فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۳٬۱۰۲ مورد.
پیوند واژگان و تصاویر (قسمت اول)
حوزههای تخصصی:
ممیزی کتاب کودک، ضرورتی متفاوت با سانسور
حوزههای تخصصی:
آموزش رسمی علوم دینی به کودکان چگونه و چرا/ گزارش سی و ششمین نشست نقد آثار غیر تخیلی کودک و نوجوان
حوزههای تخصصی:
تجربه هایی بر تخته سیاه/ گزارش بیست و پنجمین نشست نقد مخاطبان
حوزههای تخصصی:
رنج بیداری زیبای خفته
حوزههای تخصصی:
نفی نظارت، همان آنارشیسم است
حوزههای تخصصی:
فقط بچه ها بخوانند
هزار و یک شب بحری - نقدی بر سفرهای سندباد
حوزههای تخصصی:
مینیاتور در کتاب کودک و نوجوان/ گزارش سی و هشتمین نقد آثار تصویری کتاب و نوجوان
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی کهن الگوی کودک در قصه های کامل کیلانی و صمد بهرنگی بر مبنای نقد کهن الگویی (نمونه موردی 10 داستان از هر نویسنده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد کهن الگویی که برگرفته از آرای روان شناسانه ی کارل گوستاو یونگ است، در دوران معاصر از روش های مدرن نظریه ی نقد ادبی تطبیقی بر پایه ی نقد روان شناختی به شمار می رود که توجه بسیاری از منتقدان معاصر را به خود جلب کرده است. این گونه ی نقد ادبی در پی یافتن ارتباطی میان ذهن نویسنده و ساختار کهن الگویی است. کهن الگو، صورت نوعی موجود در حافظه ی ناخودآگاه بشری است که در ابعاد متعدد زندگی افراد در قالب افکار، اعمال و رفتار های گوناگون بروز می کند. کهن الگوی کودک به منزله ی یکی از انواع کهن الگو ها، خود، قابلیت تقسیم به انواع دیگری دارد و به بررسی جنبه های مختلف کودکی درون افراد می پردازد. نویسندگان در مقاله ی حاضر به بررسی این کهن الگو در داستان های دو تن از نویسندگان مشهور ادبیات عربی و فارسی یعنی کامل کیلانی و صمد بهرنگی می پردازند و تلاش می کنند تا جنبه های مختلف بازتاب کهن الگوی کودک را در آثار این دو بررسی نمایند و بدین نکته دست یابند که کهن الگوی کودک در بسیاری از داستان های آنان بروز یافته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد بسیاری از جنبه های مختلف کهن الگوی کودک در قصه های دو نویسنده، نزدیکی و همسانی اندیشه ی آنان را بازمی نماید و داستان های آنان می تواند تجلّی بخش روحیات و زندگی فردی و قومی آنان باشد.
بازتاب اوضاع اجتماعی در لالایی های عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لالایی ها یکی از شاخه های ادبیّات عامه محسوب می گردد که از حیث پرداختن به مسایل کودکانه و مخاطب خردسال، در زیرمجموعه ی ادبیّات کودک نیز قرار می گیرد. لالایی ها را می-توان نخستین نغمه های مختص کودکان در نظر گرفت که قدمتی به اندازه پیدایش بشر داشته اند. انعکاس مسایل سیاسی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی در قرون متمادی در لالایی ها مشهود بوده است، تا جایی که همین مطلب را می توان یکی از علل اساسی ماندگاری لالایی ها تلقّی نمود. تغییرات محتوایی لالایی-ها متناسب با مسایل هر دوره سبب پیدایش بستری مناسب برای آگاهی از مسایل غالب در زمان سرایش این زیر ژانر گردیده-است که نمود مسایل اجتماعی نیز از این امر مستثنی نیست. تجلّی مسایل اجتماعی در لالایی های نوین که شاعران زمام دار سرایش لالایی ها گردیده اند، بیش از لالایی های قدیمی است که مادران سرایش را برعهده داشته اند، همین امر بر ضرورت بررسی بازتاب مسایل اجتماعی در لالایی های نوین می افزاید. پژوهش صورت گرفته نشان می دهد که در لالایی های نوین بنا به تغییرباورها و ساختارهای حاکم بر جامعه، محتوای لالایی ها در همه ی ابعاد به روز شده است. جدا از عوامل بیرونی چون توسعه ی صنعت یا عوامل جمعیّتی، ایدئولوژیک، عاملی شتاب دهنده در جهت تغییر اجتماعی در جامعه محسوب می شود که در لالایی های شاعران معاصرنیز نفوذ یافته و سبب تغییر در محتوا و مضمون، موتیف های رایج در لالایی ها و فضای حاکم بر لالایی های معاصرشده است. در این پژوهش در پی آن هستیم که با روش توصیفی تحلیلی لالایی های عصر حاضر را از منظر اجتماعی مورد بررسی قرار داده و به تاثیرات این مسایل بر محتوای لالایی ها بپردازیم.
سیمای کودکان کار در آثار داستانی کودک و نوجوان فارسی پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان های کودک و نوجوان، به طور عام و داستان های کودکان کار و خیابانی، به طور خاص، با فراهم آوردن زمینه و فضای تخیلی، به مخاطبان خود این امکان را می دهند تا ضمن هم ذات پنداری و همانندسازی با شخصیت های داستان، به وجهی خیالی، اما معرفت شناسانه، ماجراها و کشمکش های گاه ناخوشایند زندگی را نیز تجربه کنند و افق دیدشان را گسترش بخشند. از سویی، دقت نظر در شیوة تحلیل و جهت گیری های متون داستانی به مقولة کار کودکان، روشنگر دگرگونی ذهنیت یا الگوهای گفتمانی مربوط به کار کودک در گذر زمان، خواهد بود. در این مقاله که به شیوة تحلیل محتوای کیفی، بیش از پنجاه رمان و مجموعه داستان با نگاهی جامعه شناسانه بررسی شده است،کوشیده ایم تا به این پرسش بنیادین پاسخ گوییم که داستان کودک و نوجوان ایران پس از انقلاب اسلامی در گسترة چندین دهه نسبت به کار کودک و زندگی کودکان کار و خیابان چه الگوها و دیدگاه هایی را فرانموده است. یافتة نهایی پژوهش به اجمال نشان می دهد که نگاه به کار کودک در جهان سنتی و روستایی داستان، به مثابة عنصری مثبت و مرحله ای برای تشرف او به بزرگسالی، و در فضای شهری و صنعتی در حکم مقوله ای از جنس استثمار و تعرض به حقوق کودک است. این دگرگونی با تحولات اجتماعی ایران و جایگزینی اقتصاد عمدتاً دهقانی با اقتصاد صنعتی هم نوایی دارد.
قصه روزنامجات عهد بوق
مطالعه ای در مطالعه (2)/ کاربرد ابزارهای جدید مطالعه
حوزههای تخصصی:
چکیده پایان نامه: سیمای زن در ادبیات کودکان
حوزههای تخصصی:
نکاتی چند درباره نظارت پیش از انتشار بر کتاب کودک و نوجوان
حوزههای تخصصی:
نقش عناصر بینامتنی در پرداخت داستان یک اشی مشی
حوزههای تخصصی: