تخلف به معنای هرگونه سرپیچی از قوانین، دستورالعمل ها و ضوابط شهرسازی و ساختمانی است. به رغم مجازات هایی که در ماده 100 قانون شهرداری ایران برای چنین تخلفاتی درنظر گرفته شده است؛ با رونق ساخت و سازها و رواج فروش تراکم و ضابطه در شهرها، تخلفات ساختمانی شدت یافته است. با توجه به حجم زیاد تخلفات ساختمانی که در شهرهای کشورمان رخ می دهد و آسیب های ناشی از این گونه تخلفات بر کالبد شهرها، ضرورت پرداختن به این مسأله و علل و انگیزه های وقوع آن، امری ضروری به نظر می رسد؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت تخلفات ساختمانی در سطح مناطق شهری شیراز و علل و انگیزه های وقوع آن است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و علّی است که با استفاده از مطالعه کتابخانه ای-اسنادی و میدانی انجام گرفته است. تعداد و نوع تخلفات ساختمانی از پرونده های دبیرخانه کمیسیون ماده 100 استخراج شده است. یافته های به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد، در مناطقی از شهر شیراز که شاهد رونق بازار زمین و مسکن هستیم (مناطق 1 و 6)، به دلیل سود ناشی از تخلفات برای مالکان و ساخت و سازگران خصوصی و شهرداری، تخلفات مازاد تراکم و تغییر کاربری بالا بوده است. از طرفی در مناطقی که وضعیت اقتصادی-اجتماعی مناسبی نداشته و معمولاً سود ناشی از تخلف از جریمه شهرداری پایین تر یا برابر است، تخلفات این دسته پایین است؛ در عوض، تخلفات مربوط به احداث غیرمجاز، اضافه پیش آمدگی و حذف پارکینگ را در این مناطق (منطقه 7، 9، 10 و 11) شاهد هستیم. بر این اساس می توان گفت، نظارت دقیق شهرداری ها بر ساخت و سازها، ارتقاء سطح آگاهی شهروندان و توجه بیشتر به اقشار ضعیف جامعه در سیاست گذاری های شهری می تواند تا اندازه زیادی در کاهش تخلفات ساختمانی مؤثر باشد.
این مقاله، سعی نموده است روند شاخص های حدی دما را بر اساس سناریوی وضعیت موجود و سه سناریوی RCP شامل 6/2، 5/4 و 0/6 به عنوان سناریوهای پیشنهادی فاز 5 CMIP در استان خوزستان شبیه سازی نماید. برای این منظور شاخص های DTR،TMAXmean TMINmean، TN10p، TX10p، TN90p TN90p و TX90p از مجموعه شاخص های معرف تغییر اقلیم جهت تحلیل روند دما انتخاب گردیدند. نتایج به دست آمده نشان می دهد در وضعیت موجود (2012-1982) کمینه های دما (72/2+ در سناریوی وضعیت موجود) نسبت به بیشینه های آن (2/1+ در سناریوی وضعیت موجود) با سرعت تقریباً بیشتری در حال افزایش هستند؛ به طوری که این مسئله منجر به روند کاهشی شاخص DTR شده است و شبیه سازی روند تغییرات دما بر اساس سناریوهای RCP حاکی از آن است در آینده (2050- 2013) روند افزایش دما همچنان ادامه خواهد داشت. به طورکلی در این پژوهش روند شاخص های شب های سرد و گرم (TN10p و TN90p) با روند شاخص TMINmean و شاخص های روزهای سرد و گرم (TX10p و TX90p) با شاخص TMAXmenn در مناطق مختلف استان هماهنگی نشان می دهد؛ به طوری که بر اساس آن ها تا سال 2050 شاخص های دوره سرد روند کاهشی (روزها و شب های سرد) و شاخص های دوره گرم سال (روزها و شب های گرم) روند افزایشی خواهند داشت.
گردشگری فرهنگی و میراثی ابزاری از توسعه اقتصادی است که با جذب گردشگران از خارج از جامعه میزبان به رشد اقتصادی منجر می شود. توجه و کاربست ارزش ها موجب حفاظت از میراث فرهنگی و محرک احیای الگوهای محلی می شود. استان سیستان و بلوچستان با جاذبه های فرهنگی و میراثی شهرت بسیاری دارد و می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند. بیشتر مطالعات انجام شده پیرامون گردشگری فرهنگی و میراثی و عمدتاً بر موضوعاتی نظیر ظرفیت سنجی براساس زیرساخت های گردشگری، ارزیابی کلی خدمات و امکانات شهرهای تاریخی، حفظ بافت تاریخی شهر به منظور جذب گردشگرند. اما در خصوص معرفی ظرفیت های گردشگری و همچنین فراهم کردن تجهیزات و زیرساخت ها اقداماتی صورت نگرفته و یا به صورت نامتوازن انجام پذیرفته است که این موضوع موجب جذب نشدن گردشگر و بی توجهی به عناصر جاذب گردشگری این استان شده است. هدف این پژوهش رتبه بندی شهرستان های استان سیستان و بلوچستان براساس ظرفیت گردشگری فرهنگی و میراثی، به منظور تدوین راهبردهای توسعه آن، برای جذب گردشگران است. پژوهش حاضر، براساس هدف، کاربردی و، براساس ماهیت، توصیفی تحلیلی است. بدین منظور، ابتدا با مروری بر ادبیات و دیدگاه های مرتبط با پژوهش، شاخص های موردنیاز جمع آوری شدند و سپس، به دلیل همکاری نکردن سازمان های مربوطه در خصوص ارائه آمار و اطلاعات موردنیاز، با تجمیع شاخص ها و حذف شش شاخص «میزان جرم و جنایت»، «میزان رشد سالانه»، «میزان حوادث مربوط به تصادفات»، «سرمایه گذاری دولتی»، «سرمایه گذاری غیر دولتی» و «امنیت»، شاخص های نهایی انتخاب شدند. در گام بعدی، وزن شاخص ها براساس آرای کارشناسان و با به کارگیری روش بهترین بدترین شاخص در نرم افزار لینگو مشخص شد. درنهایت، با استفاده از روش آراس، شهرستان های استان براساس شاخص های ظرفیت گردشگری فرهنگی و میراثی رتبه بندی شدند. نتایج نشان می دهند که، براساس محاسبات و امتیاز مطلوبیت کل و نسبی، شهرستان های زاهدان (0.804)، چابهار (0.486)، زابل (0.379)، ایرانشهر (0.354) و سراوان (0.304) در رتبه های 1 تا 5 و سایر شهرستان ها در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. در ادامه، راهکارهایی برای ارتقای گردشگری فرهنگی و میراثی شهرستان های این استان نیز ارائه شده است. درمجموع، این طبقه بندی و ارائه راهبردها و راهکارهای پیشنهادی می توانند، در گام اول، مسیر روشنی را پیش روی سیاست گذاران دولتی و به طور خاص مدیران وزارت خانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قرار دهند تا زمینه های مناسبی را برای برنامه ریزی، ایجاد تسهیلات و زیرساخت های مناسب برای گردشگری فرهنگی و میراثی و، مهم تر از همه، تسهیل شرایط سرمایه گذاری و تشویق ورود بخش خصوصی (داخلی و خارجی) فراهم کند.
این پژوهش به بررسی میزان آسیب پذیری تپه های ماسه ای ساحلی در منطقه حفاظت شده شبه جزیره میانکاله، واقع در بخش شرقی استان مازندران پرداخته است. قسمت عمده این منطقه را تپه های ماسه ای ساحلی تشکیل می دهد. این تپه ها در کل جهان، تحت تأثیر فشارهای گوناگون طبیعی و انسانی سیستم های بسیار حساسی هستند که حفظ آنها در نقش اکوسیستم های مهم، نیاز به مدیریت صحیح دارد. این پژوهش بر آن است که میزان آسیب پذیری سیستم تپه های ماسه ای را که زیستگاه گونه های گیاهی و جانوریِ این منطقه هستند، با استفاده از مدل DVI که برای نخستین بار در ایران انجام می شود، بررسی کند. برای انجام این بررسی از داده های آماری، داده های مکانی و بازدیدهای میدانی استفاده شده است. ابتدا منطقه به چهار قطعه تقسیم شده و این قطعات با پنج گروه از متغیرهای تأثیرگذار در این سیستم، مورد ارزیابی قرار گرفتند. مؤلفه های پنج گانه شامل شرایط ژئومورفولوژی تپه های ماسه ای، عوامل دریایی، عوامل جوی، شرایط پوشش گیاهی و تأثیر فعالیت های انسانی، اندازه گیری و مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج آسیب پذیری برای قطعه های اول، دوم، سوم و چهارم به ترتیب برابر 42، 37، 43 و 49 درصد به دست آمد. از آنجایی که ضریب کمتر از 50 درصد آسیب پذیری پایین است، می توان نتیجه گرفت که این منطقه براساس استاندارد های شاخص، درکل درصد آسیب پذیری پایینی دارد.
فنآوری سنجش از دور ابرطیفی دارای کاربردهای فراوان در طبقه بندی پوشش های زمین و بررسی تغییرات آنها است. معمولترین روش جهت طبقهبندی تصاویر ابرطیفی، طبقه بندی مبتنی بر پیکسل بوده که در آن هر پیکسل فقط با اطلاعات طیفی خود و بدون در نظر گرفتن پیکسل های همسایه، به کلاس مشخصی اختصاص می یابد. پیشرفتهای اخیر و ایجاد تصاویری با قدرت تفکیک مکانی بالا، لزوم استفاده توأم از اطلاعات طیفی و مکانی را در طبقه بندی تصاویر ابرطیفی ایجاب می کند. در این تحقیق روشی جدید برای طبقه بندی طیفی-مکانی تصاویر ابرطیفی و بر اساس الگوریتم قطعه بندی هرمیمبتنی بر نشانه معرفی میشود. در میان الگوریتمهای مختلف طبقهبندی طیفی-مکانی تصاویر ابرطیفی، تاکنون الگوریتم قطعهبندی هرمی مبتنی بر نشانه در ترکیب با الگوریتم طبقه بندی ماشین بردار پشتیبان به بهترین نتایج دست یافته است. در روش پیشنهادی برای انتخاب نشانهها از ترکیب قطعهبندی واترشد (Watershed)و طبقهبندی ماشین بردار پشتیبان استفاده میشود. برای این منظور از میان پیکسلهای با بیشترین جمعیت برای هر ناحیه از نقشه قطعهبندی، آنهایی که دارای بالاترین درجه تعلق به یک کلاس هستند، به عنوان نشانه انتخاب میگردند. سپس بر روی نشانه های بدست آمده، الگوریتم قطعهبندی هرمی پیادهسازی میشود. در نهایت نقشه قطعه بندی بدست آمده به کمک قانون تصمیم رأی اکثریت با نقشه طبقهبندی ماشین بردار پشتیبان ترکیب می گردد. روش پیشنهادی بر روی سه تصویر ابرطیفی Pavia، Berlin و DC Mall پیادهسازی شد، نتایج آزمایشات بدست آمده برتری روش پیشنهادی را در مقایسه با الگوریتم هرمی مبتنی بر نشانه اولیه نشان میدهد. این برتری برابر با 4، 6 و 5 درصد در پارامتر ضریب کاپا و به ترتیب برای تصاویر Pavia، Berlin و DC Mall میباشد.
لندفرم های بادی در برابر فرسایش بسیار حساس می باشند. یکی از مهمترین برنامه های مهار فرایند فرسایش بادی، جنگل کاری در اراضی ماسه ای حساس به فرسایش است. تحقیق حاضر با هدف برآورد میزان کاهش فرسایش این لندفرم ها در اثر تغییر کاربری از اراضی بایر به جنگل های دست کاشت انجام شده است. در این تحقیق از رخساره های ژئومورفولوژی به عنوان واحدهای کاری استفاده شد. داده های تحقیق شامل امتیاز عوامل سنگ شناسی، شکل اراضی و ناهمواری، سرعت و وضعیت باد، عامل خاک و پوشش غیر زنده، تراکم و نوع پوشش گیاهی، اشکال فرسایش بادی، رطوبت خاک، نوع و پراکنش نهشته های بادی، مدیریت و استفاده از اراضی در هر یک از واحدهای کاری است. از نقشه های زمین شناسی، توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای و مدل اریفر1 نیز به عنوان ابزار استفاده شد. با استفاده از مدل IRIFR1.E.A، رسوب ویژه بادی در دو مقطع زمانی اسفندماه 1380 (قبل از ایجاد جنگل دست کاشت) و اسفندماه 1390 (6 تا 9 سال پس از ایجاد و استقرار جنگل دست کاشت) برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان دهنده کاهش27 درصدی متوسط رسوب ویژه لندفرم های منطقه از ton/ha/year 122 به ton/ha/year 89 پس از استقرار جنگل دست کاشت می باشد. هر چند کل این میزان کاهش را به اثرات جنگل های دست کاشت نمی توان نسبت داد؛ کاهش فاحش رسوب ویژه در عرصه های جنگل کاری شده، ازton/ha/year 129 بهton/ha/year 4-3 (بین 97 تا 5/97 درصد)، نشان دهنده عملکرد مثبت جنگل های دست کاشت در مهار فرایند فرسایش بادی منطقه است.
از سال 1377 که نخستین اقدامات برای ایجاد مدیریت روستایی در کشور انجام شد تاکنون فعالیت های گسترده ای از سوی دهیاری ها در روستاهای کشور صورت گرفت. تا حدی که در سال های اخیر دهیاری ها محرک و زمینه ساز توسعه کالبدی- فضایی روستاها شناخته می شوند. هدف اصلی این پژوهش بررسی عملکرد دهیاری ها در توسعه کالبدی- فضایی سکونتگاه های روستایی در بخش کردیان شهرستان جهرم است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای گرداوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه مربوط به دهیاران و سرپرست خانوار است که قبل و بعد از تشکیل دهیاری آن را مطالعه کرده است. جامعه آماری ساکنان روستاهای بخش کردیان و جامعه نمونه از 6 روستای منتخب با 1672 خانوار تعیین شده و بر اساس روش نمونه گیری کوکران حجم نمونه برابر 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل داده های از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد از دیدگاه دهیاران، تغییرات چشمگیری در روستاها در شاخص های کیفیت ساخت و ساز و تثبیت و سند دار شدن املاک در روستا صورت گرفته و در زمینه شاخص های اداری- انتظامی و خدمات آموزشی تغییرات اندکی مشاهده می شود. از دیدگاه خانوارهای ساکن روستا، در بررسی عملکرد دهیاران، بهسازی و مقاوم سازی مساکن و کیفیت خدمات عمومی روستا مثبت و مکانیابی خدمات و تأسیسات منفی بوده است.
تقسیمات کشوری ظرف و چارچوب ساختار تشکیلات اداری کشور در سطوح مختلف است. در ایران نیز تقسیم بندی فضای کشور به واحدهای کوچک تر سابقه دیرینه ای دارد و از شکل گیری اولین حکومت سرزمینی تا به امروز (بیش از 2500 سال)، برای اداره و کنترل فضای سرزمینی توسط حکومت ها، مورد استفاده قرار گرفته است. در این پژوهش با شیوه تحلیلی – مقایسه ای سیر و روند تقسیمات کشوری ایران در دوره تاریخی پیش از اسلام (مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان) مورد بررسی قرارگرفته است. بررسی تقسیمات کشوری ایران در دوره های تاریخی از یک سو می تواند گامی در راستای شناخت تقسیمات کشوری، معیارهای تاثیرگذار بر تقسیمات و حدود اختیارات واحدها در دوره ها باشد و از سوی دیگر می توان از تجربیات آن دوران در راستای بهبود نظام تقسیمات کشوری فعلی استفاده کرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مولفه های تاثیرگذار بر تقسیمات کشوری شامل ملاحظات تاریخی، وسعت جغرافیایی سرزمین، جغرافیای فرهنگی (قومیت و مذهب)، ملاحظات سیاسی، ملاحظات امنیتی و نظامی، دسترسی و ساختار ارتباطی، تبعیت از جهات جغرافیایی، ملاحظات اقتصادی، توپوگرافی و ویژگی های جغرافیایی طبیعی و مرزهای سرزمین می باشد. مهم ترین پیشنهاداتی که می توان برای نظام تقسیمات کشوری فعلی ارائه کرد عبارتند از توجه به پیشینه تقسیمات کشوری، تمرکز زدایی و واگذاری اختیارات، تصمیم گیری ها و اجرای سیاست ها به سطوح تقسیمات کشوری زیرین تحت نظارت حکومت مرکزی، توجه به جغرافیای فرهنگی در نظام تقسیمات کشوری، توجه به معیارهای کیفی در نظام تقسیمات کشوری، توجه به ساختار اداری شهر، تمرکز گرایی سیاسی – تمرکز زدایی اداری و اقتصادی، ضرورت توجه به ملاحظات و پتانسیل ها در ارتقای سطوح تقسیمات کشوری به خصوص شکل گیری استان های جدید و توجه به وحدت سرزمینی و ملاحظات امنیتی و سیاسی در تقسیمات کشوری.
بسیاری از جوامع به منظور تقویت پایه های توسعه و رفع و تعدیل عدم تعادل ها و انبوه مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیشان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامه ریزی و شناسایی امکانات و منابع بالفعل و بالقوه شان هستند. بدین منظور هدف کلی از این مطالعه، ارزیابی درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان کرمان از لحاظ شاخص های رفاهی زیر بنایی و بهداشتی و فرهنگی با استفاده از مدل SAW می باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش با استفاده از ۲۹ متغیر در سه بخش بهداشتی، رفاهی زیر بنایی و فرهنگی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای که از سالنامه آماری و نتایج سرشماری۹۰ استان کرمان استخراج شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بالاترین میزان توسعه یافتگی در هر سه بخش بهداشتی و درمانی، رفاهی و زیر بنایی و فرهنگی متعلق به شهرستان کرمان و کم توسعه یافته ترین آن در بخش بهداشتی - درمانی متعلق به شهرستان ارزوئیه و در بخش رفاهی زیر بنایی متعلق به شهرستان فاریاب، و در بخش فرهنگی به شهرستان فهرج اختصاص دارد و همچنین در بخش بهداشت و درمان، ۱۳/۰۴ درصد از شهرستان های استان توسعه یافته، ۷۳/۹۱ درصد در حال توسعه و ۱۳/۰۴ درصد کمتر توسعه یافته می باشند و در بخش رفاهی زیر بنایی، ۲۱/۷۳ درصد از شهرستان ها توسعه یافته، ۵۲/۱۷ درصد درحال توسعه و ۲۶/۰۸ درصد دیگر کمتر توسعه یافته هستند و در بخش فرهنگی، ۸/۶۹ درصد از شهرستان ها توسعه یافته و ۹۱/۳۰ درصد درحال توسعه می باشند.
توسعه ی اقتصادی عادلانه، مهمترین هدف نظام اقتصادی اسلام است و آمایش یک نوع برنامه ریزی توسعه است که در چهارچوب هدف ها و سیاست های توسعه ی ایرانی اسلامی (با رویکرد عدالت محوری) در پی از میان برداشتن عدم تعادل های منطقه ای و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی تلاش می کند. هدف تحقیق سنجش وضعیت نابرابری منطقه ای در شهرستان های استان خراسان رضوی و همچنین بررسی میزان اثرگذاری هریک از شاخص های توسعه ایرانی اسلامی (عدالت اقتصادی، عدالت اجتماعی، عدالت کالبدی، عدالت اکولوژی و عدالت فرهنگی) با رویکرد عدالت محوری در تحقق آمایش سرزمین استان و در نهایت اولویّت سنجی شاخص های توسعه ی ایرانی اسلامی در تحقق آمایش سرزمین استان خراسان رضوی است. نوع تحقیق کاربردی و توسعه ای و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. جامعه ی آماری متخصصین جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی و حجم نمونه ی120 پرسشنامه است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی انجام شد و همچنین تعداد 40 شاخص تلفیقی توسعه مستخرج از سالنامه است. روش جم ع آوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) است. جه ت تجزی ه و تحلی ل داده ها از م دل س ازی مع ادلات ساختاری (LISREL)، فرایند تحلیل شبکه ای (ANP)، آنتروپی شانون، مدل (VIKOR)، تحلیل خوشه ای و ضریب پراکندگی است. نتایج حاصل از مدل ویکور نشان می دهد که نابرابری و عدم تعادل منطقه ای در بین شهرستان ها وجود دارد و با توجه به نتایج معادلات ساختاری و تحلیل شبکه ای، مؤلفه عدالت اکولوژیکی با میزان ضریب مستقیم و مثبت (99/0) به عنوان اولویّت اول و تأثیرگذارترین مؤلفه در تحقق آمایش سرزمین در استان خراسان رضوی شناخته شد و از آنجا که آمایش خود یک برنامه ریزی برای مناطق با توجه به پتانسیل ها و قابلیت های مناطق است اگر در برنامه های توسعه ماهیّت اولویّت ها به توسعه ایرانی اسلامی (عدالت محوری) تغییر جهت پیدا کند زمینه ی تحقق آمایش سرزمین در استان فراهم می شود.
سیستم های رودخانه ای به شدّت به تغییرات زمین ساخت حسّاس هستند و در واکنش به حرکات زمین ساختی، دچار تغییراتی در ویژگی های ژئومورفولوژیکی بستر و تغییرات بستر خود می شوند. این تغییرات موجب پیدایش آثار مخرّبی روی زمین های کشاورزی، نواحی مسکونی و سازه های اطراف رودخانه می شود. در این پژوهش رودخانه ی گیلان غرب به طول 20 کیلومتر از لحاظ آثار نوزمین ساخت مورد بررسی قرار می گیرد. با استفاده از عکس هایی هوایی سال 1344، تصاویر ماهواره ای TM سال 1365 و تصاویر IRS سال 1381 مسیر رودخانه، در سه دوره ی زمانی در محیط نرم افزارArcGIS رقومی شده و تغییرات بستر، تعداد مئاندرها و تغییرات طول رودخانه در این سه دوره محاسبه شده است. در ادامه برای اثبات تأثیر فعّالیّت های نوزمین ساختی، شاخص های ژئومورفیک SL و S محاسبه شد و نیمرخ طولی رودخانه مورد تحلیل قرار گرفت. درنهایت با بازدیدهای میدانی از منطقه، شواهد ژئومورفولوژیکی آثار نوزمین ساخت بر رودخانه ی گیلان غرب شناسایی شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که طیّ دوره ی زمانی 37 ساله، نوزمین ساخت عامل اصلی تغییرات رودخانه ی گیلان غرب بوده است. به دلیل شدّت فعّالیّت های نوزمین ساختی، میزان تغییرات رخ داده در رودخانه طیّ دوره ی زمانی 1365 تا 1381 شدیدتر از دوره ی زمانی 1344 تا 1365 بوده است و این امر توسّط جابه جای بیشتر بستر، تغییرات تعداد مئاندرها، طول رودخانه و میزان حدّاکثر جابه جایی رخ داده در این دوره و همچنین مقادیر کمّی شاخص های ژئومورفیک و شواهد ژئومورفولوژیک و تفسیر نیمرخ طولی رودخانه تأیید می شود. الگوی رودخانه در قسمت های کم شیب تر از نوع مئاندری و در مناطق پرشیب تر از نوع الگوی شریانی است.