، درزمینه ی بازآفرینی شهری نیز موردتوجه قرار گیرند. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و از نوع کاربردی هست، سرمایه ی اجتماعی با محوریت پارامترهای اعتماد و مشارکت، مبنای مطالعات قرارگرفته اند و سعی شده است تا ضمن شناسایی سازوکار بازآفرینی شهری در بافت های شهری، ارتباط بحث سرمایه اجتماعی، «مشارکت» و «اعتماد» و نهایتاً تبیین جایگاه سرمایه اجتماعی و معیارهای مشارکت و اعتماد مردمی در بازآفرینی شهری، صورت پذیرد. طبق یافته ها، حاشیه شهرها و به طور خاص روستاهای الحاقی به شهر، به عنوان یکی از مهم ترین منابع نهفته سرمایه ی اجتماعی در ساختار شهرها مطرح هستند و با توجه به پیوندهای اجتماعی روستایی، پتانسیل های نهفته بسیاری دارا هستند. نیاز به تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی در راستای پیشبرد مسیر توسعه شهری، لزوم توجه به مفهوم سرمایه اجتماعی را پررنگ تر نموده و دراین بین، مناطق حاشیه ای و روستاهای الحاقی به شهرها به واسطه وجود حلقه های اجتماعی قوی تر و سنتی تر، در صورت به وجود آمدن یک اعتماد فراگیر و مستحکم می توانند با مشارکتی مؤثر و کارا، تحقق اهداف بازآفرینی شهری را تسهیل و تسریع سازند.
یکی از مهمترین چالش های پیش روی توسعه کشاورزی در مناطق روستایی عدم استفاده بهینه از عوامل تولید بویژه زمین و آب است که با مسئله خردبودن و پراکندگی اراضی متعلق به هر یک از بهره برداران در ارتباط می باشد. برای حل این چالش در کشورهای مختلف از سیاست های یکپارچه سازی اراضی به عنوان یک راه حل منطقی و قابل اجرا استفاده شده است. هدف از این پژوهش ارزیابی نقش یکپارچه سازی توافقی اراضی کشاورزی در بهبود کارآیی عوامل تولید در بهره برداری های آبی در دهستان خرارود- شهرستان خدابنده است. نوع تحقیق کابردی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی می باشد و برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) استفاده شده است. به این منظور، از تعداد 50 طرح که در دو دهه اخیر که با همکاری 285 بهره بردار کشاورزی اجرا شده است، با استفاده از روش نمونه گیری کوکران تعداد 104 نفر از بهره برداران به عنوان نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری آزمون کای دوپیرسن، جدول توافقی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون، آزمون فریدمن و تحلیل واریانس استفاده شده است.نتایج مطالعه نشان می دهد که تفاوت معناداری در دوره قبل و بعد از اجرای طرح در تعداد قطعات اراضی هر بهره بردار بوجود آمده و این امر توانسته است تغییرات مهمی در بهبود کارآیی عوامل تولید ایجاد کند. از طرفی دیگر، از دیدگاه کشاورزان نمونه بیشترین و کمترین تاثیر مستقیم در بهره وری عوامل تولید به ترتیب با مولفه های مربوط به درامد و اشتغال کشاورزان و هزینه های فعالیت های کشاورزی با مقدار 498/0 و 024/0 ارتباط دارند.
احتمال رخداد بلایا و سوانح طبیعی به عنوان پدیده های غیرقابل اجتناب همواره سکونتگاه های انسانی را تهدید می کند؛ از این رو وظیفه برنامه ریزان و مدیران شهری تنظیم الگوهای مناسب و مدون برای کاهش آسیب پذیری سکونتگاه های انسانی به ویژه شهرهاست که محل تجمع انسان، فعالیت و سرمایه به شمار می آید. این فرایند تاب آوری شهری نام دارد. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف معرفی و کاربست رویکرد تاب آوری شهری در مقابل زمین لرزه و برنامه ریزی برای دستیابی به ارائه مدل مطلوب صورت گرفته است تا سطح تاب آوری کلان شهر تهران ارتقا یابد، تأثیرات زمین لرزه و آسیب پذیری جوامع کمتر شود و توانایی های مردم برای مقابله با خطرات ناشی از وقوع سوانح زمین لرزه در مناطق شهری تهران تقویت یابد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از روش های تصمیم گیری چندمعیاره در قالب تحلیل سلسله مراتبی AHP و نرم افزار Expert choice انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش با رگرسیون چندمتغی ره نشان می دهد ارجح ترین بعدی که بر ارتقای سطح تاب آوری زلزله منطقه 12 تهران تأثیرگذار است، بعد اقتصادی تاب آوری با ضریب رگرسیون استانداردشده Beta 382/0 است. ابعاد دیگر برحسب اولویت عبارت اند از: بعد نهادی تاب آوری، بعد کالبدی-محیطی و بعد اجتماعی تاب آوری. همچنین براساس داده های کلی تحلیل سلسله مراتبی از ابعاد تاب آوری منطقه 12 تهران، اولویت ابعاد ارتقای سطح تاب آوری زلزله منطقه 12 تهران با اهمیت بالای بعد کالبدی-زیرساختی با ضریب 462/0 همراه است.
امروزه پیش بینی بلندمدت متغیرهای اقلیمی برای اطلاع از میزان تغییرات و درنتیجه درنظر گرفتن تمهیدات لازم برای تعدیل اثرات سوء ناشی از تغییر اقلیم مورد توجه اقلیم شناسان و پژوهشگران قرار گرفته است، در این تحقیق اثرات احتمالی تغییر اقلیم بر پارامترهای بارش روزانه، حداقل و حداکثر دما و ساعات آفتابی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (ایستگاه های سینوپتیک ارومیه، تبریز و سقز) که دارای آمار بلند مدت بودند در دوره 2009- 1980 مورد بررسی قرار گرفت. پیش بینی ها تحت سناریوی منطقه ای A2 با استفاده از مدل گردش عمومی جو HadCM3 برای دوره زمانی 2040-2011 انجام شد، برای ریز مقیاس نمایی از مدلLars-WG استفاده گردید. نتایج حاکی از کاهش بارش می باشد. بیشترین کاهش مربوط به ماه آوریل به میزان 5/7 درصد و بیشترین افزایش آن مربوط به ماه فوریه به میزان 28/5 درصد خواهد بود. درمجموع کاهش 03/4 درصدی بارش سالانه درکل حوضه آبریز دریاچه ارومیه پیش بینی می شود. میانگین دمای حداقل، افزایش 64/0 تا 35/1 درجه سانتیگرادی درکل حوضه خواهد داشت و بیشترین افزایش دمای حداکثر درماه نوامبر به میزان 27/1 و کمترین افزایش آن در ماه ژانویه به میزان 33/0 درجه خواهد بود. میانگین ساعات آفتابی حوضه دردوره محاسباتی تغییرات اندک و نامحسوسی خواهد داشت.
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری و ارائه مدل مناسب اکوتوریسم و گردشگری روستایی در استان هرمزگان می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که با رویکرد آمیخته با طرح اکتشافی انجام شد. در رویکرد کیفی، از روش نمونه گیری هدفمند، رویکرد کمی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری مورد مطالعه را دو گروه خبرگان و فعالان بازاریابی تشکیل می دهند. در بخش کیفی 27 نفر و در بخش کمی 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. جهت جمع آوری داده از روش کتابخانه ای و میدانی با ابزار مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. روایی ابزار تحقیق با روایی درونی و بیرونی بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفته و مورد پذیرش قرار گرفت. در بخش کمّی با توجه به سؤال های پژوهش، برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از پرسشنامه های تحقیق، از روش های آماری ضریب همبستگی، t تک نمونه ای و مستقل، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تائیدی و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مقدار ضریب معناداری t مربوط به رابطه بین متغیرهای اصلی عوامل ساختاری، عوامل رفتاری و عوامل زمینه ای با بازاریابی گردشگری در سطح اطمینان 95 درصد، از 96/1 بیشتر است و این مورد حاکی از معنی دار بودن تأثیر متغیرهای عوامل ساختاری، عوامل رفتاری و عوامل زمینه ای بر بازاریابی گردشگری می باشد. بنابراین هر 3 متغیر، به عنوان متغیرهای اصلی شناسایی می شوند. رتبه بندی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری روستایی و اکوتوریسم انجام و در نهایت مشخص شد عوامل رفتاری، عوامل ساختاری و عوامل زمینه ای رتبه اول تا سوم را کسب می کنند.
توجه دانشگاهیان به موضوعات مختلف علم تلفیقی و میان رشته ای گردشگری، همگام با افزایش اهمیت اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی آن، بعد از جنگ جهانی دوم (دهه 1950) آغاز شد و تا کنون بر شمار و عمق این مطالعات، افزوده شده است. در ایران نیز پژوهش درباره این پدیده قرن بیستم، با تأخر زمانی و از دهه 1380 خورشیدی آغاز گردید، با این وجود آگاهی بر روند تحقیقات موجود، می تواند علاوه بر تعیین شکاف های احتمالی، در آینده رهگشای پژوهشگران علاقمند نیز باشد. در این راستا، مقاله حاضر با هدف بررسی و تحلیل مطالعات گردشگری ساحلی و دریایی در مقالات علمی-پژوهشی انتشاریافته در مجلات معتبر داخلی انجام شد. برای این منظور، با جستجوی محقق در پایگاه ها و وب سایت مجلات، 106 مقاله در این زمینه یافت شد. فرایند بررسی این مقالات، با پنج پرسش محوری و در نتیجه در پنج گام، آغاز شد: بررسی روند زمانی؛ پراکندگی جغرافیایی؛ محورهای مطالعاتی؛ ارتباط گردشگری ساحلی و دریایی با سایر شکل های توسعه گردشگری؛ و رویکردهای روش شناسی. نتایج انجام این مراحل نشان داد که سرآغاز پژوهش درباره گردشگری در مناطق ساحلی و حوزه-های آبی کشور، به سال 1382 باز می گردد و تا کنون، بیشترین پژوهش ها در این حوزه در سال 1396 انجام شده است؛ از میان مناطق ساحلی و پهنه های آبی کشور، بیشترین مقاله (تعداد 63) به طور کلی متمرکز بر مناطق ساحلی "دریای خزر" و به طور خاص، 37 مورد از آن ها، سواحل "استان مازندران" را مورد بررسی قرار داده اند؛ از میان شش محور مطالعاتی تفکیک شده توسط محقق،
امروزه گردشگری یکی از بزرگترین صنایع در سراسر جهان می باشد. اکوتوریسم نیز نوعی از گردشگری پایدار است که هدف آن به حداقل رساندن اثرات منفی بر محیط زیست طبیعی و اجتماعی-فرهنگی است که اکنون بعنوان سریع ترین زیر مجموعه ی در حال رشد بزرگ ترین صنعت جهان مطرح میشود. براساس این تغییرات، نیاز به بکارگیری برنامه های استراتژیک در این زمینه ضروری است. در مطالعه ی حاضر، آبخیز هراز مورد بررسی قرار گرفته است. علت این امر مشخصه های طبیعی منحصر بفرد این حوزه برای اکوتوریسم است، که آنرا یکی از قطب های اکوتوریسم ایران ساخته است. هدف این مطالعه تامین استراتژی های مدیریتی برای توسعه ی اکوتوریسم در آبخیز هراز است. در راستای این هدف، نظر به کارآیی ترکیب متدهای AHP و SWOT ، آنالیز AWOT مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهند که رسوم محلی ساده و تعامل مناسب با گردشگرها همچنین، تخریب منابع طبیعی به دلیل توسعه ی زیرساخت ها به ترتیب مهم ترین نقاط قوت و ضعف می باشند. ارائه ی فرصت های شغلی جدید و تغییر سنت های محلی مهم ترین فرصت و تهدید در این زمینه بود. علاوه بر این، ”افزایش تعداد تبلیغات داخلی و خارجی، تنظیم قوانین جدید مورد نیاز و مدیریت قوانین اجرایی موجود، توسعه ی فرهنگ پاسخگویی گردشگری، دعوت از سرمایه گذاران داخلی و خارجی، ارائه ی امکانات و امتیازات ویژه سرمایه گذاری، و افزایش سطح آگاهی گردشگران به منظور حفاظت از محیط زیست“ این موارد بعنوان موثرترین استراتژی ها در مطالعه حاضر یافت شده اند.
صنعتی شدن روستا به عنوان اهرمی پویا برای توسعه روستایی معرفی شده است و توزیع درآمد، متنوع ساختن اقتصاد روستایی و کاهش نابرابری های اجتماعی اقتصادی، از اهداف اولیه آن محسوب می شود. اغلب پژوهش ها درباره آثار صنعتی شدن مناطق روستایی دو ویژگی عمده دارند: اول کمی گرا هستند، دوم بیشتر آثار اقتصادی (اشتغال و درآمد) را بررسی کرده اند. در حالی که علاوه بر ارزیابی آثار اقتصادی صنعت در روستا، باید تأثیرات دیگر آن به ویژه آثار اجتماعی آن بررسی شود. از این رو در پژوهش حاضر آثار اجتماعی اقتصادی استقرار صنعت پتروشیمی در روستای امامزاده ابراهیم و سعیدآباد از دید خود روستاییان با روش کیفی مطالعه شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و از فنون مصاحبه فردی، بحث گروهی متمرکز و مشاهده برای جمع آوری اطلاعات و از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش، ورود صنعت در نواحی روستایی مذکور به پیدایش پیامدهایی منجر شده است که از جمله آن ها می توان به این موارد اشاره کرد: به خطرافتادن سلامت انسان در اثر افزایش آلودگی زیست محیطی، پیدایش فرصت های اندک برای روستاییان، کاهش فرصت اشتغال برای زنان روستایی، اشتغال نیروی کار غیربومی در پتروشیمی، اسکان افراد غیربومی در روستا، تشدید نگرش منفی روستاییان به صنعت پتروشیمی، سنخیت نداشتن صنعت پتروشیمی با روستا، گرایش جوانان روستا به ادامه تحصیل، تغییر در برخی جنبه های مادی سبک زندگی روستاییان شاغل در پتروشیمی، کاهش انگیزه روستاییان برای انجام فعالیت در بخش کشاورزی و دامداری، لطمه به بخش کشاورزی، افزایش درآمد روستاییان شاغل در صنعت، رونق برخی کسب وکارهای روستایی و تغییر قیمت زمین.
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر امنیت شهرها کاربری های اراضی شهری است که به عنوان سلول های تشکیل دهندة بافت شهری، شعاع اثر متفاوتی ازنظر محیطی و مکانی بر امنیت و ناامنی شهر می گذارند. هدف این پژوهش شناسایی پهنه های امن و ناامن فضای شهر کاشان است که با انتخاب ده شاخص از میان کاربری های زمین شهری که از ادبیات پژوهش مستخرج شده اند، با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به پهنه بندی ۸۷ محله شهر کاشان ازنظر امنیت پرداخته می شود. با توجه به نظر کارشناسان کاربری انتظامی با وزن (۰٫۳۳) ، فاصله از مخروبه ها و اراضی متروک با وزن (۰٫۲۱) و دسترسی سریع و آزاد به معابر اصلی و شریان های حیاتی با وزن (۰٫۱) بیشترین اثر را در میان کاربری ها در فرایند پهنه بندی امنیت شهر دارا می باشند. نتایج پژوهش نقشه پهنه بندی نهایی امنیت شهری است که نشان می دهد محلات روستاشهری بدترین و محلات نوساز و بافت جدید مطلوب ترین وضعیت را ازنظر امنیت شهری دارا هستند. هم چنین به طور نسبی (۴۰%) شهر کاشان در وضعیت امن و فرا امن، (۱۷%) در وضعیت امنیت متعادل و (۴۳%) در وضعیت ناامن و فرو امن قرار دارد و در پایان پژوهش، راهکارهای لازم برای تأمین امنیت در محلات فرو امن و ناامن ارائه می گردد.
قرار گرفتن کشور ایران در کمربند بیابانی سبب افزایش فرکانس رخداد طوفان های گرد و غبار بخصوص در نواحی شرقی و جنوبی آن و تاثیرات نامطلوب محیط زیستی شده است. هدف این تحقیق کاربرد مدل جفت شده پیش بینی عددی وضع هوا-شیمی) WRF-(Chem.3.6.1، برای شبیه سازی رخداد طوفان گرد و غبار (شرق ایران) و دستیابی به روشی جهت پایش، پیش بینی و هشدار وضعیت رخداد طوفان است. علاوه بر اجرای مدل با استفاده از داده های غلظت گرد و غبار سازمان محیط زیست، داده های سرعت و جهت باد سازمان هواشناسی و تصاویر ماهواره ای MODIS امکان تعیین مسیر حرکت ذرات و هشدار و ارائه پیش بینی بهتر بررسی شده است. نتایج مدل نشان داد که منطقه سیستان بخصوص بستر خشک تالاب هامون، چشمه اصلی طوفان گرد و غبار بوده است. هم چنین در طول رخداد، با همگرا شدن جریانات شمالی-جنوبی بر روی شرق ایران، ایجاد بادهای شدید در ترازهای زیرین جو، انتشار و افزایش غلظت گرد و غبار و انتقال آنها به نواحی جنوبی تا دریای عمان را در پی داشته است. مقایسه ها نشان داد که مدل WRF-Chem از نظر مقیاس زمانی، تا حدودی برآورد منطقی از گرد و غبار در محدوده مطالعاتی به دست می دهد. به دلیل استفاده از داده های پیش بینی جهانی بعنوان ورودی مدل وقوع خطا در برآورد غلظت امری بدیهی است. اجرای مدل با قدرت های تفکیک 10 و 30 کیلومتری بیانگر این واقعیت است که شکل گیری طوفان های منطقه سیستان بشدت از ویژگی های جغرافیایی محلی، بویژه توپوگرافی متأثر می گردد.
در حال حاضر تغییر یا حفظ کاربری اراضی از مهم ترین عواملی است که برنامه ریزان و طراحان بخش توسعه از آن به عنوان ابزار مهم در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و محلی استفاده می کنند. روستا منبعی شکننده و آسیب پذیر در برابر تغییرات محیطی و انسانی شهرها است. با توجه به محدودیت زمین و ارزش معیشتی آن در نواحی روستایی، با بهره گیری از زمین های موجود و استفاده آن در ساخت و سازهای غیر اصولی و بی رویه، برای احداث سکونتگاه های شهری مواجه هستند. در دهه های 1375 -1390 شهرستان نیشابور روند رو به گسترش داشته است. بهترین زمین های حاصلخیز برای کشاورزی به زیر ساخت وسازهای شهر رفته و بسیاری از فضاهای زیستی از جمله روستاها، زمین های باغی و مراتع را به شدت دگرگون کرده است. این تغییرات به گونه ای بوده که بسیاری از روستاهای شهرستان با محله های شهر نیشابور ادغام شده و کوچک ترین نشانه ای از ساختارهای روستایی ندارد. در این پژوهش سعی شده است به بررسی اثرات خزش شهری بر تغییرات کاربری اراضی فضاهای پیراشهری پرداخته شود. بر اساس نتایج به دست آمده محله هایی وجود دارد که در نتیجه روند و توسعه شهری، روستاهای اطراف به محله های این نواحی ادغام شده است . در بیشتر این محلات روند و توسعه شهری به اندازه ای زیاد بوده که تغییرات قابل ملاحظه ای را در رابطه با تغییرات اراضی کشاورزی ایجاد کرده است. در این محلات روستاهای حسین آباد جدید، چاه بلند، یحیی آباد، ده شیخ، فخریه، مرتضی آباد، گنبد سبز، مرتضی آباد، سراب کوشک، مبارکه، بکاول، زرگران، ابراهیمی، قید، شاه آباد حسینی، با این محلات ادغام گردیده و باعث تغییرات کاربری از تولیدی به مصرفی و خدماتی شده است.
مطالعات اخیر در بسیاری از کشورها نشان دهنده ی اثر بسیاری از عوامل نظیر رضایت مندی، دانش، وضعیت مشخصات فردی جمعیّتی و متغیّرهای رفتاری در مشارکت مردم می باشد. مسأله ی مهم این است که آیا این متغیّر ها نیز بر میزان مشارکت مردمی درایران مؤثر می باشند؟ هدف از این تحقیق بررسی عوامل ارتباطی مؤثر بر دانش کشاورزان در به کارگیری عملیات مدیریت آبخیزداری [1](WMP) در حوضه ی آبخیز کوشک آباد واقع در استان خراسان رضوی در ایران (85 کیلومتر مربع) می باشد. هدف اصلی از این تحقیق ارزیابی عواملی است که در میزان مشارکت مردم در ایران تأثیر گذار است. جمعیّت کل کشاورزان منطقه ی حوضه ی آبخیز مورد مطالعه (n=1250) است که از بین آنها 200 نفر با روش نمونه گیری طبقه بندی شده ی تصادفی (n=200) انتخاب شده است. در واقع، این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین آگاهی از عملیات آبخیزداری (WMP) و سطح مشارکت در WMP در ایران طراحی شده است. به منظور دستیابی به این هدف، پژوهش مقطعی صورت گرفت. داده های آن نیز از طریق مصاحبه ی حضوری از افراد ساکن در شش دهکده ی زیر حوضه ی سد کارده- ایران جمع آوری گردید. مقیاس دانش و مشارکت در عملیات مدیریت آبخیزداری به ترتیب 0.90 و 0.92 می باشد. یافته ها نشان می دهند که حدود نیمی از کشاورزان، دانش عملیات مدیریت آبخیزداری را دارند و سطح مشارکت در این عملیات متوسط بوده و رابطه ای مثبت و معنی دار بین دانش کشاورزان از عملیات مدیریت آبخیزداری وجود دارد. هرچند، طبق یافته ها، سطح مشارکت اجتماعی افراد بیش از مشارکت اقتصادی و زیست محیطی می باشد. بعلاوه، نتایج روشن می کند که سطح دانش پاسخ گویان از این عملیات کم تا متوسط بوده و مشارکت در آن ارتباطی مثبت و معنی دار با دانش آن عملیات دارد (r=0.611, P=0.000).
سیلاب ها ازجمله مخاطرات طبیعی هستند که هرساله خسارات بسیار زیادی را برای ساکنین دشت های سیلابی به بار می آورد. تهیه نقشه های پهنه بندی سیلاب برای دوره های بازگشت مختلف ازجمله روش های متداولی است که جهت نمایش پتانسیل مخاطرات سیلابی مورداستفاده قرار می گیرد. در پژوهش حاضر، که خطر وقوع سیلاب را در 72 کیلومتر از رودخانه قره سو در محدوده استان اردبیل موردبررسی قرار می دهد، جهت شبیه سازی سیلاب از مدل هیدرودینامیکی یک بُعدی HEC-RAS استفاده شد و پیش پردازش و پس پردازش داده های ژئومتری و هیدرومتری در محیط نرم افزاری GIS توسط الحاقی HEC-GeoRAS صورت پذیرفت. نتایج پهنه بندی سیلاب رودخانه قره سو نشان داد که با رخداد سیلابی با دوره بازگشت 25 سال، مساحتی در حدود 1085 هکتار از اراضی کشاورزی و باغات حاشیه رودخانه قره سو به زیرآب رفته و خساراتی را برای کشاورزان این منطقه به وجود خواهد آورد. همچنین نتایج نشان داده که عرض پهنای سیل گیر برای دوره بازگشت 25 سال در بازه های دوم، سوم و چهارم تا 550 متر نیز می رسد. بر این اساس لزوم توجه به اقدامات اساسی در زمینه مدیریت دشت های سیلابی در این منطقه ضرورت می یابد.