مقالة حاضر در مورد بررسی کارکرد نشانه های صوتی و ترفندهای گفتمانی در متون تبلیغات بازرگانی رادیویی است. هدف از این تحقیقِ توصیفی این بود که ببینیم برای انتقال معانی صریح و ضمنی این متون از چه فنون و امکانات شنیداری بهره برداری می شود.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یازده نمونة تبلیغ رادیویی حاکی از آن است که در طراحیِ متونِ چند لایه ایِ تبلیغات رادیویی، لایه های مختلفی که خاص این رسانه شنیداری است، یعنی لایه های گفتار، موسیقی و صداهای محیطی برای درک و نیز ترغیب شنونده به خرید کالاها یا استفاده از خدمات، به کار گرفته می شوند و نیز ترفندهای گفتمانی و نقش ترغیبی زبان در این میان نقشی اساسی ایفا می کنند.
Language and culture are now deemed to be co-constitutive; hence English language teaching (ELT) textbooks should incorporate cultural aspects and promote intercultural competence. However, careful decisions should be made as regards to the cultural content of materials and the ways in which culture is represented. This study was an attempt to deconstruct the patterns of cultural representation and intercultural interactions in Interchange textbooks, an ELT textbook series taught to English as a foreign language (EFL) learners in Iran. Using content analysis of texts and images and with the focus on nationality, gender and race, it examined how different cultures were reflected in Interchange 1, Interchange 2, Interchange 3, and whether cultural bias or inequality was present. The quantitative and qualitative data analysis revealed that the white male group was dominant in all three textbooks. And, to use Kachru’s (1985) terms, inner, outer and expanding circle nationalities were represented in the textbooks, with the expanding circle constituting the major nationality, but American culture of inner circle was predominant. Additionally, the interactions were mainly limited to superficial aspects of the target culture although these textbooks sought to show various intercultural interactions. Dominance of male and white characters and the US culture indicated inequality in race and gender, and the superficial treatment of culture in the textbooks. Less attention to the hybrid culture and deeper level of intercultural aspects, i.e. critical reflections, in the textbooks suggests that the materials be supplemented by EFL teachers’ constructive discussion of the cultures that interact.
در مقایسه با سایر مواد آموزشی در تدریس زبان های خارجی، ادبیات همواره دارای اهمیت و جایگاه ویژه ای بوده است. معمولاً مدرسان زبان، ادبیات را در تحقق دو هدف به کار می گیرند؛ نخست، تدریس ادبیات برای ادبیات است؛ یعنی تدریس آن به منظور کسب اطلاعات ادبی. هدف دیگر، بهره گیری از ادبیات به عنوان منبعی برای تقویت مهارت های زبانی زبان آموزان می باشد.واین مسأله ای است که زبان شناسان کاربردی به آن توجه ویژه ای دارند و پژوهش هایی ارزشمند چه نظری و چه میدانی در بررسی گنجاندن ادبیات در کلاس های زبان و میزان تأثیر آن در بهبود مهارت های زبانی انجام شده است. اما با نگاهی گذرا به پژوهش های نظری مرتبط با این موضوع، در زبان عربی شاهد خلأ آشکاری در این زمینه هستیم چه برسد به پژوهش های میدانی که بتوان از آن در تدریس ادبیات عربی به منظور تقویت توانش زبانیِ عربی آموزان غیر عرب بهره گرفت. بنابراین، پژوهش حاضر با مقایسه و تحلیل آراء زبان شناسان، گامی در جهت رفع این نقص در زمینه نظری مسأله می باشد. این مقاله با مطالعه منابع خارجیِ مرتبط با موضوع، به بررسی نظرات موافقان و مخالفان به کارگیری ادبیات به عنوان منبع آموزش زبان پرداخته و مشکلات و موانعی را که معلمان و زبان آموزان در مطالعه ادبیات با آن روبرو هستند، بررسی می کند و سپس پیشنهادها و راه حلهایی را که در رفع یا کاهش آن ارائه می شود، مورد ارزیابی قرار می دهد. مهم ترین نتیجه ای که از این پژوهش حاصل آمده، این که ادبیات معاصر عربی با توجه به اصالت آن وتوانایی بالقوه ای که در تقویت توانش زبانی، فرهنگی، تفسیری، نقدی و احساسی زبان آموزان دارد، می تواند زمینه مناسبی برای تدریس و یادگیری زبان عربی به عنوان زبان خارجی باشد.
The current second language (L2) instruction research has raised great motivation for the use of both processing instruction and meaningful output instruction tasks in L2 classrooms as the two focus-on-form (FonF) instructional tasks. The present study investigated the effect of structured input tasks (represented by referential and affective tasks) compared with meaningful output tasks (implemented through text reconstruction cloze tasks) on the acquisition of English nominal clauses (NCs). The study sought to investigate if (1) both input and output instruction would lead to significant gains of knowledge in acquiring NCs, and (2) there were any significant differences between learners' receptive and productive knowledge of nominal clauses. First-year undergraduate students studying at four intact university classrooms participated in the study. The effectiveness of the tasks was determined by a noun-clause recognition test and a sentence combination production test administered both as the pretest and posttest. The results revealed that both processing instruction and meaningful output instruction helped the learners improve their receptive knowledge of grammar effectively; nevertheless, the processing instruction group did not significantly outperform the meaningful output group in their gains of receptive knowledge of grammar. The findings further illustrated that meaningful output instruction group significantly outperformed processing instruction group in their productive knowledge of grammar
This article reports on the findings of a study that investigated the impact of manipulating task performance conditions on listening task performance by learners of English as a foreign language (EFL). The study was designed to explore the effects of changing complexity dimensions on listening task performance and to achieve two aims: to see how listening comprehension task performance was affected and to investigate possible overlaps between EFL learners’ perceptions of task difficulty and hypothesized task complexity. A purposive sample of 54 first-year EFL learners randomly assigned to two parallel conversation classes in an English department of a major public university participated in the study and performed listening tasks in a language lab. The instruments used for data collection were seven tasks taken from a TOEFL Test Preparation Kit, each followed by listening comprehension questions and an item on the participants’ personal perception of the difficulty of the task. During counter-balanced administrations, the tasks were manipulated for one of the four dimensions of task difficulty (adequacy, immediacy, perspective, and prior knowledge). The resulting data included the participants’ perception of difficulty as well as their performance scores under less complex and more complex conditions. One-sample T-test and correlation analyses of the data revealed that for all of the four complexity dimensions, the hypothesized less complex task condition led to better learner performance. The correlation between learner-assigned difficulty score for the task at hand and theoretical task complexity level was significant only for the immediacy dimension (r=-0.67, p<.05). The results offer support for task complexity frameworks, raise doubts about learners’ perceptions of tasks, and imply possibilities for task manipulation in language learning contexts.
در مطالعات انجام شده در حوزه پردازش لغت، همواره تفاوتهای پردازش اسامی و افعال به لحاظ متفاوت بودن جنبه های اسمی و فعلی و فعالیت قسمت های متفاوتی از مغز در ارتباط با ویژگی های لغوی مورد بررسی قرار گرفته است. این بررسی به خصوص در مورد افراد دوزبانه، با توجه به نقش واسطه ای زبان اول در پردازش زبان دوم از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در این مطالعه، مقایسه ای تطبیقی بین زبان اول و دوم با در نظر گرفتن سطوح پردازش لغت در افراد دوزبانه فارسی- انگلیسی، و با مشارکت هشتاد و شش دانشجوی دوره کارشناسی زبان و ادبیات انگیسی انجام گرفت. در این پژوهش آزمون نامیدن تصویر به عنوان مهمترین ابزار شناختی مورد استفاده قرار گرفت و میزان تاخیرشدگی در نامیدن تصاویر با مفاهیم اسمی و فعلی در هر یک از دو زبان فارسی و انگلیسی در هزارم ثانیه ثبت شد. بر اساس نتایج این پژوهش، در پردازش افعال در هر دو زبان، پیچیدگی های وندی در مقایسه با پیچیدگی های معنایی دارای تاثیرگزاری بیشتری در ایجاد تفاوت بین پردازش اسامی و افعال می باشد و اسامی در حالت کلی میزان یاد آوری بالاتری دارند. همچنین، فراگیری زبان (زبان اول) و یادگیری آگاهانه زبان (زبان دوم) فاقد تاثیر بر میزان مشارکت سطوح پردازش لغت در افراد دوزبانه می باشد.
منشأ بسیاری از ایهام های جذّاب شعر حافظ، در چندگانگی تفسیر های مربوط به تعیین مخاطب شعر اوست. مترجم ادبی موفّق کسی است که درجه ابهام آمیزی متن را در فرایند ترجمه حفظ کند. یکی از مشکلاتی که در فرایند ترجمه رخ می دهد، عدم تناسب ساخت های دستوری و ویژگی های صرفی و نحوی زبان مبدأ و مقصد است. این امر در ترجمه ادبی و به ویژه ترجمه شعر که گاه مبتنی بر همین ویژگی های صوری برای خلق ابهام های خیال انگیز است، بیش ازپیش چالش برانگیز خواهد بود. با توجه به فقدان مشخصه جنس در نظام ضمیری زبان فارسی، برگردان ضمیر «او» که به معشوق حافظ اشاره می کند، در ترجمه انگلیسی امری چالش برانگیز است، چراکه مترجم مجبور به استفاده از یکی از دو ضمیر مذکّر یا مؤنّث خواهد بود که هرکدام تفسیری خاص را برمی انگیزد. این مقاله با بررسی نمونه هایی از ترجمه شعر حافظ توسط سه مترجم، به تحلیل و دسته بندی شیوه های ایشان در برگردان ضمیر سوم شخص مفرد می پردازد.
داری یی از مشخصه های تمایزدهنده در انفجاری های زبان فارسی است. با توجه به این انفجاری ها ییگاه های آغازی (cv)، میانی (vcv) و یا پایانی (vc) قرار بگیرند، ویژگی های صوت شناختیِ متفاوتی پیدا می مطالعاتِ پیشین نشان داده شناختیِ دیرشِ بست و دیی جایگاه ها ازجمله سرنخ های بالقوه داری به شمار می روند. دییز از سرنخ های شناخته شده این تقابل در محیط (vc) است. مطالعه حاضر با هدف بررسیِ این سرنخ های بالقوه در ایجاد تمایز میان انسدادی های دار و بی یگاه پایانیِ صورت گرفته است. در این مطالعه با استفاده از نرم افزار پرات متغیر دیه ماقبل همخوان، دیرش بست و دیِ بست، در واژه هایی قرار گرفته است. پس از تجزیه و تحلیل آماری به وسیله نرم افزار spss یرِ فوق می توانند به عنوان سرنخِ تمای داری در جایگاه پایانییرگذار باشند.
Concerns over the phony nature of textbooks and artificiality of their contents in reflecting authentic language have been raised by a number of researchers. It has been argued that many language teaching programs result in the failure of learners of English to successfully communicate in the target language. The problem with these programs is that there is no general agreement about the success of these materials in developing the pragmatic competence necessary for interlocutors’ mutually intelligible communication[D1] . Hence, this study explored communicated requests for nonverbal/verbal goods and services (RNGS/RVGS) in the dialogues of 5 textbooks and 8 English movies. The utterances of the textbooks and movies were evaluated on six criteria deriving from research on speech act theory, politeness, and conversation analysis. These included whether the textbooks discussed second pair parts, the forms of requests, the context of request occurrence, the nature of the devices through which the requests are mitigated, and multi-turn request forms. The results of the analysis revealed that, except for re-requests and dispreferred responses of RNGS,textbooks’ strategies including forms, face, contexts of RVGS, and strategies of RNGSwere not realized through adequate examples compared to their variants in movies.Most importantly,except for bald on record, internal mitigators of RVGS, external mitigators, and direct and indirect forms of RNGS, the other request strategies in the textbooks showed less variety than those of their counterparts in the movies. Internally mitigated RVGS were the onlystrategies variouslyexploited in the textbooks.The findings revealed that textbook designers should improve their instructional materials by incorporatingmore accurate samples of communicated requests in their future textbooks.
ساخت های اسنادی در زبان فارسی در زمرة ساخت های سه جزئی قرار دارد لیکن در این مقاله با استناد به شش دلیل، ساخت های اسنادی تک موضوعی قلمداد خواهند شد، ضمن اینکه استدلال می شود که مسند در این نوع جملات به عنوان محمول، ایفاگر نقش است.
این پژوهش، به توصیفِ کاربردِ انواع بند، آرایش واژگانی و دستگاه های مربوط به آن، در نوشتار دانش آموزانِ پایه های دوم تا پنجم ابتداییِ شهر کرمان می پردازد. چارچوبِ نظری پژوهش، نظریة نقش گرای مقوله و میزان هلیدی (1961) است، که باطنی (1348)، بر روی زبان فارسی پیاده کرده است. نتایج به دست آمده، حاکی از این است که در ظهور ساخت های نحویِ نوشتاری نیز، همچون گونه گفتاری، سلسله مراتب وجود دارد. و ساخت های پیچیده و نشان داری مانند جملات پرسشی، منفی، مجهول و ساخت های چندمتممی، دیرتر در نوشتار دانش آموزان ظاهر می شوند، و از بسامد وقوع کمتری نیز برخوردارند. ظهور بسیاری از ساخت های نحویِ پیچیده، و افزایش کاربرد آن ها، در جریان افزایش پایة تحصیلی، نقش مثبت آموزش را در پیشرفت گونة نوشتاریِ زبان، در نزد دانش آموزان، نشان می دهد.
محققان به پژوهش های سبک شناسی آماری اهتمام والایی ورزیدند، تا جایی که می توان با به کارگیری آن به تشخیص سبک های مختلف وتمییز آن از سبک های دیگر، در هر متنی پرداخت. در این مقاله، نمونه هایی از رساله ی «التوابع والزوابع» ابن شهید ورساله ی «الغفران» ابو العلاء معری بر اساس سبک شناسی آماری بوزیمان که به «معادله ی بوزیمان» معروف است، مورد بررسی قرار داده شده است. بررسی سبک بر اساس این معادله، کمی است نه کیفی. با تحلیل رساله ی دو نویسنده، بر اساس اصول ومبانی این معادله، ادبی بودن سبک آن دو آشکار گردید. همچنین برآیند این مقاله، حاکی از بالا بودن درجه ی ادبیت رساله ی ابن شهید نسبت به رساله ی معری می باشد. عوامل مؤثر در معادله ی بوزیمان که منجر به افزایش نسبت فعل به صفت (علائم اختصاری آن ن ف ص) ودر پی آن ادبیت دو رساله را به دنبال دارد، عبارتند از: 1. شاخصه هایی که به شکل وساختار بر می گردد. از جمله ی این ویژگی ها: درآمیختگی شعر ونثر، صنعت های لفظی، کاربرد افعال، سبک داستانی، وصفی ومحاوره ای رساله، است 2. شاخصه هایی که به مضمون ومحتوا بر می گردد که شامل عمر وجنس می باشد. این مقاله بر آن است تا سبک دو رساله ی «التوابع والزوابع» و«الغفران» را بر اساس معادله ی بوزیمان، مورد بررسی وپژوهش قرار دهد.
پژوهش حاضر در چارچوب صرف ساختی به بررسی تنوعات معنایی واژه های مرکب مختوم به ستاک حال «یاب» در زبان فارسی پرداخته است. به این منظور، واژه های مدنظر از پیکره های درزمانی و همزمانی زبان فارسی گردآوری شدند. این واژه ها در مقوله های معنایی ویژگی شخص/ شئ عامل، ابزار و شخص عامل جای می گیرند و به دو مقوله عمده واژگانی صفت و اسم تعلق دارند. بررسی درزمانی واژه های استخراج شده نشان داد فرضیه سنتی بسط مفهوم عامل به ابزار در زبان فارسی پاسخ گو نیست، بلکه در شکل گیری دو مفهوم عامل و ابزار واژه های مرکب مختوم به ستاک حال «یاب» از مفهوم ویژگی شخص / شئ عامل در زبان فارسی فرایند حذف موصوف دخیل است. در رخداد چنین فرایندی ترجمه قرضی واژه ها از زبان انگلیسی در زبان فارسی تأثیرگذار بوده است. نتایج این بررسی حاکی از آن است معنای آغازین ساخت را باید «ویژگی متمایزکننده هستاری مرتبط با مفهوم یافتن و جزء اول» دانست که به عنوان انتزاعی ترین همبستگی صورت و معنای ناظر بر عملکرد واژه های مرکب ساخت [x-ستاک حال «یاب»] در زبان فارسی است. براساس داده های گردآوری شده پژوهش حاضر، این ساخت بیشترین تعداد واژه های استخراج شده را به خود اختصاص داده است. به نظر می رسد حذف موصوف «شخص» منجربه شکل گیری طرح واره ای با معنی «شخص انجام دهنده عمل یافتن در ارتباط با مفهوم جزء اول» شده است. نظیر چنین طرح واره ای با حذف موصوف «دستگاه / نرم افزار» در شکل گیری طرح واره ابزار با معنی «شئ انجام دهنده عمل یافتن در ارتباط با مفهوم جزء اول» به کار رفته است.