یکی از ویژگیهای شعر معاصر عرب ، نماد پردازی است . شاعران با توجه به موقعیت سیاسی و اجتماعی عصری که در آن به سر می برند ، زبان ویژه آن روزگار را انتخاب می کنند . صلاح عبدالصبور ، از شاعران برجسته مصر است که تجربه های متعددی در عرصه نویسندگی ، دوام منظور ، شعر و سیاست داشته است . گرچه شهرت وی در درام منظوم است ، اما در شعرش به وفور از نمادهای سیاسی ، اجتماعی و دینی بهره برده است . در این مقاله به بررسی چند نماد عمده در دیوان وی می پردازد که مهمترین آنها عبارتند از : طبیعت ، تاریخ ، بر ، شب ، حلاج ، یعقوب و ...
درگرا دیرا، داستان ویلهلم ینسن، دکتر باستان شناسى به نام نوربرت هانولد، از روى یک نقش برجسته باستانى، مجسمه اى براى خود تهیه مى کند که زنى را در حال راه رفتن نشان مى دهذ و خود نام "گرادیوا" بر آن مى نهد. نوربرت علاقهء فراوانى به این مجسمه پیدا مى کند و به تحقیق دربارهء شیوهء راه رفتن زنى مى پردازد که شبیه به گرادیوا قدم بردارد. سرانجام آن زن را مى یابد و "زوئه"، دوست دوران کودکى نوربرت با جادوى عشق، باعث درمان او مى شود در عروسک پشت پرده، اثر صادق هدایت نیز جوانى به نام مهرداد به عروسک بزرگى که در ویترین مغازه اى در پاریس مى بیند، علاقه مند مى شود، عروسک را خریدارى مى کند و با خود به ایران مى آورد. درخشنده، نامزد مهرداد، سر از راز او، که عروسک را پشت پرده اى مخفى مى کند، د ر مى آورد و با محبت بى دریغ خود سعى در درمان مهرداد مى کند، لیکن سرانجام، خود اوست که قربانى عشق مى شود. در این دو اثر، شباهت هاى عمیقى در احساسات و رفتار این دو شخصیت وجود دارند که مورد بحث قرار مى گیرند.
اگر پذیرفته باشیم که ادبیات مخلوق اجتماع است، باید این را نیز بپذیریم که هدف هاى آن نمى تواند از هدف هاى مردمى که آن را مى سازند، جدا باشد. قصه و افسانه در ادبیات، زمان شروع معینى ندارد. میل به تربیت نسل جوان و انتقال تاریخ قوم به آنان، شاید دلیل به وجود آمدن داستان هاى حماسى و قهرمانى باشد و افسانه ها و قصه ها همسفران داستان گویان، ساربانان و کاروانیان شرق و غرب و شمال و جنوب بوده است. هر بار که افسانه اى و قصه اى در گوشه اى از دنیا بازگو مى شد با سنن و آداب قوم جدید آمیخته مى شد، تا بدانجا که امروز دیگر بازشناختن یکى از دیگرى کارى دشوار است سادگى و اصالت افسانه ها، متعلق به هر جا که باشند، شنونده را به خود جلب مى کنند. شاید به همین علت است که در زیر و بم هاى تاریخ زنده مانده اند و از گزند انواع یورش هاى نظامى و فکرى جان سالم به در برده اند و فقط آثار جراحات تاریخ بر آن ها هویداست. مطالعه همین قصه ها و افسانه ها به ما یادآور مى شود که بن مایه و ساختار این گنجینه عظیم بشرى داراى نظم واحدى است.
از قرن یازدهم میلادى، واژه عربى "عنبر" به دو معنى "سنگ کهربا" و "ماده خوشبو" در زبان هاى اروپایى به کار مى رود. تصور واژه نگاران معاصر این ست که پیشینیان، این دو ماده را خلط کرده اند و واژه "عنبر" دستخوش دوگانگى معنایى شده است، آنان فرایند این تشتت لفظى را به روشنى بیات نکرده اند. منشاء این خلط، استنتاجى منطقى به نظر مى رسد، زیرا شیوه استحصال موم عنر و سنگ کهرباى خام و طبیعى از دریا در دنیاى کهن به گونه اى است که بروز چنین خلط واژگانى در زبان را بدیهى جلوه گر مى سازد. بررسى متون کهن نشان مى دهد که این اطلاق دوگانه و گزینش نام واحدى براى نامگذارى این دو ماده گوناگون، نه تنها بدیهى به نظر نمى رسد، بلکه شگفت آور جلوه مى کند، زیرا از یک سو، اروپاییان، کهربا را از دریاى شمال اروپا به دست مى آوردند و این سنگ را نیک مى شناختند و طبعا نام هایى بومى بر آن نهاده بودند و از سوى دیگر، مؤلفان قرون وسطاى اروپا به طور عمده از جواهرنامه ها و قرابادین عربى ترجمه شده به زبان لاتینى در وصف عنبر و کهربا بهره جسته اند، در حالى که در واژگان عربى و فارسى معرب، این دو ماده را همواره به دو نام گوناگون شناخته اند.
گوستاو فلوبر تکنیک جدیدی را در توصیفات خود ابداع کرده است که تنها در روند داستان وقفه ایجاد نمی کنند. بلکه برعکس نقش روایت را نیز به عهده می گیرد و حوادث را به صورتی غیر مستقیم القاء می کنند. به این ترتیب توصیف از ضرب آهنگ خاص داستان پیروی می کند و با آن همراه و همگام می گردد.از سوی دیگر فضای دنیای محسوس با کنش داستان هماهنگ می گردد. و پیرامون دنیای درونی شخصیت ها شکل می گیرد و بر حسب خواسته ها و امیال آنها ساماندهی می شود. بنابراین نقش بندی فضا و توصیف کاملاً منطبق بر کنش داستان طراحی شده و تقریباً با آن عجین می گردد.
در زبان روسى متمم عضو فرعى جمله است که به نشانه و چگونگی موضوع "شىء" اشاره مى کند و به چنین سؤالاتى مثل چگونه؟ مال چه کسى؟ و کدام یک؟ پاسخ مى گوید. این تعریف بیان کننده این موضوع است که در زبان روسى صورت متمم از اهمیت برخوردار نیست و کافى است تنها به بیان چگونگى موضوع اشاره شود. بنابراین شکل ظاهرى و صورت متمم مى تواند به هر شکل باشد و با هر عنصرى ترکیب شود. به همین خاطر در زبان روسى متمم هاى هماهنگ5 "پزشک با تجربه/ ماهر" و متمم هاى غیر هماهنگ "عینک آندرى"مجسمه داستایفسکى " وجود دارد. در حالى که در زبان فارسى اکثر زبان شناسان بر این عقیده اند که متمم بر اساس معنا و صورت مشخص مى شود و براى داشتن متمم وجود حرف اضافه لازم و ضرورى است. در این مقاله سعى شده است انواع متمم هاى زبان روسى مورد بررسى قرار گیرد و به شکل مختصر با متمم زبان فارسى مقایسه شود.
بر اساس نظریه سخن کاوی در زبانشناسی هر گونه جابجائی یا تغییر عناصر متن در جریان آفرینش آن هدفمند می باشد. مقاله حاضر به فرایند واژه بندی بعنوان یکی از جنبه های آفرینش متن پرداخته و ترفندهای واژگانی بکارگرفته شده توسط آفریننـده سخن را بررسی می کند. در این مقاله بخشی از یکی از داستانهای ادگارآلن پو انتخاب و نحوه ایجاد بافتار متن توسط واژگان منتخب و شبکه های واژگانی حاصله، تاثیرات ادراکی آنها و نیز نقش اینگونه ترفندهای متنی در افزایش تاثیر ادبی متن مورد بررسی قرارمی گیرد.این مقاله همچنین به ارزش ادراکی ترفندهای واژگانی و تعامل بین زنجیره های واژگانی در یک متن پرداخته و به کاربرد ابن شیوه نگرش به متن در آموزش زبان اشاره می نماید.
"در این مقاله، نشان داده میشود که نشانههای جمع فارسی-ات، -ان، -گان، -یان، -جات، - وان و-یات تکواژگونههایی از دو تکواژ-ان و-ات هستند که تحت تأثیر محیط آوایی، واجی و واژگانی دچار چنین گوناگونی شدهاند؛با توجه به ساختار واژگانی، تحولات تاریخی واژگان و ساختار هجا و با استفاده از نظریه برتر دلایل ظهور دو تکواژ-ان و-ات، به صورت تکواژگونههای متفاوت معرفی و توضیح داده میشوند.همچنین روشن میگردد که ساخت هجا، رسایی و همانندی آواها، نقش مؤثری در پدیده افزایش دارند.
"
آندره ژید از همان ابتدای نویسندگی ا رو آیینه وار، یا قصه در قصه (en abyme mise) را، در دفترچه های آندره والتر به کار گرفت و درنتیجه شیوه تازه ای در سبک رمان نویسی ارائه کرد. او با به کارگیری این نوع ادبی نه چندان مرسوم قصد داشت که امکان دیگری از زندگی اشرا در نثر به وجود آورد. بعدها در رساله نارسیس، قصد عاشقانه و نی در تب نبه، و چند اثر دیگر از این نوع ادبی بدیع استفاده کرد. در مقاله حاضر روش مذکور در آثار او بررسی خواهد شد تا سهمش در تحول سبک رمان نویسی اش نشان داده شود.
ترجمه ضمایر در نگاه اول ممکن است برخلاف ترجمه سایر مقولات مانند اسم، فعل و غیره خالی از مشکل به نظر رسد. ولی واقعیت امر این است که ضمایر در ترجمه می توانند بیشتر از سایر مقولات مشکل آفرین ظاهر شوند. علت این مشکل آفرینی مضاعف این است که ضمایر علاوه بر اینکه در نظام زبانی زبان مبدا و مقصد مطرح هستند، به دلیل اشاره ای بودن آنها زبان را با ابعادی از گفتمان مانند زمان، مکان، ... پیوند می دهند. نظام زبانی جنسیت دستوری علاوه بر مطابقت، عدد و حالت ضمایر را در دو زبان مبدا و مقصد به چالش می کشد. ضمایر، برخی از ابعاد اجتماعی را کدگذاری می کنند، نیازمند مرجع هستند و از همه مهم تر تعبیر آنها وابسته به گفتمان است و در خصوص متون دینی، بیشتر از سایر متون، متن و تاریخ را نیز در سیطره گفتمان به چالش می کشند. مقاله حاضر به بررسی ترجمه ضمایر در ترجمه های قرآن می پردازد ولی موضوعات مطرح شده، قابل تعمیم به سایر متون و ترجمه ضمایر به طور کلی هستند.
ترجمه به عنوان یک موضوع مورد بحث در تدریس و یادگیری همیشه مطرح بوده است. اصطلاحات بخش جدانشدنی از زبان را تشکیل می دهند و ترجمه مناسب آنها امری بسیار ظریف بوده که نه تنها به ذوق و استعداد بلکه به داشتن اطلاعات نظری نیازمند است. مسئله مورد نظر ما در این تحقیق این است که آیا دانشجویان گروه انگلیسی از اصول و روشهای مناسب در ترجمه اصطلاحات استفاده می نمایند یا خیر. در این رابطه ابتد مبانی نظری اصطلاحات که می تواند، راهنمای مترجم باشد و نیز روشهای ترجمه که نشانگر امکانات مختلف در ترجمه اصطلاحات است, بررسی گردیده سپس دو گروه از دانشجویان که یک گروه دروس ترجمه را نگذرانده و گروه دیگر این دروس را گذرانده و با مبانی و روش های ترجمه آشنائی کافی داشتند، مقایسه شده اند. سی جمله حاوی اصطلاحات متداول در زبان انگلیسی جهت ترجمه از انگلیسی به زبان فارسی در اختیار دو گروه از دانشجویان قرار گرفت. بررسی ترجمه ها نشان داد که تعداد زیادی از دانشجویان معنی اصطلاحات انگلیسی را نمی دانستند. دانشجویانی که اصطلاح را از غیر اصطلاح تمیز داده بودند نیز در عمل از اصول نظری مربوط به ترجمه اصطلاحات پیروی ننموده بودند. مقایسه دو گروه نشان داد که عملکرد دانشجویان بعد از گذراندن دروس ترجمه برتر از گروهی بود که این دروس را نگذرانده بودند؛ اما هنوز هم فاصله زیادی بین ترجمه مناسب و مطابق با اهداف ترجمه اصطلاحات به صورتی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و ترجمه دانشجویان، وجود دارد. نتایج این تحقیق می تواند در تدریس ترجمه اصطلاحات مورد استفاده قرار گیرد.
"این مقاله اهداف ترجمه ماشینی را توضیح و دلایلی چند در خصوص ضرورت علمی، فلسفی، اجتماعی و اقتصادی ترجمه ماشینی برای ایرانیان ارائه می دهد. نگارنده پس از ارائه تاریخچه کوتاهی از ترجمه ماشینی نشان می دهد که در قرن بیست و یکم، تنها کیفیت خوب نیست که در ترجمه حائز اهمیت است بلکه عوامل دیگری نیز وجود دارند که ترجمه ماشینی را هم برای مترجمین و هم برای دیگران جذاب می سازد به منظور آشناسازی خوانندگان با چگونگی کار سیستمهای ترجمه ماشینی، نگارنده به طور خلاصه چند نوع ترجمه ماشینی را مورد بررسی قرار می دهد. ساختارهایی که بر مبنای قواعد کار می کنند (rule-based)، نوع مبدل (transformer) و نوع زبانشناختی (linguistic knowledge) مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین ساختارهای تجربی (empirical)، نوع نمونه- بنیان (example-based) و نوع آماری (statistical) بررسی می شوند. مشکلات زبانشناسی و یا کامپیوتری هر نوع به اختصار ذکر و نتیجه گیری می شود که بهترین سیستمهای ترجمه ماشینی سیستم هایی هستند که از تلفیق ساختارهای گوناگون بهره می جویند. نمونه ای از این سیستم ها، سیستم ترجمه ماشینی چند گذره (Multi-Pass Machine Translation) است که مورد بررسی قرار می گیرد. در طول مقاله تلاش شده است از به کار بردن واژگان تخصصی اجتناب ورزیده شود و گهگاه اشاراتی به جملات فارسی صورت گیرد تا مطلب برای خوانندگان ناآشنا با ترجمه ماشینی جذاب تر شود.
"