حافظ شیرازی برای مردم هند شاعری شناخته شده و محبوب است. در هندوستان حافظ را شاعری آزاداندیش و مبارز می شناسند که در برابر خودکامگی و ستمگری حاکمان روزگار خود ایستاده است. در این مقاله، چگونگی مقاومت حافظ در برابر خشونت و استبداد حاکمان روزگارش با استناد به ابیاتی از غزل های او بررسی و بازنموده می شود. ابتدا تعاریف مقاومت آمده و سپس مقاومت به دو نوع شدید و خفیف، تقسیم و توضیح داده می شود. مقاومت خفیف به صورت کنایه، اشاره، رمز، مجاز و سمبل نشان داده می شود. بررسی دیوان حافظ نشان می دهد مقاومت خفیف در شعر حافظ به طورکامل موجود است. مقاومت خفیف حافظ در مقابل هرکسی است که از آیین دینی و مذهبی و به ویژه جنبه ی انسانی فرار می کند و خود را به جنبه ی منفی آن می سپارد. حافظ نماینده ی جرئت و شهامت بودہ و حرف خود را با جسارت اما همراه با ادب بیان کرده است. او زمامداران قدرت را به توجّه و بازبینی در اعمال خود دعوت نموده است و هیچ گاه از دایره ی ادب بیرون نرفته است.
حافظ، چونان حکیم فردوسی، بر آن است که «آز (حرص و طمع)» منشا رذایل (صفات بد) است و موجب تنگ نظری ها و انحصارطلبی ها و درنتیجه سبب فجایعی جبران ناپذیر می شود. درمان بیماری آز، عشق است و عشق، سرچشمه ی فضایل (صفات نیک) است. با گرویدن به مذهب عشق، می توان به فضایلی دست یافت که ازجمله ی آن ها باورداشتن به تکثر دینی، اصالت صلح و آشتی و حق آزادی و آزادگی برای همه ی مردم است. حافظ این معانی بلند جاودانی را با هنری ترین زبان و بیان گزارش کرده و از این طریق، نه تنها بر علاقمندان خود، که بر تمام جست وجوگران حقیقت در تمام اعصار تاثیر نهاده است.