"در یک کلام مفهوم توسعه انسانی را می توان چنین تعریف نمود «فرآیند بسط انتخاب ها در بستر فضای قابلیت زا برای دستیابی به زندگی بهتر» بر اساس این تعریف می توان تغییرات شاخص توسعه انسانی را در یک دوره زمانی مورد بررسی قرار داد.
مقاله حاضر در صدد است که به بررسی و تجزیه و تحلیل شاخص های توسعه انسانی در استان سیستان و بلوچستان طی سال های 1368 الی 1379 بپردازد و همچنین به سوالاتی از قبیل اینکه آیا شاخص مذکور طی سال های مورد مطالعه بهبود یافته است. آیا شکاف توسعه بر حسب جنسیت کاهش یافته است، آیا شکاف فقر انسانی روندی نزولی را طی نموده است و... پاسخ گوید.
روش تحقیق در مطالعه حاضر توصیفی و تحلیلی است و از حیث نوع تحقیق کاربردی می باشد نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که طی سال های مورد بررسی شاخص توسعه انسانی استان سیستان و بلوچستان بهبود یافته و از رقم 0.336 در سال 1368 به 0.569 در سال 1379 بالغ گشته است که این افزایش را مدیون افزایش امید به زندگی، شاخص نرخ با سوادی بزرگسالان و بهبود در نرخ ثبت نام ناالص در کلیه مقاطع آموزشی استانی می باشد. طی همین دوره شاخص توسعه انسانی بر حسب جنسیت نیز از 0.296 به 0.451 افزایش یافته است که در اثر بهبود وضعیت آموزش زنان بوده است؛ همچنین شاخص فقر انسانی از 49.63 درصد به 32.66 درصد کاهش یافته است."
دریاچه طبیعی“چشمه سبز” در دامنه شمالی رشته کوه بینالود (شمال خراسان) واقع و مشرف بر حوضه آبریز رودخانه گلمکان میباشد. این دریاچه کوهستانی که در ارتفاع 2500 متری از سطح دریا واقع شده، یکی از نقاط جذاب و دیدنی است که در مورد منشا وژنز آن اظهار نظر چندانی صورت نگرفته و ابهاماتی چند وجود دارد. حوضچه این دریاچه از سنگهای متاپولیتی با دگرگونی ضعیف معروف به اسلیت و فیلیت (در سازندهای ژوراسیک) تشکیل شده است. در مورد نحوه تکوین و تکامل آن میتوان حداقل دو پیش فرض را درنظر گرفت، نخست آنکه مورفولوژی و شکل تقریباً مدور دریاچه و نواحی پیرامونی آن، میتواند بیانگر این باشد که دریاچه مذکور احتمالاً حاصل میراثهای اقلیمی و مورفوکلیماتیک عصر یخچالی کواترنر بوده و در نتیجه به عنوان یک “دریاچه سیرکی” هویت مییابد. دوم اینکه چون بینالود توسط زمین ساختهای پوسته ای نازک، شکل گرفته و درواقع به صورت یک نوار چین خورده و گسلیده از نوع گسلهای تراستی است؛ بنابراین تجمع آب در امتداد دره های سوبسکانتی مقابل جبهه رورانده طی دوره های مرطوبترکواترنر، موجب پیدایش دریاچه چشمه سبز شده است. وجود یک گسل با روند شمال غربی – جنوب شرقی (که محور دریاچه را تشکیل میدهد)، میتواند فرضیه دوم را قوت ببخشد.
هیدروگراف واحد یک روش معمول و بسیاررایج در پیش بینی دبی سیلاب ها از داده های اندازه گیری شده می باشد. در حوضه های فاقد داده های پایه امکان تهیه هیدروگراف واحد با استفاده از روش های تحلیل روان آب و - بارش وجود ندارد. استفاده از داده های ژئومورفولوژی و تهیه هیدروگراف واحد ژئومورفولوژی ( GIUH ) راه حلی برای مشکل حوضه های یاد شده می باشد. معادله GIUH براساس آنالیز شبکه هیدروگرافی مبتنی بر تجزیه و تحلیل های زنجیره مارکوف برای حوضه ( رتبه چهار ) امامه استخراج گردیده است، و نتایج رضایت بخش از آن به دست آمد. در این مقاله به تحلیل کمی روابط پارامترهای ژئومورفولوژی و هیدرودینامیکی در مدل سازی برآورد سیل پرداخته شده است، و روابط روان آب - بارش بر اساس تئوری ها و داده های ژئومورفولوژیکی موردتجزیه تحلیل قرارگرفته اند. کاربرد مدل GIUH در مدیریت سیلاب حوضه ها به ویژه حوضه های فاقد ایستگاه اندازه گیری، حائزاهمیت می باشد .
شهر بندری چابهار مرکز اداری شهرستان چابهار است که در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، در ساحل خلیج چابهار واقع است. در سال 1370 ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی چابهار به تصویب هیأت وزیران رسید که در سال 1372 فعالیت خود را آغاز کرد . هدف منطقه آزاد بهره گیری از توان منطقه ای، جذب سرمایه گذاری خارجی، ایجاد اشتغال، کاهش اتکا به اقتصاد نفت و توسعه اقتصادی جنوب شرق ایران بود. فعالیت منطقه آزاد موجب جذب برخی سرمایه گذاری ها و افزایش جمعیت شهر چابهار شده است. در این مقاله ابتدا نقش سرمایه غیر بومی در یک محیط سنتی و اثر آن در توسعه ساختار اجتماعی، فضایی شهر چابهار مورد بررسی قرار گرفته است . آنگاه نابسامانی های کارکردی و آسیب های اجتماعی حاصله از ساختار اجتماعی، فضایی شهر تجزیه و تحلیل شده،در پایان برخی نقطه نظرهای اصلاحی ارائه شده است .
سرمازدگی و یخبندان از دیرباز باعث ایجاد وحشت در کشاورزان شده و خسارتهای مالی زیادی را بر آنها وارد آورده است. ظاهرا عامل یخبندان، دما میباشد ولی در اصل هرگونه نوسان در پارامترهای هواشناسی از قبیل فشار، رطوبت نوع ابر و مه در سطح زمین و لایههای بالای جو عامل ایجاد و تغییر دما میباشد در این تحقیق یک مورد سرمازدگی که در روز هفتم اردیبهشت در اسان چهار محال و بختیاری اتفاق افتاده انتخاب و در کلیه ساعات از دو روز قبل و بعد از وقوع یخبندان پارامترهای هواشناسی مذکور مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. هدف نهایی از این تحقیق شناخت عوامل موثر دینامیکی و همدیدی بر روی سرمازدگی و یخبندان در استان چهار محال و بختیاری بود تا بتوان با به کارگیری آن در آینده از وقوع این حادثه جلوگیری کرد و از شدت خسارتها کاست. محاسبات انجام شده نشان داد که میزان گرما هدر رفته در لحظه سرمازدگی در حدود 71 برابر میزان این گرما در حالت عادی بوده است. بر این اساس جهت جلوگیری از وقوع این حوادث از قبل با اعمال این میزان گرما به جو از روشهای مختلف میتوان تا حدودی از بروز این پدیده جلوگیری کرد. تغییرات ناگهانی فشار، رطوبت و دیگر متغیرهای هواشناسی عامل این پدیده است. استفاده از ارقام غیر مقاوم در این مورد باعث تشدید خسارات میگردد. نوع خاک، آبیاری و عملیات زراعی دیگر نقش مهمی در این پدیده دارد.
اقلیم و پارامترهای مربوط به آن ـ از جمله بارش، دما، رطوبت و … ـ و تغییرات احتمالی این عناصر در طول دوره زمانی نقش بسزایی در محیط زندگی انسان دارد. لذا شناخت عناصر مذکور و تغییرات مربوط از طریق به کمی در آوردن و مدل بندی آماری پارامترهای و فراسنجهای اقلیمی، امکان بهره وری بهینه از طبیعت و امکانات خدادادی آن را فراهم می سازد. در مقاله حاضر، به منظور تجزیه و تحلیل سری زمانی بارش ماهانه ایستگاههای منتخب غرب کشور و پیش بینی مقادیر آتی برای شناسایی خشکسالی، از روش ساریما استفاده شده است. برای تعیین خشکالی، دو شاخص توزیع استاندارد و درصد بارش نرمال به کار گرفته شده و در نهایت معناداری تغییرات بارش در طول دوره آماری مورد مطالعه، از طریق آزمون F بررسی گردیده است. در خاتمه خشکسالی ضعیف خشکسالی غالب بوده و بارش ایستگاه های منتخب تغییرات معناداری نداشته است.
با توجه به تاثیر دما در شرایط اقلیمی هر منطقه و اهمیت پیش بینی آن در برنامه ریزیهای محیطی، استفاده از روشهای آماری به منظور مطالعه تغییرات و پیش بینی دما، کاربرد وسیعی پیدا کرده است. یکی از روشهای مذکور، بررسی متوسط دمای ماهانه بر اساس مدل آریمای باکس- جنکینز است. در این تحقیق با استفاده از مدل فوق، متوسط دمای ماهانه ایستگاه تبریز برای یک دوره آماری 40 ساله (98-1959) بر اساس روش خود همبستگی و خود همبستگی جزیی و کنترل نرمال بودن باقی مانده ها با به کارگیری آزمون کولموگروف اسمیرنوف مورد بررسی قرار گرفته است. پس از مقایسه معیار آکاییک (AIC)، الگوهای آزمایشی مدل (0,0,1), (0,1,1) 12 ARIMA که ترکیبی از دو بخش غیر فصلی (q=1,d=0,p=0) و فصلی (SQ=1,SD=1,SP=0) می باشند، به عنوان مدلهای محاسباتی انتخاب گردیده و بر اساس آنها، تغییرات متوسط دمای ماهانه ایستگاه تبریز تا سال 2010 پیش بینی شده است.
توده کوهستانی میشود داغ در شمالغرب ایران و در ضلع شمالی در یاچه ارومیه واقع است این کوهستانی در ضلع شمالی خود به دشت مرند که در جهت شرقی غربی کشیده شده است منتهی می شود گل مورب لغز شمال میشو و شاخه های فرعی آن مهمترین نقش را در مرفولوژی دامنه شمالی میشود داغ و جبهه کوهستانی مشرف به دست مرند ایفا نموده اند حرکات عمودی گسلهای منطقه علاوه بر آثار خود در داخل کوهستان در پراکندگی تکامل و مرفولوژی سطح مخروط افکنه ها تاثیر عمده ای داشته اند به وجود آمدن مخروط افکنه های چند بخشی در منطقه نتیجه عملکرد گسلها منطقه بوده است اثر فعالیتهای تکتونیکی حتی رسوبات کواترنر آغازین را نیز خمیده کرده وموجب به وجود آمدن مخروط افکنه های تود درتو ( تلسکو÷ی) در منطقه شده است قسمت فعال مخروط افکنه ها در میشو شرقی در راس و در میشو غربی در حاشیه یا پایین دست آنها قرار گرفته که نشانگر عملکرد متفاوت تکتونیک در دو بخش دامنه شمالی میشو می باشد شکل منحنی های میزان سطح مخروط افکنه ها در میشو شرقی و برخی مخروط افکنه های میشو غربی هیچ گونه اثری از عمل فعالیتهای تکتونیکی را نشان نمی دهد و منحنی های میزان آنها بخشی از یک دایره را تشکیل داده که راس مخروط افکنه ها بر مرکز دایره منطبق است در بقیه مخروط افکنه های میشو غربی منحنی های میزان بخشی از یک بیضی را تشکیل می دهند که نوعی کشیدگی در سطح مخروط افکنه در اثر فعالیتهای تکتونیک را نشان می دهد بدین ترتیب اثرات عملکرد تکتونیک در میشو شرقی در جبهه کوهستانی و در بخش غربی در سطح مخروط افکنه ها بیشتر مشهود است و لذا می توان مرفولوژی مخروط افکنه ها را بعنوان شاخصی برای ارزیابی فعالیتهای تکتونیکی به کار برد