Test method facet is one of the factors which can have an influence on the test takers’ performance. The purpose of the current study was to investigate the effects of two different response types, multiple-choice cloze and multiple-choice test, on the pre-intermediate and intermediate test takers’ reading comprehension performance. To this end, 40 pre-intermediate and intermediate learners participated in the study. To counterbalance the practice effect, the participants of the study at both pre-intermediate and intermediate levels were randomly assigned into two groups. For each level, there were two types of tests and two test administrations. Within each level, the two groups took these two tests in a different order. For all participants of the study there were two scores based on multiple- choice cloze and multiple-choice tests. Two Paired sample t tests were separately run to compare the pre-intermediate and intermediate test takers’ performance on multiple-choice cloze and multiple-choice tests. Two independent samples t tests were run to compare the pre-intermediate and intermediate test takers on these two tests. There was no significant difference between the pre-intermediate test takers’ performance on these two types of tests. There was a significant difference between intermediate test takers’ performance on the tests. There was no significant difference between the pre-intermediate and intermediate test takers’ performance on the multiple-choice cloze tests. The intermediate test takers outperformed the pre-intermediate test takers only on the multiple-choice tests. Based on these results it can be concluded that test methods can have an influence on the test takers’ performance, especially at higher proficiency levels and learners may need to have reached a certain level of proficiency to be able to understand the text.
استقلال فراگیر همواره یک مسئله بحث برانگیز میان زبان شناسان کاربردی بوده است. مطالعات متعددی به منظور بررسی برداشت معلمان و یادگیرندگان از استقلال فراگیر و همچنین امکان استقلال فراگیر انجام شده است. با وجود اهمیت استقلال فراگیر و وجود چندین مطالعه مرتبط، چالش در ترویج استقلال فراگیر در موسسات ایرانی به زعم محقق انجام نشده است. هدف اصلی این مطالعه بررسی چالش ها در ترویج استقلال یادگیرنده از دیدگاه معلمان زبان انگلیسی ایران بود. برای این کار، یک طرح تحقیق کیفی استفاده شده است. برای انجام این تحقیق ، 23 معلم زبان انگلیسی ایرانی در دانشگاه های مختلف در تهران به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری شده و از طریق تحلیل محتوا بر اساس مدل رندر تحلیل شده است. بر اساس تحلیل محتوای مصاحبه ها، سه موضوع مختلف استخراج شد. اولین موضوع مشاهده شده، چالش های مربوط به موسسه، شامل اهداف تجویزشده ، مواد و روش های ارزیابی می باشد. دومین موضوع، چالش های مربوط به فراگیر می باشد که از هفت زیرمجموعه تشکیل شده است. سومین موضوع به دست آمده، چالش های مربوط به معلم می باشد که از چهار زیرمجموعه تشکیل شده است. این یافته ها می تواند توسط معلمان، تربیت کنندگان معلمان و همچنین زبان آموزان استفاده شود. می توان نتیجه گرفت که معلمان زبان انگلیسی باید آموزش لازم دراستقلال یادگیرنده را از طریق دوره های آموزشی قبل از خدمت و ضمن خدمت ببینند.
این مقاله می کوشد تا با استفاده از نظریه شرق شناسی ادوارد سعید، نظریه مطرح شده در تاریخ مذکر براهنی را درباره نوستیزی شرق و کهنه ستیزی غرب، با تکیه بر داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی و تراژدی های ادیپ شهریار اثر سوفوکل و هرکول و مده آ اثر اوریپید، به نقد بکشد. این مقاله به سه بخش تقسیم می شود. در مقدمه، ابتدا نظریه براهنی در تاریخ مذکر و دیدگاه او نسبت به تاریخ و ادبیات شرق به عنوان تاریخ مردسالار و نوستیز در مقابل تاریخ و فرهنگ غرب (یونان) که در آن پیرها جای خود را به جوان ها می دهند، معرفی می شود. سپس به طرح مسئله پردازدخته می شو د: اینکه چرا با وجود قهرمانی چون هرکول که از هر نظر با رستم همخوانی دارد و همچون رستم، نادانسته مرتکب فرزندکشی شده، براهنی، برای اثبات نظریه خود، ادیپ شاه پدرکش از تراژدی سوفوکل را هم تراز رستم می بیند. آنگاه با ارائه مثال های دیگری از فرزندکشی در ادبیات یونان، نتایج نظری و اجتماعی این یک سونگری و الگوی قالبی بررسی می شود. این مقاله از نظریه «شرق شناسی» ادوارد سعید که در آن تفکر غربی «شرق» را تنها مترادف الگوهای قالبی می داند، به عنوان شیوه بررسی استفاده می کند. سپس به اختصار از آبشخور نظریه سعید نزد فانون و نیز تأثیر سعید بر نظریه پردازان دیگر پسااستعماری ذکر خواهد شد. آنگاه در پی یافتن ردپای سلطه الگوی غربی بر نگرش روشنفکر شرقی (در اینجا در حوزه نقد ادبی) در نظریه «تاریخ مذکر» خواهد بود. پس از واکاوی مثال های براهنی و یافتن نقیض تِز او در همان مثال ها، یعنی «مده آ» و «ادیپ شاه» و به یاری چند مثال نقض دیگر در اساطیر یونان نشان خواهد داد که «تاریخ مذکر»، آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تأثیر الگوهای غربی، تصویری کلیشه ای از فرهنگ شرق ارائه می دهد که در نهایت در جهت حفظ و بقای سلطه غرب بر شرق است.
دیوارنوشته ها که از آنها با نام گفتمان خاموش نیز یاد می شود، منعکس کننده جایگاه های متفاوت زنان و مردان در ساختار اجتماعی هستند. از این رو، مطالعه دیوارنوشته ها می تواند اطلاعات مهمی را در ارتباط با ویژگی های زبانی و اجتماعی نویسندگان نامشخص شان فراهم کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل جامعه شناختی–زبانی موضوع و سبک نوشتاری پیکره ای از دیوارنوشته های فارسی دانشجویان دختر و پسر در محیط دانشگاه است. برای این منظور، مجموعاً 640 دیوارنوشته (320 دیوارنوشته مربوط به دختران و 320 دیوارنوشته مربوط به پسران) در بازه زمانی یک ماهه از محیط خوابگاه دختران و پسران و نیز سالن مطالعه دختران و پسران در کتابخانه مرکزی دانشگاه سیستان و بلوچستان جمع آوری گردیدند. نتایج این پژوهش نشان داد که این دیوارنوشته ها در موضوعات «عشق، درخواست کمک از خدا، ناامیدی و افسردگی، اعلام حضور، بیان آرزو، ذکر تاریخ و زمان، توهین، شعر، شوخی و بیان دوستی» مشترک بودند، اما «مطالب درسی» فقط توسط دانشجویان دختر و «نصیحت کردن و نگرانی مالی» فقط توسط دانشجویان پسر به کار برده شده بودند. همچنین، تحلیل موضوعی دیوارنوشته ها نشان داد که دانشجویان پسر غالباً به دنبال «تثبیت قدرت» و «جایگاه برتر» و دانشجویان دختر در صدد ابراز «احساسات عاطفی» و «ایجاد همبستگی» بودند. همچنین، نتایج به دست آمده در ارتباط با سبک نوشتاری به کاررفته در هر دو گروه دیوارنوشته ها نشان داد که دختران به استفاده از گونه زبانی گسترده گرایش داشتند و از این رهگذر، نسبت به دانشجویان پسر دارای برتری زبانی بودند.
برخی از آیات قرآن کریم افزون بر معنایی که در ضمن فضای سیاقی و بافت زبانی افاده می کنند، قابلیت دلالت بر معانی دیگر، با چشم پوشی از سیاق متنی را نیز دارا هستند که از این معانی، در این پژوهش به مدلول فراسیاقی یاد می شود. کشف چنین دلالت هایی در کنار پایبندی به اصول و ضوابط تفسیری، در سایه جداسازی و تقطیع گزاره های قرآنی و یا فرانگری از تنگناهای سیاق متنی آیات، امکان پذیر است. شیوه بیانی بی بدیل، قرآن به دلیل برخورداری از شاخصه ها و مؤلفه هایی چون ذووجوه بودن، جامعیت دلالی در قالب ساختارهای موجز، قابلیت چند معنایی و تکرار گزاره های یکسان در مجموعه ها و سیاق های معنایی متفاوت، که جملگی برخاسته از ماهیت زبانی و ساختار خاص ادبی آیات قرآن کریم است، اعتبارمندی استنباط های فراسیاقی را فراهم می آورد. در این پژوهش، کوشش بر آن است تا با رویکردی توصیفی تحلیلی، بر پایه ویژگی های زبان شناختی و ادبی آیات قرآن، با تکیه بر منابع اصیل علوم قرآن و مصادر ادبی، ضمن ارائه نمونه ها و شواهدی عینی از آیات قرآن به اعتبارسنجی این رویکرد معناشناختی، در تبیین آیات پرداخته شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در روایات تفسیری اهل بیت(ع) نیز، مدلول فرا سیاقی قرآن، معتبر شناخته شده است.
Code-switching is known to be a widespread phenomenon among bilinguals and in ESL/EFL teaching/learning process; it refers to any alternate use of two codes or languages
within the same conversation or even the same utterance. The present study is an attempt to investigatethe functions, types and frequencies of code switching in students discourse in the context of ELT classrooms.The study also explores the relationship between the language proficiency level of the students and their use of code switching. To achieve this end, two groups of students (at two different levels of proficiency) from two classes of general English courses in an institutional program in Oil Ministry Center of Isfahan were selected as participants. All sessions of an entire semester were videotaped. A coding scheme was developed for classifying students’ instances of CS into relevant functions.The data were tabulated, and frequencies and
percentages were conducted by SPSS program. The findings indicate that the majority of CS in the classroom is highly purposeful, and related to pedagogical goals. Also, the research found that pedagogical functions were more frequently fulfilled through CS compared to social functions. The findings of this research suggest that code switching is a necessary
tool for teachers due to a number of pedagogical considerations in ET classrooms and can give teachers a clue to have a better understanding of student code switching in ELT classrooms and use CS in the direction of teaching and effective learning.
The present study investigated the effects of selected presentation techniques including the keyword method, the peg word method, the loci method, argument mapping, concept mapping and mind mapping on L2 vocabulary comprehension and production. To this end, a sample of 151 Iranian female students from a public pre-university school in Islam Shahr was selected. They were assigned to six groups. Each group was randomly assigned to one of the afore-mentioned treatment conditions. After the experimental period, two post-tests in multiple choice and fill-in-the-blanks formats were administered to assess the participants’ vocabulary comprehension and production. Two independent One-Way ANOVA procedures were used to analyze the obtained data. The results showed that the differences among the effects of the above-mentioned techniques were statistically significant in both vocabulary comprehension and production. These findings can have implications for learners, teachers, and materials’ developers.
ساخت های اسنادی در زبان فارسی در زمرة ساخت های سه جزئی قرار دارد لیکن در این مقاله با استناد به شش دلیل، ساخت های اسنادی تک موضوعی قلمداد خواهند شد، ضمن اینکه استدلال می شود که مسند در این نوع جملات به عنوان محمول، ایفاگر نقش است.
اﺧﺘﻼلِ طیفِ اﺗﯿﺴﻢ، ﯾﮑﯽ از مهم ترین اﺧﺘﻼل هایی اﺳﺖ ﮐﻪ بر رﺷﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و توانایی های آن ها در تعامل های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺑﺮﻗﺮاری ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﺗﺄﺛﯿﺮ می گذارد. یکی از مشکلات اصلی در مبتلایان به اختلال طیف اتیسم، تأخیر در آغازِ سخن گفتن و یا عدمِ تکاملِ گفتار در این کودکان است. این مقاله، به بررسی تأثیر قصه گویی بر زبان گفتاریِ کودکان طیف خفیف تا متوسطِ اتیسم پرداخته است. به این منظور، 20 کودک 7-4 ساله که اتیسم خفیف تا متوسط داشته و به مرکز نورهدایت مشهد مراجعه کردند، با استفاده از آزمون کارز انتخاب شدند. سپس، آن ها به طور تصادفی در دو گروه 10 نفریِ شاهد و مورد، قرارداده شدند. گروهِ مورد، تحتِ آموزش درک و تولید گفتار از طریق قصه گویی قرار گرفت. تعداد 30 داستان تصویری مناسب سن 7-3 سال انتخاب شد که طی سه ماه و هر روز به مدت نیم ساعت، برای این کودکان بیان شد. مهارت های زبانی کودکان در هر دو گروه در ابتدا و پایانِ بررسی، با استفاده از آزمون رشد زبان ویراست سوم مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های پژوهش در مقایسه درون گروهی نشان داد، بهره زبان گفتاری در گروه شاهد در پیش و پس از بررسی اختلاف معناداری با هم ندارند (p=0.066). این در حالی است که این اختلاف در گروه مورد معنادار بود (p=0.004). همچنین با مقایسه بین گروهی معلوم شد اختلاف بهره زبان گفتاری کودکان گروه های مورد و کنترل بعد از پایان مطالعه و فرآیند قصه گویی معنا دار است (p=0.030). یافته های پژوهش، نمایانگر تأثیر ﻗﺼﻪ گویی در افزایش مهارت های زبان گفتاری کودکان دارای اتیسم (طیف خفیف تا متوسط) است.
در سایه توسعه مفهوم فراگفتمان، امروزه به این درک رسیده ایم که نوشتار علمی صرفا به داد و ستد معانی محتوایی نمی پردازد: آنچه که از طریق گفتمان علمی داد و ستد می شود به شدت با تبادل معانی اجتماعی و بین فردی در پیوند است. بر اساس این دیدگاه، مطالعه حاضر با استفاده از الگوی ارائه شده توسط تنگ و جان در سال 1999 به بررسی ویژگیهای ذکر خویش در کتب علمی نوشته شده توسط استفان هاوکینگ پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که از میان نقش های شناسایی شده توسط تنگ و جان، نقش بازنماگر پر تکرارترین نقش ذکر خود در گفتمان استفات هاوکینگ را تشکیل می دهد. بر اساس تعریف ارائه شده از این نقش چنین نتیجه گیری شده است که این دانشمند ، پذیرش اجتماعی استدلال های خویش را به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای متقاعد نمودن خوانندگان خویش تلقی می نماید.
از دوره ایران باستان، آثار بسیاری به زبان های باستانی ایران، به جای مانده است که برخی از این آثار، منظوم دانسته شده اند. شعر ایرانی بر اساس سندهای موجود به روزگار زرتشت می رسد و از گاهان، سروده های دینی زرتشت آغاز می شود. همچنین می توان به منظومه های دیگری که به زبان های پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی به جای مانده اند اشاره کرد، همچون درخت آسوریگ ، یادگار زریران، جاماسپ نامه و نیز سرودنامه های مانی پیامبر به زبان مانوی. سروده های ایران باستان را می توان به دو بخش تقسیم کرد، سروده های دینی و سروده های غیر دینی. ایران شناسان، وزن هجایی را ، وزن موجود در اشعار آن دوره معرفی کرده اند و برخی نیز قائل به وزن ضربی بوده اند. اعتقاد بر این است که اشعار یشت ها موزون به وزن ضربی بوده اند اما در مقابل اشعار گاهان که سروده های خود زرتشت است بر وزن هجایی سروده شده اند. از وجود طبقه ای به نام طبقه شاعران در ایران باستان اطلاعی در دست نیست. آنچه که به طورقطع می دانیم، تنها وجود طبقه ای به نام گوسانان در روزگار پارتیان وخنیاگران در زمان ساسانیان است که شاعر نوازندگانی بودند که در کوچه و بازار اسباب شادی مردم و نیز درباریان را فراهم می کردند. آثار مکتوبی از آنان در دست نیست چرا که آنان ، فقط شاعر- نوازندگانی بوده اند که از شعر و موسیقی توأمان بهره می بردند. در این پژوهش که داده ها از طریق تحقیقات کتابخانه ای به دست آمده، به شناخت نخستین شاعران ایران خواهیم پرداخت. از میان آثار منظوم موجود، سراینده اندک آثاری، به طور یقین بر ما آشکار است مانند گاهان زرتشت یا سرودنامه های مانی. هدف از این پژوهش شناخت و کسب اطلاع از شعر و شاعران ایران پیش از اسلام است ولی شوربختانه در انتساب بسیاری از آثار، تردید وجود دارد و نام سراینده آنها برما نا پیدا است مانند یشت ها. از این رو تنها راه پیش رو برای شناختن شاعران این دوره آن است که نام افرادی که آثار منظوم بدانها منسوب است را ذکر کنیم که در این میان، میزان اطمینان ما از این انتسابِ ناگزیر، گاه بسیار زیاد است همچون انتساب گاهان به زرتشت و شاعر دانستن وی و گاه میزان اطمینان ما بسیار اندک است مانند شاعر دانستن داریوش هخامنشی به سبب شعر دانستن بخشی از کتیبه بیستون، چرا که بر ما آشکار نیست که آیا داریوش تنها فرمان نوشتن چنین کتیبه ای را داده است یا اینکه وی متن کتیبه را نیز خود فرموده است. در برخی موارد هم اطلاعات ما تنها در حد ذکر نام اثر ادبی است که نویسنده یا سراینده آن نا معلوم است. شرق شناسان و دانشمندان بسیاری درباره شعر در ایران باستان به تحقیق و مطالعه پرداخته اند و مقالات و رسالات گوناگونی در این باره نوشته اند، همچون لازار، بنونیست، هنینگ ، گِلدنر ، بویس، محمد تقی بهار، محسن ابوالقاسمی و ابوالقاسم اسماعیل پور.
امروزه موضوع ارتقای سطح آموزش در سیستم های آموزشی نوین، مسئله ای مهم است. کیفیت آموزش به عوامل گوناگونی از جمله فعالیت استاد، فعالیت زبان آموزان و مواد درسی وابسته است. در این کار پژوهشی نقش تأثیر مواد درسی برروی کیفیت زبان آموزان در محیط های آموزشی ایران بررسی می شود. بر همین اساس، در این مقاله نقش مطالعه متون ادبی در خانه در بالابردن سطح کیفیت آموزش، تجزیه و تحلیل می گردد. منظور از مطالعه در خانه، مطالعه ای است که زبان آموزان برای تکمیل و بهبود مطالعه مواد درسی مرتبط با موضوعات آموزشی و فهم بهتر محتوای آن ها در خارج از محیط آموزشی به آن می پردازند. مؤلفان معتقدند که مطالعه آزاد متون ادبی در خارج از وقت های آموزشی می تواند تأثیر به سزایی بر روی کیفیت آموزش زبان روسی داشته باشد. در این مقاله برآن هستیم تا مشخصاً با ذکر دلایل و شواهدی تأثیر مثبت مطالعه آزاد متون ادبی را بر روی کیفیت آموزش زبان روسی به دانشجویان فارسی زبان اثبات کنیم و درعین حال معیارهای لازم را برای انتخاب متون ادبی برای دست یابی به هدف فوق و نیز مقدار و نحوه مطالعه آن ها ارائه نماییم.
قصه ها سرشار از کلیشه های زبانی و اصطلاحات، زبانزدها و مثل هاست که بر لطف و شیرینی داستان می افزاید. اگر در قصه ها از عناصر ادبی مثل تشبیه و استعاره استفاده می شود، بسیار ساده و کلیشه ای است. کلیشه های زبانی ازجمله نفرین ها، دشنام ها، تعارف ها، دعاها، سوگندها، تهدیدها، کنایات و امثال مواردی هستند که بازتابنده جنبه های عامه نگاری آثار و تبیین زبان هر دوره اند. این ویژگی و برجسته کردن و مطالعه آن جز فوایده مردم نگارانه، بیانگر زبان و فرهنگ و عمق و غنای آن هاست. در این مقاله کلیشه ها و مواد زبانی یادشده از 46 متن ادبیات کلاسیک عامه انتخاب، طبقه بندی، بررسی و تحلیل شده است. سؤال اصلی این مقاله آن است که کلیشه های زبانی در متون کلاسیک عامه تا چه اندازه در عامه نگاری مؤثر بوده است. پژوهش حاضر با این هدف نگاشته شده است تا نشان دهد کاربرد کلیشه های زبانی تا چه اندازه در مقبولیت میان مردم مؤثر بوده است. این مطالعه افزون بر فواید مردم نگارانه، غنای زبانی آثار را نشان می دهد.
این تحقیق تلاشی در فعال کردن دانش لغوی غیرفعال از طریق توجه دهی و بررسی تأثیر جمله نویسی به عنوان فعالیت پس توجه دهنده بر تقویت تأثیر توجه دهی است. چهل و دو دانشجوی زبان انگلیسی سطح متوسط به بالای بزرگسال خانم، در دو گروه هم سطح از یک دانشگاه سراسری انتخاب شدند. آنها در تحقیقی شرکت کردند که در آن توجه به کلماتی که تولید آنها به آسانی فهمیدن آنها نبود، از طریق علامت زدن آن کلمات در یک متن خواندن انجام شد. سپس، شرکت کنندگان در یک فرآیند ٤ هفتگی جمله نویسی متراکم/ پراکنده شرکت کردند؛ شرکت کنندگان یک گروه هر هفته در طول ٤ روز پی در پی در هر روز، یک جمله با یکی از ١٦ لغت توجه شده نوشتند و گروه دیگر این فرآیند را یک بار در هفته تجربه کردند، به گونه ای که آنها بدون هیچ وقفه زمانی، ٤ جمله با ٤ کلمه توجه شده نوشتند. نتایج نشان داد که ارائه فعالیت پس توجه دهنده بر ارتقاء دانش لغوی تولیدی هر دو گروه به طور معناداری تأثیرگذار است. تعامل بین عامل زمان و روش های یادگیری معنادار بود. همچنین، نتایج عملکرد گروه پراکنده بهتر از گروه متراکم بود، ولی این تفوق معنادار نبود.