گرچه در سالهای اخیر آنچه که به ادغام/ الحاق شهری شهرت یافته است، کم و بیش توسط کارشناشان شهری مورد اشاره قرارگرفته است، اما کوشش چندانی در سنجش دامنه یا هدایت دگرگونیهای برآمده از این فرایند در گذر زمان به انجام نرسیده است. بر مبنای اطلاعات و داده های پراکنده موجود، این پدیده طی یکی- دو دهه اخیر، در غیاب برنامه های متناسب شهری و به صورتی عمدتا خودجوش، زمینه ساز الحاق و ادغام بسیاری از سکونتگاههای روستائی در کانونهای شهری، بویژه کلانشهرهای کشور شده است. این مقاله کوشش دارد تا ابعاد مختلف پدیده الحاق شهری و پدیده های وابسته به آن- پدیده های خورندگی و خزش شهری- را با نگاهی به رشد بی رویه کلانشهر تهران به وارسی بنشیند.
در پژوهش حاضر از نقشه شهرستان به عنوان مرز منطقه مورد مطالعه استفاده شده و نتیجه آن با توجه به جنبه کاربردی مقاله، از طریق ارائه نقشه مخاطرات ژئومورفولوژیک و ممیزی مناطق پر خطر- کم خطر سعی دارد برنامه ریزان و مدیران اجرایی را به سوی برنامه ریزی و مدیریت صحیح کاربری زمین سوق دهد. با استفاده از نقشه های توپوگرافی رقومی شده و نقشه های زمین شناسی و ژئومورفولوژی و داده های سنجس از دور و بهرهگیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) شامل نرم افزار هایArc/info و Arcview داده ها پردازش شده و پس از تهیه پایگاه اطلاعاتی برای منطقه مورد نظر، با استفاده از روش تحلیل همپوشی (Overlay) نقشه مخاطرات طبیعی و ژئومورفولوژیک ارائه گردید. نتایج این مطالعه نشان می دهد که 32 درصد منطقه مطالعاتی از نظر وقوع حرکات توده ای مواد، در محدوده خطر متوسط تا بسیار شدید قرار دارند و 12 درصد از مساحت شهرستان مورد مطالعه، به لحاظ سیلاب رودخانهای در پهنه خطر متوسط تا بسیار شدید واقع شدهاند. همچنین 28 درصد از شهرستان اهر به لحاظ حساسیت از نظر زمین لرزه در محدوده خطر متوسط تا شدید قرار دارند.
دریای خزر به عنوان یکی از بزرگ ترین و غنی ترین دریاچه های جهان و همچنین به لحاظ داشتن منابع عظیم انرژی (نفت و گاز) و هم به علت موقعیت ژئواستراتژیکی از گذشته های دور، در نظام جهانی و منطقه ای دارای اهمیت فراوانی بوده است. این اهمیت بخصوص پس از فروپاشی شوروی در 1991 و پیدایش واحدهای سیاسی به عنوان بازیگران جدید در حوزه ی این دریا دو چندان شده است. زیرا قدرت های جهانی و منطقه ای، این دریا را به دلیل دارا بودن منابع انرژی فراوان و موقعیت جغرافیایی و اهمیتی که از نظر ژئواکونومیکی دارد، آن را در کانون توجهات مهم منطقه ای و جهانی خود قرار دادهاند. توانمندی های تولید انرژیی (نفت و گاز) کشورهای حاشیه ی خزر و چگونگی انتقال آن به بازار مصرف جهانی با توجه به محصور بودن این کشورها و همچنین نبود یک رژیم حقوقی در خصوص چگونگی استفاده از منابع بیولوژیکی و انرژی و غیره دریای خزر و اختلاف دیدگاه های کشورهای این حوزه، موجب ظهور ژئوپولیتیک جدیدی در انتقال نفت و گاز (معبر انرژی) شده که در تجزیه و تحلیل هر یک از راه های انتقال، معایب و مشکلات آنها کاملاً آشکار شده است. در مقابل جایگاه و اهمیت ژئواکونومیکی ایران، به عنوان مهمترین، امن ترین و نزدیک ترین و با صرفهترین مسیر انتقال انرژی آسیای مرکزی و قفقاز کاملاً مشخص می شود. در ادامه این مقاله، مسأله بازگشت ژئوپولیتیک آسیای مرکزی پس از چند دهه و تبعات آن برای ایران، بطور مختصر مورد بررسی قرار می گیرد.
استراتژی پیش از آنکه واژه ای سیاسی تلقی شود اصطلاحی نظامی بنظر می رسد در حالی که مفهوم استراتژی محدود به بعد نظامی نیست و امروز از استراتژی ملی بحث می شود که به معنای علم و هنر توسعه و استفاده از منابع سیاسی ، اقتصادی ، نظامی ، اجتماعی و فرهنگی مورد نیاز در زمان جنگ و صلح جهت تامین حداکثر حمایت از سیاست های ملی و در صورت وقوع جنگ افزایش احتمال پیروزی و پیامدهای مساعد آن است ایران با توجه به موقعیت در سطوح ملی، منطقه ای و فرا منطقه ای و قرار گرفتن در فاصله دو پهنه آبی خزر و خلیج فارس، همچنین نزدیکی به آسیای مرکزی و منطقه قفقاز ایجاب می نماید که از استراتژی بحری برخوردار باشد و در جهت گیری سیاسی از استراتژی اتحاد و ائتلاف تبعیت نماید
این مقاله باهدف شناسایی و معرفی مکانها، جاذبه ها و توانهای طبیعی جهت جذب اکوتوریست درحوضه شفارود شهرستان رضوانشهر غرب استان گیلان بمنظور اشتغال زایی و توسعه این ناحیه با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به استناد نقشه های توپوگرافی 1:50000زمین شناسی 1:250000 و1:100000 و عکسهای هوایی و تصاویرماهواره ای انجام شده است. یکی از اشکال گردشگری که در قرن 21 بسیاررونق گرفته طبیعت گردی (اکوتوریسم) است. به لحاظ وجود چشم اندازهای زیبای طبیعی (کوههای البرز و تالش_ جنگلهای انبوه_ دریای خزر _ تالاب انزلی و...) حدود 65 % از گردشگران در سطوح ملی و ناحیه ای که به گیلان سفر می کنند اکوتوریست می باشد (عسگری 1385). این حوضه 36 هزار هکتار وسعت دارد. حوضه ای است کوهستانی با ارتفاع متوسط 1500 متردارای اقلیم سرد تا نیمه سرد ومرطوب و بارندگی سالانه 1400 میلی متر می باشد.
نتایج مطالعات نشان داد: به سبب سازوکار عوامل و فرایندهای درونی و بیرونی چشم اندازهای زیبایی نظیر: پرتگاه های صخرهای (اطراف گنزخوار، خیل گاه، ...) چشمه های فراوان( ارده – زندانه و...) دره های عمیق پوشیده از جنگل( اطراف برزکوه، اطراف صادره سر،...) آبشارهای کوهستانی در مسیر رودخانه های (میانرود، پارگام، خجه دره، ...) دامنه های مقعر و محدب پوشیده از جنگل و مرتع ( شفارود، برن، دشت دامن، ...) کوههای مرتفع و نسبتا مرتفع (2700-1000 متر ) و مناطق ییلاقی( ارده، وسکه، دشت دامن، زندانه، برن ، ... ) جنگلهای انبوه با گونه های نادر(راشستانهای لمیر) گیاهی و چشم اندازهای زیبا ییلاقی(روشن ده، الماس، ارده، زندانه، دشت دامن) تابستانهای معتدل و زمستانهای پر برف و درمجموع مناظروچشم اندازهای جالب دلپذیر و جاذبی برای گردشگران بویژه توریستهای طبیعت گرد ایرانی فراهم آورده است.
درکنار توانهای بالقوه طبیعی فوق، قرارگیری اراضی این حوضه در مسیر جاده سنتو (فومن- میانه) وسد درحال احداث شفارود (برروی رودخانه اصلی حوضه) و عبورمحور ارتباطی انزلی- آستارا ازپایاب آن، بعنوان عوامل انسان ساخت می تواند توانهای طبیعی محدود مورد مطالعه را برای جذب گردشگر دو چندان کند.
مقاله حاضر به بیان نظریات و تحلیل های اجتماعی نظریه پردازان در خصوص تحولات شهرهای جهان برمبنای تفکرات نظام جهانی و نظم نوین جهانی و گذر از مراحل نظریات کلاسیک و مدرن بر دوران تفکرات پست مدرن یا فرانوگرا می پردازد و با رویکردی نظریه پردازانه بر نحوه ی تکوین تفکرات آینده و مکانیزم منتج از آن، فضای شهری را به مثابه مسئله اساسی در نظام اجتماعی که قلب نظریه های اجتماعی است مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهد. دیدگاه های نظریه پردازان بزرگ شهری همچون والرشتاین، لرنر، کاستلز، گیدنز را نیز درخصوص شهرهای فراروی جامعه جهانی به تصویر کشیده است.
بارش های رعد و برقی از مهمترین پدیده های اقلیمی منطقه شمال غرب کشور ایران محسوب می شوند. این نوع بارشها در مواقعی از سال، ضمن تامین بخشی از آب مورد نیاز زراعی، بویژه در فصول گرم، تاثیرات فاجعه باری برروی محیط طبیعی، مردم و اقتصاد کشاورزی برجای می گذارند. بعلاوه بارش های تندری، به دلیل ماهوی در جهت وقوع سیلاب های شدید محلی، از پتانسیل بالایی برخوردار هستند. بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر عبارت از: بررسی تغییرات زمانی دراز مدت فراوانی و میزان بارش های حاصل از پدیده رعد و برق در منطقه مورد مطالعه است. تحلیل آماری مشاهدات ثبت شده در طول دوره آماری سالهای 1951 الی 2002 میلادی نشان دهنده این واقعیت است که باران های مذکور اغلب در فصول بهار و تابستان و طی ساعات بعد از ظهر و اوایل شب اتفاق می افتند. مدل های شبیه سازی شده نظریه احتمال تاثیرات مشترک سیستم های جوی سینوپتیک و عوامل فیزیوگرافیک برروی توزیع بارش های شدید و به تبع آن وقوع سیلاب های مخرب را تقویت می نمایند.
موضوع «عدالت اجتماعی» یکی از مباحث بسیار مهم در مکتب انسان ساز اسلام می باشد. بگونه ای که خداوند متعال هدف از بعثت انبیا را اقامه قسط و عدل توسط مردم بیان می نماید (سوره: حدید، آیه: 25). متاسفانه مفهوم عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام آنچنان که شایسته است مورد توجه اندیشمندان اسلام قرار نگرفته، تا ابعاد گوناگون آن براساس نیاز جوامع انسانی تئوریزه شود. اکنون فقدان عدالت اجتماعی در میان جوامع اسلامی خود دلیل بر این مدعا است.
در غرب نیز مفهوم عدالت اجتماعی حداقل از زمان ارسطو به دلیل ضرورت سازمان های اجتماعی و به عنوان موضوع و دستورالعمل سازمان های اجتماعی، مطرح بوده است. اما در سه دهه گذشته بازتاب تفکر تئوریکی آن هم در ابعاد تحلیل فلسفی و هم از نظر دلائل علمی در رابطه با تغییر شکل وضعیت رفاه، جنبه های جدید و جالبی یافته است. مفاهیم شرایط اجتماعی و مسئولیت فردی نقش مهمی را در تئوری های «عدالت اجتماعی» ایفاء می کنند و این مفاهیم از زمان منتسکیو به عنوان نقطه اتصال رشته های مختلف علوم اجتماعی مطرح بوده-اند. این مقاله تلاش دارد تا ابعاد مختلف عدالت اجتماعی را از دیدگاه های مختلف موردبررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. و دلائل ضعف عدالت اجتماعی در بعضی جوامع اسلامی را ریشه یابی نماید.
شناسایی و تبیین فرصتها در آسیای مرکزی به عنوان بخشی از محیط بین الملل از یک سو و شناسایی قابلیتهای ژئوپلیتیکی ایران از سویی دیگر، علایق ژئوپلیتیکی ما را در آن منطقه روشن می سازد. بدیهی است تبیین علایق ژئوپلیتیکی به تنهایی کافی نیست و برای اینکه بتوان از این علایق در سیاستگذاری ها و برنامه های راهبردی بهره برداری کرد، باید امکان دستیابی به آن علایق و شیوه های بهره برداری را جهت نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در منطقه مورد ملاحظه قرار داد.هدف مقاله حاضر مطالعه و تشخیص علایق ژئوپلیتیک ایران در آسیای مرکزی و همچنین امکان نقش آفرینی بیشتر ایران در آسیای مرکزی می باشد. برای این منظور با استفاده از روشهای کتابخانه ای، میدانی و مصاحبه و همچنین مدل مفهومی ابداع شده توسط نگارنده به شناخت دقیق محیط تحقیق در چارچوب تعاملات ژئوپلیتیکی، تجانسهای ساختاری بین ایران و کشورهای آن در حوزه و همچنین شکافها و تضادهای بازیگران رقیب در سطوح مختلف قدرت پرداخته شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که با شناخت علایق ژئوپلیتیکی در کشورهای حوزه مورد مطالعه و با دید واقع بینانه می توان نقش آفرینی رقبا را محدود کرده و با تدوین خط مشی ها و کدهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بصورت حقیقی و کارکردهای واقعی، علایق ژئوپلیتیکی را برای نقش آفرینی ایران پرورش داد و با استفاده از فرصتهای بنیادین و پایدار ژئوپلیتیکی و با همسو کردن تلاشها در برنامه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دفاعی - امنیتی زمنیه را برای افزایش منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیای مرکزی فراهم کرد و موازنه ژئوپلیتیکی را به نفع ایران و کشورهای دوست منطقه تغییر داد. همچنین با توجه به اینکه پس از فروپاشی شوروی، مرزهای ژئوپلیتیکی آمریکا با مرزهای جغرافیایی روسیه انطباق پیدا کرد و این وضعیت موجب محاصره فیزیکی ایران و در نهایت افزایش هزینه های امنیتی کشور شد، به نظر نگارنده برای کاهش هزینه های امنیتی وضعیت فعلی ایران مناسب است که راهبرد اتخاذ و ائتلاف در پیش گرفته شود.
عوامل جغرافیایی بی گمان در فرآیندهای سیاسی نقش داشته و موضوع قدرت را به عنوان شالوده علم سیاست تحت تاثیر قرار می دهند. فرآیندهای سیاسی نیز که در اشکال گوناگون تصمیم گیری به نمایش در می آیند، چشم انداز محیط جغرافیایی کره زمین را تغییر می دهند. از دیدگاه نظری می توان به وجود یک رابطه پیچیده و متعامل میان مجموعه عوامل جغرافیایی و پدیده های سیاسی پی برد که امروزه موضوع دانش جغرافیای سیاسی و علم ژئوپلیتیک را تشکیل می دهد. این پژوهش بر آن است تا ضمن تشریح مفهوم ژئوپلیتیک، به تجزیه و تحلیل ماهیت، ساختار و کارکردهای ویژه نظام ژئوپلیتیک جهانی پرداخته و آن را به عنوان نظریه ای علمی معرفی کند. مناطق جدید ژئوپلیتیکی در عصر پس از جنگ سرد بویژه در حوزه آسیای جنوب غربی در همین راستا قابل مطالعه است. از میان مناطق ژئوپلیتیکی منطقه جنوب غربی آسیا، خاورمیانه بسیار مهم و مورد توجه نظام بین المللی بوده و در نظام بین المللی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بر همین اساس جایگاه خاورمیانه در ساختار ژئوپلیتیکی هزاره سوم مورد بررسی قرار گرفته است.پرسش های مطرح در این پژوهش عبارتند از: -1 چرا امروزه کل خاورمیانه بخصوص خاورمیانه عربی در وضعیت بحرانی بسر می برد؟ -2 صلح اعراب و اسراییل در ساختار ژئوپلیتیکی خاورمیانه چه نقشی را ایفا می کند؟ -3 نقش ژئواکونومیک خاورمیانه با توجه به روند افازیش مصرف سوخت های فسیلی، در هزار سوم چیست؟ این که نظام خاورمیانه با افزایش یا کاهش تعداد بازیگران یا هویت آنها (مانند سرنگونی رژیم صدام) تغییر نمی کند، لذا تغییر در این نظام در هزاره سوم باید در تغییر الگوهای قدرت، سیاست ها، منازعه و همکاری های منطقه ای جستجو کرد.
ایحاد صنایع بزرگ در نواحی روستایی همواره دگرگونیهای بی سابقه ای را در فضای روستایی به وجود آورده است. در یک دهه اخیر ایجاد و گسترش فعالیتهای صنعتی در روستاهای ایران و از آن جمله دهستان رویین شهرستان اسفراین منجر به تغییراتی در ابعاد مختلف شد که الگوی اقتصادی - اجتماعی این دهستان را تحت تأثیر قرار داده و آنچه را که از روستا شناخته شده است، دچار تحول کرد . این مقاله با هدف شناخت تغییر و تحولات ایجاد شده در نتیجه به وجود آمدن و گسترش فعالیتهای صنعتی و بازتاب آن در توسعه سکونتگاههای روستایی انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که عامل اصلی تغییر کاربری اراضی، استقرار صنایع بزرگ در محدوده مطالعه شده بوده است، زیرا تا قبل از استقرار صنایع بزرگ تنها در حدود 13 هکتار از اراضی، کاربری صنعتی داشته و بعد از استقرار صنعت تا سال 1382 در حدود 1353 هکتار از اراضی، تغییر کاربری پیدا کرده است .همچنین از دیگر آثار توسعه این فعالیت کاهش منابع آب کشاورزی به نفع کاربریهای غیر کشاورزی می باشد.
در این مقاله، تودههای تبخیری دیاپیری شده واقع درگستره گرمسار - لاسجرد بررسی شده. درباره آغاز دیاپیریسم، ناپایداری ثقلی نمک به هالوکینز نسبت داده شده اما رخداد فاز کوهزایی پلیوسن آغازی،بهعنوان عامل مکمل و محرک خارجی عامل به وجود آورنده توسعه دیاپیریسم تشخیص داده شده است.از سوی دیگر، ساختارهای نمکی این گستره - که معمولاً از طریق گسلها به سطح رسیده است، به چهار نوع استوک ها، طاقدیسها، دیوارها وزبانههای نمکی تقسیم بندی شده اند.
موضوع مهاجرتهای روستایی - شهری همواره مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی، جغرافیدانان و اقتصاددانان بوده است. مقاله حاضر نیز در پی یک مطالعه موردی از وضعیت مهاجرت روستایی در شهرستان زنجان تدوین شده است. نگرش ساختاری و توجه به توانها و محدودیتهای جغرافیایی ناحیه مورد مطالعه، دیدگاه غالب در این مقاله است. محدوده مطالعه نیز شامل شهرستان زنجان (بر اساس تقسیمات اداری تا سال1375 )بوده که اطلاعات مورد نیاز آن با استفاده از روش کتابخانهای و اسنادی، تهیه پرسشنامه و مطالعه میدانی حوزههای روستایی و محلههای مهاجر نشین شهر زنجان جمعآوری شده و از طریق پردازش پرسشنامهها و همچنین تحلیل مؤلفههای اصلی به نتیجه رسیده است .نتایج این تحقیق نشان میدهد که شهرستان زنجان طی دهههای 65-1355 و 75-1365 با مهاجرت شدید روستایی- شهری روبرو بوده که پیآمدهای منفی را در محیطهای روستایی و شهرها سبب شده است. همچنین، مهمترین علّتهای مهاجرت روستایی در این شهرستان عبارت بودند از: کمبود آب و زمین، محرومیت و ضعف خدماتی، بیکاری و درآمد اندک .
دهیاری ها، نهادهای عمومی و غیردولتی می باشند که اخیراً برای اداره امور عمومی روستاها در نظام مدیریت روستایی کشور مطرح شده اند. در ابتدای راه اندازی دهیاری ها مجوز تأسیس برای همه روستاهای بالای 20 خانوار صادر می شد، اما در ادامه کار ایجاد این نهاد در روستاهای کوچک مورد تردید واقع و چنین استدلال شد که تأسیس دهیاری در اینگونه روستاها به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست و اولویت با روستاهای بزرگی است که هم به لحاظ جمعیتی و هم توان بالاتر اقتصادی برای حمایت مالی از این نهاد عمومی امکان مناسب تری دارند. مقاله حاضر درصدد است تا با ارزیابی کارایی دهیاری های ایجاد شده در روستاهای کوچک و مقایسه آن با روستاهای بزرگ به این سؤال پاسخ دهد که آیا اصولاً تأسیس دهیاری در این دسته از روستاها متناسب با اهداف متصور بوده است؟ و آیا عامل جمعیت به عنوان ملاک ارائه خدمات در قالب دهیاری از کارآیی لازم بـرخوردار است؟ نتایج این تحقیق که در استان گلستان و با بهره گیری از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، نشان می دهد که عوامل ساختاری، اجتماعی و اقتصادی رابطه تنگاتنگی با میزان موفقیت دهیاری در روستاهای کوچک دارد. علاوه بر اینکه دهیاری در روستاهای پرجمعیت نیز به دلیل دریافت سرانه اعتباری بیشتر موفق تر از روستاهای کوچک عمل کرده است.
در این تحقیق، داده های مربوط به شاخص نوسانات فشار سطح دریا در اطلس شمالی و بارش سالانه در یک دورة آماری 43 ساله، برای ایستگاه هایی از استان آذربایجان شرقی جهت محاسبه ضرایب همبستگی و تعیین ترسالی ها و خشکسالی ها مورد استفاده قرارگرفته است. روش اصلی مورد استفاده در این پژوهش، استفاده از آمار تحلیلی(ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن و تحلیل مؤلفه های روند خطی و پولی نومینال) می باشد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین بارش سالانة ایستگاه های تبریز، اهر و جلفا با شاخص نوسانات اطلس شمالی همبستگی منفی ضعیف و معنی داری به ویژه در ترسالی ها و خشکسالی های فراگیر وجود دارد.