فقهای شیعه از زمان نهضت تنباکو به موضع گیری در قبال مظاهر و ابعاد مختلف تمدنِ مدرن پرداختند. ویژگیهای مهم غرب برای فقهای دورة مذکور را میتوان در چهار مقولة «کفر»، «استعمار»، «تکنولوژی» و «نظام سیاسی» ذکر کرد. این موضع گیری، «تقابل» با کفر و استعمار، و «برخورد گزینشی» با تکنولوژی و نظام سیاسی بوده است. برخورد گزینشی نسبت به تکنولوژی و نظام سیاسی، بر اساس اصول و قواعد فقهی ناظر به کفار از یک سو و اصل اباحة تصرف از سوی دیگر صورت گرفته است. اصول فقهی ناظر به کفار عبارت است از: «لزوم نفی سلطه و تقویت کفار»، «حرمت تشبّه به کفار»، «حرمت دوستی و همراز گرفتن کفار» و «نجاست کفار». به رغم وجود مبنای نظری نسبتاً همسان و مشترک فقها، آنها در مقام موضوع و مصداق شناسی، در برخی موارد اختلاف هایی با یکدیگر داشته اند.
ارکان سازندة دولت مطلقة ایرانی در مقاطع مختلف زمانی در سیاست های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی، بازتاب گسترده ای یافت. ابتدا رویکرد حمایتی و تظاهرگرایانة مذهبی اتخاذ شد اما به مرور زمان، تجددطلبی فرهنگی و مذهبی تحت تأثیر اندیشة لیبرالیسم و ناسیونالیسم، جایگزین شد که رویکرد و مواضع مقامات مذهبی ایران نیز تابعی از این متغیر قرار گرفت. گروهی سیاست تقیه و در نهایت انزواگرایانه را پیش گرفته و در عمل محکوم به عدم مخالفت علنی شدند و عده ای نیز به صورت مستقیم وارد مبارزه با دولت مطلقه شده و در نهایت تنی چند از وعاظ و روحانیان بی بهره از تقوا در جبهه حمایت گرایانه قرار گرفتند.
در این مقاله با مروری کلی بر مفهوم احیا و احیا گری، دستاورد امام در این خصوص در دو سطح خارجی و داخلی بررسی می شود. به طور خاص، در سطح خارجی به احیای خدا در ساحت خرد ورزی و احیای معنویت در ساحت روابط اجتماعی و در سطح داخلی به بازگشت روح واقعی دین و احیای همراه با نو آوری وجوه سیاسی دین در قالب رهبری انقلاب اسلامی، نظریه پردازی آن و تشکیل نظام جمهوری اسلامی با ارائه فلسفه سیاسی جدید «جمهوری اسلامی» به عنوان تعریفی جدید از مشروعیت و مفاهیم مرتبط حقوق انسانی در ساحت های مختلف آن اشاره خواهد شد. وجه مقبولیت مشروعیت یا قانونی بودن یک نظام مستقر، عدم تحمیل رای به مردم و شرعیت نظارت آن ها بر حکام از جمله حقوق مورد اشاره در این مقاله است و در نهایت، به نقش زمان و مکان در روش اجتهادی امام و مفروضات و دلالت های آن با استناد به آرای ایشان و تفاسیر صاحب نظران به عنوان زمینه دیگر احیا اشاره خواهد شد.
از دیرباز، رابطه شریعت و سیاست، دغدغه فیلسوفان و دین پژوهان بوده است. صدرالمتالهین نیز علی رغم تصور صوفی مسلکان و دنیا گرایان - که قائل به جدایی دنیا از آخرت هستند، به خوبی توانسته بین اینها پیوند ایجاد کند و بر این اساس، رابطه شریعت و سیاست را ناگسستنی
حوادث گذشته گاهی از طریق نوشتار و گاهی نیز از طریق زبان شفاهی به دیگران منتقل می شوند. بدین ترتیب، تاریخ در هر دو شکل مکتوب و شفاهی ابزاری برای ارتباط میان انسان هاست. از این منظر تاریخ نوعی گفتمان است؛ چرا که گفتمان ابزار معناداری برای تعامل و ارتباط انسان ها با یک دیگر است. زبان و زمان دو عامل اصلی در شناخت گفتمان هستند. روایت هسته اصلی تاریخ به منزله گفتمان را تشکیل می دهد و پنجره شناخت آن زبان و زمان کاربرد واژه ها و مفاهیم است. تاریخ به منزله گفتمان نه تنها ریشه در قدرت و بر آن دلالت دارد بلکه به دلیل چرخش قدرت از طریق آن پیوندی تنگاتنگ با گفتمان سیاسی مسلط نیز دارد. چنین پیوندی سبب شده تا در تاریخ نگاری هر مقطع گونه هایی خاص از کلمات و واژه ها به کار رود و از بیان برخی گفتارها و واژه ها جلوگیری شود. گواه صحت این ادعا جای گاه دو شخصیت سیاسی معاصر ایران، یعنی دکتر مصدق و آیت اله کاشانی، در تاریخ نگاری ایران در نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. بدین معنا که رقابت گفتمان های متفاوت در آغازین پس از پیروزی انقلاب سبب معرفی نقش این دو شخصیت در جریان ملی شدن صنعت نفت شده است.
این مقاله درصدد مقایسه دو تن از فیلسوفان بزرگ فلسفه اسلامی و فلسفه مدرن غربی، ملاصدرا و مارتین هایدگر با هدف یافتن برخی عناصر احیاناً مشترک در فلسفه سیاسی آن دو است. نگاه مشترک ملاصدرا و هایدگر به مساله وجود انسان، آنان را به نحو غریبی به یکدیگر نزدیک می
معرفت نفس، گام آغازین برای رسیدن به شناختی دقیق از اجتماع و در نهایت، خداوند است. از آن جا که حکمت متعالیه، منظومه ای دقیق و سامانه فکری سنجیده ای می باشد، طبعاً نوع نگرش صدرا به انسان و ویژگی های آن، متاثر از زیرساخت های فلسفی وی است.
در این نوشتار که ب
صدرا فیلسوفی است که به اصول و مبانی شیعه، اعتقاد راسخ دارد و در مواضع متعددی به تبیین و توجیه آنها می پردازد. عقیده به وجود ولی و امام، به عنوان حجت دائم خدا در روی زمین، از جمله اینهاست. از نظر او امامت و ولایت ـ برخلاف نبوت ـ برای همیشه جاری است و سیاس